حافظان بیت المال-1
حاضر نبود کولر روشن کند، شهید دکتر مصطفی چمران تأسی به سیرۀ شهدا که یکی از چهار گروهی هستند که به فرمایش قرآن کریم خداوند به آنان نعمت عطا فرموده (...انعم الله علیهم...)، اقدامی عملی به همین آیه شریفه ای است که ما تنها در نمازهای واجب روزانه 10 بار از خدا می خواهیم که ما را به راه راست، راه آنها که به ایشان نعمت عطا فرمود هدایت کند(اهدنا الصراط المستقیم، صراط الذین انعمت علیهم).

با این منظور بر آن شدیم تا کتاب ارزشمند حافظان بیت المال را، که 14 سال پیش توسط نویسندۀ دلسوزی تألیف شده ورقی بزنیم و تعدادی از مطالب آن را به علاقمندان به سیرۀ شهدا تقدیم کنیم، باشد تا سیرۀ رفتاری خود را با آن عزیزان محک بزنیم و از این طریق راه و رسم زندگی اسوۀ تقوا مولایمان امیر مؤمنان علی علیه السلام را طی طریق کنیم که در خواست می کنیم: اللهم اجعل محیای محیا محمدٍ و آل محمد و …
لذا ابتدا مقدمۀ زیبای کتاب و در ادامه اولین خاره از این مجموعه را تقدیمحضور شما عزیزان می کنیم.
مقدمه:
وَ الله لَدُنیاکم هذهِ أهوَنُ فی عینی مِن عِراقِ خنزیرٍ فی یدِ مجذومٍ.
به خدا سوگند این دنیای شما در نظر من از استخوان خوکی که در دست شخص جذامی باشد، پست تر است!
        «علی (ع)، نهج البلاغه صبحی صالح، حکمت 236»
شهدا آینة پاکی و طهارتند، آنان همه هستی خود را در معامله معشوق فدا کردند و هستی جاودانه گرفتند. وصیت نامه هایی که از این عزیزان در مقابل دیدگان ماست، حاکی از عمق اعتقادات پاک ایشان است. اما سیره شهدا ژرفای تازه ای از خلوص و تقوای آنان را بر ما آشکار می سازد و بی تردید کلاسی عملی برای آموزش دنیاگریزی و پرهیز از آلوده شدن به چرب و شیرین جیفه پست این جهان است؛ آنان که حتی در دوران مجروحیتشان راضی نبودند از امکانات ویژه ای برخوردار شوند! پرهیزکارانی که از موقعیت خود برای رفاه و آسایش خانواده و خویشان خود سودی نبردند؛ پاکانی که برای مصارف شخصی از امکانات دولتی استفاده نکردند و در یک کلام، آنان که همچون مقتدایشان، امیرمؤمنان (ع) پست و مقام را از لنگه کفش پاره و بی ارزشی پست تر می دانستند.
در چنین روزگاری که زرق و برق دنیا بیش از هر زمانی چشم ها را خیره و دل ها را ربوده است، همه ما، از کوچک و بزرگ و زیر دست و بالا دست باید در محضر این آموزگاران زهد و پارسایی زانوی ادب بر زمین بساییم و از نو راه و رسم مسلمانی بیاموزیم.
بی تردید بعضی از ما با نام هایی که در این نوشتار آمده آشناییم و چه بسا خودمان از همراهان و همرزمان ایشان بوده ایم. بسیار بجاست که اکنون نیز خود را در کنار آنان ببینیم و سؤال شهیدان را بشنویم که «با میراث ما چه کردید؟ آیا هنوز هم پاسدار انقلاب هستید؟ آیا هنوز از شنیدن آه یتیمان و ناله فقیران و ضعیفان اشک بر دیده دارید؟ آیا در این دوران خدمت و سازندگی باز هم نگرانی اصلیتان کم خدمتی هست؟ آیا باز هم پای پیاده، در میان رعیت گم می شوید؟ آیا …».
آری بشنویم، اندکی بیندیشیم و دوباره با عزمی جزم راه برگشته را بپیماییم! به امید آن روز!
اخِرُ دَعوانا عَنِ الحَمدِلله ربِ العالمینِ، امین محمود جانلو گلوگاهی، قم مقدسه – نیمه شعبان 1423(1380شمسی)

حاضر نبود کولر روشن کند
«شهید دکتر مصطفی چمران»

تا روزی که ایشان زخمی شد. آن روز عسگری – یکی از بچّه هایی که در محاصره سوسنگرد با مصطفی بود – گفت:
– اکبر شهید شد، دکتر زخمی.
من دیوانه شدم، گفتم: – کجا؟
گفت: بیمارستان.
باورم نشد. فکر کردم دیگر تمام شد. وقتی رفتم بیمارستان، دیدم آقای خامنه ای آنجا هستند. مصطفی را از اتاق عمل می آورند، می خندید. خوشحال شدم. خودم را آماده کردم که منتقل می شویم تهران و تا مدّتی راحت می شویم. شب به مصطفی گفتم: می رویم؟ خندید و گفت:
– نمی روم. من اگر بروم تهران روحیة بچّه ها ضعیف می شود. اگر نمی توانم در خط بجنگم، لااقل اینجا باشم، در سختی هایشان شریک باشم.
من خیلی عصبانی شدم. باورم نمی شد. گفتم:
– هر کس زخمی می شود، می رود که رسیدگی بیشتر بشود. اگر می خواهید مثل دیگران باشید، لااقل در این مسئله مثل دیگران باشید.
 ولی مصطفی به شدّت قبول نمی کرد. می گفت:
– هنوز کار از دستم می آید. نمی توانم بچه ها را ول کنم. در تهران کاری ندارم.
حتّی حاضر نبود کولر روشن کند. اهواز خیلی گرم بود و پای مصطفی توی گچ. پوستش به خاطر گرما خورده شده بود و خون می آمد، امّا می گفت:
– چه طور کولر روشن کنم، وقتی بچّه ها در جبهه زیر گرما می جنگند؟
همین غذایی را که می خورد که همه می خوردند.1

*****************************************************************************

جوانان عزیز! شهید چمران با توجّه به مجوّز رسمی خداوند:
«لَیسَ عَلَی الُمریضِ حَرَجُ»، باز هم خود را از امکاناتی که رزمندگان از آن بی بهره هستند، محروم می کند. او با توجّه به مقامی که دارد، می تواند به راحتی از بهترین وسایل زندگی و خورد و خوراک استفاده نماید، ولیکن می بینیم که به این ظواهر توجّهی ندارد. چرا که روح او با آن رزمندگانی است که در جبهه ها در حال جنگ بودند. جا دارد که زندگی این شهید سرمشقی باشد برای مسؤولین کشور در تمام رده ها که تا خدای ناکرده مبتلا به حُبّ دنیا نشوند. و قرآن در این زمینه می فرماید:
«رَضُوا بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَاطْمَأَنُّوا بِهَا وَالَّذِينَ هُمْ عَنْ آيَاتِنَا غَافِلُونَ أُولَئِكَ مَأْوَاهُمُ النَّارُ بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ 2 ؛
 آنانی که راضی به دنیا شوند و بر آن تکیه کنند و از آیات الهی غافل شوند، جایگاهشان آتش است به خاطر کارهایی که انجام می دهند.»

پا نوشته ها :
1- همسر شهید «دکتر چمران» / چمران به روایت همسر / ص 42
2- یونس / 7 و 8

منبع: حافظان بیت المال،امین محمود جانلو،انتشارات زهیر،1381
استخراج و تنظیم: گروهبانیکم وظیفه شایان کارگذار، زیر نظر مدیریت سایت

 

انتهای مطلب


 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده