مهرماه سالجاری اولین جلسه نقد کتاب در هئیت معارف جنگ شهید سپهبد صیاد شیرازی با حضور مسئولین این هئیت، و سردار دکتر محمد درودیان از نویسندگان سپاه پاسداران و نیز تعدادی از علاقه مندان و پژوهشگران حوزه دفاع مقدس برگزار گردید. در این جلسه که برای نقد کتاب عملیات الله اکبر از سلسله انتشارات معارف جنگ شهید صیاد به قلم مرحوم سرهنگ سید یعقوب حسینی برگزار شد آقای درودیان به عنوان نقد کننده مدعو سخنانی را در خصوص کتاب و جلسۀ نقد مطرح نمودند که سخنرانی ایشان در ادامه برای علاقمندان ارائه میگردد:

   من تشکر می کنم، واقعاً فرصتی شد در خدمت دوستان باشیم و امیر بختیاری زحمت کشیدند، فرمودند که خدمتتان باشم بنده هم استقبال کردم و خوشحال شدم، چون تا حالا فرصتی نشده  بود که در خدمت دوستان (ارتشی) باشم، فقط یک بار در دافوس سپاه یک دوره ای گذاشته بودند برای راویان ارتش که ما را به آن جلسه دعوت کردند. در ابتدا عرض می کنم که من قبل از نقد کتاب، لازم است نکته ای را بگویم، و آن این است که این نقد باید به چه روشی انجام شود؟ من خودم، دو سه ملاحظه در ذهنم دارم. اولاً خیلی دوست داشتم مرحوم آقای حسینی حضور داشتند و من وقتی خبر فوت ایشان را از دوستان شنیدم، خیلی متأثر شدم. با توجه به زحمت هایی که ایشان کشیده اند، خیلی دوست داشتم ایشان را ملاقات کنم. حال که ایشان حضور ندارند، اگر ما ایرادی هم از این کتاب بگیریم، کمکی به این کتاب نمی کند. دوماً من برای نقد کتاب، روش «نقد درون متنی» را انتخاب کردم. یعنی می خواهم بدانم که به عنوان یک فرد، این کتاب چیست؟ منتهی با یک ملاحظه. من در مورد محتوای این کتاب که درباره عملیات است، به دو دلیل هیچ بحثی ندارم. یکی اینکه؛ در این عملیات حضور نداشتم و دوم اینکه؛ هیچ تحقیقی در مورد آن انجام نداده ام، بنابراین هر بحثی در این زمینه بخواهم بکنم، مبنی ندارد.
1- من با بررسی کتاب به این نتیجه رسیدم، این کتاب اساساً به دو بخش کلی قابل تقسیم است؛ تقریبا 199 صفحه این کتاب به اسناد اختصاص دارد و کتاب در واقع سندمحور است. یعنی مجموعه اسناد کم نظیری را کنار هم گذاشته و چون چیزی در این زمینه تا کنون منتشر نشده، یعنی حداقل من ندیدم، از این حیث خیلی ارزشمند است. یعنی از یک عملیاتی این همه سند در اختیار ما باشد که ما بر مبنای سند، بتوانیم عملیات را فهم کنیم.
2- نکته اول؛ به نظر بنده کتاب از روشی که در مقدمه، در صفحه 6 ادعا شده که روش هئیت معارف جنگ است، پیروی نکرده است. اولاً معتقدم روش تحقیقاتی هیئت معارف جنگ، در مقایسه با سایر بخش هایی که به کار تاریخ نگاری جنگ اهتمام دارند، کاملتر است. من از ابتدا آثار ارتش را تقریباً خوانده ام. تلاش ساختارهای مختلفی را که در ارتش کار تاریخ نگاری را انجام می دهند، تقریبا رصد کرده ام و معتقدم تمام ساختارهای ارتش در مقایسه با سپاه، از نظر روش تاریخ نگاری عملکردشان انفعالی است و تنها بخش فعال و ابتکاری آن، هیئت معارف جنگ و کاری که شهید صیاد انجام داده، می باشد. یعنی این کار شهید صیاد که فرماندهان را به صحنه عملیات می برد و عملیات را بازخوانی و ثبت و ضبط می کردند، بسیار خلاقانه بود و ما هنوز هم شاهد چنین کاری نیستیم.
 بنابراین روشی را که دوستان در صفحه 6 کتاب به آن اشاره کرده اند، من این روش را قبول دارم و معتقدم که این روش برای تاریخ نگاری جنگ، بسیار مفید است. حتی از کار تاریخ شفاهی که سپاه انجام می دهد، ارزشمندتر و مفیدتر است. یعنی ما همه افراد درگیر یک عملیات را که زنده هستند، اگر قبول کنند، ببریم سر صحنه و در صحنه توضیح بدهند که چه شده است؟، به نظرم بسیار خلاقانه، کم نظیر و مستند است. به همین اعتبار، معتقدم که این کتاب از نظر روش، از این منطق تبعیت نکرده، بنابراین اگر نقصی وجود داشته باشد، نقصش به این دلیل است که این قوت ها را ندارد.
 3- نکته دوم؛ در مورد روش بررسی اسناد باید عرض کنم که؛ در صفحه 262 کتاب یک نکته ای نوشته شده که نشان می دهد چرا این عملیات مهم است و چرا به آن پرداخته شده است؟ من معتقدم که کتاب باید از نظر ساختار و شکل، از این منطق تبعیت می کرد. در آنجا نوشته شده است که؛ «عملیات الله اکبر اولین عملیات تعرضی موفقیت آمیز ارتش جمهوری اسلامی در سطح وسیع بود که در آن، عناصر دو لشگر زرهی حمله به هدف محدودی را طرح ریزی و اجرا کردند.» سپس به این موضوع اشاره شده است که؛ «عملیات با توجه به کسب تجربیات عملی در میدان های جنگ و استفاده از نکات موثر در پیروزی و شکست، طرح‌ریزی شد.» وقتی عملیات اولین عملیات پیروز، پس از گذشت هشت ماه از آغاز جنگ است و شاید ما به همین دلیل به آن پرداخته ایم، باید ساختار کتاب از این منطق تبعیت کند که من معتقدم اگر ضعف دیگری در این کتاب باشد، این است که شاخص قوت این عملیات، باید راهنمای این کتاب باشد که نیست.
4- نکته سوم؛ در مورد اسناد، بنظرم هیچ مشکلی وجود ندارد. اسناد در واقع، انعکاس آن چیزی است که در آن زمان بوده، یعنی می خواستند یک عملیاتی انجام بدهند، طراحی کردند، طرح نوشتند، مکتوبش کردند، و آنچه باقی مانده و در اختیار ما قرار دارد، مجموعه ای از اسناد است. وقتی این اسناد را خواندم، دیدم تمام مؤلفه های لازم برای شناخت شرایط جنگ و انجام عملیات، در این اسناد است. یعنی شرایط چه بوده است؟ در چه وضعیتی این عملیات انجام شده است؟ استعداد ما چه بوده است؟ استعداد دشمن چه بوده است؟ اهداف عملیات چه بوده است؟ عملیات چه گونه مرحله بندی شده است؟ موارد پشتیبانی چطور بود؟ نیروی احتیاط به چه ترتیبی بود؟ تمام این عناصر در لابه لای این اسناد وجود دارد، ولی یک نظم منطقی که این ها را کنار هم بگذارد، وجود ندارد.
5- نکته چهارم؛ در واقع به تجزیه و تحلیل کتاب برمی گردد و هیچ نسبتی با اسناد ندارد. یعنی بخش تجزیه و تحلیل راه خودش را رفته، اسناد هم جای خودش در قاب قرار گرفته است. انگار دو مسیر متفاوت وجود دارد. اسناد جای خودش را دارد که هیچ مشکلی ندارد. تجزیه و تحلیل هم راه خودش را می رود، یعنی در کل این تجزیه و تحلیلی که انجام شده، حتی در یک مورد هم استناد نمی کند. چه آنجا که می خواهد قوت ها رو بگوید – مثلاً با ارجاع به آن بخش از اسناد، نشان می دهد که ارتش در طراحی عملیات این موضوع را دیده- یا وقتی که می خواهد نقد بکند و ایرادی بر عملیات دارد، در ارزیابی ها به اسناد ارجاع داده نمی شود. یعنی ارتباط منطقی میان بخش اسناد و تجزیه و تحلیل وجود ندارد.
6- به نظر من یک اشکال دیگری در بخش تجزیه و تحلیل وجود دارد که به صورت مستقیم به این کتاب برنمی گردد. به این دلیل که سایر دوستان از جمله امیر بختیاری، امیر معین وزیری وقتی کتاب نوشتند، از همین روش پیروی کردند. یعنی اگر بخواهیم تفاوت تجزیه و تحلیل های عملیات نظامی ارتش با سپاه را بیان کنیم، بنظرم همین نکته است که می گویم. یعنی در آثار ارتش وقتی عملیات ها بررسی می شود، در پایان، عملیات را با ارجاع به اصول جنگ تجزیه و تحلیل می کنند. بنظرم استفاده از این روش تحت تاثیر «نظریه قانون شناختی» است که همپل در دهه 1940 میلادی طرح کرد و اکنون منسوخ شده است. برابر این نظریه پوزیتیویستی؛ همان گونه که طبیعت تابع قوانین است و با کشف آن می توان تغییرات را تبیین و پیش‌بینی کرد، در سایر حوزه ها نیز می توان با کشف قوانین و اصول، برای تبیین و پیش بینی استفاده کرد. مهمترین نقدی که بر این نظریه وارد است، این است که؛ با ارجاع به اصول، واقعیات محدود و تقلیل پیدا می کند. با این ملاحظه، در بخش تجزیه و تحلیل کتاب، با اینکه بعنوان مثال در ذیل اصل تمرکز قوا، یا هدف و غیره قرار است برخی موضوعات تجزیه و تحلیل شود، به سایر مسائل هم اشاره شده است. این مشکل به این دلیل است که کلیه مسائل و واقعیات، در ذیل یک یا چند اصل قابل جا گیری نیست.
با تشکر از زمانی که در اختیار من بود این ها نکاتی بود که خدمتان گفتم.
بخش دوم
سردار درودیان : با توجه به مباحثی که از سوی ناشر محترم و جناب سرهنگ سجادی ناقد محترم بیان شد، دو تا پیشنهاد اصلاحی برای کتاب دارم:
1-    بنظرم کتاب خوبی از سوی مرحوم سرهنگ یعقوبی تهیه شده است و بهتر است که ما به ساختار و متن آن دست نزنیم. عنوان کتاب را که آن مرحوم نگذاشته است، بعدها انتخاب شده و با توجه به متن کتاب، به این شکل اصلاح شود؛ «عملیات الله اکبر در اسناد ارتش»
2-    با توضیحاتی که امیر بختیاری درباره نقش مرحوم یعقوبی در تاریخنگاری جنگ در ارتش فرمودند، اگر به من بگویند امروز چه چیزی را از این جلسه یاد گرفته ام، غیر از اینکه فرصتی بود که خدمت دوستان رسیدیم، یک شناحتی از آقای یعقوب حسینی حاصل شد که این شناخت اگر من در این جلسه نمی آمدم، برای من حاصل نمی شد و آن این که در تاریخ نگاری جنگ ارتش، مرحوم یعقوب حسینی و کتابهایش یک چیز و سایر آثار دیگران چیز دیگری است. اگر این برداشت درست باشد، مناسب است یک کتابشناسی از مرحوم یعقوب حسینی تهیه شود تا مشخص بشود ایشان صاحب چه اندیشه و نظری بود؟ حسینی چه نوشته است و چه می گوید؟ چون این تمایز را من کاملاً حس می‌کنم. آقای حسینی کتاب هایش روش دارد، سبک دارد ولو این که در جایی به این موضوعات اشاره نکرده است. ولی تفکر خیلی منسجمی داشته است. تحلیل هایش و مسایلی که می گوید، قوائدی در ذهن دارد. یعنی یک پیش فرض هایی داشته، یک فهمی از جنگ و اصولش دارد و مطالعات دارد. بنابراین ما می توانیم با تجلیل از مرحوم حسینی، یک دانشجوی جوان و پژوهشگر را که روش شناسی خوانده باشد، انتخاب کنیم که با حوصله بنشیند، کل آثار ایشان را بررسی کند.

مدیدریت سایت

منبع:نوار پیاده شده سخنرانی که توسط سخنران ویرایش شده

انتهای مطلب


 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده