استعداد و وضعیت نیروی خودی در آغاز جنگ تحمیلی در منطق? غرب و جنوب
به مناسبت هفته بزرگداشت دفاع مقدس images/20090306140916b200-holy-defence.jpg« گسترش پادگانی نیروی زمینی ارتش ایران از زمان احساس تهدیدات از جانب حکومت عراق ( بعد از انجام کودتای 1337 در آن کشور) طرح ریزی، و از سال 1343 با تشکیل یک لشکر زرهی در خوزستان به مرحلۀ اجرا گذاشته شد و امکان برخورد نظامی ایران و عراق همواره محتمل و تصور می شد. در دهۀ 1340 با تمام تلاشی که حکومت ایران در تقویت قدرت دفاعی ارتش به عمل آورد، موفق نشد بیش از یک لشکر زرهی کامل سازمان دهد که همان لشکر 92 زرهی خوزستان بود،بعد از بروز اختلافات جدی سیاسی بین ایران و عراق که از سال 1346 آثار آن ظاهر گردید، برآوردهای دقیق تر و تشکیل واحدهای بیشتر و واکنش ضروری در مقابل تهدید حکومت جمهوری عراق بیشتر احساس شد و در همان آغاز تشدید اختلافات در اوایل سال 1348 که موجب اعزام عناصر لشکر زرهی خوزستان به مناطق مرزی گردید، ضعف فوق العادۀ نیروهای ایرانی در مقابل تهدید احتمالی ارتش عراق کاملاً نمایان شد.

یگان هایی که پیش از انقلاب اسلامی برای دفاع در جبهۀ خوزستان در مقابل تهدید احتمالی حکومت عراق پیش بینی شده بود. شامل 2 لشکر زرهی و یک تیپ پیاده بود، که تیپ پیاده برای منطقۀ مرزی جنوب استان ایلام، از مهران تا دهلران، در نظر گرفته شده بود و لشکر زرهی خوزستان می بایست در منطقۀ عملیاتی از دهلران در شمال تا دهانۀ فاو در جنوب، در طول بیش از 500 کیلومتر گسترش می یافت و در عین حال در مقابل تجاوز ناگهانی ارتش عراق در صحنه عملیات عکس العمل نشان می داد . این در حالی بود که لشکر زرهی قزوین که برای وارد عمل شدن در این منطقۀ عملیاتی پیش بینی شده بود حدود 1000 کیلومتر دور از این منطقه در پادگان های قزوین، زنجان و همدان مستقر بود و با محدودیتی که ایران از لحاظ ترابری وسایل سنگین داشت. تغییر مکان این لشکر به خوزستان مدت زمان قابل ملاحظه ای یعنی بیش از 15 روز لازم داشت.

در سال 1348 به هنگام تشدید بحران روابط سیاسی بین ایران و عراق، حساسیت منطقۀ خرمشهر و آبادان، به طور جدی مورد توجه قرار گرفت، زیرا اساس اختلافات که مسألۀ کشتی رانی در آب راه اروندرود بود، در این منطقه قرار داشت. از طرفی مسائل خلیج فارس، تنگۀ هرمز و مهم تر از همه، موضوع جزایر سه گانه ابوموسی، تنب بززرگ و تنب کوچک نیز مربوط به حوزۀ مسئولیت یگانهای مستقر در جنوب می شد که منطقۀ مقدم درگیری آنها در این منطقه واقع شده بود و با توجه به این که درگیری های ایران و عراق، قبل از صدور بیانیۀ الجزایر مدت 6 سال از 1348 تا 1354 طول کشید، دفاع در منطقۀ خرمشهر و محور شمالی آن مهم ترین موضوعی بود که فکر فرماندهان نظامی وقت را به خود معطوف کرده بود و در راه حصول این هدف، پس از 2 سال بررسی و تفحُّص، با توجه به وضعیت سیاسی و نظامی آن روز ایران و عراق، راه کار دوم انتخاب گردید و طرح تهیۀ استحکامات صحرائی به نام تأسیسات دژ، در خط مرز از پاسگاه مرزی شلمچه تا پاسگاه مرزی طلائیه، در طول تقریبی 90 کیلومتر تهیه شد، که جناح شمالی این خط باتلاق هورالعظیم و جناح جنوبی آن به نهر خیِّن و اروندرود متصل گردید. تأسیسات دژ در سه خط متناوب، اولی به تعداد 29 دستگاه در 3 کیلومتری مرز و به موازات آن، دومی 18 دستگاه در 6 کیلومتری مرز در طرفین دژ محور اصلی شلمچه، پاسگاه کیلومتر 25، کوشک و خط سوم 12 دستگاه در 9 کیلومتری خط مرز، عقب دژهای خط دوم احداث شد.

هر دستگاه دژ شامل: دو سکو جهت استقرار تانکهای ام4 و ام36 فاقد تحرک بوده و صرفاً از توپ و سیستم هدایت آتش آن استفاده می شد، همچنین یک جنگ افزار ضدتانک، یک موضع تیربار و یک پناهگاه گروهی بتن آرمه نیز بود که برای اشغال این دژها یک گردان به همین نام و با سازمان ویژه ای که استخوان بندی اصلی آن 80 دستگاه تانک از نوع فوق الذکر و 120 دستگاه تفنگ 106 میلی متری و تیربار ضدهوائی و حدود 1330 نفر پرسنل بود، سازمان داده شد.

ساخت و سازمان خط دژ اول تا سال 1353 به اتمام رسید، ولی با انعقاد عهدنامۀ الجزایر احداث دژهای دوم و سوم و تجهیز این دژها به میادین مین و سایر موانع، متوقف شد.

در شروع جنگ تحمیلی، هنگامی که عناصر یک لشکر زرهی و یک لشکر مکانیزه عراق از بصره به شرق شط العرب حرکت کردند و در محور تنومه ـ خرمشهر برای اشغال خرمشهر و محور نشوه ـ هویزه ـ سوسنگرد آماده شدند، استعداد نیروی رزمندۀ موجود ایران در تمام منطقۀ عملیاتی اهواز و جنوب هویزه و غرب خرمشهر شامل یک تیپ زرهی از عناصر لشکر 92 زرهی، یک گردان دژ و یک گردان سوار زرهی بود که در جبهه ای به طول بیش از یک صد کیلومتر، مجبور به پدافند بودند و بایستی 3 شهر مهم خوزستان یعنی خرمشهر، اهواز و سوسنگرد را در جبهه ای به عرض بیش از 150 کیلومتر حفظ می کردند، بنابراین لشکر 92 زرهی  با استفاده از امکانات موجود، خود یک گردان تانک و یک گردان مکانیزه از عناصر تیپ زرهی اهواز را برای پدافند منطقۀ عملیاتی خرمشهر اختصاص داده بود. به هر حال جمع کل نیروهای پدافند جمهوری اسلامی ایران در منطقه ی عملیاتی غرب خرمشهر و کرانه ی شمالی اروندرود و جزیره ی آبادان در جبهه ای به عرض بیش از یکصد کیلومتر، به شرح زیر بود:

1. پایگاه دریایی خرمشهر که فرماندهی عملیاتی منطقه خرمشهر را با یک گردان تکاوران دریایی یه عهده داشت،

2. گردان 165 مکانیزه از تیپ 1 لشکر 92 زرهی،

3.گردان 232 تانک از تیپ 1 لشکر 92 زرهی،

4.گردان 151 دژ ( حدود یک گردان پیاده)،                

5.گردان ساحلی ژاندارمری آبادان،

7.رزمندگان سپاه پاسداران و بسیج مردمی،

8.یک آتش بار 175 میلی متری در منطقه ی خرمشهر و یک آتش بار در جزیره ی آبادان.

جمع کل استعداد رزمی یگان های یادشدۀ بالا کمتر از یک تیپ مکانیزه ارتش عراق بود، زیرا گردان 232 تانک که قدرت مهم این یگان ها بود، کمتر از 60% استعداد رزمی خود را داشت و از 53 دستگاه تانک سازمانی آن فقط 32 دستگاه حاضر به کار بود و از نظر پرسنلی استعداد رزمی این یگان کمتر از 50% بود ( از این 521 نفر پرسنل سازمانی 270 نفر و از 35 نفر افسر سازمانی فقط 13 نفر در آمار داشت.) و گردان 165 مکانیزه و 151 دژ نیز شرایطی مشابه داشتند. در ضمن پاسگاه های ژاندارمری فاقد سلاح سنگین بودند. پایگاه دریایی خرمشهر فاقد نیروی زمینی کافی برای مقابله تهدید زمینی ارتش عراق بود و رزمندگان سپاه پاسداران و نیروهای مردمی نیز قبل از آغاز جنگ، چندان قابل ملاحظه نبوده و در هر پاسگاه مرزی حدود 10 نفر مسقر بودند و با توجه به اینکه تعداد پاسگاه های مرزی غرب خرمشهر و جزیره مینو کمتر از 10 پاسگاه بود، تعداد این نیروها بالغ بر یکصد نفر میشد که فقط جنگ افزار سبک و تعداد محدودی آر پی جی 7 و تفنگ 106 میلی متری دریافتی از گردان دژ مسلح بودند، اما ارتش عراق در مقابل این نیروی اندک، 3 لشکر زرهی و لشکر 5 مکانیزه را برای نبرد، آماده کرده بود که به هیچ وجه قابل مقایسه نیستند»

در مقابل لشکر 9 زرهی عراق درمحور سوبله، بستان از غرب به شرق گسترش یافته بود فقط تیپ 3 زرهی لشکر 92 با استعدادی حدود 50% قرار داشت و شرایط این تیپ نیز همانند تیپ 1 لشکر بود.

«در محور فکه در مقابل لشکر یک مکانیزه ی عراق گروه رزمی37 زرهی شیراز و گروه رزمی 138 پیاده لشکر 21 قرار داشت.

در محور حمرین به عین خوش ، دشت عباس پای پل کرخه که لشکر 10 زرهی عراق گسترش و صف آرایی کرده بود، تیپ 2 زرهی دزفول با استعدادی در حد یک گردان، در منطقه ای وسیع گسترش یافته بود به جز یگان های یاد شده، گردان های مرزی ژاندارمری نیز در پاسگاه های مرزی و پایگاه های خود استقرار داشتند.

مسئولیت منطقه حساس مهران، به تیپ 84 پیاده ، محول شده بود، اما عملا یک گروه رزمی این تیپ در کل منطقه گسترش داشت و در مقابل آن یک لشکر عراقی در محور بدره – زرباطیه- مهران آماده ی هجوم بود.( توضیح اینکه یک گردان این تیپ در منطقه پاوه استقرارداشت و بقیه در پادگان بودند.)

در کل منطقه غرب، از شمال مهران تا شمال قصر شیرین ، لشکر 81 زرهی با 3 تیپ گسترش نامناسبی داشت، برمبنای اصول نظامی یک لشکرقادر به پدافند در منطقه ای در حدود 20 کیلومتر و با حداکثر سرعت تا 30 کیلومتر است. در حالی که لشکر 81 زرهی که با 2 گردان از لشکر 77 تقویت شده بود، الزامی به صورت یگان های کوچک در حد گردان، نیروی خود را در محور های مختلف گسترش داده بود که به هیچ وجه قابل مقایسه با نیروی متجاوز نبود و به علت جز به جز شدن، یگان ها از هر نظر آسیب پذیر بودند و متاسفانه در شرایطی که قراین و شواهد از یک حمله ی گسترده ی عراق خبر می داد، تلاش کافی برای جمع آوری همه توانایی های موجود در سطح کشور به نیامده و این لشکر مجبور به دفاع در برابر حداقل 5 لشکر عراق شده بود. این در حالی بود که لشکر 28 کردستان و لشکر 64 ارومیه، به علت درگیری شدید در مقابله با نا امنی در شمالغرب، به هیچ وجه قادر به جا به جایی و کمک به مناطق دیگر نبودند و از لشکر 16 زرهی نیز حدود 2 تیپ آن در در منطفه شمال غرب گسترش داشتند مسوولان وقت به علت کمبود نیرو، یگان ها را به صورت گردانی به مناطق مختلف اعزام می کردند. همانطور که از لشکر21 زرهی، دو گردان و از لشکر 77، سه گردان و قسمت عمده ای از تیپ 55 هوابرد در شمال غرب و غرب و نقاط نا امن مشغول و درگیر میکند، تا بهتر بتوانند به اهداف خود در خوزستان و غرب کشور برسد، اما ایثار و مقاومت همین نیروهای اندک در برابر دشمن و پشتیبانی نیروهای مردمی موجب شد که آنها نتوانند به هدف های مورد نظر دست یابند.» 

منبع: کتاب تقویم تاریخ دفاع مقدس/ جلد 1/ صفحات 476 تا 481/ انتشارات مرکز پژوهش های دفاع مقدس

 

انتهای مطلب


 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده