محاسبات غلط دولت موقت در پیش بینی جنگ تحمیلی
اجتناب پذیری جنگ! تردیدی وجود ندارد که ماه های اولیه پس از پیروزی انقلاب اسلامی، در بررسی چرایی و چگونگی وقوع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، دورانی بسیار حساس و در عین حال بحث برانگیز است.

این دوره از تاریخ جمهوری اسلامی، برهه ای است که دولت موقت به ریاست مهندس مهدی بازرگان ایجاد شد و کابینه ای که بدنه اصلی آن را اعضای نهضت آزادی و جبهه ملی تشکیل می دادند که در اصطلاح و گفتمان دهه اول انقلاب، از آنها با عنوان لیبرال یاد می شــود.

در میان بحثها و تحلیل هایی که در ارتباط با دولت موقت و رابطه آن با جنگ عراق علیه ایران مطرح می شود، نظریه ای است که اعتقاد دارد، در صورت عدم استعفای دولت موقت و ادامه رویه دستگاه دیپلماسی کابینه مهندس بازرگان، امکان جلوگیری از جنگ خانمان سوز 8ساله وجود داشت.

تحرکات قابل پیش بینی تحلیــل کارآمدی دیپلماســی دولت موقت در جلوگیــری از جنــگ تحمیلی از ســوی بازماندگان دولت موقت و اعضــا و هواداران نهضــت آزادی مطــرح می شــود و درواقع، موضــوع اجتناب ناپذیــری جنــگ را مورد نقد قرار می دهد و بر این باور اســت که تداوم سیاســت های دولــت بــازرگان در رابطه با حکومت بعث عراق، جنــگ را اجتناب پذیر می‌‏کرد و از این رهگذر، کشــور از خسارات و لطمات جبران ناپذیر جنگ تحمیلی مصون می ماند. نمونــه مصداقی این نــوع تحلیل، گفت وگوی درج شــده در شماره58 ماهنامه ایران فردا است. در نشــریه اشاره شده، متنی باعنوان « داســتان جنگ را دوباره بخوانیم« به چاپ رســیده که این مطلب گفت وگویی با منوچهر پارسادوست است. در ایــن گفت وگــو موضوعاتــی نظیــر اجتناب ناپذیری جنگ، تأثیر تسخیر سفارت آمریکا در آغاز جنگ ایــران و عراق، وضعیت دفاعی ایــران و عــراق و… مــورد بحث قرار گرفته است. شــاه ‌‌بیت و ترجیع بند تکراری این گفت وگو، در یک جمله خلاصه می شود، اینکه می بایســت رویــه دولت بــازرگان در ارتبــاط با دولــت عراق تــدوام می یافت. پارسادوســت، بــا مفــروض قلمدادکردن موفقیت سیاســت خارجی دولــت موقت، تاکید می کند که « دولت ایران که در آن زمان با دشــواری هایی در داخل کشور روبه رو بود، می بایســت با عراق به مذاکــره می پرداخت یا حداقل سیاســت مذاکره یزدی با رهبران عراق را پس از اســتعفای دولت بازرگان ادامه میداد.«
نظرات دیگری مشابه نظر پارسادوست وجود دارد که با الفاظ و تعبیرات مختلف، سعی دارند القا کنند استعفای دولت موقت، که بلافاصله پس از تسخیر ســفارت آمریکا انجام گرفت، جنگ ایــران و عــراق را اجتناب ناپذیر کرده بود، وگرنه تا زمانی که دولت موقت بر سر کار بود، روابط ایران و عراق در مســیری منطقی پیگیری می شــد و مشــاجرات و اختلافات موجود، هیچگاه به جنگ منتهی نمی شد. این تحلیل ها درحالی اظهار می شود که برخی تحلیل گران و ازجملــه اعضای نهضت آزادی معتقدنــد، از همان ابتدای پیــروزی انقلاب اســلامی، رژیم بعث درصدد حملــه به ایران بوده اســت و تــدارک می دیــده و تحرکاتی داشــته اســت و حمله نظامی به ایران بعد از پیروزی انقلاب قابل پیش بینی بود.
آنها حتی اذعــان می دارند کــه کانال های ارتباطی خارجی، به دولــت بازرگان در مورد آمادگی عراق برای آغاز جنگ علیه ایران خبر رســانده بودند. این منابع از تقویت نیروهای نظامی عراق در مرزها و آمادگی این کشــور برای حملــه نظامی به ایران خبــر می دادند. آنان اقــرار نموده اند که جــورج کیو، رییس ایستگاه ســیا در تهران، 3هفته قبل از تصرف سفارت آمریکا و پس از بازگشــت به تهران، در ملاقات با وزیر خارجه دولت موقت، دکتر ابراهیم یزدی، اطلاعاتــی را از عراق مبنی بر نقل و انتقــال نیرو و آمادگی آن کشــور برای جنگ بــه وی می دهد. ابراهیم یــزدی، وزیر امــور خارجه دولت موقت، دربــاره اطلاعات آمریکایی ها پیرامون نقــل و انتقال نیروهای عراق، می گوید: « درباره ی نقل و انتقال عراق از طریق صداوسیمای اهواز یا بالگرد به بهانه ی فیلم بــرداری اقــدام کردیــم و دیدیم عراق آرایش نظامی گرفته است."

شاخ و شانه کشیدن های صدام
 صــدام حســین، معــاون حســن البکــر رئیس جمهوری وقت عراق، در تیرماه 1358، در مصاحبــه ای با مجله ی اشــپیگل آلمان، مواضع رســمی دولت عــراق در مقابل ایران را اعالم کرد. در این مصاحبــه، صدام جزایر سهگانه ایرانی را، سرزمینهای غصبشدهای خواند که ایران برای اثبات »صداقت سیاست خود در قبال فلســطین و اعــراب« باید از آن چشم پوشی کند.
بدیهی اســت طرح دعــوی در مــورد علل کم کاری و کوتاهــی دولت موقــت در برابر اقدامات مورد اشــاره دولت عراق که آشکارا از آمادگی برای جنگ حکایت داشــت، درجای خود قابل طرح است. چه آنگونه که ذکر شد، از طرفی، اعضای دولت موقت از آمادگی عراق برای آغاز جنگ اطلاع داشتند و ازسوی دیگر، دســت به اقداماتی نظیر کاهش طول مدت خدمت ســربازی و لغو قراردادهــای خرید تسلیحات نظامی منعقده از سوی شاه زدند. بررسی سیاســت های دولت موقت در قبال عراق نشان می دهد، باوجود اعتقاد لیبرال ها و به طور مشــخص اعضا و هــواداران نهضت آزادی، رویه دولت بــازرگان در رابطه با دولت عراق نه تنها مفید نبود؛ بلکه سیاســت های انفعالی این دولت در عرصه سیاست خارجی، به طور عام و در مــورد روابط با عراق به صورت خاص، موجبات جری تر شــدن سردم داران بعثی حاکم بر عراق و جزم شــدن عزم آنها برای حمله به ایران را فراهم کرده است.
برای اثبات این ادعا کافی است مصاحبه های دو مقام ارشــد عراق و ایــران از نظر گذرانده شــود. در گفتوگوهای مذکور، که در ادامه نقل خواهد شد، سیاست ها و مواضع طرفین از ســوی صدام حســین، معاون حسن البکر رییس جمهوری عــراق و ابراهیم یزدی، وزیر امور خارجه دولت موقت، به وضوح ابراز شده است. صــدام حســین معــاون رییس جمهوری عراق، که چنــدروز بعد جایگزین شــد، در تیرمــاه 1358، در مصاحبه‌‌ای بــا مجله ی اشپیگل آلمان، مواضع رســمی دولت عراق در مقابل ایران را اعلام کرد. در این مصاحبه، صدام جزایر ســه گانه ایرانی را سرزمین های غصب شــده ای خواند که ایران برای « اثبات صداقت سیاســت خود در قبال فلســطین و اعراب» باید از آن چشم پوشی کند.
ادامه سخنان صدام حســین تلاشی ماهرانه برای نمایدن قدرت عراق و طعنه ای به منظور نشان دادن تعدد مراکز‌‌ تصمیم گیری قدرت در ایران بود: » سیاست ما این است: ما رهبران تازه ایران را متوجه اشتباهاتشان می کنیم، بدون اینکه دچار دستپاچگی شویم. ما عاقل تر و فهمیده تر هســتیم، ما در اینجا ثبات داریم، ما یک رهبر داریم و آنها چندتا. انقلاب ما هم گون، سازمان دیده و منضبط اســت؛ انقلاب آنها بدون انضباط و آشوب زده است.« معاون رییس جمهور عراق، در پاســخ به این سؤال که »شما با ایران در چند مورد اختلاف نظر دارید؛ شــما خواهان 3جزیــره واقع در تنگه ی هرمز هستید، ایران نسبت به بحرین ادعای ارضی دارد، آیا این میتواند برای عراق دلیل جنگ باشد؟« گفت: » ما معتقدیم که رهبران تــازه ایران نباید به سیاست شاه ادامه بدهند. اگر طالب دوستی با اعراب هستند، صاحبان تازه قدرت باید از زیان رساندن به اعراب دست بردارند.« وی در پایان، حتی به تهدید ایران نیز پرداخته و گفت: »هرکسی ســعی کند به ما ضرر بزند ما هم به او ضــرر میزنیم. هرکس که از دیــوار باغ بالا برود، ما هم توی زمیــن او میرویم. هرکس نگهبان ما را بکشــد، ما هم خود او و نگهبانش را میکشیم. هرکس به ما توهین کند، ما به او ‌‌بیشتر توهین میکنیم."

تالش واهی برای اثبات حسن نیت
در سوی دیگر، روابط ایران و عراق با رویکردی متفاوت تر بیان شــد. وزیر امور خارجه ایران، در مصاحبه ای که پس از دریافت استوارنامه احمد حسین السامرایی، سفیر جدید عراق در ایران، انجام داد، نمونه ای از سیاســت انفعالی دولت موقت را به نمایش گذاشت. وی ابتدا از توافقات حاصله میان ایران و عراق سخن گفت و اظهار داشت: »بنا به پیشــنهاد دولت عــراق و پذیرش ما، قرار شــده اســت که برای برطرف ساختن سوءتفاهماتی که به وجود آمده، در نخستین مرحله، حملات تبلیغاتی دو کشور نسبت به یکدیگر قطع شود. دولت عراق قول داده است از به کار بردن نام مجعول درباره خوزســتان و ســایر نقاط، جلوگیری کند و ما نیز به قول و حسن نیت مقامات عراقی اعتماد داریم.« یزدی، اوج سیاست انفعالی دولت موقت را در اظهار نظر خود راجع به تجاوزات مکرر عراق به مرزهای ایران بیان کــرد. وی درخصوص حمالت مکرر هواپیماهــای عراقی به خاک ایران، گفت: »دولت عراق در خاک خود مانورهایی دارد و یا برخی سرزمین های مرزی خود را بمباران می کند، در این شرایط امکان دارد که اشتباها برخی از نواحی مرزی ایــران نیز مورد اصابت بمب قرار گیرد. در گذشــته که چنین اتفاقی رخ داده اســت، دولــت عراق رســما و کتبا، ضمن پوزش خواهی اعلام کرد که این واقعه، به سهو رخ داده است و آمادگی خود را نیز برای جبران خسارات اعلام کرد.« اتخاذ چنین رویکــردی از ســوی وزیر امور خارجــه دولــت موقــت درحالــی صورت می گرفت که بر اساس آنچه گذشت، صدام حســین، بر مواضع نه چندان منطقی دولت عراق پافشــاری نموده و حتی ایران را تلویحا تهدید هم کرده بود. تنها وزیر امور خارجه دولت موقت نبود که در مقابل زیاده خواهی ها و پرگویی هایی مقامات عراقی موضعی انفعالی اتخــاذ میکرد، بلکه دیگر دســت اندرکاران دســتگاه دیپلماسی کابینه مهندس بازرگان نیــز چنین رویه ای داشتند. برخورد با مســئله تجاوزهای مکرر هوایی و تحرکات نظامی عــراق در مرزهای غربی ایــران، نمونــه دیگــری از انفعال در سیاســت خارجی دولت موقت در قبال عراق است. گفتنی اســت پس از تجاوز بالگردها و هواپیماهای عراقی به حریم هوایی ایران، که در هشتم اســفندماه 1357 به وقوع پیوست و موجب کشته و مفقود شــدن 9 ایرانی شد، دولت موقــت ایــران نه تنها به اقــدام عراق اعتراض نکرد؛ بلکه در مقام توجیه در روزنامه اطالعات دهم اسفند57 اعلام داشتند: "مسئله ای که مورد توجه دولت ایران است، امکان مداخله عراق در مسئله کردستان برای جلوگیری از به پاخاستن اکراد عراق است."

قاطعیت امام(ره) در برابر حکومت بعث
اتخاذ چنین سیاستی از ســوی دولت موقت درحالــی انجــام می گرفت که موضــع امام خمینی(ره)، به عنوان رهبــر انقلاب، در برابر حکومت بعث کامال قاطــع و به دور از هرگونه ضعف و تزلزلــی بیان میشــد. در این مورد پاســخ امام(ره) به پیام حســن البکر کاملا گویاســت. در پیام امام(ره)خطاب به رییس جمهور عراق، آمده بود: » نهضــت انفجارى ایران در اثــر دیکتاتورى و اختناق و فشــار رژیم پهلوى هشدارى بود براى همه مستکبرین در مقابل مستضعفین. من امیــدوارم همه دولت ها بــا ملت هاى خود با مســالمت رفتار کنند. دولت ها باید در خدمت ملت ها باشند و ملت ها پشتیبان آنان، تا آسایش براى همگان باشــد. عاقبت اختناق ها انفجار اســت و آن نه صالح ملت اســت و نه صالح دولت.« در میان اســتدلال های لیبرال ها درخصوص موفقیت سیاست های دولت بازرگان در رابطه با عراق، تأکید فراوانی بــر مذاکرات مقامات ایرانی به ویژه دیدار یزدی و صدام حســین در هاوانا، در حاشیه اجلاس ســران کشورهای عضو جنبــش عدم تعهد صورت مــی گیرد. جالب اینکه مطرح کنندگان موضوع مذاکره یــزدی و صدام در مــورد محتــوای مذاکره مذکور، که مانورهــای فراوانی حول آن انجام ‌‌می شود، سکوت می کنند. به عنوان نمونه، پارسادوست در گفتوگویی کــه در ابتدای این مقاله به آن اشــاره شــد، موضوع مذاکــره را موردتوجه قــرار می ددهد و حتــی نتیجه گیری می کنــد که در چنین موقعیتی، بســیار به جــا و ضــروری بود که از پیشــنهاد صدام برای مالاقــات و مذاکره، اســتقبال و برای انجام آن ترتیبی داده شود، اما در مورد چگونگی ملاقات بین صدام و وزیر امور خارجه دولت موقــت و آنچه در جریان این ملاقات گذشــت، ســخنی به میان نمی آورد. ابراهیم یــزدی ملاقات مذکــور را این چنین توصیف کرده است: « صدام درحالی که سیگار برگ بر لب داشــت و پای خود را هم روی هم انداخته و بر روی مبل لــم داده بود و از موضع متکبرانه با ما سخن می گفت که پاسخ وی را دادیم.«

 

منوچهــر محمدی، درخصــوص این دیدار، می نویسد:
شــهریور 1358 در جریان کنفرانس سران جنبش غیرمتعهدها صــدام، رئیس جمهور عراق، در برابر درخواســت دکتریزدی مبنی بر عادی شــدن روابط، اعلام کرد ما هم مایل به داشــتن روابط عادی مســتقیم هستیم، به شــرطی که ایران 3جزیره ی تنب کوچک، بزرگ و ابوموسی را مسترد دارد و آن قسمتی از ارونــدرود را، که به موجب قــرارداد 1975 در اختیار گرفته اســت، به حال اول برگرداند و حقــوق ملی مردم عــرب را در عربســتان (خوزستان) تأمین کند. اما توصیف پشت پرده این گفتوگوی ظاهرا دیپلماتیک و دوستانه از زبان یک مقام عراقی قابل تأمل تر اســت. صــاح عمرالعلی، عضو شورای فرماندهی کشوری حزب بعث درباره دیدار صــدام و یزدی، می گویــد: پس از این دیدار با صدام به گفتوگو نشستیم. من که از این دیدار خیلی خوشحال و خوش بین بودم که دیگر بحران بین دو کشور تمام می شود. این احساســم را ابراز کردم، بعــد از رد و بدل شدن چند پرسش و پاسخ بین ما دو نفر، صدام به من گفت: چه صلحی، چه مشکلی بین ما و ایران حل شد؟ این یک فرصت است که شاید در یک قرن یکبار اتفاق می افتد. ایرانی ها در گذشــته اهواز را از ما گرفتند، شط العرب را از ما گرفتند! الان خودشان آمده اند، درحالی که کشورشان از هم پاشیده است! ارتش آنها از هم گسیخته شــده و نیروهای شان پراکنده گشته اند. بین خودشــان جنگ و دعواست! گروهی گروه دیگر را می کشند! پس الان این فرصت تاریخی ماست تا بتوانیم تمام حقوقمان را به طور کامــل بازگردانیم. این موضوع را فقط به تــو می گویم. خودت را به عنوان نماینده عراق در سازمان ملل متحد آماده کن. من می روم ضربه ای را بر آنها بزنم که صدایش در تمام کره زمین شنیده شود. به آنچه در مورد اظهارات و اقدامات عراق در قبال ایران اشاره شد، باید دخالت های مستمر عناصر بعثی در خوزســتان را اضافه کرد که با ایجاد، پشتیبانی، تجهیز و تسلیح گروه موسوم به خلق عرب و نیز تحــرکات مرزی فراوان در مرز این استان انجام می گرفت؛ دخالت هایی که خوزستان را تا مرحله جدایی از ایران پیش برد و وقایعی را در این استان رقم زد که موجب خســارت های مالی و جانی جبران ناپذیری گردید.جالــب توجــه اینکه از نخســتین روزهای شــروع بحران در خوزستان، گزارش هایی مخابره می شد که ردپای دولت عراق را در حوادث آنجا نشان می داد. به هر تقدیــر، در اینجا، جای پاســخ به این پرســش خالی اســت کــه دولــت موقت با درپیش گرفتــن سیاســت های انفعالی و با اقداماتی نظیر کاهش شــدید بودجه نظامی، لغو قراردادهای نظامی، کاهش مدت خدمت وظیفه و… چگونه در مقابل زیاده خواهی های حاکمان حزب بعــث در عراق امکان موفقیت داشت؟ لیبرال ها باید پاسخ دهند که چگونه از رفتارهای غیرقابل دفــاع دولت موقت در سیاست خارجی و به طور مشخص در زمینه روابط با عراق دفاع می کنند و « موضع دولت موقت در برابر عراق را موضع قدرت و بســیار قاطع» توصیف می کنند و از آن به عنوان هنر رهبری، ستایش می نمایند.

رویارویی ابراهیم یزدی با صدام در هاوانا
اشــاره :یکــی از مصادیق تاریخــی درک غلط دیپلمات های دولت موقــت از تحولات منطقه ای و امید به تعامــل با صدام در برخــورد متکبرانه و جنگ طلبانه صــدام با ابراهیم یــزدی کاملا هویداســت.»این دیدار روز ۱۰ شــهریور ۱۳۵۸ در حاشیه اجلاس سران جنبش عدم تعهد در هاوانا پایتخت کوبا، با وساطت و درخواست رئیس جمهور الجزایر در ویلای محل اقامت صدام صورت گرفت. در اطراف اتــاق ماموران عراق بــه حالت خبردار ایستاده بودند. هر دوی ما روی یک کاناپه بزرگ در کنارهم نشستیم. او با یک زاویه ۴۵ درجه به سمت من نشسته بود و صحبت می کرد. از جعبه سیگاری که روی میز بود یک سیگار برگ برداشت و بلافاصله یکی از مأموران حاضر در اتاق جلو آمد و فندکی را روشــن کرد تا او سیگارش را با آن روشن کند. طرز نشستن و سخن گفتنش روحیه از خود راضی او را نشان میداد. من در حالی که دست چپم را روی لبه مبل گذاشته بودم و پاهایم را روی هم انداخته بودم صحبت می کردم. صدام در این گفتوگو مساله سه جزیره ایرانی در خلیج فارس را مطرح کــرد و گفت که این جزایر در زمان شاه ایران اشغال شــده اند و شما باید آنها را تخلیه کنید و به امارات برگردانید. در پاسخ به این ســخنان صدام گفتم در مورد سه جزیره ایرانی در خلیج فارس حاضر نیستیم با شما صحبت کنیم، چون به عراق ربطی ندارد. در واکنش به سخن من صدام گفت مگر شما با باورهای حزب بعث آشنا نیستید؟! ما معتقدیم هر مساله عربی، مساله حزب بعث است. پرسیدم: حزب بعث چند سال است تاسیس شده اســت؟ صدام (با نوعی از تبختر و غرور) گفت نزدیک به ۵۰ ســال است. در پاسخ او گفتم: حزب بعث با یک سابقه ۵۰ ساله هر مساله عربی را مساله خود می داند. حوزه علمیه نجف بیش از ۹۰۰ سال ســابقه دارد و با منطقی که حزب بعث دارد، امام خمینی هم می گوید هر مساله اسلامی، مساله ماست. حال اگر می خواهید وارد این چالش بشوید، فکر عواقب آن را هم بکنید" .

منبع:
بخش هایــی از مصاحبه دکتر ابراهیــم یزدی با صدام در اجلاس هاوانا که در ســایت تاریخ ایرانی ومطبوعات منتشر گردید
 

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده