4 آبان 1359 خاطره تلخ اشغال خرمشهر توسط متجاوزین بعثی
مروری بر 34 روز مقاومت دلیر مردان مدافع خرمشهر حماسۀ آزادسازی خرمشهر بر لوحۀ دل و جان هر ایرانی نقش بسته، اما تا کنون کمتر به موضوع سقوط خرمشهر پرداخته شده است. رشادت ها و رنج های رزمندگان اسلام در حین سقوط خرمشهر و 34 روز مقاومت جانانۀ آنان کمتر در رسانه ها منتشر شده است.

"حماسۀ جاوید" کتابی است از ناخدا یکم عباس خیرخواه که از سوی دفتر پژوهش های نظری و مطالعات راهبردی نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران منتشر شده است. آنچه در زیر می خوانید خلاصه ای از قسمت هایی از این کتاب است که به وقایع هفتۀ آخر از 34 روز مقاومت نیروهای اسلام در خرمشهر می پردازد.نیروهای عراقی طی سه روز یعنی روزهای بیست ونهم و سی ام مهر و اول آبان آتش سنگین و مداومی را روی خرمشهر فرو می ریزد تا دیگر هیچ موجود زنده ای در آن باقی نمانده باشد. در این روزها تعدادی از دلاوران نیروی دریایی که هنوز نتوانسته بودند دل از خرمشهر بکنند، از جمله مهناوی یکم تکاور غلام حسین زارع مؤیدی و مهناوی یکم احمد ارجمند به شهادت می رسند.
در روز بیست و نهم مهرماه، فرماندهی نیروی رزمی 421 به منظور حمل هرچه سریع تر وسایل و تجهیزات و مهمات از بندر امام به آبادان و پیشتیبانی آن منطقه امریه ای مبنی بر اعزام کلیه هواناوهای آماده مستقر در پایگاه خارک به بندر امام صادر می کند. همچنین نیروی رزمی 421 در پاسخ پست فرماندهی مبنی بر درخواست ستاد هماهنگی بهداری ها برای تخلیه مجروحین اعلام می کند هواناوها و بالگردهای نداجا با تمام توان مشغول انجام این مأموریت هستند.
در روز سی ام مهر فعالیت جنگنده های نیروی هوایی در صحنه عملیات به ویژه در منطقه اروند چشمگیر بود و موجب خسارات و تلفاتی به دشمن گردید. متقابلاً هواپیماهای دشمن هم به تأسیسات پتروشیمی حمله کردند که ضد هوایی توانست یک فروند از آنها را سرنگون کند.
فرماندهی منطقه عملیات آبادان- خرمشهر هم طی گزارشی اعلام می کند: آبادان و خرمشهر در محاصره نیروهای دشمن است. در خرمشهر هنوز جنگ تن به تن ادامه دارد و شهر زیر گلوله باران دشمن می باشد و تلفات بسیار زیادی بر جای مانده، اما هنوز پل خرمشهر دست نیروهای خودی است.
منطقه سوم دریایی خرمشهر در تاریخ اول آبان وضعیت را چنین گزارش می کند: در خرمشهر هنوز جنگ خانه به خانه به شدت جریان داد. دشمن مواضع تانک خود را در جاده کمربندی ایجاد کرده و به پل خرمشهر نزدیک تر شده است.
طرح نهایی هجوم نیروهای عراقی از اولین ساعات بامداد روز دوم آبان به اجرا درآمد. در این طرح تیپ 112 مرزی عراق وارد منطقه می شود و ماموریت پیدا می کند که در مناطق اشغالی و تصرف شده، پشت نیروهای پیشرو مستقر شود. همچنین نیروهایی از جییش الشعبی و گارد مرزی به منطقه خرمشهر وارد شده بودند و به سایر قوایی که در انجا مستقر بودند پیوستند تا در این هجوم گشترده شرکت نمایند. رزمندگان و مدافعان شهر در مسیرهای اصلی از جاده کمربندی تا فلکه فرمانداری مستقر می شوند تا با آنچه در اختیار و توان دارند در برابر هجوم دشمن ایستادگی و از پیشروی آنها جلوگیری کنند. تعداد نیروهای مدافع به حداقل ممکن رسیده بود اما حتی آتش پشتیبانی وجود نداشت که از همین تعداد معدود مدافع پشتیبانی کند. مهمات آنها رو به اتمام بود و علی رغم اینکه با بی سیم در خواست مهمات می کنند اما کسی این نیاز ضروری و حیاتی آنها را تامین نمی کند و چند نفر از مدافعان به شهادت می رسند.

در بعد از ظهر روز دوم آبان یگان های پیاده و زرهی عراق پل را زیر آتش گرفتند و این گونه ارتباط رزمندگان را با نیروهای پشتیبانی در جزیره آبادان قطع کردند و همان مهمات نا چیزی هم که از آن طریق برای رزمندگان ارسال می شد، دیگر تأمین نگردید و ارسال آن غیر ممکن شد. آخرین مقاومت ها بر اثر خستگی و فرسودگی و نبود مهمّات در حال از بین رفتن بود. در این روز پایگاه دریایی خرمشهر اعلام نمود: شهر خرمشهر از سه طرف زیر شدیدترین آتش توپخانه است و اگر سریعاً اقدام نشود سقوط خرمشهر و به شهادت رسیدن نیروهای خودی حتمی است.
فرماندهی اروند در روز سوم آبان ماه با توجه به شرایط حساس به وجود آمده، تصمیم گرفت از یگان های تحت امر خود که مرکب از تمام سازمان ها و نهادها بود وسه روز قبل از شهرهای شیراز،اصفهان، تهران و مشهد به ماهشهر اعزام شده بودند،استفاده و حمله ای را سازماندهی کند تا بتوانند دشمن را از شرق کارون به عقب برانند که متأسفانه به علت ضعف اطلاعات از موقعیت دشمن و عدم آمادگی یگان های حمله کننده،هماهنگ نبودن آنها وبرتری مطلق غیر قابل انکار دشمن از نظر توان رزمی، این حمله نا موفق بود.

در ابتدای حمله، نیروهای خودی پیشروی نموده و نیروهای عراقی را کمی به عقب راندند و عملیات به خوبی پیش می رفت. اما با توجه به اینکه جنگ در بیابان های گرم ئ سوزان باید انجام می گرفت، ظهر همان روز نیروهای خودی که از تشنگی و گرسنگی و گرمای طاقت فرسای خورسید به جان آمده بودند و در رنج و عذاب به سر می بردند، فقدان ماشین آلات مهندسی و همچنین خاکریز و سنگر به شدت آنها را آسیب پذیر و جان آنها را تهدید می کرد. ولی فرماندهان این ریسک را پذیرفتند و آخرین تلاش و توانشان را به کار گرفتند و با عزمی راسخ و درخور تحسین و ایمانی قوی جنگیدند و جان فشانی کردند.
سرانجام آخرین طرح عملیاتی عراقی ها مورد اجرا گذاشته می شود و طی آن تهاجم سنگین و گسترده ای با پشتیبان حجم وسیعی از آتش سلاح های سنگین شروع می کنند و بر سر راهشان تعدادی از نیروهای ارتشی از جمله سروان شریعتی که یکی از افسران پادگان دژ بود، به همراه بیست و پنج نفر از سربازانی که دوشادوش او مبارزه می کردند را به شهادت می رسانند و تعدادی را به اسارت در می آورند.
در جریان این نبرد دشمن با به کارگیری حداقل پنج گردان از نیروهای کماندویی و نیروی مخصوی و پیاده با یک گروهان تانک و آتشبارهای متعدد و توپخانه و خمپاره انداز، سرانجام خود را به ساختمان فرمانداری خرمشهر می رسانند و بر پل خرمشهر مسلط می شوند و هر جنبده ای را بر روی پل مورد هدف قرار می دهند. از جمله، ماشینی که تعداد زیادی مجروح حمل می کرد، قبل از رسیدن به بالای پل مورد هدف قرار می دهند و با انفجار باک بنزین، راننده و تمام مجروحان زنده زنده در آتش می سوزند.
با توجه به خبرگزاری عراق مبنی بر سقوط خرمشهر و تلگراف ابوشهید به صدام حسین در این خصوص که فرمانداری و پل را در اختیار گرفته اند، تلاش رزمندگان برای ضربه زدن به نیروهای مهاجم بی اثر نمی ماند و در اوایل شب موفق می شوند مهاجمان را از فرمانداری دور و مجدداً بر پل تسلط پیدا کنند. اما این واقعیت چند ساعتی بیشتر به طول نمی انجامد و مجددا دشمن در اواخر شب فرمانداری را به تصرف خود در می آورد و بر پل تسلط کامل پیدا می کند.

آخرین گزارش ستاد اروند در روز چهارم آبان چنین اعلام می شود. نیروهای خودی در پشت پل خرمشهر و در قسمت آبادان مستقر شده اند و به حفاظت از پل برای جلوگیری از حرکت دشمن به سوی آبادان به کارگرفته شدند. آتشبارهای موجود به علت دور بودن از خرمشهر روی شهر آتش ندارند و فقط در جبهه های شرقی آبادان اجرای آتش می کنند. بقیه نیروهای نظامی به علت حضور مستمر در جبهه روحیه پاییتی داشتند و کارآیی رزمی خود را از دست داده اند. در خرمشهر دیگر نیروی نظامی وجود ندارد. امروز صبح در یک مرحله هواپیماهای خودی فلکه فرمانداری خرمشهر را بمباران کردند. نیروهای دشمن در جبهه خرمشهر به تمام شهر تسلط پیدا کردند و پل خرمشهر را نیز در اختیار گرفته اند.
گزارش فرمانده عراقی ها هم در روز چهارم آبان حکایت از سقوط قطعی خرمشهر داشت و چنین گزارش داده بود: بیمارستان واقع در کنار رودخانه کارون و کارخانه نباتی به اشغال ما درآمد و مقاومت ها نیز در داخل شهر پایان یافت.

در واقع روز چهارم آبان 1359، روز سقوط کامل خرمشهر بود و در گیری های روز سوم و چهارم آبان به صورت جنگ تن به تن با شدت و حدت و ایثار و جانفشانی رزمندگان و تکاوران نیروی دریایی ادامه داشت. نیروی دریای یکی دیگر از دلاوران دریادل خود به نام عبدالرزاق دریس را از دست می دهد و او به فیض شهادت نایل می آید و به این ترتیب حماسه همیشه جاوید خرمشهر تا روز چهارم آبان که مدت سی و چهار روز ادامه داشت، با اشغال خرمشهر توسط نیروهای متجاوز پایان می پذیرد و خاطره تلخ و ناگوار و جانگداز این روز در خاطره همه ایرانیان مهین دوست و وطن پرست به جا می ماند.

 

منبع: کتاب حماسه جاوید، ناخدایکم عباس خیرخواه ، دفتر پژوهش های نظری و مطالعات راهبردی نداجا
 

انتهای مطلب


 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده