دفاع مقدس هشت ساله؛ نبردهای کلاسیک یا جنگ انقلابی؟
در پاسخ به پرسش امیر سرتیپ دوم مسعود بختیاری در خصوص نوع جنگ در دوران دفاع مقدس، امیر سرتیپ دوم رحمان اکبر آبادی مطلب زیر را ارسال کرده است که توجه بازدید کنندگان محترم سایت را به آن جلب می کنیم: بعضی از فرماندهان و مسئولین دوران دفاع مقدس در بیانات شفاهی و بعضاً کتبی خود، مدعی هستند؛ تا زمانی که جنگ به صورت متعارف و کلاسیک اداره می گردید، جز شکست و ناکامی چیزی عاید ایران نشد و فقط زمانی که ایده جنگ انقلابی بر نیروهای مسلح حاکم گردید، پیروزیهای بزرگی به دست آمد.

رویکرد «معرفت شناسانه» به دوران دفاع مقدس، یکی از مصادیق بارز بیان حقایق و مستندات جنگ با حفظ امانت و صداقت است زیرا با تبیین چنین رویکردی از جنگ، مردم ایران با شناخت و آگاهی از سرگذشت مشترک، هویتشان را منسجم تر و با الگوهای تاریخی، اتفاقات، پایداری، مقاومت، تهور، سلحشوری و دشمن ستیزی را از اسلاف خود به ذهن می سپارند و در طول قرون و اعصار به عنوان گنجینه ای غنی که سرشار از اقتدار و افتخار ملت ایران می باشد، حفظ و به آن می بالند، زیرا جنگ ویرانگر و از نفرت انگیزترین پدیده های اجتماعی و بدترین حلقه بی خردی است. آیا می توان تمامی جنگ ها را زشت، بد و ناشایست تلقی نمود؟ قطعا پاسخ منفی است، زیرا آنجائی که جنگ بواسطه آموزه های عمیق دینی و احساسات پاک میهنی جنبه دفاع مشروع می گیرد، نه تنها مذموم و زشت نیست، بلکه موجه و اصولی تلقی میگردد. زیرا بر مبنای آیات متعدد قرآن (آیه 190 سوره بقره) تعدی و تجاوز به حقوق دیگران بد تلقی گردیده و دفاع مشروع ممدوح وپسندیده اعلام گردیده است .

حال این حادثه عظیم تاریخ کشور که موجب فخر و مباهات نسل حال و آینده می باشد به چه بهانه و قیمتی مورد تحریف و تحلیل ناصواب بعضی از فرماندهان و مسئولین قرار می گیرد؟ به تعبیر فرمانده معظم کل قوا، دفاع مقدس به ما آبرو داد، پسندیده نیست این آبرو و عزت به راحتی و با تحریف حقایق مسلم دفاع مقدس مخدوش گردد.

آیا نگاه قشری، گروهی و سطحی به جنگ تحمیلی و پر رنگ کردن نقش دیگران و کم تاثیر جلوه دادن گروه دیگر در جنگ، حاصل بی اخلاقی و بی انصافی نیست؟
آیا مطرح کردن خود و غیر موجه دانستن و تخریب دیگران را جزء موازین انسانی و اسلامی می دانند؟
برای رسیدن به پاسخ مناسب، ضروری است ابتدا به تعاریف جنگ کلاسیک وانقلابی اشاره شود تا رابطه معنادار جنگهای کلاسیک و انقلابی از هم تشخیص داده شود و بررسی؛ آیا در ادبیات و اصطلاحات نظامی، جنگ انقلابی ادعا شده متناسب با عملیات های دوران دفاع مقدس می باشد؟ زیرا زمانی در یک حوزه تخصصی، کارشناسان به نقد و اظهار نظر می پردازند بایستی به تمامی اجزاء و ارکان و اطلاعات درون سازمانی آن حوزه اشرافیت داشته باشند، نه اینکه از مباحث و اصطلاحات استفاده تبلیغی و ابزاری بعمل آورند. زیرا تعداد قابل ملاحظه ای از مخاطبین این بحث که از اطلاعات و تخصص کافی در این حوزه برخوردار نیستند، نسبت به مقاطعی از دوران جنگ برداشتهای غیر واقعی خواهند داشت.
تعریف جنگ کلاسیک: به گونه ای از جنگ گفته می شود که در آن از جنگ افزارهای متعارف نظامی و تاکتیک های تعریف شده، معین و مشخص نظامی استفاده شده و میان دو یا چند کشور صورت می گیرد. رویارویی دو طرف در جنگ کلاسیک باز بوده و نیروهای آنها تعریف شده هستند، ساختار ارتشی که به جنگ منظم دست می زند از دو بخش صف و ستاد تشکیل شده است، ستاد مسئول طرح ریزی، برنامه ریزی و نظارت بر اجرای دستورات است و صف بخش اجرایی و عملیاتی را برعهده دارد.

انواع جنگ انقلابی: شامل : الف – جنگ انقلابی داخلی     ب – جنگ انقلابی خارجی

الف – جنگ انقلابی داخلی: این نوع جنگ عموماً بین نیروهای انقلابی از یک طرف و قدرت حاکم از طرف دیگر صورت می گیرد، اهداف نیروهای مبارز، تضعیف حکومت و در نهایت واژگونی رژیم سیاسی حاکم است که به روشهای مختلف سیاسی، تبلیغاتی و نظامی صورت می پذیرد.
ب – جنگ انقلابی خارجی: در این جنگ انقلابیون علیه دولت های استعمارگر و حامی رژیم سیاسی حاکم می جنگند و با تقویت احساسات ملی گرایانه و آزادی خواهی به بسیج نیروهای مردم دست می زنند. این نوع مبارزه را مبارزه آزادیبخش یا جنگ رهایی بخش نیز می گویند.
از محتویات تعاریف دو نوع جنگ کلاسیک و انقلابی چنین نتیجه می گیریم که بکار بردن واژه جنگ انقلابی در دفاع مقدس بویژه سال اول و دوم جنگ کاملا اشتباه بوده وهیچ مناسبت و مشابهت در ساختار، ایده، تدبیر و عملکرد نداشته، واین گونه تعابیر سلیقه ای از جنگ انقلابی و جایگزین کردن آن با جنگ کلاسیک مردود است.
بنا بر این بکار بردن واژه های جنگ انقلابی و دفاع فعال در جنگ هشت ساله، حاصل تفکرات ذهنی بر گرفته از تحلیل سطحی بدون پشتوانه علوم، اصول و فنون نظامی بوده و تنها می تواند به عنوان جملاتی مطرح گردد که مورد وثوق مردم غیر نظامی باشد و در ادبیات نظامی جایگاهی ندارد.
اکثر عملیات های دوران دفاع مقدس دارای قاعده و قواره جنگ کلاسیک بودند و این موضوع بر هیچ کارشناس نظامی پوشیده نیست، چنانچه منظور از انجام جنگ انقلابی در دوران دفاع مقدس عدم رعایت اصول و قواعد جنگ و تغییر دکترین عملیاتی باشد (از محتوای سئوال چنین استنباط می گردد). با این تعابیر که جنگ انقلابی را روشی کارآمد و جنگ کلاسیک را نا کارآمد تلقی نمایند، یعنی سازماندهی، طرح ریزی، تدبیر و راهکنش و راهبرد نظامی در عملیات ها را غیر موجه دانستن در هیچ یک از نبردهای گذشته سابقه نداشته و بدون تردید این گونه تحلیل و تفکر ناصواب بدور از وجاهت منطقی، اصول، قواعد و قواره های جنگ در ارتش ها و اندیشه های نظامی می باشد.
هیچ یک از کارشناسان و فرماندهان نظامی دفاع مقدس چنین ادعایی ندارند که تمامی عملیات های آفندی و پدافندی، دوران دفاع مقدس با کلیه اصول و قواعد و اقدامات کنترلی مطابقت داشته و همه آنها رعایت گردیده باشد زیرا با توجه به شرایط جغرافیایی و جوی، توانمندی دشمن، اوضاع متغیر جبهه های نبرد، توانمندی طرح ریزی و اجرایی یگان های خودی و بسیاری از متغیرهای تاثیرگذار، احتمال تقلیل و حذف بعضی از قواعد و بازی جنگ در پاره ای از عملیات ها متصور بوده ولی با این تفکر که ماهیت آفندی و پدافندی ما روشی جدید و بدور از چهار چوب یک عملیات کلاسیک باشد، پسندیده نیست و گاهی اوقات مشاهده میگردد در رابطه با عملکرد رزمندگان ایرانی در دفاع مقدس کسانی به قضاوت و داوری نشسته اند که فاقد علم و اندیشه نظامی و قدرت تحلیل درست میباشند.
در جنگ کلاسیک، تمامی عملیات های بزرگ و کوچک دارای پیشینه ای روشن از طرح ریزی، سازماندهی و رعایت بخش قابل ملاحظه ای از اقدامات کنترلی و هماهنگی بی وقفه بین حوزهای مختلف شرکت کننده در نبرد می باشند. به عنوان مثال در نبردهای بزرگ فتح المبین و بیت المقدس و … که گستره منطقه نبرد بیش از 6000 کیلومترمربع و تعداد بیش از 180هزار نفر رزمنده در تخصص های گوناگون در منطقه عملیاتی به سبب الزامات راهکنشی به دشمن نزدیک و دور می گردیدند، چنانچه اقدامات کنترلی و هدایت مستمر توسط فرماندهان صحنه نبرد کنترل و نظارت نمی گردید، قطعا یگان ها دچار هزیمت و شکست می شدند. بنابراین اطلاق جنگ انقلابی به نبرد های دفاع مقدس هیچ گونه وجاهت راهکنشی و منطقی ندارد بلکه بهتر است این حرکت ارزشمند مردم ایران در دفاع از کشورشان را نوعی شور و حال انقلابی آمیخته با ایثار و تهور وشجاعت در مقابله با دشمن بدانیم که تحت آموزش و نظارت نیروهای مسلح آموزش دیده قرار گرفتند و با بهره گیری از امکانات، سلاح و تجهیزات ارتش، خالق حماسه های بی بدیلی در جنگ شدند، چنانکه سپهبد شهید صیاد شیرازی با نبوغ و تدبیر ارزشمند خود نیروهای مردمی با نیروهای منظم آموزش دیده را ترکیب کرد و آن را ترکیب مقدس نامید.

جنگ را همان گونه ای که بوده بشناسیم زیرا دفاع مقدس همانند سایر پدیده های سیاسی – نظامی بشری، دارای پیچیدگی و فراز و فرودهای خاصی می باشد، پر از تجربه های تلخ شیرین، شکست و پیروزی، ضعف و قوت و احساس و عقل و تصمیم گیریهای درست و نادرست است، البته به میزانی که حسابگری وعقلانیت و تدبیر در دفاع مقدس مطرح بوده، در کنار آن اقدامات احساسی و شهامت نیز حضور داشته و این شور و حال جهادی و تعصب قابل ملاحظه ایرانی مسلمان در دشمن ستیزی و مبارزه با اشغالگران در صفحات تاریخ ثبت است و بر هیچ کسی پوشیده نیست و می توان اوج این قدرت ملی و انسجام و وحدت و اراده مردم ایران را در دفاع مقدس مشاهده نمود، مصداق اشعار فوق:

سبزیم که از نسل بهاران هستیم موجیم که از تبار یاران هستیم
ننگ است به ما تن به مذلت دادن چون وارث خون سربداران هستیم

********

ولی آیا کسانی که به عنوان کارشناس نظامی و کسی که جنگ 8 ساله را از نزدیک لمس و درک نموده و امروز با گذر زمان مقاطع و مراحلی از آن دوران را با شرایط و منطق امروز مقایسه و بعضاً تحلیل و (محاکمه) می کنند، اگر امروز دچار جنگ و حادثه ای مشابه شویم، با همان ایده و تفکر به جنگ نگاه می کنند؟ اگر چنین است و جنگهای کلاسیک و متعارف را نا کارآمد تلقی می کنند، پس چگونه این منتقدین، امروز تمامی ساختارهای سازمانی، یگانی، آموزشی، تدابیر، رزمایش ها و مراکز آموزش عالی و سطوح بالاتر را ضروری می دانند.
قطعا این گونه قضاوت امروزی در رابطه با اتفاقات و حوادث روزها و ماه های سال اول و دوم جنگ تحمیلی هیچ گونه وجاهت منطقی و راهکنشی ندارد زیرا آنانی که تاریخ را تحریف، اغماض و یا تحلیل نادرست می کنند محکوم به تکرار هستند.
حضور بخش عظیمی از جوانان و مردم سلحشور ایران، با انگیزه قوی دینی و میهنی برای مبارزه و شکست دشمن را می توان نوعی همگرایی، اوج وحدت ملی، دشمن ستیزی، آستانه تحمل مردم ایران در بحران ها و تبعیت محض از رهبری امام خمینی (ره) به عنوان فرمانده کل قوا و مرجع دینی تلقی نمود که قطعا نتایج درخشانی به همراه داشت، زیرا آن ها با شور و حال وصف ناپذیری به جبهه های جنگ اعزام و در کنار نیروهای ارتش و سپاه سازماندهی و در چهارچوب عملیات های کلاسیک در رزم شرکت نمودند.
اگر ما جنگ را فقط با تاثیر محض افراد پیاده نظام و تفنگ دار تلقی کنیم و سایر مولفه های تاثیرگذار و پشتیبانی کننده نبرد را نادیده فرض نماییم، نگاه و تحلیل سطحی و به دور از علم و آگاهی نظامی به قضیه خواهیم داشت، در صورتی که نبردهای آفندی و پدافندی دارای بخش های مهم و مرتبط با یکدیگر بوده و بایستی تمامی عناصر و ساختارهای تاثیرگذار در نبردها لحاظ گردد و نقش آنان به عنوان حوزه های پشتیبانی عمومی و پشتیبانی مستقیم و معین یگان های عمل کننده مورد بررسی و قضاوت قرار گیرد.

نتیجه:
1- بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به دلایل روشن و طبیعی و گاهی با دسیسه مغرضان و بدخواهان، به علت کاهش مدت خدمت سربازی به 12 ماه و سایر تلفات اداری از قبیل اخراج، بازخریدی، بازنشستگی زود هنگام، فرار، اعدام و انتقالات نا بجا و غیر اصولی، ارتش 450 هزار نفری به 230 هزارنفر تقلیل یافته و نیروهای سه گانه آجا خصوصا نزاجا در عین درگیر بودن با انبوهی از مشکلات درون و برون سازمانی (کسری سازمان نیروی انسانی، ضعف آموزش و انضباط ، عدم تعمیر و نگهداری سلاح و تجهیزات، تزلزل و بی ثباتی در فرماندهی و …. ) و پراکندگی نیروها در گستره استان های مرزی با عراق و سایر نقاط بحرانی، بعد از 19 ماه از پیروزی انقلاب، وارد جنگ با عراق گردید.
ارتش، ابتدا با امکانات موجود در مرزهای جنوبی، غربی و شمالغرب اقدام به متوقف کردن دشمن، جلوگیری از نفوذ بیشتر و تثبیت ارتش بعث عراق در داخل خاک ایران نمود و هم زمان و بدون فوت وقت با غلبه بر مشکلات و نابسامانی های سازمانی و ساختاری مرتبط با خود، با تاسی از آموزه های دینی و تعصب ملی تک های محدودی را به منظور ایراد تلفات و ضایعات، تضعیف روحیه افراد و نیز بر هم زدن نظم و آرایش قوای دشمن علیه وی اجرا کرد.

2- در طول یک سال اول جنگ، از 1359/6/31 تا 1360/7/1، تعداد 26 تک محدود آفندی در سراسر جبهه های نبرد توسط رزمندگان ایرانی با محوریت نزاجا 4و پشتیبانی هوایی نهاجا در مرزهای زمینی و عملیات ارزشمند نداجا در آبهای خلیج فارس اجرا گردید که طی این عملیات ها تعداد 3677 نفر عراقی به اسارت و بیش از 8000 نفر کشته و مجروح و بخشی از سلاح و تحهیزات دشمن منهدم و یا به غنیمت گرفته شد . با توجه به برتری توان رزمی دشمن در آن مقطع، می توان اذعان داشت که با محوریت نزاجا و کمک نیرو های سپاه و مردمی با اجرای نبردهای کلاسیک متعارف در مقیاس تک های محدود، سه بخش از دکترین آفندی (پیدا کنید ، تثبیت کنید و رزم کنید) تا آن زمان اجرا گردید .

3 – از تاریخ 5 / 7 / 1360 تا 3 / 3 / 1361 به مدت هشت ماه، چهار عملیات بزرگ و سرنوشت ساز جنگ (عملیاتهای : ثامن الا ئمه ، طریق القدس ، فتح المبین و بیت المقدس) اجرا گردید. با مطالعه اسناد و مدارک ، برای تمامی کارشناسان نظامی مبرهن است که در تمامی مراحل شناسایی، طرح ریزی و هدایت عملیات های فوق، اصول و قواعد و مو لفه های یک جنگ کلاسیک و متعارف در طرح ها و دستورات رزمی در اجرای مانور جبهه ای و احاطه ای در قالب تک های شبانه توام با غافلگیری، پشتیبانی آتش مداوم و دقیق ا نواع توپخانه ها ، بالگردها ، هواپیما های جنگنده ، ارتباطات ، مهندسی رزمی و …. به و ضوح اجرا گردید .

4 – به گواه اسناد و مدارک ، بدون تردید می توان گفت نیمی از دستاوردهایهشت سال دفاع مقدس، در این چهار عملیات ودر مدت هشت ماه حاصل گردید (( بیش از 35 هزار اسیر از 72113 نفر اسیر عراقی، کشته و زخمی شدن بیش از 60 هزارنفر و انهدا م وغنیمت تعداد قابل ملاحظه ای از سلاح وتجهیزات و آزاد سازی بیش از 8500 کیلومتر مربع از حدود 15000 کیلومتر مربع از مناطق اشغال شده توسط ارتش بعث عراق و تغییر رویکرد سیاسی کشورهای منطقه و جهان به جمهوری اسلامی ایران و ارتقاء روحیه نیروهای مسلح و مردم ایران در باز پس گیری با قیما نده سر زمینهای اشغالی و… ))

آیا چنین دستاوردهای ارزشمند و بزرگ نطامی در یک مقطع کوتاه ، تنها با یک حرکت و شور واحساسی محض فارغ از رعایت اصول و قواعد در بکار گیری روشها ، تکنیک وتاکتیک ها ، سلاح و تجهیزات از جنس همان دشمن که با حمایت های بی حد کشور های منطقه و استکباری پشتیبانی می گردید میسر بود ؟ البته در تمامی دوران جنگ تحمیلی در کنار قواعد و روشهای پذیرفته شده نظامی شور ، احساس ،تهور و سلحشوری وجود داشت و هیچ کسی منکر آن نیست ، زیرا این صفات پسندیده و دشمن ستیزی در همه رزمندگان نهادینه گردیده بود ، بنابراین می توان اذعان داشت که رزمندگان ایرانی در تمامی دوران دفاع مقدس عا قلانه تدبیر نمودند و عا شقا نه عمل کردند.
چنانچه این عده از فرماندهان و مسئو لین دستاوردهای بزرگ این عملیات ها و سایر عملیات های جنگ را بر گرفته از تفکر جنگ انقلابی که هیچ سنخیتی با شیوه نبرد رزمندگان ایرانی ندا شت } دانسته و اصول و قواعد جنگ کلاسیک را بی تاثیر و ناکار آمد می دانند ، چگونه در تشریح عملیات ها و تبیین آنها در کتب و نوشتارهای خود متوسل به رعایت بسیاری از اصول و قواعد شده و امروز در تعمیم و نشر چنین مطالبی جدی هستند ؟ !!! هر چند نگارنده بر مبنای تعاریف ارائه شده و تجربه شرکت در عملیات های متعدد به ادعای چنین منتقدانی که { جنگ انقلابی } در آن مقطع دفاع مقدس به عنوان روشی کا ر آمدتر از جنگ کلاسیک می دانند، اعتقادی ندارم و به کار بردن واژه جنگ انقلابی در محیط و جغرافیای دفاع مقدس با اصل موضوع منافات دارد و ادعای چنین تفکری را نشات گرفته از تحلیل سطحی بدون پشتوانه علمی و عدم احاطه بر مباحث راهکنشی می دانم .

والسلام : 12 / 6 / 1394
منابع :
1 – دایره المعارف ویکی پدیا و سایر منابع و کتب نظامی
2 – جامعه شناسی جنگ و نیرو های نظامی ( دکتر مهدی ادیبی سده ، ص 43 )
3 – بر گرفته از سخنان یکی از فرماندهان در همایش دفاع مقدس اذر بایجان غربی در مهر ماه 93
4 – جنگ تحمیلی فرصتی برای احیای عزت و شرف ایران اسلامی ( نویسندگان ، باقری وعسگری ص65)
 

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده