نگاهی به نقش کشورهای عربی در جنگ تحمیلی در گفت وگو با حسین شیخ الاسلام سفیر اسبق ایران در سوریه
سلاطین عرب علیه ایران مهدی پورصفا یکی از بازیگران مهم بین المللی در دفاع هشت ساله ملت ایران در مقابل رژیم بعثی عراق، کشورهای عربی بودند؛ چه آنها که به حمایت از صدام در مقابل ملت ایران قرار گرفتند و چه آنها که تجاوز رژیم بعثی عراق را محکوم کردند. مرور مواضع هر دو گروه هم خواندنی است و هم عبرت آموز.

حسین شیخ الاسلام مشاور کنونی رئیس مجلس شورای اسلامی در امور بین الملل و سفیر اسبق ایران در سوریه، به دلیل سابقه خود در وزارت امورخارجه و داشتن تخصص در حوزه این کشورها، راوی موضع کشورهای عربی نسبت به ایران است؛ روایتی مستند درخصوص آنچه از سوی صدام بر کشور ما تحمیل شد.

•    آقای شیخ الاسلام بد نیست در ابتدا نگاهی داشته باشیم به موضع گیری کلی کشورهای عربی در قبال نظام جمهوری اسلامی ایران؛ به خصوص در بدو پیروزی انقلاب اسلامی و همین طور دوران جنگ تحمیلی که بلافاصله پس از انقلاب به کشور ما تحمیل شد.
اگر بخواهیم به سؤال شما جواب بدهیم باید نیم نگاهی به وقایع منتهی به آغاز جنگ تحمیلی داشته باشیم. درواقع جنگ تحمیلی در شهریور59 شروع نشد؛ جنگ با پیروزی انقلاب اسلامی شروع شد. جنگ فقط تهاجم صدام به ما نبود، در واقع تهاجم آمریکا و جبهه استکباری به ایران بود. این به دلیل ماهیت  انقلاب اسلامی ایران بود.
 انقلاب اسلامی بر چه کسانی پیروز شد؟ شاه، نظام شاهنشاهی، استکبار جهانی، تمام ظالمان، تمام اشغالگران و سلطه طلبان. انقلاب اسلامی بر طاغوت ایران که پایگاه زورگویی دولت متجاوز و قدرتمندی مانند آمریکا و هم پیمان او مانند رژیم صهیونیستی و نظام های شاهنشاهی دیگری که با شاه هم پیمان بودند، غلبه کرد و دشمنی از همانجا شروع شد.
•    نظر شما این است که ماهیت طاغوتی برخی کشورهای عربی، موجب پشتیبانی آنها از صدام در جریان جنگ شد؟
ببینید جنگ ما جنگ اسلام در برابر کفر، جنگ مردم سالاری دینی در مقابل شاهنشاهی و جنگ در برابر طاغوت و استکبار است.
•    یعنی کشورهای عربی که ماهیت غیرطاغوتی داشتند، وارد این عرصه نشدند؟
بله. سوریه در این جنگ شرکت نکرد. لیبی، یمن جنوبی، سازمان آزادیبخش فلسطین و الجزایر، وارد فاز حمایت از رژیم بعثی نشدند.
•    موضع کشورهای حاشیه خلیج فارس از اول حمایت از رژیم صدام بود؟
 این کشورها از همان ابتدای جنگ، با صدام یکجا جمع شدند؛ البته با توصیه آمریکا.  نماینده عربستان از زبان شاه خود اعتراف کرد که50میلیارد دلار به صدام داده است. کویت که تمام امکاناتش دست صدام بود، گفت 20میلیارد کمک کرده است. همه کشورهای شاهنشاهی عربی از این جنایتکار حمایت کردند؛ از جمله شاه اردن که به صورت نمادین در جنگ شرکت کرد و به سمت ایران توپ شلیک کرد.
•    این حمایت ها از چه زمانی آغاز شد؟
 عراقی ها نتوانستند در مرحله اول جنگ، نظام جمهوری اسلامی ایران را سرنگون کنند و ما در ادامه توانستیم خرمشهر را آزاد کنیم. در همان زمان آمریکایی ها از زبان "کیسینجر" ایده جنگ بدون برنده را ارائه کردند؛ چراکه درصورت ادامه پیروزی های ایران، همه چیز آنها نابود می شد. تلاش آنها در ابتدا این بود که بتوانند استان زرخیز خوزستان را از ایران جدا کنند؛ زیرا این استان به عنوان یک استان استراتژیک به دریا راه داشت و از منابع نفتی فراوانی برخوردار بود. در کنار این، عشایر عرب در این استان حضور داشتند و به همین دلیل، صدام تلاش کرد تا این استان را از ایران جدا کند، منتها روند جنگ خلاف این مسئله را نشان داد. از همین رو آمریکایی ها بحث جنگ بدون برنده را مطرح کردند. در این میان، یک اتفاق بزرگ افتاد که آنها پیش بینی نکرده بودند. ما از اروندرود رد شدیم و کنترل مهم ترین و راهبردی ترین نقطه عراق را در دست گرفتیم. این عملیات اصلاً قابل تصور نیست. عملیات والفجر8 آمادگی خیلی خاصی می خواست. این عملیات هم از نظر تجهیزات هم از نظر نیرو و آموزش و طراحی، عملیات خیلی بزرگی بود. ما فقط در چند روز اول، 76 فروند از هواپیماهای عراق را سرنگون کردیم. تمام نقاط فاو را زدند، ولی ما توانستیم پایداری کنیم. از اینجا به بعد، غرب تمام تلاش خود را به‌کار گرفت تا جلوی ما را بگیرد و هر سلاحی که در قوانین بین المللی استفاده از آن ممنوع بود، مانند سلاح های شیمیایی، برای استفاده علیه نظام جمهوری اسلامی، آزاد شد.
•    نقش کشورهای عربی در نقشه غربی ها برای جلوگیری از پیروزی ایران چه بود؟
 نقش کشورهای عربی پشتیبانی سیاسی و مالی بود. صدام و کشورهای عربی شاهنشاهی، قصد داشتند این جنگ را به جنگ عرب و عجم تبدیل کنند و البته از مدت ها قبل نقشه آن را داشتند؛ به گونه ای که صدام حسین خود را سردار قادسیه معرفی می‌کرد تا خاطره جنگ ایران و مسلمانان را در صدر اسلام زنده کند. خوشبختانه کشورهای مستقل جهان عرب، اجازه ندادند که این جنگ تبدیل به جنگ عرب و فارس شود؛ به گونه ای که حتی در یکی از کنفرانس های سران کشورهای عربی، صدام به شدت به حافظ اسد حمله کرد.
•    دلیل اختلاف رژیم های عراق و سوریه با وجود ماهیت بعثی آنها چه بود؟
 در آن  زمان "اسد" گفت این جنگ، جنگ من نیست. خاک من توسط رژیم صهیونیستی اشغال شده است. ایرانی ها در جنگیدن با این رژیم جدی هستند. دلیل آن هم این بود که از همان روز 22بهمن، مردم سفارت صهیونیست ها را اشغال کردند. کسی به مردم این دستور را نداده بود، ولی مبارزه با رژیم صهیونیستی در درون انقلاب وجود داشت.
•    یعنی از همان زمان، انشقاق بین کشورهای عربی درباره ایران و انقلاب اسلامی شروع شد؟
 بله؛ از زمان جنگ تحمیلی این اتفاق افتاد.  از وقتی که اسد فهمید کشورهای عربی در درگیری با رژیم صهیونیستی جدی نیستند.
•    اسد چه زمانی به این موضوع پی برد؟
 از وقتی که جولان اشغال شد و کشورهای عربی کمکی به سوریه نکردند.
•    منظور شما این است که این اتفاق نشان داد که کشورهای پادشاهی عربی در مقابله با رژیم صهیونیستی جدی نیستند؟
 جنگ 1982 که در آن لبنان توسط صهیونیست ها اشغال شد، نتیجه همکاری کامل متعصبان سنی، رژیم صهیونیستی و آمریکا بود. فلسطینی ها و سوریه فهمیدند که شاهنشاهی های عربی، قضیه فلسطین را برای بهره برداری خودشان می خواهند و شعاری که بر ضد رژیم صهیونیستی می دهند، واقعی نیست. البته در آن زمان همکاری رژیم صهیونیستی و عربستان این قدر علنی نبود تا زمانی که فهد، شاه وقت عربستان، طرح سازش را ارائه داد.
•    این اتفاق در کنفرانس فاس در مراکش رخ داد؟
 نه؛ قبل از کنفرانس فاس بود. در کنفرانس می خواستند طرح فهد را تثبیت کنند.  فهد زمانی گفت که همه کشورهای منطقه با هم در صلح زندگی کنند؛ منظورش رژیم صهیونیستی و کشورهای عربی بود. به همین دلیل هم بود که امام خمینی(ره) سخت ترین برخورد را با ملک فهد کردند و شما نظیر چنین برخوردی را در هیچ‌کجا نمی توانید پیدا کنید.
•    برگردیم به انشقاق کشورهای عربی از یکدیگر. آیا در این دو جبهه، یک طرف کشورهای شاهنشاهی عربی بودند و یک‌ طرف حافظ اسد و سازمان آزادیبخش فلسطین؟
 بله؛ حافظ اسد گفت این جنگ، جنگ شماست، جنگ ما نیست. این اتفاق در سال 1980 و در زمان ارائه طرح فهد رخ داد. کشورهایی که در مقابل طرح فهد موضع گرفتند، جبهه پایداری متشکل از سوریه، الجزایر، لیبی، یمن جنوبی و سازمان آزادیبخش فلسطین بودند. جبهه پایداری در سال 1981، با حضور این کشورها جلسه ای در لیبی تشکیل داد و وزیر امور خارجه وقت ایران که میرحسین موسوی بود، برای شرکت در این اجلاس به لیبی رفت و از اینجا کشورهای عضو جبهه پایداری، از موضع حمایت از صدام جدا شدند.
•    موضع مصر درخصوص این مسئله چه بود؟
 مصر طرف صدام بود. موشک های عراق را مصری ها ارتقا دادند تا به تهران برسد؛ زیرا در جناح رژیم صهیونیستی بودند و با این رژیم درقالب پیمان "کمپ دیوید" سازش کردند.
در طول جنگ تحمیلی، ما تلاش کردیم تا با این کشورها ارتباط برقرار کنیم و شاید حجم کمک‌ ها به صدام را کم کنیم.  ما تلاش های فراوانی کردیم، ازجمله اینکه من خودم به کویت رفتم؛ چرا که ما نگران بودیم آنها در عملیات والفجر8 جزیره بوبیان را برای حمله به فاو در اختیار صدام قرار دهند. من با وزیر خارجه کویت دیدار کردم و ملاقات طوری تنظیم شد که بلافاصله بعد از شروع عملیات باشد. من به وزیر خارجه آن زمان کویت که امیر فعلی این کشور است، گفتم که اگر از بوبیان به فاو حمله شود، ما آنجا را اشغال می کنیم که او هم التماس می کرد ما چنین کاری را نکنیم.

•    با عربستان چه طور؟
 درباره عربستان هم تلاش خود را کردیم، اما کار به جایی نرسید. پس از سفر به کویت به عربستان رفتم و حتی دعوت آنها برای انجام سفر عمره را رد کردم. حتی در ملاقات با سران عربستان بر سر کمک های آنها به صدام، جر و بحث هم کردم. البته آنها به دروغ کمک به صدام را رد می کردند.
•    غیر از سوریه فکر می کنم، الجزایر هم کمک های خوبی به ایران در جریان جنگ کرد؛ درست است؟
 الجزایر در ابتدای جنگ نقش میانجیگری را داشت. این نقش یعنی من بی طرفم، نه در مقابل ایران هستم و نه در کنار ایران. به هرحال الجزایر یک کشور عرب بود. البته الجزایر سابقه میانجیگری بین ایران و عراق در زمان رژیم شاهنشاهی را هم داشت. صدام از اینکه الجزایر نقش میانجیگری را برعهده گرفته بود، ناراحت بود و می گفت تو عرب هستی و باید کنار من باشی. به همین دلیل هواپیمای وزیر خارجه الجزایر که آمده بود برای میانجیگری را مورد هدف قرار داد.
•    اسد چطور؟ او درباره حمایت از ما شک کرد؟
 مرحوم حافظ اسد همیشه در کنار ما ایستاد. حتی در مرحله ای از جنگ، اجازه داد هواپیماهای ما که برای بمباران عراق می رفتند در خاک سوریه برای سوختگیری مجدد فرود بیایند و بعد در سایه هواپیماهای مسافربریمان برگردند. اسلحه هایی که ما نمی توانستیم بخریم، سوریه برای ما می خرید.
•    بیشتر اسلحه ها شرقی بود؟
 بله؛ زیرا حتی سیم خاردار هم به ما نمی دادند.  شوروی خبیث حتی سیم خاردار هم به ما نداد.
•    غیر از بحث های تسلیحاتی، فکر کنم سوریه یک‌ سری اقدامات مستقیم علیه عراق انجام داد؛ ازجمله بستن خط لوله نفتی که نفت عراق را به بانیاس انتقال می داد.
 سوریه با ما توافق کرد که ما یک میلیون تن نفت در سال به رژیم حافظ اسد بدهیم که این تقریباً مساوی با پول ترانزیت نفتی بود که از صدام می گرفت. البته آقای هاشمی زرنگی کرد و گفت که این نفت را به این خاطر به سوریه می دهیم که سوری ها در تانک‌های خود برای مبارزه با رژیم صهیونیستی بریزند، ولی واقع امر این بود که این پول ترانزیت لوله ای بود که نفت آن در بانیاس خالی می شد. حتی سازمان های اطلاعاتی و ارتش سوریه نیز علیه عراق با ما کار می‌کردند.البته این مسئله برای خود اسد هم خیلی مشکل ایجاد کرد؛ به خاطر اینکه سازمان اطلاعاتی و حزب بعث و ارتش خودش را عرب می دانست و تحریکات عربی در وجود حزب بعث خیلی مهم بود و بعضی از آنها هم از صدام و عراق طرفداری می کردند.
•    چه مشکلاتی برای حافظ اسد ایجاد شد؟
 نا آرامی هایی ایجاد شد ولی اسد تصمیم عاقلانه ای گرفته بود و سفت و سخت ایستاد و نتیجه اش را گرفت. صدام شکست خورد. زمانی که فهد طرح سازش را در کنفرانس فاس داد و اسد به فاس نرفت، عملاً این طرح سازش شکست خورد. با این اتفاق، جناح استکباری لطمه بزرگی خورد و تصمیم گرفتند که اسد را به زمین بزنند.  به همین دلیل در سال 1982، جبهه سنی متعصب که با عربستان همکار بودند، قضیه شهر حماه را برای سوریه ایجاد کردند. پس از آن بود که رژیم صهیونیستی، بیروت را اشغال کرد و نیروهای سوریه مجبور شدند تا دره بقاع عقب نشینی کنند و حافظ اسد طرح صلح عربی را امضا کرد، اما خوشبختانه آن را اجرا نکرد.
•    ایران درخصوص حماه با بشار اسد مشکلی پیدا نکرد؟
 حضرت امام(ره) تذکر دادند. چون اسد وقتی  توطئه را دید، شهر را به صورت مستقیم با توپخانه ارتش زد؛ چراکه شهر شورش کرده بود و این‌کار اصلاً به نفع بشار اسد نبود، زیرا حماه در سوریه برای اهل سنت، مثل قم در ایران است.  حضرت امام(ره) توسط حجت الاسلام محتشمی که سفیر ما در سوریه بودند، آنها را از ادامه این کار نهی کردند که اسد این توصیه را گوش کرد و حمله را متوقف کرد. این هم که گفته می شود در این اتفاق، نزدیک به 80 هزارنفر کشته شدند تا حدود زیادی اغراق بود، منتها، تر و خشک باهم سوختند.
•    قذافی چه موضعی در مقابل جنگ ایران و عراق داشت؟
 قذافی به هرحال جزو جبهه پایداری بود. آن زمان قذافی موضعی ضد رژیم صهیونیستی و آمریکا داشت. قذافی ادای ناصر را درمی آورد.  همه اطوارش ادای ناصر بود که متأثر از تفکرات ناصریسمی و ملی گرایی عربی بود. البته حافظ اسد هم یک ملی گرای عرب بود، اما مسلمان بود. امام موسی صدر که در آن زمان روابط نزدیکی با سوریه داشت، می گفت، حافظ اسد، هم نماز می خواند و هم شیعه است. باسل اسد پسر بزرگتر وی هم، زمانی که در تصادف کشته شد، تلقین 12 امام را برای وی گفتند. حتی همسر حافظ اسد هم از طریق سفارت ایران در سوریه برای حضرت امام رضا(ع) گوسفند نذر می‌کرد.

•    کمک های قذافی به ما چه میزان بود؟
 زمانی که موشک های صدام شهرهای ما را می زدند، مردم در نمازجمعه شعار می دادند، موشک جواب موشک، ولی هیچ کشوری به ما موشک نمی داد. در این میان، قذافی تنها کسی بود که به ما موشک داد.
•    کشور لیبی در زمان قذافی کمک دیگری هم به ما می کرد؟
 بله؛ تا می توانست به ما کمک می‌کرد. کمک‌ های لیبی و سوریه عملاً کشورهای عربی را به دو تکه تقسیم کرده بود.
•    در این میان، نقش یمن جنوبی تا حدود زیادی به فراموشی سپرده شده است.
 یمن جنوبی نقطه استراتژیک "باب المندب" را در اختیار داشت. آن زمان در یمن جنوبی، "علی ناصر محمد" بر سر کار بود که ما را همراهی می کرد. منتهی قدرت خاصی نداشت، اما در خرید برخی تسلیحات به ما کمک می‌کرد.
قسمت بعدی را هم در آینده نزدیک در سایت ببینید.
منبع: خردنامه همشهری،ویژه نامه پایداری،شماره 148  
استخراج و تنظیم: گروهبانیکم وظیفه شایان کارگذار، زیر نظر مدیریت سایت

انتهای مطلب


 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده