عملیات «شبح 3» پیش درآمدی بر عملیات «بیت المقدس»
به یاد دو خلبان شهید عملیات بیت المقدس، شهید امجدیان و طالب مهر در همان اوایل هشت سال جنگ تحمیلی، نيروى هوايى ارتش به منظور تسريع در هماهنگى هاى مورد نياز و پشتيبانى هوايى از عمليات ها، ستاد ويژه عمليات جنوب را در دزفول تشكيل داد. اين نيرو براى پشتيبانى هوايى از عمليات بيت المقدس طرح موسوم به «شبح ۳» را تهيه كرد كه براساس آن براى عمليات هاى آفندى ۲۰ سورتى و براى وضعيت هاى پدافندى هشت سورتى پرواز پشتيبانى نزديك هوايى پيش بينى شده بود.

. نيروى هوايى آمادگى داشت تا در مواقع بحرانى با تعداد پرواز بيشترى به تجاوز يگان هاى دشمن پاسخ قاطع بدهد. در اين طرح همچنين براى عكسبردارى هوايى، پوشش هوايى منطقه، حمل اسلحه، مهمات، آذوقه، نيرو و نیز تخليه مجروحين پيش بينى هاى لازم به عمل آمده بود.

نیروی هوایی ارتش وارد عمل می شود

دو هفته قبل از عمليات بیت المقدس، نيروى هوايى فعاليت هاى شناسايى و عكسبردارى از منطقه را شروع و تا ۱۰ روز پس از خاتمه مأموريت و آزادى خرمشهر ادامه داد. در روزهاى ۱۱ و ۱۲ ارديبهشت ماه ۱۳۶۱ نيروى هوايى از عمليات قرارگاه قدس در جنوب كرخه، كور و جفير، پشتيبانى مؤثرى به عمل آورد و در نوزدهم همين ماه طى چند ساعت و با استفاده از هواپيماهاى سنگين ترابرى حدود ۶۰۰۰ نفر از افراد بسيجى را از مشهد مقدس به منطقه عملیات حمل كرد كه با توجه به بعد مسافت و تعداد افراد و زمان در نوع خود بى نظير مى باشد.

خلبانان شجاع و كاركنان فنى و عملياتى و ستادى نيروى هوايى با ۸۹۰ سورتى پوشش هوايى، ۸۷ سورتى پشتيبانى نزديك هوايى، ۲۲ سورتى عكسبردارى هوايى و ۸۴۷ سورتى ترابرى هوايى و حمل صدها نفر مجروح و با مصرف بيش از ۴۸ هزار پوند انواع مهمات اعم از بمب، موشك، راكت و… در پيروزى رزمندگان اسلام نقش ارزنده اى ايفا كردند. همچنين سامانه پدافند موشكى اين نيرو و ساير يگان هاى پدافند هوايى حدود ۶۰ فروند از هواپيماهاى جنگى ارتش عراق را سرنگون ساختند.

روایت اجرای عملیات شبح 3

خلبانان حاضر در این عملیات، در اولین ساعات صبح روز شانزدهم اردیبهشت  ماه سال 1361 بعد از بریفینگ و گرفتن تجهیزات پروازی رهسپار آشیانه هواپیماها شدند. این عملیات با نام شبح3 یکی از عملیات های نیروی الهی هوایی در راستای تحقق پیروزی در عملیات بیت المقدس که نهایتاً منجر به آزادسازی خرمشهر در سوم خرداد 1361 گردید و قرار بر این شد که این عملیات به صورت هشت فروندی انجام شود. مأموریت مذکور در بامداد 16/2/61 از ستاد عملیات جنوب به پایگاه ششم شکاری جهت اجرا واگذار گردید. خلبانان شرکت کننده در این عملیات، قبل از طلوع آفتاب با سوار شدن به هواپیماها و انجام تاکسی به سمت باند،به پرواز درآمدند.

اولین خلبانان شهید نیروی هوایی در عملیات بیت المقدس، ستوانیکم خلبان علی امجدیان (خلبان کابین عقب) به همراه خلبان شجاع  سروان  حسن طالب مهر (کابین جلو) در گروه 8 فروندی، به خلبانی 16 تن از برجسته ترین خلبانان با هدف سرنگونی مراکز تجمع نیروهای دشمن، ساعت 6 بامداد پایگاه هوایی بوشهر را به لیدری سرهنگ دوم خلبان فرج الله براتپور ترک کردند.

ملحق شدن اف 14 ها به دسته پروازی

فانتوم ها با قدرت، آسمان را شکافته و مسیر پروازی طرح شده را برابر توجیه نقشه پروازی طی نموده و برابر هماهنگی های اولیه درنزدیکی فرودگاه اهواز هواپیمای اف 14 جهت اسکورت به دسته پروازی ملحق گردید. هواپیماها در دو دسته چهار فروندی مسیر را به طرف هدف ادامه دادند. پس از رسیدن به حوالی پایگاه چهارم به سمت منطقه فکه تغییر سمت داده و پس از گرفتن آرایش رزمی پروازی لازم در حدود 5 مایلی؛ در یک رویاروی هوایی در آسمان چنانه ناگهان مرکب آهنین شماره 3 دسته دوم مورد اصابت موشک هوا به هوای جنگنده میراژ دشمن قرار گرفت. بطوری که زبانه های آتش از ناحیه دم پرنده شعله ور شد؛ شهید امجدیان و طالب مهر برای اینکه حتی لاشه هواپیمایشان به دست دشمن نیافتد سمت داخل کشور را در پیش گرفتند.

نحوه شهادت علی امجدیان و حسن طالب مهر

آتش لحظه به لحظه زبانه های بلندتری به خود می­گرفت. هر دو خلبان با توجه به از بین رفتن مقدار زیادی از سطوح کنترل دم و همچنین نداشتن فشار هیدرولیک، با تمام قدرت سعی داشتند جنگنده را در حالت پروازی نگه دارند. با تلاش و همت ستودنی هر دو خلبان، جنگنده فانتوم به نخستین نقطه نشانه زمینی سرزمین های تحت کنترل نیرو های خودی که همان چنانه بود می رسند. گرمای سوزان شعله ها اینک کابین عقب را کاملاً آماج ضربات خود قرار داده بود و ماندن در هواپیما دیگر به صلاح نبود. در لحظه ای هر دو خلبان تصمیم به خروج اضطراری از جنگنده گرفتند. سرانجام سروان خلبان شهید حسن طالب مهر و ستوان یکم خلبان شهید علی امجدیان هواپیمای خود را ترک کردند و هر دو با گلوله های پدافند زمین به هوای دشمن به شهادت رسیدند.

شهید سرتیپ خلبان علی امجدیان که بود؟

در سیزدهمین روز فروردین ماه سال 1335 در شهر کرمانشاه (محله چهار راه سیلو) در خانواده ای مستضعف خداوند متعال پسری را به حسینعلی عطا فرمود که نامش را برگرفته از نام مولایش، علی نهاد. علی تنها فرزند حسينعلي بود. پدر شهید امجدیان مردي زحمتكش از اهالی روستای سهنله از توابع شهرستان سنقرکلیایی، فردی مؤمن و مقيد به احكام نوراني اسلام و کارگری ساده بود.

پدر و مادر این شهید بزرگوار در تربيت و پرورش فرزندشان از هيچ كوششي فروگذار نبودند، به گونه‌اي كه تربيت و هوشمندي او در طول دوران تحصيل، همواره توجه معلمين و مسؤولين مدارسي كه او در آن تحصيل مي‌كرد را جلب مي‌نمود. او از همان دوران کودکی در حین تحصیل کار می کرد و تمامی درآمدش را در اختیار خانواده اش می گذاشت، سخت کوشی و جوهر مردانگی از همان دوران در وی ظهور یافته بود. همواره تلاش می کرد سخت ترین کارها را انجام دهد.

علی پس از طی دوران طفولیت، پای به مدرسه نهاد و پس از گذراندن دوران ابتدایی به دبیرستان راه یافت و تحصیلات متوسطه را دردبیرستان رازی كرمانشاه (رشته طبیعی) با پشتكار و جدیت تمام به پايان رساند. وي همزمان با تحصیل و از آنجایی که صوت زیبایی داشت به تلاوت کلام الله مجید می پرداخت.

علی پس از اخذ ديپلم و قبولی در آزمون ورودی دانشکده خلبانی ، در یکم آذر ماه سال 1353 به استخدام نيروي هوائي ارتش درآمد و پس از طی آموزش های نظامی و موفقیت در آزمون های زبان انگلیسی و مهارت های فنی و تخصصی و انجام دوره های آکادمی و پرواز مقدماتی با هواپیماهای سبک، به اتفاق همرزمانش بمنظور تکمیل دوره خلبانی و دانش پرواز با هواپیماهای پیشرفته جت شکاری در سال 1355عازم کشور ایالات متحده آمریکا گردید.

ابتدا در پایگاه هوایی «لاک لند» تگزاس در نزدیکی خلیج مکزیک زبان انگلیسی را فراگرفت. سپس به پایگاه هوایی «هندو» جهت آموزش با هواپیمای T41و پس از آموزش در پایگاه هوایی «شپارد» و پرواز با هواپیمای جت T37 مفتخر به درجه ستواندومی و نشان وینگ خلبانی شد و نهایتاً در پایگاه هوایی «لاف لین» پرواز با هواپیمای T38 را به اتمام رساند.

پس از طی دوره های موصوف در تاریخ 18/2/57  به میهن بازگشت و طبق امریه ستاد فرماندهی نیروی هوایی به پایگاه ششم شکاری بوشهر منتقل گردید و به جمع تيز پروازان هواپيماي شكاري بمب افكن اف – 4 پيوست. وی با آغاز دوره خدمت، در هیچ برهه ای تدبیر و شجاعت را کنار نگذاشت.

علی درسیزدهم اردیبهشت ماه 1358 با سرکار خانم اکرم طلایی (از همافران نیروی هوایی) ازدواج و ثمره این ازدواج دو فرزند به نام های مریم (متولد 1359 ) وسارا (متولد 1361 ) می باشد.

روایت امیر براتپور از ازدواج شهید امجدیان

امیر سرتیپ خلبان براتپور، لیدر پیچیده ترین عملیات هوایی دنیا تعریف می کرد:

اردیبهشت سال 58 بود، یک روز دیدم علی به اتاق من آمد، آن زمان من معاون عملیات پایگاه ششم شکاری بوشهر بودم، کمی خجالت زده بود و انگار می خواست چیزی بگوید ولی شرم داشت، کمی با او گرم گرفتم و او هم کم کم شروع به صحبت کرد. آن موقع مجرد بود و می خواست ازدواج کند. ما هردو اهل کرمانشاه بودیم، به من گفت: «من کسی را اینجا ندارم و می خواهم ازدواج کنم، امکان دارد شما به عنوان بزرگتر من پا پیش بگذارید؟»

کلی خوشحال شدم و گفتم برای هرکاری که بخواهی آماده ام. او هم گفت کسی که مدنظر دارم از خانم های کارمند همین پایگاه است. همان موقع دستش را گرفتم، از اتاق زدیم بیرون و به محل کار آن خانم رفتیم. با آن خانم صحبت کردم و به او قول دادم که با علی خوشبخت خواهد شد. بعد از چند روز که خوب با هم حرفهایشان را زده بودند و هر دو به این ازدواج رضایت داده بودند، به هر دوی آنها مرخصی دادم تا بروند به شهرهای خودشان و مراسم عقد و ازدواج را راه بیاندازند.

«امانتی بود دست ما که خداوند آن را پس گرفت»

شهيد علی امجديان در دوران دفاع مقدس با ايثار و از خود گذشتگي همه روزه با انجام پروازهای گشت و شناسایی به حفظ  و حراست از مرزهای هوایی می پرداخت. بر اساس گزارش های موجود در یک مأموریت برون مرزی با بمباران تأسیسات هوایی دشمن در کرکوک تلفات و ضايعات قابل توجهي به دشمن بعثي وارد ساخت و مورد تشویق قرار گرفت. او در کنار همرزمان شجاع خود همچون حسین خلعتبری، حسین دل حامد، حسن طالب مهر، حیدریها، کیومرث حیدریان، عبدالله کاشانی فرد، منوچهر شیرآقایی و علی اصغر خسرو شاهی در مقابل آزمونی سخت قرار گرفتند و با شهادت خود، از این آزمون سربلند بیرون آمدند. در مراسم تشییع شهید علی امجدیان، پدر شهید گفت: «امانتی بود دست ما که خداوند آن را پس گرفت.»

شهدا هرچند به ظاهر کلامشان قطع گردید اما پيامشان  همواره در گوش همرزمان و دوستانشان طنين انداز است كه مي گفتند: «اسلام عزیز، برترین دین هاست باید همواره با جان و مال از حريم آن دفاع كنیم، چرا که از آموزگار شهادت، امام حسين (ع) آموختهايم و دیده ایم که چگونه سرور آزادگان جهان تمام هستي اش را فداي اسلام عزیز نمود".

روحشان شاد و راهشان پر رهرو باد.

منبع: مجله صف؛ ماهنامه ارتش جمهوری اسلامی ایران، شماره418

مصاحبه با سرتیپ دوم خلبان فرج الله برات پور و سرهنگ خلبان منوچهر شیر آقایی

گرد آورنده: سرهنگ ستاد علیرضا امجدیان

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده