حافظان بیت المال
صورت اموال شهید حمید باکری نمی دانم کدام گوشه اش را بگویم. از او فقط چشم هایش در خاطرم مانده که همیشه از بی خوابی قرمز بود.انگار این چشم ها سفیدی نداشت.

وقتی گفتند شهید شد، گفتم:

-الحمدالله، بالأخره خوابید. خستگیش در رفت.

خیلی وقت ها می نشینم ساعت ها و ساعت ها فکر می کنم که بعد از شهادت اینها آیا زندگی مان با آنها تمام شد؟

هنوز قم بودیم که یک روز از طرف بنیاد شهید یک ارزیاب فرستادند و صورت اموال هر خانواده را بر می داشتند. یکی یکی این کاسه، بشقاب ها را بر می داشتند، می گفتند:

  • مستهلک، ده تومان، یخچال هزار تومان.

ضبطی داشتیم که حمید خریده بود و در بمباران از وسط نصف شده بود. آن را ورانداز کردند، گفتند:

  • بی مصرف، صد تومان.

آن شب من و خانم همّت تا صبح گریه کردیم. فکر کردیم:

  • راستی! آنهایی که از بیرون نگاه می کنند، همین قدر از ما می بینند و ما را همین طور می بینند؟

ارزش(مادی) این زندگی مشترک همین قدر بود که اینها در عرض نیم ساعت قیمت زدند و رفتند.1

*****

 

ما دربارة این زندگی چگونه می توانیم قضاوت کنیم، در حالی که از این زندگی فقط به ظواهر آن توجّه داریم. میزان برای معرّفی چنین زندگانیها باید علی بن ابیطالب (ع) باشد که هم به ظواهر و هم به باطن زندگی و دنیا آشنایی دارد، آن حضرت می فرمایند:

«ای مردم! کالای دنیای حرام چون برگ های خشکیده و وَباخیز است، پس از چراگاه آن دوری کنید، که دل کندن از آن لذّت بخش تر از اطمینان داشتن به آن است، و به قدر ضرورت از دنیا برداشتن بهتر از جمع آوری سرمایه فراوان است.2

اگر دیدگاه همه نسبت به دنیا اینگونه باشد، دیگر نیازی نیست که برای کنترل اموال بیت المال و … واحد های نظارتی، بازرسی و اطّلاعاتی گمارده شود، زیرا در این صورت وجدان افراد خود بهترین و مطمئن ترین نگهبانان است.

افسوس که عدّه ای با چنین تفکّری در جامعة اسلامی مخالفت می کنند.

 

پا نوشته ها:

1- همسر شهید / حمید باکری به روایت همسر / ص 42

2- نهج البلاغه / حکمت 367

 

 

منبع: حافظان بیت المال،امین محمود جانلو،انتشارات زهیر،1381

استخراج و تنظیم: گروهبانیکم وظیفه شایان کارگذار، زیر نظر مدیریت سایت

انتهای مطلب


 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده