نگاهی به حمایت های همه جانبه کشورهای عربی حامی رژیم بعثی عراق در جنگ تحمیلی علیه ایران
پرونده ویژه(1) یک ایران و این همه دشمن! مهدی پورصفا "نبرد در دروازه های شرقی عربی" نامی بود که صدام به نبرد یک جانبه خود علیه ملت ایران داده بود. نبردی هشت ساله که داعیه اصلی آن حفاظت از کشورهای عربی برای مقابله با خطر انقلاب اسلامی بود. عراق در این نبرد از میان اعراب هم پیمانانی برای تأمین مادی ماشین نظامی خود داشت که از هر کمکی به ارتش بعثی صدام دریغ نکردند. پول، تسلیحات و حتی نیروی نظامی به صورت نامحدود در اختیار رژیم صدام بود. در این میان تمام کشورهای عربی در این جنگ هم پیمان عراق نبودند و برخی از آنان نیز از نظام نوپای جمهوری اسلامی ایران حمایت کردند.

ایران در ساحل مدیترانه هم پیمانی برای خود داشت. سوریه مسیر نفتی عراق را مسدود کرد. لیبی نیز موشک هایی را برای حمله به بغداد در اختیار ایران قرار داد. از سوی دیگر الجزایر و یمن جنوبی نیز با کمک های مادی و همچنین رای در مجامع جهانی از ایران حمایت کردند. این پرونده نگاهی کوتاه به صف بندی ای است که هر کدام از کشورهای عربی در جنگ ایران و عراق داشتند.
دوشا دوش با صدام
جنگ تحمیلی عراق علیه ایران را می توان نمونه ای از نبرد نیابتی یک ملت و ده ها کشور توصیف کرد. یکی از نقاط برخورد این جنگ دنیای عرب بود. قاعدتاً کشورهای عربی به دلیل ماهیت عربی خود گرایشی ذاتی به سمت رژیم صدام داشتند، با این حال سیاست ضد اسرائیلی ایران توانست برخی کشورهای آزاده عربی را به خود جذب کند. در میان کشورهای عربی، رژیم های شاهنشاهی و دیکتاتوری عربی به صورت تمام عیار از رژیم صدام حمایت کردند، اما در نقطه مقابل کشورهای انقلابی عربی از ایران و آرمان حمایت از فلسطین حمایت می کردند. این نوشتار نگاهی کوتاه به جبهه رژیم های حامی صدام در جریان جنگ تحمیلی دارد.
عربستان شاه نشینی با جیب های پر پول
 عربستان سعودی به محض پیروزی انقلاب اسلامی و مواضع استقلال طلبانه ایران در مقابل حکومت های ستمشاهی موضع خصمانه خود را در برابر ایران علنی کردند و ایجاد یک حکومت مستقل از شیعیان را به عنوان تهدیدی علیه خود در نظر گرفتند. این موضوع خصمانه اولین بار به صورت عملی در حمله آمریکا به طبس خود را نشان داد.  برژینسکی بعدها در توضیح گوشه هایی از ابعاد این توطئه، به همکاری مصر و چند کشور دیگر اشاره کرده و می گوید: "در انجام این عملیات ما از همکاری صمیمانه یک کشور دوست و همکاری غیرمستقیم چند کشور دیگر منطقه که از چگونگی این عملیات و هدف آن اطلاع نداشتند، برخوردار شدیم.  سادات همانطور که انتظار داشتیم بی دریغ امکانات خود را در اختیار ما گذاشت.  چند کشور دیگر هم در تدارک این عملیات در داخل ایران با ما همکاری کردند."  برژینسکی نام دیگر کشورهایی که در این طرح همکاری کرده بودند را نمی گوید، اما دانشجویان مسلمان پیرو خط امام با توجه به برخی مدارکی که پس از بمباران هلی کوپترها سالم مانده بودند، می گویند:
این کشورها عبارت بودند از عربستان سعودی، ترکیه، عمان و پاکستان.  با حمله مستقیم عراق به ایران، حمایت عربستان شکل مستقیم تری به خود گرفت. در تاریخ 6 مهر 1359 یعنی یک هفته پس از آغاز تجاوز عراق به ایران، ملک خالد پادشاه عربستان، طی یک تماس تلفنی با صدام، حمایت خود را از عراق در جنگ با دشمن اعراب، اعلام کرد. کارتر رئیس جمهور وقت آمریکا نیز در تاریخ 16 مهر 1359 در یک موضع گیری آشکار، کشورهای عربی را به حمایت از صدام تشویق کرده و گفت: چنانچه جنگ ایران و عراق گسترش یابد و میانجی گری های فعلی تأثیری نداشته باشد، کشورهای متحد آمریکا در خلیج فارس باید جانب عراق را گرفته، از کمک های مادی و معنوی به آن دریغ نکنند. سعودی ها پس از بسته شدن اروندرود به روی کشتیرانی بین المللی، به گشودن بندر جده به روی کشتی های حامل کالا و تسلیحات به مقصد عراق، مبادرت ورزیدند و اداره ای تحت عنوان اداره تأمین تجهیزات نظامی عراق در بندر جده گشایش یافت. جاده زمینی بین عراق و عربستان نیز به روی کامیون های عراقی جهت حمل تسلیحات و مهمات باز شد در حالی که دیگر وسایل نقلیه اجازه عبور نداشتند. علاوه بر آن، خط لوله صدور نفت از طریق خاک عربستان نیز احداث شد.
 سرلشکر وفیق السامرایی مسئول اطلاعات ارتش صدام نیز در مورد کمک های مالی کشورهای عربی به ویژه عربستان، در کتاب خود می نویسد: "بیش از 45 میلیارد دلار از سوی کشورهای خلیج [فارس] داده شد که بیش از نیمی از آن را عربستان سعودی پرداخت کرد. عراق بدون در اختیار داشتن چنین پول هنگفتی، قدرت ادامه جنگ را نداشت. اگر سرازیر شدن کمکهای مختلف به سوی عراق نبود، به طور قطع رژیم صدام در سال 1982 یعنی سال شکست های فراگیر، سرنگون شده بود."
  عربستان درآمد فروش نفت از منطقه بی طرف خفجی را به میزان 350 هزار بشکه در روز در اختیار عراق قرار می داد و زمانی که عراق نمی توانست نفت صادر کند، به جای عراق نفت می فروخت و درآمد آن را در اختیار آن کشور قرار می داد.  جیمز آلینر سفیر پیشین آمریکا در عربستان نیز گفته بود که عربستان در طول جنگ با ایران، 40 میلیارد دلار به عراق کمک مالی کرده بود.

از دیگر خباثت های رژیم مرتجع عربستان طی جنگ، می توان به حمایت عملیاتی آنها از عراق اشاره کرد. در تاریخ 15 خرداد 1363، یک جنگنده پیشرفته عربستانی با هدایت آواکس های آمریکایی، یکی از هواپیماهای جنگی ایران را غافلگیر و سرنگون کرد.  در رابطه با کمک های اطلاعاتی عربستان به صدام گزارش مجله ژون آفریک مورخ 9 ژوئن 1982 از اهمیت زیادی برخوردار است.  بر مبنای گزارش این مجله؛ زمامداران عربستان درست یک ماه مانده به شروع جنگ، هنگام استقبال از صدام به وی هدیه شاهانه ای دادند و آن گزارشی بود که از سوی دستگاه های سری آمریکا تهیه شده بود و در آن اوضاع اقتصادی، اجتماعی و نظامی ایران تشریح شده بود. علاوه بر آن اطلاعات دقیقی درباره وضعیت ارتش ایران، تعداد نفرات آن، مواضع و تجهیزات قابل بهره برداری آن و اطلاعات مختلف دیگر که بسیار محرمانه بود در اختیار صدام قرار گرفت.

توسل صدام به ناسیونالیسم عربی
صدام هنگامی که به کشورمان حمله کرد، کوشید تا اقدام نامشروع خود را در پوشش منطقی و مقبولی، دست کم برای افکار عمومی جهان عرب توجیه کند. وی مدعی شدکه سلطه جویی ایران، به ویژه ستمکاری نسبت به اعراب، وی را به انجام این اقدام (تجاوز به خاک ایران) مجبورکرده است. در واقع، منظور وی از سلطه جویی ایران مسئله صدور انقلاب و اثرات انقلاب اسلامی بر مردم عراق و منظور از ستمکاری های ایرانیان نسبت به اعراب نیز، تصرف جزایر سه گانه تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی از سوی نیروهای ایرانی در سال 1971 و پایمال شدن حقوق اقلیت عرب ساکن در ایران بود. با چنین ادعاهایی طبیعی بودکه صدام حمله به ایران را اقدام ایثارگرانه و شجاعانه ای برای دفاع از حیثیت و حقوق از دست رفته اعراب بداند. رهبر عراق با چنین تعبیری می‌کوشید تا در جنگ با ایران، اختلافات قومی فرهنگی اعراب و ایرانیان را بر اختلافات تهران با بغداد بر سر اروندرود اولویت دهد. مفروض نهفته در درون چنین تعبیری این بودکه اگر اکثریت ملت ایران را قوم عرب تشکیل می داد، رهبر عراق از اختلافات مرزی اش با این کشور صرف نظر می‌کرد، اما از آنجا که رژیم بعثی عراق چندین سال پیش از حمله به ایران ادعای حاکمیت بر جزایر وربه و بوبیان کویت را مطرح کرده بود، طوری که حتی در سال 1969، این مسئله به زد و خورد میان عراقی ها وکویتی ها و پدید آمدن بحران در روابط بغداد و ریاض نیز منجر شده بود، مفروض مزبور حتی در میان خود کشورهای عرب نیز اعتبار لازم را کسب نکرد. جالب اینکه در سال 1990،که رژیم بعثی عراق تحت رهبری صدام، شرایط منطقه ای و جهانی را برای اجرای نقشه هایش مناسب دید، ادعای مالکیت بر تمام قلمرو سرزمینی این شیخ نشین ثروتمند عرب را نیز مطرح کرد و با حمله و اشغال این کشور آن را استان شانزدهم خود نامید. ادعاهای صدام چه در مورد حمله به ایران و چه در مورد حمله به کویت این نکته را به ذهن متبادر می‌کندکه احتمالاً او نیز همچون گوبلز (رئیس تبلیغات آلمان هیتلری) تصور می‌کرد که اگر می خواهد مردم دروغ هایش را باورکنند باید دروغ های بزرگی بگوید.

 

قسمت بعدی را هم در آینده نزدیک در سایت ببینید.
منبع: خردنامه همشهری،ویژه نامه پایداری،شماره 148  
استخراج و تنظیم: گروهبانیکم وظیفه شایان کارگذار، زیر نظر مدیریت سایت

 

انتهای مطلب


 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده