درس هایی از جنگ ایران و عراق_3
حملات تعرضی متقابل ایران در سال های 61-1359 ظرف کمتر از دو هفته از تهاجم عراق، نشانه هائی پدیدار شد کـه بغـداد در مسیر جنگیدن ناکام بوده است. در روز دهم مهر مـاه سـال 1359، عـراق اعلام کرد که نیروهایش به تمامی اهداف خویش دست یافته اند و از این پس فقط از خود دفاع می کنند.

سه روز بعد آنها یک آتش بس یک جانبه را اعلام کردند. ژنرال های سابق عراقی بعد از فرار از کشور تائید می کنند کـه هـدف از این آتش بس این بود که فقط عراق کسب فرصـت کـرده و امیـدوار بـ ود از این فرصت استفاده نموده تا یگان های خـود را مجـدداً سـر و سـامان داده و تجدید سازمان نموده که قادر باشند تا پیشروی خویش را با توان بیشـتری از سر گیرند. در حقیقت اعلام این آتش بس یـک جانبـه بـدان معنـا نبـود کـه جنگ پایان یافته است.

چرا که، روز بعد از اعلام این آتش بس، عراقی ها بار دیگر تلاش نمودند تا خرمشهر را تصرف کنند( البتـه خرمشـهر در روز سـوم آبان ماه سقوط کرد) . در آبان ماه 1359 شتاب حرکت تهاجمی عراق متوقـف شـد . مقاومـت ایران فقط بطور حاشیه ای جوابگو بود. در شـروع جنـگ نیروهـای عراقـی در صحنه عملیات از حیث تعداد در مقابل نیروهای ایرانی بیشتر از نسبت شش به یک بودند، به طورکلی نیروهای ایرانی در مناطق مسطح و بیابـانی خوزسـتان ، تلاش قابـل ملاحظه ای از خود نشان ندادند در عوض به طور ضروری برای پدآفند به اطراف شهرهای بزرگ عقب نشینی کردنـد و عراقـی هـا بـه دلیـل خبط در پیشروی کم سرعت و اشتباهات خود متوقف شـدند. بعـد از دو مـاه (نه چهارده روزی که در ابتدا طراحی شده بود)، عراقی هـا در تـامین اهـداف اصلی خود در خوزستان شکست خورده بودند، تنها شهر بـزرگ و مهمـی کـه آنها تصرف کردند خرمشهر بـود ) اگرچـه آنهـا مـدت کوتـاهی سوسـنگرد را تصرف کردند اما سپس دوباره آن شهر را از دست دادنـد و توسـط واحـدهای ایرانی به عقب رانده شدند)، و مهم تر از همه اینکه، آنها موفق به بستن معـابر میان رشته کوه های زاگرس نگردیدند. تا اواسـط آذر مـاه ، ایـران نیروهـای تقویتی را از سراسرکشور به جبهه های نبرد اعزام کرد و برتری عـددی عـراق به نسبت دو به یک کاهش یافت. بعلاوه، در اواخر آبان ماه باران های موسمی در خوزستان شـروع بـه باریـدن کـرد ، و منـاطق نسـبتاً همـوار را تبـدیل بـه حوضچه های بیشماری کرد که مملو از گل بودند. نیروهای عراقـی که بسـیار زیاد متکی بر تحرک به وسیله خودروهای خویش بودند با بسته شـدن جـاده ها توسط این گودال های گل آلود دچار نگرانی شدند، و این وضـعیت زمـین تلاش های دفاعی ایران را بسیار آسان تر نمود. در دی ماه سال 1359 ایرانی ها آماده شدند تا عملیات آفندی خود را شروع کنند. اولین حمله ایران، که تا اندازه ای به سبب تحریک و فشـار حـوزه معینـی از قـدرت سیاسـی داخلـی صورت گرفـت، در واقـع تلاشـی بـرای بـه عقـب رانـدن عراقـی هـا از مرکـز خوزستان بود. یک عملیات طراحی شده شتابزده که در نظر داشت با استفاده از لشگرهای 16 و 92 زرهی یک مانور احاطه ای دو طرفـه را اجـرا و سـه یـا چهار تیپ عراقی را در حومه هـویزه و پادگـان حمیـد، واقـع در غـرب اهـواز منهدم کند. هرچند، بر طبق اظهارات ژنرال های سـابق عراقـی ، بـا رهگیـری علائم رمز تمامی جزئیات طرح ایران بدست آورده شده بود، و از اینـرو بغـداد نیروهای ورزیده ای از لشگرهای 6 زرهی و 5 مکانیزه و همچنین تیپ نخبـه 10 زرهی گارد ریاست جمهوری را به داخل منطقه منتقل کرد. ایرانی ها در خلال شب 15 دی ماه حمله کردند و در مراحل اولیه پیشـرفت خوبی داشتند.

 

در جریان حمله، آنها فهمیدند که عراقـی هـا در شـب بسـیار ضعیف می جنگند ، معمولاً پوشش اردوگاه ها آنها بدون پست های تامینی و یا حتی برپائی موانع جنگی مناسب مـی باشـد ، در نتیجـه، در اولـین مرحلـه حملات، ایران یک تیپ پیاده عراق منهـدم و یـک تیـپ زرهـی از لشـگر 10 زرهی را تثبیت کرد. هرچند، تک پشتیبانی این عملیات که توسط لشگر 77 پیاده ایران انجام شد زمانی که این لشگر با لشگر 5 مکانیزه عراق در جنـوب غربی اهواز مواجه شـد، متوقـف گردیـد . در روز هفـدهم دی مـاه ، هنگامیکـه لشگر 16 زرهی ایران به عنوان جناح راست مانور احاطـه ای دو طرفـه آمـاده پیشروی به سوی جنوب و پادگان حمید بود، ناگهان دریافت که از سه طـرف توسط لشگر 6 زرهی و تیپ 10 گارد ریاست جمهوری عراق مورد حمله قـرار گرفته است، تانک های عراقی در مواضعی که تا لوله توپ آنها در سنگرها فرو رفته در امتداد مسیر پیشروی نیروهای ایرانی گسترش یافته بودند. تیپ های لشگر 16 زرهی باید رو بـه جنـوب و در امتـداد یـک جـاده ( جـاده هـویزه – جفیر- حمید) پیشروی می کردند که توسـط نیروهـای زرهـی عـراق احاطـه شده بود. زمانی که عراقی ها آتش گشودند، نیروهای ایرانی تلاش نمودنـد تـا از جاده عقب نشینی و مانور کنند، اما بسیاری از تانک ها در گل گیر کردنـد، ایرانی ها 200 دستگاه تانک از 300 دستگاه تانـک شـرکت کننـده در ایـن عملیات را از دست دادند، آنچه که جالب توجه است اگر چه عراقی هـا لشـگر 16 زرهی را خرد کردند اما نیروهای عراقی با مشکلات خیلـی زیـادی مواجـه شدند تا این کار را انجام دهند. علیرغم اینکه ایرانی ها به سختی درگیر شـده و تحت فشار کامل قرار گرفته بودند با این وجود عـراق تقریبـاً 100 دسـتگاه تانک از 350 تانکی که برای نبرد اعزام کرده بود را از دست داد که بیشتر بـه دلیل آتش ضد تانک ایـران بـود . بـا وجـود ایـن وضـعیت در خـلال تهـاجم ، نیروهای زرهی عراق تقریباً مانور نمی کردند یا حتی بـه منـاطق و تپـه هـای احاطه کننده برای محاصره نیروهای ایرانی تغییر موضع نمی دادنـد، تـوپچی های تانک های عراقی نمایش ضعیفی از نشانه گیری و تیراندازی را به نمایش گذاشتند. اگرچه کیفیت آموزشی خدمه تانک های ایرانـی هـم در حـد متوسـط استانداردهای غربی بود، اما آنها با وجود این بهتر از عراقی ها دقت، مهارت و روحیه تهاجمی داشتند. عراقی ها بیشترین بهره برداری تبلیغاتی را از این موفقیـت کردنـد تـا یک پیروزی تاکتیکی را به پیروزی عملیاتی تبدیل کننـد، فرمانـدهان رزمـی عراق از نشان های افتخار دریافتی خرسند بودند. بغداد فـوراً دسـتور داد کـه لشگر 5 مکانیزه و لشگر 6 زرهی سوسنگرد و چندین شهر مجــاور را تصـرف کرده و آماده شوند تا مجدداً به سوی اهواز پیشروی کنند. ولی ایـن لشـگرها یـک هفتـه بـرای جمـع آوری و سـازماندهی مجـدد نیروهـای خـود فرصـت خواستند تا طبق معمول اقدام به پیشروی کنـد و آهسـته خـود کننـد، تـک جبهه ای عراقی ها کاملاً بر قدرت آتش برای قطع پیشروی نیروهـای ایرانـی در جبهه کرخه کور استوار شده بود. بـه هرحـال واحـدهای ایرانـی در ظـرف چند روز قادر به دفع حمله عراق گردیدند، که توانسته بود فقـط ده کیلـومتر پیشروی کند، و نیروهای ایرانی پس از این شکست بـه سـرعت بـه بازسـازی خود پرداختند. برای ایرانی ها، عملیات منطقه سوسنگرد فقط یک فشار و عقب نشـینی زودگذر تلقی گردید. در فروردین ماه آنها اقدام به حمله به نیروهـای عراقـی در نزدیکی قصر شیرین واقع در بخش شمالی جبهه کردند. بـرای اولـین بـار ، ایران تعداد زیادی از نیروهای سپاه پاسداران و بسیج را در نوک پیکان حملـه خود به کار گرفت. عراقی ها از این حمله غافلگیر شده و چندین تیپ آنهـا در هم شکسته شد. این عملیات اگر چه یک تک محدود بود و نیروهای ایرانـی فقط چند تپه را تصرف کردند ، اما موفقیت این عملیات روحـانیون در تهـران را متقاعد نمود که حملات پیاده نظام در مقیاس بزرگ با استفاده از انگیـزه و اشتیاق شدید اسلام خواهی نیروهای مردمی و بسیج می تواند برگ برنـده آنان در جنگ باشد. در طی تابستان سـال 1360، ایرانـی هـا اقـدام بـه یـک مجموعه از عملیات مشابه بر علیه عراق در سرتاسر جبهه نبرد کردند، کـه شـامل چندین عملیات آفندی تا حدودی بزرگ تر بـود کـه عراقـی هـا را از پـاره ای از مواضع کلیدی خود در اطراف خرمشهر و آبـادان در جبهـه جنـوب ، بـه عقـب راند. ایرانی ها از این عملیات محدود برای صیقل دادن تاکتیک های خـود در آماده سازی برای یک نبرد با هدف بازپس گیری سرزمین اشـغال شـده خـود استفاده کردند. اولین حمله تعرضی متقابل در مهر مـاه سـال 1360 صـورت گرفت، ایران یک حملـه بـزرگ را اجـرا نمـود کـه محاصـره آبـادان را درهـم شکست و عراقی ها را از شمال آبادان به ساحل غربی رودخانه کارون به عقب راند. عراقی ها بعد از تسخیر خرمشـهر در آبـان مـاه سـال 1359، بـه سـمت شمال تا نزدیکی اهواز در سرتاسـر سـاحل غربـی رودخانـه کـارون پیشـروی کردند و در شمال آبادان با عبور از این رودخانه به ساحل شرقی پا گذاشـتند و امیدوار بودند که آبادان را محاصره و اشغال نمایند، اما تهاجم آنان به آبادان با مقاومت سرسختانه ایران متوقف شد، ولی نیروهای عراقـی در سـرپل خـود در شرق کارون باقی ماندند. در نیمه شب پنجم مهر ماه سال 1360، ایرانی ها بـه یک حمله تعرضی متقابل با هدف ضربه زدن از سه جهت به این سرپل دسـت زدند. عراقی ها غافلگیر شده و درهم شکسته شدند، و خطوط پدآفندی آنهـا فوراً شروع به فرو ریختن کرد. بغداد در پاسخ به آفند نیروهای ایرانی، به تیپ 10 زرهی گارد ریاست جمهوری دستور پاتک داد. ایـن تیـپ اقـدام بـه تـک جبهه ای با سرعتی آهسته در یکـی از محورهـای حملـه ایـران کـرد کـه بـه آسانی به عقب رانده شد و بیش از یک سوم از تانـک هـای خـود را از دسـت داد، و نهایتاً به نیروهای ایرانی این اجازه را داد کـه پـل هـای عـراق بـر روی رودخانه کارون را منهدم کرده و چندین گردان عراقی را قبل از اینکـه موفـق به فرار شوند به دام انداخته و این نیروهای عراقی را به اسارت درآورند. در اوایل آذر ماه ایران کانون حملات تعرضی متقابل خویش را به شـمال خوزستان به منظور پاکسازی نیروهای عراقی به منطقه بستان انتقال داد کـه سوسنگرد و اهواز را از سمت شمال غربـی تهدیـد مـی کردنـد. در شناسـائی ایران از منطقه کشف گردید که عراقی ها بر این باورند که عبـور یگـان هـا ی مانوری از رمل های شنی شمال سوسنگرد غیر ممکن است و از این رو جنـاح شمال شرقی خود را باز گذاشته بودند ،و با این طرز تلقی آنها خط پدآفندی خود را به رمل های شنی متکی کـرده بودنـد . در خـلال شـب نهـم آذر مـاه ، ایرانی ها اقدام به یک حمله با لشگرهای 16 و 92 زرهی ( که بـه شـدت بـا نیروهای سپاه پاسـداران و بسـیج تقویـت شـده بودنـد ) علیـه لشـگرهای 5 مکانیزه و 6 زرهی عراق کردند، که باعث غافلگیری عراق شد. لشگر 16 زرهی ایران، لشگر 6 زرهی عراق را در محل تثبیت نمـود، در حـالی کـه لشـگر 92 زرهی و نیروی بزرگی از سپاه پاسداران به لشگر 5 مکانیزه هم به صورت تـک جبهه ای، با ایجاد رخنه بر علیه دو منطقـه ضـعیف از خـط پدآفنـدی مقـدم عراق که توسط گردان هائی از ارتش خلقی محافظت مـی گردیـد، و هـم بـه صورت تک احاطه جناح و عقبه دشمن از میان رمل های شـنی کـه ظـاهراً از دید عراقی ها عبور از آنها غیر ممکن برآورد شده بود، حمله کردند. ایرانی هـا به سرعت و سهولت جناح شمالی را در هم شکستند و سـپس ضـمن حرکـت به سوی جنوب به حمله خود ادامه دادند، و همان کـار را بـا لشـگر 6 زرهـی انجام دادند و هر دو واحد عراقی را تثبیت کردند . پیـروزی ایـران در بسـتان نیروهای عراقی مستقر در منطقه اندیمشک و دزفول در شـمال خوزسـتان را در یک پیشرفتگی آسیب پذیر باقی گذاشت که از هر دو جناح و جبهه روبرو در مقابل تهدید نیروهای ایرانی تهدید پذیر شده بود. ایران و عراق چهـار مـاه بعدی را صرف تقویت توان رزمی نیروهای خود در این منطقه نمودند.

 

انـدک زمانی بعد از نیمه شب دوم فروردین ماه سـال 1361، ایرانـی هـا بـا حـداقل چهار لشگر از نیروی زمینی منظم خود (در حدود 60000 نفر سرباز با کمتـر از 200 دستگاه تانک و حدود 150 قبضه توپ) و نزدیـک بـه 80000 نفـر از سپاه پاسداران و بسیج حمله خود را آغاز کردند. عراقی هـا سـه لشـگر پیـاده همراه با لشگرهای 1 مکانیزه و 3 و 10 زرهی، تیپ 10 زرهی گـارد ریــاست جمهوری، و تعدادی از واحدهای مستقل و ارتش خلقی در منطقـه متمرکـز کرده بودند. اولین حملات ایران در جناحین منطقـه شـمالی صـورت گرفـت ، جائی که لشگر 21 پیاده و تیپ 84 پیاده همراه با نیروهائی از سپاه پاسداران به چندین تیپ پیاده و زرهی عراق که در ایـن منطقـه پدآفنـد مـی کردنـد، حمله کرده و سپس با رخنه در مواضع نیروهای عراقی تعـدادی از واحـدهای احتیاط زرهی را منهدم کردند. فرمانده سپاه چهـارم عـراق ، سرلشـگر هشـام صباح الفخری، سراسیمه شده و دستور پاتک به تمامی لشـگر 10 زرهـی بـه اضافه تیپ 10 زرهی گارد ریاست جمهوری برای ترمیم رخنه ایران را داد در حالی که لشگر 3 زرهی برای پاتک دیگری اعزام گردید. هر دو تـلاش جهـت گسترش و انهدام نیروهای ایرانی در تک های جبهه ای از روبرو کند بودنـد و به آسانی متوقف گردیدنـد. در ضـمن، در شـب 4 فـروردین مـاه ، ایرانـی هـا دومین مرحله از مانور احاطه ای دو طرفه خـود را بـا روانـه کـردن لشـگر 92 زرهی، همراه با تیپ 55 هوابرد و تعداد زیادی از نیروهای سپاه پاسداران، بـر علیه جناح جنوبی خط پدآفندی عراق آغاز کردند. در این حمله در چنـدین منطقه که توسط یگان های ارتش خلقی حفاظت مـی گردیـد رخنـه صـورت گرفت، نیروهای ایرانی جنـاحین نیروهـای عراقـی را در نوردیدنـد و خطـوط پدآفندی لشگر 1 مکانیزه درهم شکسته شد با وجود اعـزام تمـامی نیروهـای احتیاط از شمال ( که بطور بدی در این مکان گیر افتادند) ، مواضـع دفـاعی عراق شروع به سقوط کرد. در چهار روز بعدی، دو بازوی ایران با فشـار رو بـه جلوی خود واحدهای زرهی و مکانیزه عراق را خرد کردند. این دو بازو در روز نهم فروردین ماه با هم الحاق پیـدا کردنـد، و چنـدین تیـپ عـراق را بـ ه دام انداختند در حالی که بقیه نیروها با بی نظمی فرار کردند. اگر چه هیچ منبـع قابل اعتمادی در دسترس نیست، اما حداقل دو تن از ژنرال های سابق عـراق معتقدند که واحدهای عراق در دزفول احتمالاً نزدیـک بـه نیمـی از اسـتعداد رزمی موثر خویش را در این نبرد به صورت کشته، زخمـی، و اسـیر از دسـت 1 داده باشند . شکست خرد کننده عـراق در جبهـه دزفـول، بغـداد را مجبـور نمـود تـا منطقه بیشتری از خوزستان را تخلیه کند. در اواخر فـروردین مـاه، نیروهـای عراقی فقط منطقه وسیعی را در منتهی الیه جنوب غربی خوزستان، با جبهـه جنوبی که به صورت جبهه ای غیر فعـال در کنـاره رودخانـه هـای کـارون و اروند و شهر خرمشهر قرار داشت در اشغال خود داشتند. ایـران حملـه بعـدی خود را در نیمه شب یازدهم اردیبهشت ماه در منطقه فوق الذکر آغاز کـرد .

 

دوباره، ایرانی ها از سه محور عراقی ها را مورد حملـه قـرار دادنـد . در شـمال لشگر 16 زرهی و یگان هائی از سپاه پاسداران یک حمله تثبیت کننده را بـر علیه لشگرهای تجدید سازمان داده شده 5 مکانیزه و 6 زرهی عراق آغـاز کردند. در جنوب لشگر 21 پیاده و تعداد زیادی از نیروهای سپاه پاسداران در سرتاسر رودخانه کارون حملـه کردنـد و واحـدهای ا حتیـاط و ارتـش خلقـی عراق را که در آن منطقه از جبهه نبرد مستقر بودند درهم شکسـتند. در ایـن اثنا، لشگر 92 زرهی و بیشتر واحدهای سپاه پاسداران به جبهـه شـرقی خـط پدآفندی عراق حمله کردند، و چندین تیپ پیاده عراق را که در خـط مقـدم مستقر بودند به عقب راندند . در این زمان عراقی ها بـرای وارد عمـل کـردن نیروی اصلی حملات تعرضی متقابل (لشـگر 3 زرهـی) کنـد عمـل کردنـد ، و زمانی که این لشگر حرکت کرد، ایرانی ها در سرتاسر جبهه رخنه کرده بودند و اکثر واحدهای عراقی مستقر در خط مقدم را تارو مار کرده بودند. علاوه بـر این، لشگر 3 زرهی این حمله تعرضی متقابل را خیلی ضعیف انجام داد که به آسانی توسط یگان های سـپاه پاسـداران و لشـگر 92 زرهـی ( کـه در سـطح خیلی پائین تری از توان رزمی یک لشگر زرهی قرار داشـت) خنثـی گردیـد . سپس عراق تلاش نمود تا از نیروی هوائی خویش با انجام صدها سورتی پرواز جهت حملات هوا به سطح برای متوقف ساختن ایرانی ها استفاده کند. ایـن حملات تاثیری چندانی بر روی ایرانی ها نداشت و صدام حسین هزینـه سنگینی را برای از دست دادن هواپیماهای با ارزش و خلبانان آنهـا پرداخـت نمود، و بغداد را وادار کرد تا از حملات هـوائی بیشـتر صـرفنظر کنـد . در روز هفدهم اردیبهشت ماه، واحدهای عراقـی مسـتقر در خـط مقـدم در سرتاسـر بیشتر جبهه ها عقب نشینی کردند، عراق لشگر 3 زرهی را جمع آوری نمـود و همچنین لشگر 9 زرهی را به صحنه عملیات گسیل داشت. سـپس ایـن دو لشگر حمله تعرضی متقابلی را انجام دادند و تلاش کردند تا به پل هـای روی رودخانه کارون برسند تا راه نیروهای ایرانـی را در ایـن بخـش قطـع کـرده و جناح جنوبی عراق را تثبیت کنند. اگرچه لشگر 9 زرهی در ابتدا مقـداری در میان صفوف نیروهای سپاه پاسداران و بسیج که مجهز به سلاح هـای سـبک بودند پیشروی نمود، اما لشگر 3 زرهی توسط واحدهای نیروی زمینـی ایـران متوقف گردید. سپس ایرانی ها دوباره بـا لشـگر 92 زرهـی دسـت بـه حملـه متقابل تعرضی زدند، و با فرستادن این لشگر به داخـل جنـاح چـپ لشـگر 3 زرهی،که در مسیر حرکت خود، به لشگر 9 زرهـی بـرای عقـب نشـینی و یـا احتمال خطر محاصره شدن فشار آورد. لشگر 92 زرهی و لشـگر 21 پیـاده و لشگرهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی حرکت خود را به سوی غـرب ادامـه دادند و به مرز ایران و عراق رسیدند. این حرکت تعدادی از واحـدهای عراقـی را در منطقه غرب رودخانه کارون به دام انداخت، و جناح جنوبی مواضع عراق را به طور کامل باز کرد، و بغداد مجبور به تخلیه تمامی خوزستان بـه غیـر از شهر خرمشهر گردید، که صدام با سماجت و سرسختی قصد دفاع و نگهـداری آن را داشت. پایان نمایش در شب سوم خرداد ماه بود، زمانی کـه ایـران بـه خرمشـهر حمله کرد و این شهـر را در ظرف 24 ساعـت باز پس گرفت، 15000 سـرباز عراقی تقریباً کشته یا اسیر شدند .

 

در مجموع، در چهار حمله بزرگ ایـران از مهر ماه سال 1359 تـا خـرداد مـاه سـال 1361، ایرانـی هـا تقریبـاً تمـامی سرزمین هائی از خوزستان را که در طی تهاجم عـراق از دسـت داده بودنـد ، دوباره تصرف کردند. در این نبردها ایـران خسـارات سـنگینی بـه عـراق وارد آورد، که شامل از دست رفتن 600 تا 700 دستگاه تانـک و نفربـر و بـیش از 300 قبضه توپ بود، اگرچه برتری عددی، قدرت آتـش، و پدآفنـد در میـدان رزم با عراقی ها بود. تشریح شکست عراق بخشی از اعتبار این عملیات های موفق به نیروهـای ایـران برمـی گـردد. بعد از شوک اولیه ناشی از تهاجم، ایران نیروهـای نظـامی خـویش را جمـع آوری کرده و آنها را بـرای متوقـف کـردن تهـاجم عـراق مجـدداً سـازماندهی نمـود. تعدادی از افسران رده پائین و میانی نیروی زمینی که به عنـاوین مختلـف از خدمت رها شده بودند مجدداً به خدمت فرا خوانده شده و بـرای فرمانـدهی و احراز مسئولیت ها در واحدهای پراکنده ایـران کـه در برابـر پیشـروی عـراق مقاومت می کردند به جبهه فرستاده شدند. سپاه پاسـداران انقـلاب اسـلامی ، که پیش از این توسط حکومت ایران برای تـامین امنیـت داخلـی و سـرکوب عناصر داخلی معاند با انقلاب استفاده می گردیـد، تبـدیل بـه واحـد نظـامی تکامل یافته ای گردید، و با فرا گرفتن آمـوزش هـای سـریع و پایـه ای اولیـه عملیات های نظامی، وارد جنـگ شـد. پیش از تهاجم عراق، سپاه پاسداران و نیروی زمینی ارتش هماهنگی و همکاری چندانی بـا یکـدیگر نداشـتند، و در پاره ای موارد متعصبین در سپاه پاسداران گمان مـی کردنـد کـه سـربازان و خلبانان نیروهای مسلح عوامل شـاه و ایـالات متحـده میباشـند ، …… . بعـد از تهاجم، دو سازمان با زحمت اما با سعی و تلاش یک رابطه کـاری بـین خـود ایجاد کردند و برای ادغام نیروهای خویش بقدر کافی مدیریت کردنـد تـا بـه آنها اجازه انجام عملیات مشترک را بدهد. به هرحال ایران برای شکست دادن عراقی ها در میـادین نبـرد علیـرغم صدمات وارده به ارتـش و کـاهش تـوان دفـاعی بـه سـرعت وارد عمـل شـد . پاکسازی های افسران، خرابکاری عمدی در تجهیزات ، کمبود قطعات یـدکی به دلیل تحریم از سوی ایالات متحده، عدم تعمیر و نگهـداری بـر روی اکثـر تجهیزات ایران بطور موثر هم قدرت آتـش و هـم تحـرک نیروهـای ایرانـی را کاهش داده بود. با این وجود، ایرانی ها آموختند تا ضمن حل ایـن مشـکلات به انجام عملیات تهاجمی با اسـتفاده از نیروهـای مردمـی سـپاه پاسـداران و بسیج برای حمله به مواضع عراق با آتش پشتیبانی از سوی واحدهای زرهی و توپخانه نیروی زمینی بپردازند. زمانی که سپاه پاسـداران انقـلاب اسلامـی به سرتاسر خطوط دفاعی عراق حملـه مـی کـرد، دسـته هـای متحـرک نیـروی زمینی جهت نفوذ در مواضع دشمن از فرصت پیش آمده استفاده می کردنـد. این ترکیب به ایرانی ها این اجازه را مـی داد تـا از تعـداد محـدود تانـک هـا ، نفربرهای زرهی، و توپخانه، و دیگر سلاح های سنگین خود را کـه عمـ ـلیاتی بودند تا آنجا که ممکـن و مقـدور بـود از آسـیب محفـوظ نگـه دارد زیـرا بـه کارگیری آنها می توانست در نتیجه نبرد سرنوشت ساز باشد. ایران مجموعه ای از تاکتیک ها را توسعه داد که به آن کشور اجـازه مـی داد تا با استفاده از این تاکتیک ها حتی واحدهای عراقـی را در مواضـع مسـتحکم خود درهم شکند. ایرانی ها آموختند که با استفاده از تاکتیک های غافلگیرانه نفوذی در خطوط و مواضع دفاعی عراق وارد شده و قبل از حمله اصـلی آنهـا را از بین ببرند. عاقبت، آنها شروع به کامل کـردن عملیـات نفـوذی خـود بـا حملات موج انسانی نمودند، در حالی که به طور گسترده ای از تـوان نیـروی انسانی (پیاده نظام) بهره می گرفتند، بارها پدآفند دشمن را مختل کـرده یـا موجب می گردید تا سربازان عراقـی مواضـع خـود را تـرک کننـد. بـه دلیـل عملیات گشت زنی و تجسسی مداوم، ایرانی ها ضعیف ترین واحدهای عراقـی را شناسائی کرده و آنگاه نیروی خرد کننده ای را در مقابل آنها متمرکـز مـی کردند. درحقیقت، ایرانی ها مواضع ثابت دفاعی عراق را با جزئیات مهم قبـل از حمله، خیلی کامل شناسائی و ترسـیم مـی کردنـد. یگـان هـا ی نظـامی و نیروهای مردمی ایران، با سرسختی بسیار می جنگیدنـد، و تعصـب و غیـرت آنها به تنهائی غالب اوقات بر واحدهای وحشـت زده عراقـی غلبـه مـی کـرد. علاوه بر این، رهبری نظامی ایران بطور منصفانه ای ثابت نمود که پرتکـاپو و دارای قوه تفکر قوی در همه رده ها بوده و از فرصت های پیش آمده آن طـور که باید سود می برد و عراقی ها را بـا کارهـای غیرمنتظـره ، و خیلـی اوقـات نامتعارف گـیج کـرده بـو د. واحـدهای ایرانـی دائمـاً بـرای رخنـه در خطـوط پدآفندی عراق کار شناسائی انجام می دادند و فوراً برای استفاده از آن حرکت می کردند، با ایجاد رخنه های کوچک معبرهای بزرگی را بوجود مـی آوردنـد . بـا قابلیت تحرک خیلی محدود آنها، با حداکثر سرعتی که می توانسـتند حرکـت کرده و مانورهائی را در عمق اجرا کرده و به داخل عقبه عراقی ها وارد می شـدند، کاری که در بسیاری از مواقع با تک های احاطه ای در مقیاس بزرگ نتیجـه می دهد. اگرچه ایرانی ها خوب جنگیدند و عملیـات هـای آفنـدی از سـوی آنهـا خوب درک شده بود، اما آنها به زحمت یک نیـروی تخریبـی قـوی بودنـد، و نتایج این نبردها در سال های 1360-61 از ضعف دو چنـدان عـراق در برابـر قدرت ایران قابل استناد است. اصولا،ً تمام اشـتباهاتی را کـه عـراق در اوایـل تهاجم خویش تجربه کرد به شکلی به مراتب مهلـک تـر در زمـانی کـه ایـران حالت تهاجمی گرفت، مجدداً نمایان می شود. زمانی که عراق ابتکـار عمـل را در سال 1359 در دست داشت و نیروهـای ایرانـی زمینگیـر و درهـم ریختـه بودند، نقاط ضعف عراق چندان نمایان نبود. اما زمانی که ایران نیروی زمینی خود را در خوزستان تقویت و سازماندهی مجدد نمود و شـروع بـه حملـه بـه عراقی ها با نیروئی توانمندکرد، این مشکلات به آسانی آشکار شدند. نیروهای عراقی بارها توسط حملات ایران غافلگیر شدند، به دلیـل اینکـه عراقی ها هرگز شناسائی کافی و مناسب را انجام نمـی دادنـد ، حتـی اگـر در برخی موارد ظاهراً قرائنی از حمله را از طریق رهگیـری علائـم مخـابراتی بـ ه دست می آوردند. واحدهای تاکتیکی عراق برای اینکه اطلاع حاصل کنند کـه در منطقه جلوی آنها چه چیزی در حال اتفاق افتادن است، بندرت گشـتی هـای شناسائی اعزام می کردند و اصولاً گشت زنی با برد بلند زیاد انجام نمی گرفت تـا شناسائی محل استقرار و تمرکز نیروهای ایرانی ، نشانه ای گردد بـرای منطقـه عمل و هدفـی که نیروهـای ایرانی برای حملـه بدان متمـرکز شـده انـد. در بسیاری از موارد هرگونه اطلاعات جمع آوری شده در سطوح تاکتیکی زمـانی که برای رده های بالاتر فرستاده می شد ( اگر فرستاده می شد) تحریف مـی گردیـد. اینگونه اقدامات ابزار راهبرد را خنثی می کرد. نیروی هوائی عراق فقـط گـاه و بی گاه ماموریت های شناسائی انجام می داد، گزارشات حاصل از این پروازهـا خیلی کم در دسترس فرماندهان میدان نبرد قرار مـی گرفـت. عـراق در کـار عملیات جمع آوری اخبار و اطلاعات در خلال آفنـد ایـران بـرای آزاد سـازی شهر خرمشهر در اردیبهشت ماه1361، بسیار مسامحه کار بود به نحـوی کـه ایران قادر شد تا نیروئی متشکل از 15000 تا 20000 رزمنـده را بـه سـاحل شرقی کارون منتقل و متمرکـز نمـوده و سـپس آنهـا را مسـتقیماً در جلـوی مواضع عراق در آن سوی رودخانه پیاده نماید، بدون اینکه عراقی هـا متوجـه 1 این جابجائی شوند . عراقی ها همچنین کار را برای ایرانی ها سـاده کـرده بودنـد تـا سرتاسـر خطوط دفاعی آنها را بشکنند.

 

ناتوانی آنها برای توسعه قابلیت هـای مـوثر در جنگ شبانه، یا حتی انجام اقدامات تامینی احتیاطی مناسب در شب، به طور مرتب به نیروهای ایرانی یک مزیت کلیدی برای شکافتن خطوط پدآفنـدی را در هر نبردی می داد. صدام فرمان داده بود که واحدهای عراقی نمـی تواننـد در داخل خاک ایران تحت هیچ شرایطی تسلیم شوند، همچنـین فرمـ اندهان عراقی از اینکه بیشتر در نواحی قابل پدآفند استقرار یابنـد منـع شـده بودنـد این بدان معنا بود که نمی توانستند مناطق فتح شده را در صـورتی کـه غیـر قابل دفاع می گردید ترک گفته و یا در جنگ عقب نشینی کننـد. بیشـترین صدمه وارده به بغداد، عدم توجه و قصور واحدهای عراقـی بـرای محافظـت از جناحین خویش بود، حتی زمانی که در یک خط پدآفندی پیوسته گسـترش می یافتند. وضعیت از این هم بدتر می گشت، زمانی که خیلی اوقات بغداد از واحدهای ارتش خلقی برای پـر کـردن شـکاف هـای بـین لشـگرهای رزمـی استفاده می کرد. این واحدها (که بطور ضعیفی آموزش دیـده و مسـلح شـده بودند) ثابت نمودند که توان مقاومت در برابـر نیروهـای ایرانـی را ندارنـد و از این رو از اهداف برگزیده تهاجمات ایران بودند. در نتیجه، ایرانی هـا معمـولاً قادر بودند تا در سرتاسر جبهه به این شکاف ها یا در اطراف جناحین خطـوط دفاعی عراق یورش ببرند. سهولت نسبی در حملات، ایران را قادر نموده بود تـا بـه خطـوط مقـدم نفوذ کند مخصوصاً به دلیل اینکه مشکل بزرگ عراقـی هـا نـاتوانی در نشـان دادن واکنش سریع به حملات غیرمنتظره ایرانی ها بود. عـراق غالـب اوقـات واحدهای زرهی و مکانیزه خویش را بـه جـای اینکـه در عقـب نگـه دارد ، در خطوط دفاعی مقدم گسترش می داد، و لذا نیروی احتیاط عملیـاتی موجـو د که برای سد کردن نفوذهای ایران اختصاص می یافت، اغلـب کوچـک بودنـد . نیروهای احتیاط عراقی برای مدت زمان طولانی جهت تقویت منطقـه ای کـه احتمال داده می شد مورد تهدید قرار گیرد و یا پیش بینی یک تـک نفـوذی ایران در آن می رفت برای مدت زمان طولانی در حالت انتظار بسر می بردنـد و زمانی که آن حمله نهایتاً جامه عمل به خود می پوشید، آنها در معـرض تک های جناحی سنگین قرار می گرفتنـد. گرچـه ایـن حقیقـت نیـز وجـود داشت که، نیروهای انبوه تک ور پیاده ایران هـم در برابـر حمـلات زرهـی در جناحین خود بسیار آسیب پذیر بودند. اگر عراقی ها می توانستند به سـرعت تغییر سمت داده و چرخش نمایند حتی با واحدهای زرهی به استعدادگـردان در داخل جناح هائی که مورد حمله ایرانی ها قرار گرفته بودند، قـادر مـی شـدند تـا آنها را به گروه های کوچک قابل انهدامی تجزیه نمایند. این ضـعف عمـده بـا ناتوانی واحدهای عراقی جهت تطبیق مجدد خود برای رویاروئی بـا نیروهـای ایرانی که به خطوط دفـاعی آنهـا نفـوذ مـی کردنـد، آمیختـه شـده بـود . در حقیقت، در تمامی حملات ایران، به طور کلی نیروهای عراقی بـه هـیچ وجـه موضع خود را تغییر نمی دادند یا مانور نمی کردند، و حتی بعـد از اینکـه بـه آنها از جناحین حمله می شد و یا محاصره می گردیدند لجوجانـه در مواضـع دفاعی از پیش تهیه شده خویش باقی می ماندند و در حالی کـه در بسـیاری از مواقع آتش پشتیبانی سنگین توپخانـه برخـوردار بودنـد، ولـی آتشـبارهای توپخانه عراق نمی توانستند با تغییر سمت های سریع آتش به جهـت حفـظ نواخت پشـتیبانی آتـش بـرا ی تغییـر جریـان نبـرد را اجـرا کنـد و نمـی توانستند آتش خود را در ماموریـت هـا ی از قبـل طرحریـزی شـده پـیش از شروع حمله برای پوشش بخشهائی کـه بـه آنهـا اختصـاص داده نشـده بـود ، انتقال دهند و بدین ترتیب آنگاهکه ایرانی هـادر مواضـع عراقـی هـا در یـک نقطـه رخنه می کردند، برای آنها تصرف کامل خط پدآفندی عراق نسبتاً آسـان بـود . همچنین عراق نتوانست شایستگی یکسانی یا نمایشی جهـت نـوآوری از خود نشان دهد که ایرانی هـا از ایـن موضـوع بـه خـوبی بـرای پیشـروی استفاده می کردند.

 

واحدهای عراقی همواره با روش های تاکتیکی جدیدی از سوی ایران روبـرو می شـدند که معمولاً برای جلـوگیری از پیشـروی آنـان موفق نمی شدند. زیرا می توان گفت که ایرانی هـا بطـور کلاسـیک آنطـورکـه عراق تصور می کرد نمی جنگیدند و لذا عراقی ها نمی دانستند که چـه کـاری را باید انجام دهند و معمولاً بطور دائم در تلاش بودنـد تـا بـر تـدابیر جنگـی ایران همواره با قدرت آتـش بیشـتر یـا بـه وحشـت انـداختن و فـراری دادن نیروهای ایرانی چیره شوند. به طور کلی، عراقی ها از یـک نبـرد بـرای آینـده درس نمی گرفتند. هر دفعه آنها مرتکب همان اشتباهات قبلی می گردیدند و زمان را از دست می دادند. برای نمونه، سال ها زمان برد تا نهایتاً عراقی هـا یک روش ابتدائی را جهت مقابله با حمـلات مـوج انسـانی سـپاه پاسـداران و بسیج توسعه دادند. همچنین، عملیات آفندی ایران در سال های 61-1360 تقریبـاً بـه روش فرمول واری دنبال شد. ایران یک نیروی بزرگ از سـپاه پاسـداران و بسـیج را متمرکز می کرد، که توسط نیروهای مکانیزه و توپخانه نیـروی زمینـی ایـران همراهی و پشتیبانی می گردیدند که می توانستند به همراه یکدیگر بـر علیـه بخش های ضعیف خطوط پدآفندی عراق حمله کنند، که غالب اوقات مناطق پدآفندی واگذار شده به واحدهای ارتش خلقی بودند که بین لشگرهای رزمی عراق قرار داشتند. ایرانی ها حملات فشرده ای را بـر علیـه واحـدهای ارتـش خلقی آغاز می کردند، که موجب از هم گسیختگی و فرار آنها می گردید. فرماندهان عراقی بسیار دیر یگان های خود را جمـع آوری و سـازماندهی می کردند و احتیاط محلی خویش را بطـور ناکـافی اعـزام مـی کردنـد (اگـر تمامی آنها حرکت داده می شدند). ایرانی ها رخنـه هـائی را در خـط دفـاعی عراق ایجاد می کردند سپس نیروهای سنگین ایران از میان رخنه های ایجـاد

شده عبور می کردند و داخل عمق عملیاتی واحدهای عراقی می شدند، و بــا انجام مانورهـای احاطـه ای و دورانـی عمیـق واحـدهای رزمـی عراقـی را در بسیاری از مواقع به طور کامل از یکدیگر جدا می کردند اما محـدودیت هـای تحرکی واحدهای ایرانی و این حقیقت که آنها تقریباً فاقد نیروی کـافی بـرای ادامه عملیات بودند به طور کلی سبب می گردید که در اسـتفاده از موفقیـت در عملیات به آهستگی و ناشیانه حرکت کنند. هرچند، فرماندهان عراقـی بـ ه طورکلی برای وارد عمل نمودن سریع نیروهای احتیاط خویش موفق نبودنـد، و در این گونه موارد آنها با جمـع آوری نیـرو یـک پاتـک انجـام مـی دادنـد، نیروهای عراقی همواره یک تک جبهه ای را بدون پشتیبانی مناسب پیاده یـا توپخانه آغاز می کردند، که توسط تانـک هـا ، توپخانـه، و گـروه بیشـماری از نیروهای پیاده مسلح به سلاح های سبک ضد تانک ایران متوقف مـی گشـت. در این اثنا، واحدهای عراقیمستقردر خطمقدمبه اینطریق محاصرهمـی گردیدنـد (که خیلی اوقات از بهترین لشگرهای رزمـی عـراق بودنـد ) خیلـی مواقـع در مواضع در زمین فرو رفته خود قرار می گرفتند، و هنگـامی کـه مـورد حملـه قرار می گرفتند از خود دفاع می کردند، اما تمایلی نداشتند تا مجدداً خطوط دفاعی خود را ترمیم کنند یا برای دفع تهدید اصلی ایران پاتـک نماینـد ، کـه اکنون در پشت سر آنهـا قـرار داشـتند . در نتیجـه بـا وجـود حرکـت آهسـته حملات واحدهای پیاده ایران که توسط تعداد ناکافی ادوات زرهـی و توپخانـه پشتیبانی می گردید، با این وجود قادر بودند تا سرتاسر خطوط دفاعی عـراق را بشکنند و واحدهای عراقـی را کـه غالـب اوقـات شـامل واحـدهای بـزرگ مکانیزه بودند، محاصره نمایند.
 

منبع : کتاب آنچه گذشت

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده