نگاهی به نقش کشورهای عربی در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران- دشمنان دشمن
کشورهای عربی حامی ايران در سال های جنگ مهدی پورصفا پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن ماه 1357کشورهای منطقه را به دو گروه موافقان و مخالفان انقلاب اسلامی تقسیم کرد. کشورهایی که به دلیل وابستگی به قدرت های استعماری پایگاه مردمی نداشتند و حکومت های خود را در خطر سرنگونی و سرایت انقلاب می دیدند، اصلی ترین این مخالفان بودند. حکامی که در سال های بعد نیز در کنار صدام به جنگ با ایران پرداختند.

دشمنان دشمن
در آن سو اما چند کشور مانند سوریه، لیبی، یمن جنوبی و الجزاير به حمایت از ایران پرداختندکه البته حمایت سوریه و لیبی به دلیل دشمنی و رقابتی که با حکومت عراق داشتند بیش از دیگر کشورها بود.
سوريه دوستي هميشگي
 شايد بتوان پايه روابط نزديک ايران و سوريه را در جريان جنگ تحميلي در روابط انقلابيون ايراني با سوريه و استفاده از آن کشور به عنوان يک سرپل براي مبارزه با رژيم شاهنشاهي دانست. به گونه اي که بسياري از مبارزان ايراني از جمله محمد منتظري، محسن رفيق دوست و شهيد چمران از سوريه به عنوان يک پايگاه تسليحاتي و تدارکاتي استفاده مي کردند.  اين رابطه با آغاز جنگ تحميلي مستحکم تر نيز شد.  محسن رفيق دوست که بعدها در جريان جنگ تحميلي به اصلي ترين هماهنگ‌كننده خريداري تسليحات براي ايران بدل شد، در خاطراتي که در وب سايت خود آورده است درباره جريان يافتن کمک هاي سوريه به ايران مي نويسد:"آخرين هواپيمايي که از تهران روز 31 شهريورماه 1359 پرواز کرد به سمت دمشق بود که من نيز با آن رفتم. قبل از پيروزي انقلاب نيز توسط شهيد محمدصالح حسيني يک سفر به سوريه رفتم و با بعضي از مقامات ملاقات کردم. بعد از پيروزي انقلاب که همان ما ه هاي اول بود، من يک سفر به سوريه رفتم و دوستانم را ديدم و اولين ملاقات را با حافظ اسد رئيس جمهور سوريه داشتم و تقريبا از همان موقع من با اسد دوست شدم. خب ايشان رئيس جمهور سوريه بود و شخصيت ممتازي در دنياي عرب بود و به اين سادگي هم هرکسي به ملاقاتش نمي رفت ولي من هر وقت مي رفتم سوريه و درخواست ملاقات مي دادم، اين ملاقات ميسر مي شد. در آن ملاقات اوليه اسد هم نسبت به انقلاب اظهار خوشحالي و پشتيباني کرد و اعلام کرد که از من هر کاري بر بيايد انجام مي دهم." رفيق دوست در ادامه خاطرات خود مي نويسد: "زماني که جنگ آغاز شد من در فرودگاه دمشق از هواپيما پياده شده بودم اما ديدم همه ايراني ها آنجا منتظر من بودند که با همين هواپيما برگردند. يکي از دوستانم آقاي حاج اصغر رخ صفت در فرودگاه مرا ديد و گفت: خبر داري که عراق به ايران حمله کرده است و فرودگاه بسته شده؟ فردا يا پس فرداي آن روز من به ملاقات اسد رفتم و گفتم که شما قول داديد هر کاري از دستتان بربیاید انجام می دهید. چند روز اجباراً ماندم تا يک هواپيمايC-130 مرا از دمشق به دزفول برد. ما رفتيم تحقيق کرديم و ديديم يکي از کارهايي که مي توانيم در سوريه انجام دهيم به عنوان يک مرکز نقل و انتقال است. يعني ما در محاصره شديد نظامي هستيم و خيلي از چيزها را از خيلي از جاها که حجم بزرگي ندارد، مي توانيم به سوريه ببريم. حافظ اسد نيز از اين مسئله استقبال کرده و دستور داده بود تا در فرودگاه دمشق در يک بخش خاصي انباري داشته باشيم تا چيزهاي مختلف را که از جاهاي مختلف مي خريديم آنجا مي آورديم و سپس با هواپيما به ایران مي فرستاديم".  محسن رفيق دوست در دیگر مصاحبه هاي خود نيز بر نقش مهم سوريه در تدارکات تسليحاتي ايران در زمان جنگ تحميلي تاکيد مي کند. وي در مصاحبه اي با نشريه شهروند با اشاره به سفرهاي خود براي خريد تسليحات اين گونه مي گويد: "من به سه کشور زياد سفر مي کردم؛ سوريه، ليبي و کره شمالي و البته همکاري سوريه و ليبي بيشتر از کره شمالي با ما بود". رفيق دوست در بخشي از خاطرات خود با اشاره به تلاش تهران براي رسيدن به موشک هاي بالستيک جهت مقابله با بمباران شهرها از سوي عراق مي گويد: "قبل از سفر به سوريه خدمت حضرت آيت اللّه خامنه اي رفتم، ايشان فرمودند تهيه موشک فکر خوبي است. در سفر به سوريه با مرحوم اسد ملاقات کردم. ايشان به ايران محبت داشت. جريان را گفتم. گفت ما هنوز با اسرائيل در حال جنگ هستيم، ضمن اينکه بخشي از مهماتي که شما مي خواهيد در اختيار ما نيست و در اختيار روس هاست، اما من نمي توانم به شما موشک بدهم ولي اگر خواستيد ما به نيروها و بچه هاي شما آموزش مي دهيم. همان جا قرارها را گذاشتم تا يک گروه 50،40  نفري به سوريه بروند. آنها رفتند و آموزش هاي لازم را در مورد موشک شروع کردند. پس از خريد موشک اسکاد از ليبي و آموزش نيروها از سوي سوريه بود که ايران توانست بغداد، پايتخت عراق را مورد هدف قرار دهد و توازني در بحث جنگ شهرها بين دو کشور به وجود بياورد". همچنين رفيق دوست در سخنراني خود در مجلس شوراي اسلامي بر اين نکته تاکيد مي کند که اولين خريد تسليحاتي ايران از بلوک شرق در زمان مرحوم حافظ اسد و همراه با افسرهاي سوري و به نام کشور سوريه صورت گرفت تا تحريم تسليحاتي ايران دور زده شود.
 وي در ادامه سخنان خود بر اين نکته نيز تأکيد مي کند که سوريه يکي از کشورهاي منبع براي تهيه تسليحات و تجهيزات براي ايران در زمان جنگ بود.
 در بحث اقتصادي شايد مهم ترين کمک به ايران در زمان جنگ قطع مسير خط لوله نفت عراق به سوريه بود. عراق به دليل داشتن مرز بسيار محدود زميني با خليج فارس و انهدام نيروي دريايي اش در روزهاي اول جنگ، نيازمندي خود را به خطوط لوله زميني براي صادرات نفت بسيار ضروري مي ديد. در اين ميان خط لوله اي که از بصره به سمت درياي مديترانه کشيده شده بود و نفت عراق را به ميزان 500 هزار بشکه در روز در اختيار نفت کشها قرار مي داد از اهميت حياتي براي عراق برخوردار بود. در سال 1982 رژيم حاکم بر سوريه به دستور حافظ اسد رئيس جمهور اين کشور اين خط لوله را به طور کامل مسدود کرد و سبب شد تا درآمد نفتي عراق تا 30 درصد کاهش پيدا کند. اين ضربه چنان براي رژيم بعث عراق سهمگين بود که بلافاصله تلاش خود را براي سرنگوني حکومت سوريه افزايش داد و شروع به تسليح نيروهاي اخوان المسلمين در خاک سوريه کرد.  
در بعد ديپلماتيک نيز دولت سوريه با تمام وجود از ايران حمايت کرد و چه در مجامع بين المللي و چه در اجلاس هاي دوره اي اعراب، بر ضرورت حمايت از انقلاب اسلامي ايران تاکيد کرد.  حافظ اسد رئيس جمهور پيشين سوريه در حمايت از ايران و نظرات سياسي انقلاب در دهم نوامبر سال1980 گفت: بيشتر کشورهاي عربي روابط خوبي با ايران ندارند که قول داده است در کنار اعراب در مخالفت با دشمن صهيونيستي بايستد و عجيب است که چنين انقلابي مورد حمله قرار بگيرد. سوريه از همان ابتداي جنگ از به وجود آمدن يک جبهه متحد عربي عليه ايران جلوگيري کرد و با نظر بغداد در مورد جنگ عرب و عجم مخالفت کرد.
حامي كه از آفريقا آمد
 در طول جنگ تحميلي، ايران در ميان کشورهاي عربي، نزديک ترين روابط سياسي ـ اقتصادي را بعد از سوريه با ليبي داشت. با پيروزي انقلاب اسلامي، بسياري از موانعي که بر سر راه روابط ايران و ليبي وجود داشت، از ميان برداشته شد و به تدريج، با تسخير سفارت آمريکا در 13 آبان 1358 و حمله عراق به ايران در شهريور 1359، روند سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران به سمت همکاري و گسترش هر چه بيشتر روابط بین دو کشورسوق پیدا کرد.
  به جرأت مي توان گفت که جنگ ايران و عراق مهم ترين نقش را در ايجاد روابط ايران و ليبي داشت. اين جنگ باعث شد منافع مشترکي بين دو کشور در زمينه هاي سياسي، اقتصادي و نظامي شکل بگيرد. ليبي با توجه به خصومت و اختلافاتش با عراق به وضوح از جنگي که منافع و ثبات عراق را نابود کند، حمايت مي کرد. ليبي حمايت خود از ايران در مقابل عراق را در قالب مبارزه با توسعه طلبي و جلوگيري از تسلط عراق بر منطقه توجيه مي کرد.  
روابط ايران و ليبي در دوران جنگ تحميلي با وجود فراز و فرودهاي بسيار، در جهت گسترش همکاري ها به ويژه در حوزه نظامي و سياسي در جريان بود. مسائلي مانند مخاصمه ايران با آمريکا و اسرائيل در ابعاد گسترده تر و نيز جنگ ايران و عراق باعث نزديکي ديدگاه هاي دو کشور شده بود و مسائل حاشيه اي کمتر مورد توجه قرار مي گرفت.
در بعد ايدئولوژيک نيز ديدگاههاي ضدامپرياليستي دو کشور و مبارزه با سلطه ايالات متحده بر نظام بين الملل مؤلفه هاي اصلي گسترش روابط دو کشور محسوب مي شد. هر چند موضع گيري هاي شگفت انگيز و نا متعارف معمر قذافي در مقاطع گوناگون درباره مسائل بين المللي، منطقه اي، فلسطين و… باعث شده بود تا اين کشور با سياست هاي قذافي زبانزد شود، اما بسياري از اين مواضع خاص به مواضع سياسي ايران نزديک بود.  مي توان در اين باره به موضع گيري ليبي نسبت به قضاياي فلسطين و غزه و حمايت اين کشور از مقاومت مردم فلسطين اشاره کرد که باعث نزديکي دو کشور به یکديگر مي شد.
 در بعد تسليحاتي نيز ليبي تمام تلاش خود را براي حمايت از ايران به كار برد، البته اين حمايت در تمام طول جنگ پابرجا نماند و در برخي از مواقع به دليل فشار اعراب دچار مشكلاتي نيز مي شد.
 يكي از مهم ترين منابع اين تجهيزات و تسليحات، به خصوص در حوزۀ موشكي ليبي بود. تدارک و تهيه تسليحات يکي از مشکلات اساسي ايران بود و ليبي نقش موثري در تأمين اين نيازها داشت، به طوري که ايران در طول جنگ، بدون داشتن رابطه با بلوک شرق قادر بود از طريق ليبي و همچنين سوريه از کشورهاي بلوک شرق تسليحات خريداري کند. در واقع علاوه بر سوريه، ليبي يکي از منابع تأمين و خريد تجهيزات و ادوات نظامي مورد نياز ايران از کشورهاي ديگر به ويژه شوروي محسوب مي شد و مقامات دولتي ايران سفرهاي زيادي به اين کشور با هدف مذاکره و گسترش همکاري هاي نظامي انجام مي دادند.  
در همين راستا، خرداد ماه سال 1364، آقاي هاشمي رفسنجاني به ليبي سفر کرد. اين سفر در شرايطي صورت گرفت که از يک سو شاهد تشديد فشارهاي بين المللي براي خاتمه بخشيدن به جنگ و از طرف ديگر تشديد حملات هوايي و موشکي عراق به شهرهاي ايران بوديم. سفر رئيس مجلس شوراي اسلامي به ليبي، در کنار تلاش وي جهت نزديک کردن هر چه بيشتر مواضع دو کشور ايران و ليبي در مقابل هرگونه تلاشي که تحت عنوان همبستگي اعراب به منظور ايجاد شکاف بين ايران و اعراب صورت مي گرفت؛ تلاش ها و اهدافي چون خريد تسليحات، از جمله ضدهوايي، موشک هاي اسکاد بي و… جهت مقابله با حملات هوايي و موشکي عراق را نيز به دنبال داشت. به دنبال امضاي يک پيمان اتحاد استراتژيک بين ليبي و ايران در اين سفر، رژيم عراق رسماً مناسبات ديپلماتيک خود را با ليبي قطع کرد. اين در حالي بود که عراق اندکي پس از آغاز جنگ با ايران در سپتامبر 1980 روابط خود را با ليبي به حال تعليق درآورد و ليبي را به حمايت از ايران متهم کرد.
 پس از سفر سال 1364 هاشمي رفسنجاني بود كه اولين محموله هاي موشك‌ هاي اسكاد در مقابل يك سايت هاگ به ايران فرستاده شد و منجر به هدف قرار دادن بغداد شد. همچنين برخي از تجهيزات متعلق به نيروي دريايي ليبي كه متعلق به زمان دولت قبلي ليبي بود نيز در اختيار ايران قرار گرفت.
 از سوي ديگر يكي از مهم ترين همكاري هاي اقتصادي دو كشور در حوزۀ نفت بود و اين رابطه منافعي را نيز براي ايران تأمين مي کرد.  اين مسئله به طور مشخص در اوپک و با توجه به نقش مهمي که ليبي در آن داشت، منافع قابل توجهي را براي ايران دربر داشت. "ايران بدون کمک کشورهايي چون ليبي و الجزاير نمي توانست نقش فعالي در اوپک داشته باشد. خصوصاً که امتيازات نفت ليبي باعث شده بود تا اين کشور نقشي بزرگ تر و پراهميت تر از ميزان صدور نفتش، که تعيين کنندۀ اهميت اعضاي اوپک بود، بازي کند. زيرا نفت اين کشور مرغوب، کم گوگرد، سبک، فاصلۀ کم محل استخراج تا ساحل و فاصله کوتاه و بدون مخاطرۀ ليبي تا کشورهاي اروپايي بود. اين عوامل در مجموع امتيازاتي به ليبي داده بود که جايگاه آن را در ميان کشورهاي صادرکننده نفت تقويت مي کرد."
  در اين راستا، در مرداد ماه سال 1360 هماهنگي مهمي بين سه کشور ايران، ليبي و الجزاير در اوپک شکل گرفت که منافع اقتصادي ايران را با توجه به وابستگي اش به نفت تأمين مي کرد.
منبع: خردنامه همشهری،ویژه نامه پایداری،شماره 148  
استخراج و تنظیم: گروهبانیکم وظیفه شایان کارگذار، زیر نظر مدیریت سایت

ویرایش مختصر ادبی: جنتی محب

 

انتهای مطلب


 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده