دلایل و عوامل تحمیل جنگ به ایران (انتشار مجدد)
که در خصوص جنگ تحمیلی 8 ساله رژیم بعث عراق به جمهوری نو پای اسلامی ایران در سال 1359 در ذهن نسل جوان مترتب است، علت وقوع این جنگ طولانی قرن بیستم است. به مناسبت هفته دفاع مقدسیکی از سئوالاتی که در خصوص جنگ تحمیلی 8 ساله رژیم بعث عراق به جمهوری نو پای اسلامی ایران در سال 1359 در ذهن نسل جوان مترتب است، علت وقوع این جنگ طولانی قرن بیستم است.

از آنجا که مهم ترین دلیل تحمیل جنگ به ایران اسلامی، وقوع انقلاب شکوهمند اسلامی و تغییرات ژئوپولتیکی حاصل از آن است.

اهداف استکبار از تحمیل جنگ به ایران
باتغییرات ژئوپولتیکی حاصل از انقلاب و اسقرار نظام جمهوری اسلامی ایران، که مستقل از شرق و غرب ایجاد گردید، منافع عمده غرب و آمریکا و سپس شرق در منطقه مورد تهدید جدی قرار گرفت. لذا استکبار به فکر مهار این انقلاب، محبوس کردن، به سازش کشیدن، از محتوا تهی کردن و در نهایت ساقط کردن آن افتاد و اقدامات زیادی انجام داد که جنگ (تحمیلی) در سال 59 آخرین حربه در این مورد بود و جنگ توسط صدام که انگیزه های متعددی برای این کار داشت علیه ایران آغاز گردید. در حقیقت انگیزه و اهداف شرق و غرب بویژه آمریکا از تحمیل جنگ به ایران همین ها بود.
البته اهداف جنگ از نظر صدام "لغو قرارداد 1975"، "جدایی قسمت هایی از ایران" و "ساقط کردن نظام" بود. هدف اربابانش با اهدافی که ذکر شد همخوانی داشت، هدف غائی سقوط نظام دینی در کشور بود.
انگیزه ژئوپولتیکی عراق برای جنگ
عراق در خلیج فارس 58 کیلومتر ساحل دارد و ایران 1250 کیلومتر، عراق به دنبال گسترش این ساحل است ( مرز آبی عراق با ایران 85 کیلومتر است )،
عراق می خواست نفت کویت یا ایران را هم دارا باشد و در مجموع بتواند بیش از 30 % نفت خاورمیانه را داشته باشد. (عراق 15/5 درصد از منابع نفت خاورمیانه، کویت 14/65 درصد و ایران 14/40 درصد از این منابع را دارا هستند ) و دعوای کویت و عراق هم همین بود.
صدام نگران سرایت تفکر انقلاب اسلامی به شیعیان عراق که اکثریت جمعیت آن کشور را شامل می شوند بود و ضروری می دید انقلاب را محبوس یا نابود نماید.
دلایل روانی آغازگر جنگ
دلایل روانی که مختص شخص صدام است :
     – خوی خشونت گرایی و جنگ طلبی وی.
     – جبران تحقیر امضاء قرارداد 1975 که خود وی امضاء کننده بوده است.
     – تمایل به ایفای نقش عبدالناصر در اعراب. (آقائی براعراب )
     – آرزوی ارتقای نفوذ در منطقه و رهبری منطقه خاورمیانه و تأثیرگذاری در تصمیمات جهانی.

دلایل نظامی عراق در تحمیل جنگ
اشتباه در محاسبه مؤلفه های قدرت ملی ایران اسلامی توسط غرب و صدام (وضع کشور انقلابی و ارتش آن ) بر اساس مبانی اطلاعات راهبردی آنان از جمهوری اسلامی که در ادامه ذکر خواهد شد.
محاسبه قدرت ملی از دید میلیتاریستی
آمادگی ارتش عراق و کسب آمادگی برتر در چهار سال 1975 تا 1979
(صرف 30 میلیارد دلار ذخایر ارزی، اختصاص بیش از 80% درآمد متوسط 3/4 میلیارد دلاری سالانه نفت به امر تجهیز ارتش)
پیش بینی حمایت مستقیم و غیر مستقیم مادی و معنوی کشورهای عربی و غربی از اقدام او.
(در طول جنگ 46 کشور از عراق حمایت کردند. حتی با اجاره دادن هواپیماهای جنگی و تسلیح وی به سلاح های شیمیایی )
اهداف صدام از تحمیل جنگ
اهداف صدام که علناً مطرح نمود به شرح زیر است:
   1- لغو قرارداد 1975 یعنی تصاحب اروند رود و قسمتهایی از سرزمین ما در غرب و جنوب.
   2- جدا کردن شهرهائی از استان خوزستان که جمعیت عرب زبان دارد و مناطق نفت خیز جنوب.
   3- ساقط کردن نظام نوپای جمهوری اسلامی ایران.
   4- بدست آوردن رهبری در خلیج فارس و در بین اعراب.
   5- رفع محدودیت دسترسی به خلیج فارس.
اهداف پشتیبانان صدام یا استکبار شرق و غرب از تحمیل جنگ به ایران اسلامی
 اهداف پشتیبانان صدام که در رأس آنها آمریکا و غرب بود را از این جنگ بیان کردم که به شرح زیر می باشد :
– محبوس کردن انقلاب
– از محتوا تهی کردن آن
– به سازش کشانیدن و در نهایت ساقط کردن نظام مقدس جمهور اسلامی ایران
این موارد که تا اینجا ذکر شد هدف یک طرف جنگ یعنی آغاز کننده، متجاوز یا حمله کننده اولیه در این جنگ تحمیلی بود که دفاع مقدس هشت ساله جمهوری اسلامی را ضروری و الزامی می کرد، حال باید اهداف دفاعی جمهوری اسلامی را هم یاد آور شویم تا بتوانیم پیروز را از شکست خورده تمیز دهیم.
"ما در این جنگ پرده از چهره جهانخواران و حامیان به اصطلاح بشریت برداشتیم " امام خمینی (ره)
اطلاعات نظامی و ملی راهبردی عراق از ایران :
صدام برای تبیین استراتژی نظامی تهاجمی خویش ازاطلاعات راهبردی نظامی بهره می گرفت که مبانی یا فرضیات آن اطلاعات راهبردی همان مواردی بود که آمریکا و استکبار غرب بر آن ها یقین داشتند و غالب این اطلاعات راهبردی در گزارشات سرویس های اطلاعاتی آمریکا منتشر می گردید، این اطلاعات عبارت بودند از:
– خروج 50 هزار مستشار خارجی نظامی از ایران و لذا عدم امکان بهره برداری از تجهیزات و تأسیسات تکنیکی و عدم امکان طراحی های مورد لزوم.
– توقف ارسال قطعات مورد نیاز نظامی و صنایع مادر کشور.
– حذف کلیه ژنرال های ارتش به ویژه در ستادهای طراحی (ستاد ارتش و نیروها).
– مرخص کردن نیمی از کارکنان ارتش و تقلیل ارتش 400 هزار نفری به نصف.
– انحلال دو لشکر مجهز و آموزش دیده گارد.
– درگیری سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که تنها یک سال از تأسیس آن می گذشت با ضد انقلاب و بهره گیری از آن برای امنیت داخلی.(زیرا سپاه در آن زمان یک نیروی سیاسی و مناسب پاسداری ازاوضاع داخلی آن هم با کمک ارتش بود.)
– نداشتن سازمان رزمی و آموزش مورد لزوم در سپاه برای رویارویی با یک جنگ منظم در صورت رهایی از مبارزه با ضد انقلاب.
– درگیری آن قسمت از ارتش که آمادگی رزمی برای حضور در جنگ را داشت با ضد انقلاب در نقاط مختلف کشور.
– انتقالات و انتصابات غیر اصولی در ارتش، فرو ریختن انضباط در ارتش، عدم اجرای آموزش های یگانی از سال 57 به مدت دو سال در ارتش، عدم انجام نگهداری مناسب از تجهیزات و تسلیحات ارتش در این مدت و به غارت رفتن شماری از سلاح ها و تجهیزات از پادگان ها.
– عدم باور به تحقق تهدید آن هم توسط عراق در سران انقلاب و نظام به استثنای حضرت امام (ره) (که به بقای ارتش تأکید می فرمودند و بعد تلاش مقام معظم رهبری که آن وقت نماینده امام در ارتش بوده و بعد هم تمشیت امور ارتش را به عهده گرفتند)
– تضعیف همه جانبه و تحقیرارتش به ویژه بعد از کودتای نوژه که باز حضرت امام و بعد شخص مقام معظم رهبری در حفظ و اقتدار ارتش اقدام نمودند.
– آغاز تحریم ها علیه ایران و عدم ورود کالاهای مورد نیاز کشور.
– اختلاف و تشتت آرا در ساختار سیاسی و تصمیم گیری و کارشکنی های لیبرال ها در امر اداره کشور.
– کاهش صادرات نفت ایران از 6 میلیون بشکه در روز به 2 میلیون بشکه و در نتیجه کاهش درآمد نفتی.
در حقیقت این اطلاعات راهبردی نظامی، صدام حسین را به انجام هر چه سریع تر حمله به جمهوری اسلامی ایران برای تحقق سیاست راهبردی عراق در خصوص ایران حریص نمود و او را امیدوار ساخت که در این اقدام مطمئناً و به سهولت پیروز خواهد بود. البته همه این ها در حالی بود که صدام حسین قریب به 3 سال به تقویت همه جانبه ارتش خود همت گماشته بود.
اشتباهات فاحش استکبار و صدام در محاسبه مبانی اطلاعات نظامی راهبردی یا اطلاعات راهبردی ملی درایران را می توان به طور خلاصه به صورت زیر نام برد :
– عدم برآورد نیروی دریایی قدرتمند ارتش جمهوری اسلامی ایران که این خطای بزرگ راهبردی باعث شد در سه ماه اول جنگ پرونده نیروی دریایی عراق بسته شده و تا پایان جنگ از سواحل خود در خلیج فارس و صدور نفت و واردات و صادرات کالا از طریق بنادر و سواحل خود محروم گردد.
– عدم محاسبه پتانسیل بالای انقلاب آن هم با زیربنای دینی و روحیه شهادت طلبی شیعی.
– عدم برآورد صحیح از قدرت معنوی رهبری حضرت امام در قلوب ایرانیان.
– عدم برآورد صحیح از ایجاد وحدت ملی ایرانیان به ویژه در شرایط بحران و خطر.
– فراموش کردن این که ایران با تمدن و سابقه تاریخی مدون قریب به 3000 سال، توسط همسایه ای با وسعت و جمعیت یک سوم آن قابل بلعیدن نیست.
– نداشتن برآورد علمی از تیزهوشی و آینده نگری و صبر و استقامت مردم ایران اسلامی.
– و نهایت این که به قول نویسنده کتاب تاریخ جنگ های ایران، آقای علی غفوری، (حتی جنازه ارتش آن روز جمهوری اسلامی ایران آن قدر جان داشت که بتواند از پس یک نیروی جهان سومی حتی اگر دومین قدرت عربی بعد از مصر باشد برآید ) به ویژه اگر روح مسیحائی امام (ره ) در آن دمیده شود و این امر را حمله بلا فاصله هواپیماها در روز31 شهریور ماه 1359 و حمله 140 فروندی آن ها در اول مهر و نابودی نیروی دریایی عراق در 7 آذر ماه همان سال و توقف و زمین گیر شدن عراق قبل از حصول اهدافش ثابت نمود.

راهبرد نظامی عراق در جنگ با ایران
راهبرد نظامی عراق و حامیان استکباری وی در حمله به ایران و تا پایان جنگ که به دلیل شرایط حاکم بر صحنه جنگ به ویژه مقاومت، قدرت رزمندگان و صلابت و درایت امام و روحیه شهادت طلبی جمعی، که همه نتیجه ایمان به خدا و اعتقادات متعالی مذهبی بود و درنهایت پیروزی های رزمندگان اسلام شکل می گرفت و تغییر می یافت را در چهار مرحله و به صورت زیر می توان خلاصه نمود :
مرحله اول : جنگ برق آسا برای نابودی نظام نوپای جمهوری اسلامی و یا حداقل تجزیه آن.
مرحله دوم : تثبیت اشغال (بعد از زمین گیر شدن و بعد از تصرف خونین شهر ) برای ماندن و فشار به حکومت اسلامی تا سقوط آن.
مرحله سوم : انجام جنگ فرسایشی و جنگ شهرها برای ایجاد جو عمیق و شدید نارضایتی درجمهوری اسلامی تا مرحله سقوط و یا تسلیم آن به خواسته های استکبار.
مرحله چهارم : پایان دادن متوازن جنگ جهت جلوگیری از نابودی حکومت صدام.
بر اساس سیاست، اطلاعات و دلایلی که ذکر شد جنگ تحمیلی علیه انقلاب نوپای اسلامی و جمهوری تازه تأسیس اسلامی ایران توسط صدام آغاز شد و دفاعی مقدس توسط ملت شجاع ایران رقم خورد که عمده ترین دلایل آن دلایل سیاسی مبتنی بر تغییرات ژئوپولتیکی است، یعنی وقوع انقلاب اسلامی و نفی استکبار غرب و شرق و قطع دست بیگانگان از چپاول مادی و معنوی ملت بزرگ ایران و ایجاد نظام حکومتی بر مبنای دین و مذهب انقلابی تشیع در جهان که این دلیل عمده همان اهداف استکبار از تحمیل جنگ به ایران است که قبلاً بیان گردید.

مسعود فلاح نرگس
برگرفته از کتاب کلیاتی از جنگ و مواردی از دفاع مقدس، نوشته سرتیپ ستاد ناصر آراسته،انتشارات ایران سبز

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده