شراره های خشم
عمليات انتقام، نخستين پاسخ نيروي هوايي به دشمن محمد معما با پیروزی انقلاب اسلامی ایران، صدام حسین با این تصوّر که با رفتن محمدرضا شاه جای او را در خلیج فارس پر میکند و میتواند نقش رهبری اعراب را بازی کند، از همان روزهای اول پیروزی انقلاب چندین بار به تحرکات مرزی دست زد تا بهانه و انگیزه لازم را برای حمله به ايران به دست آورد.. عراق در ماههاي آخر منتهي به جنگ، بارها حريم هوایی ایران را نقض کرد.

  

 طوري كه تا 31 شهریور 1359 جمعاً 464 مورد تجاوز زمینی، هوایی و دریایی عراق به ايران ثبت شده است. از این تعداد 148 مورد تجاوز هوایی، 295 مورد تجاوز زمینی و 21 مورد تجاوز دریایی بوده است.

نخستین درگیری های هوایی آغاز میشود

نیروی هوایی ارتش که وظیفه محافظت از مرزهای هوایی ایران را به عهده داشت، از اوایل شهریور 1359 باتوجه به وضعیت بحرانی مرزها، گشتهای هوایی خود را بیشتر کرد و به نیروهای عراقی نیز اخطار داد که حریم هوایی ایران را نقض نکنند. بعد از حمله عراق به مهران در 12 شهریور 1359، دستوری مبنی بر رهگیری و شکار هواپیماهای دشمن که وارد مرز ایران میشوند، صادر شد. به اين ترتيب تا شروع رسمی جنگ، حداقل سه درگیری هوایی در داخل مرزهای ایران رخ داد که هر سه با پیروزی تیزپروازان نیروی هوایی ایران همراه بود.

27 شهریور سال 1359 یک فروند هواپیمای شکاریِ نیروی هوایی مورد هدف قرار گرفت و خلبان آن سروان «حسین لشگری» به اسارت درآمد. او مدت 18 سال در چنگال بعثیون گرفتار بود و سرانجام در سال 1377 آزاد شد. وی به دلیل استقامت و خدمات خود با فرمان فرماندهی معظم کل قوا، به درجه سرتیپی ارتقاي درجه یافت و متأسفانه به دلیل صدمات و جراحات وارده در زمان اسارت، در سال 1388 به شهادت رسید.

عراق از زمین و هوا به ایران حمله کرد

صدام در 26 شهریور 1359 در مجلس ملی عراق قرارداد 1975 الجزایر را بهصورت یکجانبه لغو و آن را در جلوی دوربین تلویزیون پاره كرد. به دنبال آن حمله سراسري عراق در ساعت 13:45 روز 31 شهریور با تجاوز هوایی و  زمینی آغاز شد و 10 مرکز مهم نظامی ایران توسط جنگنده بمبافکنهای عراقي بمباران شد.

حملات هوایی

نیروی هوایی عراق در ساعت 13:45 دقیقه با شش فروند میگ 23 به فرودگاه اهواز، دقایقی بعد با سه فروند میگ 23 به پایگاه هوایی تهران، با چهار فروند میگ 21 به پایگاه هوایی همدان، سه فروند میگ به فرودگاه سنندج و هشت فروند میگ به فرودگاه تبریز و سپس به شهرهای بوشهر، کرمانشاه و اسلامآباد حمله كرد. ولی این پایان کار نبود؛ در هنگام حمله به پایگاه مهرآباد تهران، با اعلام تندخيزي [اسکرامبل] دو فروند فانتوم این پایگاه اقدام به رهگیری میگها کردند.

در جریان این حمله، جمعاً پنج فروند از هواپیماهای عراق ساقط شد. یک فروند از این هواپیماها در غرب تهران مورد هدف فانتومهای ایرانی قرار گرفت و یکی از خلبانان عراقي پس از خروج اضطراری از هواپیما به اسارت نيروهاي ايراني درآمد.

واکنش سریع نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران

به دنبال اين تهاجم ناجوانمردانه، سرهنگ خلبان «جواد فکوری» فرمانده وقت نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی، با اعلام وضعیت اضطراری از کلیه فرماندهان برای جلسهای در ستاد نیروی هوایی دعوت و در جلسه تأکید كرد كه باید جواب  قاطع و سریعی به این حملات داده شود. شهید فکوری تأکید كرد که «ما باید به تکلیف خودمان عمل و از کشورمان دفاع کنیم؛ ما برای این روزها آموزش دیدهایم و نتیجه آن دست خداوند است».

با پایان جلسه، همه روی این نکته تأکید داشتند که باید جوابی قاطع و سریع به دشمن داده شود. بر همین اساس به پایگاههای سوم شکاری همدان و ششم شکاری بوشهر مأموریت داده شد تا در عملیات جداگانهای، با در نظر گرفتن اصل غافلگیری جوابی سریع به این حمله هوایی عراق بدهند.

عملیات انتقام در کمتر از دوساعت

ساعت 14:30 روز 31 شهریور سال 1359، سرهنگ خلبان قاسم گلچین فرمانده وقت پایگاه هوایی همدان دستور داد همه خلبانان در سالن تجمعات پایگاه گرد هم بیایند. کیلومترها دورتر در پایگاه هوایی بوشهر هم غوغایی مشابه برپا بود. خلبانان همگی به دستور مرحوم امير سرتیپ خلبان مهدی دادپی فرمانده وقت پایگاه بوشهر گرد هم آمده بودند. امير سرتیپ کاکاوند معاون عملیات وقت پایگاه با دقت مشغول انتخاب خلباناني برای اجراي عملیاتی برقآسا بود.

مضمون هر دو جلسه مشخص بود. فرماندهان ضمن تشریح وضع موجود، عنوان کردند که براساس دستور فرماندهي نيروي هوايي بايد پاسخی سريع و قاطع به عراق داده شود. عراقیها باید بدانند ایران را با وجود تمام تحریمهایی که علیه این کشور اعمال شده است، نباید دستکم گرفت.

به اين ترتيب طرح اولیه عملیات «انتقام» آماده شد. براساس اين طرح، میبایست ابتدا پایگاه هوایی بوشهر و پس از آن پایگاه هوایی همدان وارد عمل میشد. مقرر شده بود دو گروه پروازی به نامهای «البرز» و «آلفا رد» به ترتیب از دو پایگاه ششم شکاری بوشهر و پایگاه سوم شکاری همدان به پرواز درآيند. گروه پروازی «البرز» بايد پایگاه هوایی «شعبیه» را بمباران میکرد و گروه پروازی «آلفا رد» پایگاه هوایی «کوت» را در هم ميكوبيد.

 

پایگاه هوایی بوشهر آماده حمله نخست

خلبانان پایگاه ششم شکاری بوشهر بلافاصله کار روی نقشه و برنامه پروازی البرز را شروع كردند. بعد از نیم ساعت، برنامه پروازی آماده و قرار شد با چهار فروند فانتوم مسلح به بمبهای 1000 پوندی به پایگاه شعبیه حمله کنند.

معاون عملیات پایگاه فهرست اسامی خلبانان را انتخاب کرده و به لیدر دسته پروازی سپرد. در اين فهرست، امير سرتیپ جهانگیر ابنیمین، از خلبانان باتجربه بهعنوان شماره یک و لیدر دسته پروازی انتخاب شده بود. خلبان کابین عقب ستوان کاظم روستا بود كه کمتر از سه ماه بعد در یک پرواز برونمرزی به درجه رفیع شهادت نائل آمد. شماره دوي پرواز، سرتیپ سپیدموی آذر و خلبان کابین عقب وي، جناب خرازیان بود. شماره سه، جناب حقپرست و خلبان کابین عقب، جناب قدیریمقدم و سرانجام شماره چهار، جناب بختیاری و خلبان کابین عقب، جناب فضلالله امینی بود.

عقربههای ساعت حدود ساعت 15:45 دقیقه را نشان میداد كه چهار فروند فانتوم مسلح گروه پروازی البرز روی باند پروازی قرار گرفتند و يکی پس از دیگری دل آسمان را شكافتند تا اولین تجربه جنگی خود را کسب كنند. هر چهار فروند فانتوم در کنار هم از روی بندر دیلم، قروه و خسروآباد گذشتند و پس از عبور از اروندرود، با رساندن ارتفاع به حداقل، وارد خاک عراق شده و مسیر را به سمت پایگاه «شعیبیه» در استان بصره پیش گرفتند. از روی پادگانهای امالقصر و بصره هم گذشتند؛ در حاليكه عراقیها فکر نمیکردند نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران در این زمان کم بتواند عملیاتی را طرحریزی و اجرا کند. هیچ يك از سامانههاي پدافندی عراق موفق نشد در طول مسير به سوی فانتومها شلیک كند. فانتومها برای بمباران هدف میبایست ارتفاع گرفته و از سمت چپ پایگاه برای رها کردن بمب­ها «پاپآپ» می­كردند.

در همین زمان بود که لیدر دسته متوجه موضوع مهمی شد. پایگاه شعیبیه به جای یک باند دارای سه باند پروازی بود. او باید سریع تصمیم میگرفت که چگونه طرح را عوض كند. بیدرنگ با خلبانان همراه تماس گرفت و روی رادیو اعلام کرد که من باند وسط، شماره دو باند سمت چپ، شماره سه باند سمت راست و شماره چهار شيلترهای انتهای باند را هدف قرار دهد. شیرجه فانتوم­ها برای زدن هدف آغاز شده بود که پدافند پایگاه تازه متوجه حضور خلبانان نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران شد و بیامان شروع به شلیک كرد. آسمان به سرخی میزد و پر از گلوله شده بود، ولی باید به عراق درس فراموش نشدنی داده میشد. لیدر بهعنوان اولین نفر، باند پروازی را هدف قرار داد و در پی آن شماره دو و سه نیز هدفهای خود را بهخوبی بمباران کردند. شماره چهار نیز شيلترهای هواپیما را که در انتهای باند اصلی قرار داشت، هدف قرار داد. لیدر دسته با مهارتی مثالزدنی ارتفاع هواپیما را به جایی رساند که هر لحظه احتمال برخورد علائم کنار باند با هواپیمایش میرفت. شاید او میخواست مهارت خلبانان ایرانی را به رخ عراقیها بکشد. به خواست خداوند حتی یک تیر هم به فانتومها برخورد نکرد و ساعتی بعد همگی سالم در پایگاه هوایی بوشهر به زمین نشستند. این اولین ضربه سهمگین نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران بر پیکره دشمن بود.

کیلومترها دورتر، چهار فروند فانتوم مسلح درپایگاه هوایی همدان، براي ضربه دوم آماده پرواز بودند. تا قبل از شروع جنگ، برای آمادهسازی جنگندهها معمولاً دو تا سه نفر از كاركنان فنی حضور داشتند، ولی در آن زمان در کنار هر هواپیما 25 تا 30 نفر مشغول آمادهسازی جنگندهها بودند.

کمی آنطرفتر، در اتاق بریفینگ (توجيه) پایگاه، خلبانان در حال بررسی نهایی هدف بودند. آنها میبایست پایگاه هوایی کوت را بمباران میکردند تا تهديد اين پایگاه عليه پایگاههای هوایی همدان و دزفول را رفع كنند.

سرهنگ پور رضایی، شماره یک و لیدر دسته پروازی بود و سرتیپ دهقان، خلبان کابین عقب او بود. شماره دو، شهید سرتیپ خلبان محمدصالحی و خلبان کابین عقب، شهید سرتیپ خلبان خالد حیدری بود. شماره سه، سرتیپ کریمینیا و خلبان کابین عقب، سروان کوپال بود. شهید سروان خلبان کوپال بعدها در یک عملیات برونمرزی به درجه رفیع شهادت نائل آمد. شماره چهار، سرهنگ خلبان رجبی مقدم و خلبان کابین عقب، مرحوم سرهنگ خلبان جانفشان بود.

عقربههای ساعت، حدود 16:30 روز 31 شهریور 1359 را نشان میداد که صدای غرش سهمگین فانتومهای پایگاه شکاری همدان فضای آسمان را پر کرد. خلبانان با سرعت به سمت مرز پرواز کردند و با رسیدن به مرز ارتفاع را به حداقل رسانده و وارد خاک عراق شدند. پدافند عراق دیگر هوشیار شده بود. فانتومها به چند مایلی هدف رسیدند که ناگهان آتش از زیر بال هواپیمای شماره دو زبانه کشید. هواپیما بلافاصله شروع به ارتفاع گرفتن کرد و سپس به شکل وارونه، ارتفاع را كم كرد. رودخانه دجله درست از سمت شرق پایگاه میگذشت. فانتوم در حالی که آتش از آن زبانه میکشید، داخل دجله افتاد، بدون آنکه خلبانان آن موفق به خروج از جنگنده خود شوند. شهیدان بزرگوار صالحی و حیدری اولین شهدای خلبان نیروی هوایی بعد از شروع جنگ تحمیلی بودند که همراه با پرنده آهنین بال خود بر اثر اصابت پدافند عراق در رودخانه دجله سقوط کردند.

روحیه خلبانان که نظارهگر این وقایع بودند، زیاد مناسب نبود، اما لیدر دسته پروازی که از تجربه بالایی برخوردار بود، بلافاصله دستور داد این عملیات به هر نحو ممكن انجام شود و سپس اعلام كرد با رسیدن به هدف، شماره چهار مأموریت هواپیمای شماره دو را انجام دهد. دقایقی بعد هر سه جنگنده به پایگاه کوت رسیدند که لیدر متوجه یک تجمع عظیم از جنگندههای دشمن در ابتدای باند پروازی شد. گویا جنگندهها قصد پرواز و زدن هدفی را داشتند. درنگ جایز نبود، لیدر روی آنها شیرجه رفت و آنجا را بهشدت بمباران کرد. شماره دو مطابق برنامه وسط باند را هدف قرار داد و شماره سه نیز انتهای باند شيلترهای هواپیما را بمباران كرد. پدافند عراق که هوشیار شده بود، بیامان به سمت فانتومها آتش میکرد، ولی دیگر کار از کار گذشته و هدف بهشدت بمباران شده بود. فانتومها از هم جدا شده و هرکدام به طرفي پرواز کردند و ساعتی بعد هر سه فروند در پایگاه هوایی همدان به زمین نشستند.

دقایقی بعد یک گروه چهار فروندی دیگر از پایگاه شکاری بوشهر به پرواز درآمدند تا سومین ضربه کاری نیز به پیکره نیروی هوایی عراق وارد شود. بهدنبال اين عمليات دليرانه و در کمتر از 12 ساعت از پایان عملیات انتقام، نیروی هوایی ایران در یکی از بینظیرترین عملیاتهای هوایی جهان در قالب عملیات کمان 99، دویست فروند هواپیمای جنگنده بمبافکن را به پرواز درآورد و با عبور 140 فروند آنها از مرز، تمامی پایگاههای هوایی عراق، بهجز پایگاه الولید را مورد هدف قرار داد و خواب را به چشم صدامیان حرام کرد. با انجام این عملیات در کمتر از 12 ساعت نیروی هوایی عراق عملاً بخش عمدهای از توان هوایی خود را از دست داد. 

منبع:  ويژه‌ نامه سال 1389

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده