درس هایی از جنگ ایران و عراق_ 1
قدرت گرفتن ارتش بعثی عراق مطالبی که در چند قسمت و در ایام دفاع مقدس منتشر خواهد شد، برگرفته از «کتاب آنچه گذشت»، به قلم کنت مایکل پولاک می باشد. البته این کتاب، ترجمه بخشی از کتاب اصلی تحت عنوان « اعراب در جنگ » به قلم نویسنده مذکور است که در سال 2004 از سوی انتشارات دانشگاه نبراسکا ایالات متحده به چاپ رسیده است. نویسنده که در کتاب خود جنگ های کشورهای عربی همانند مصر، عراق، سوریه، اردن، لبنان، عربستان سعودی و .... را از سال 1948 تا سال 1991 مورد بررسی وتحلیل قرار داده، در این بخش از کتاب به جنگ ایران وعراق پرداخته است.

هر چند همه موارد مندرج در این کتاب مورد تایید هیئت معارف جنگ نمی باشد، اما باید اقرار کرد که نویسنده دقت وهوشمندی زیادی در تحلیلِ به ویژه نظامی جنگ ایران وعراق به خرج داده است. مولفان وپژوهشگران حوزه دفاع مقدس را به مطالعه این کتاب ارزشمند دعوت می کنیم.

قدرت گرفتن ارتش بعثی عراق
در پایان جنگ اکتبر اعراب و اسرائیل در سال 1973 ( مهر ماه 1352) ، بغداد یک برنامه بزرگ را جهت تقویت توان نظامی خود آغاز نمود. عراقی ها در یافتند که آنها نتوانستند نقش خود را به خوبی مخصوصا بر علیه اسرائیل به نمایش بگذارند و نتیجه گرفتند که آنها نیازمند بهبود و توسعه نیروهای مسلح خود هستند. این خواسته بطور قابل ملاحظه ای برخاسته از حوادث سال های 75-1974 (سال های 54-1353) بود. اول، شکست کردهای شورشی عراق که به بعثی ها آموخت که آنها می توانند با عملیات نظامی به اهداف سیاسی خود دست یابند. دوم احساس حقارت ناشی از موافقت با شرایط پیمان الجزایر در سال 1975 به سبب برتری نظامی ایران، بغداد را متقاعد نمود که در خاورمیانه، فقط کشور های قدرتمند موفق می شوند. از اینرو، در بین سال های 1973 تا 1980(59-1352)، عراق اندازه نیروی زمینی خویش را چه از نظر نیروی انسانی کادر ثابت و چه از نظر لشگرها به دو برابر افزایش داد(از شش لشگر به دوازده لشگر) که از این تعداد چهار لشگر زرهی و دو لشگر پیاده مکانیزه بودند. عراق 1600 دستگاه تانک و نفر بر زرهی جدید خریداری نمود،که شـامل تانـک هـای تی- 72 و نفربرهای زرهی بی امپی- 1 بودکه از مـدرنترین تجهیـزات سـاخت اتحـاد جماهیر شوروی محسوب می گردیدند، بعلاوه بیش از 200 فرونـد هواپیمـای جنگـی جدید ، شامل هواپیماهای میگ23 و سوخوی20و 22 خریداری نمود، همچنین عراق برای بهبودآموزش نیروهایخودتلاش زیادی بـه عمـل آورد، بـه ویـژه بـرروی عملیات رسته های مشترک و جنگ مکانیزه تاکید داشت.
رژیم بعثی و به ویژه صدام حسین دو هدف مهم را برای ارتـش خـود در خلال سال های 1973 تا 1980 در نظر گرفتند. اول، نیروهـای شـبه نظـامی قوی با نام ارتش خلقی (جیش الشعبی) به استعداد 150000 نفـر عمـدتاً بـا ماموریت مخصوص برای سـرکوب شـورش هـای داخلـی ایجـاد نمودنـد کـه توانست تا حد زیادی نیروهای مسلح عراق را از درگیری طولانی مـدت بـرای برقراری امنیت داخلی معاف کند و نیروی زمینی عـراق را در رابطـه بـا یـک جنگ احتمالی با اسرائیل یا ایران مجدداً سازماندهی کنـد. دوم اینکـه، رژیـم بعثی عراق، وفاداری ارتش به حکومت را با پاکسازی افسـران ارشـد مشـکوک تضمین کرد، درجه وفاداری بالا نسبت به صدام حسـین، بـیش از شایسـتگی نظامی مد نظر بود، بارها افسران ارشد کلیدی را بـه دلیـل بازداشـتن آنهـا از توسعه روابط شخصی با نفرات زیردست خود جابجا کردند، تاسـیس سـازمان های متعدد امنیتی برای نظارت بر ارتـش، حتـی در رده هـای پـائین و جـ زء فرماندهی و مدیریت بر یگان ها و عملیات و تمرینـات نظـامی بـرای حصـول اطمینان از اینکه نیروهای مسلح بطور کامل تحت کنتـرل بـوده و دسـتورات صدام را بدون چون و چرا انجام می دهند، تاسیس شدند. ایـن اقـدامات یـک مشکل عمده بوجود آوردند و آن اینکه در عمل افسران ارشد بـی کفایـت در سلسـله مراتب فرماندهی قـرار گرفتند . هر چند تعـداد انگشـت شماری از ژنرالهای برجسته در نیروی زمینی و نیروی هوائی که تجربه جنگی داشـتند در ارتش عراق مشاغلی را به عهده داشتند ولی تمامی آنها به جهت وفاداری به صدام حسین و نه به دلیل توانائی خویش، انتخاب شده بودند. درحقیقت، رژیم بعثی حاکم بر عراق افسران ماجراجو را از ارتش اخراج می کرد از ترس اینکـه احتمالاً آنها زمانی با ارتقا به درجه ژنرالی تلاش خواهند کرد که حرکتـی بـر 1 علیه حکومت انجام دهند. در توضیحات پر مغز ادگار او بالانس آمده است که افسران عراقی بالاتر از درجه سرهنگی فاقد بینش، استعداد، و ابتکار لازم برای اجرای مسئولیت های خویش بوده و با زیرکی و پس از بررسی و ارزیـابی های عقیدتی سیاسی فراوان انتخاب می شدند.

تهاجم به ایران در سال 1359
با محدودیت های مسلم فرماندهان نظامی بلند پایه عراقی، جای شگفتی ندارد که طرح اولیه عراق برای تهاجم به ایران توسط آنان بسیار ضعیف درک شد و بطور نامناسب آماده گشت. راهبرد بغداد تصرف استان خوزستان واقـع در جنوب غربی ایران در کناره اروند رود بود. خوزستان قسمت عمده صـنعت نفت ایران را در خود جـای داده، و درصـد قابـل ملاحظـه ای از جمعیـت آن استان عرب شیعه بودند، کسانی که صدام اعتقاد داشت که وی مـی توانـد بـا توسل به زمینه های نژادی و قـومی، آنهـا را وادار بـه خیـزش و پشـتیبانی از حمله ارتش عراق به عنوان نجات دهنده آنها از ظلم و ستم ایران کند. بغـداد با چنین فرضیاتی که در ذیل خواهد آمد تلاش خود را آغاز کرد.
اول، حکومت عراق توسط افسران مخالف ارتـش ایـران و سـازمان هـای جاسوسی عراق متقاعد شده بود که نیروی زمینی ایـران در نتیجـه رهـائی از خدمت و پاکسازی های صورت گرفته کارکنان بویژه افسران ناشـی از انقـلاب اسلامی، خیلی ضعیف شده و نیروهای مسلح عراق خواهند توانسـت بـا کمـی تلاش، نیروهای ایرانی را منهدم کنند. بغداد تا حدی به این باور رسـیده بـود که مردم ایران اگر چه شاه را اخراج کرده بودند اما از آیـت االله خمینـ ی(ره) و روحانیت شیعه نفـرت دارنـد و اگـر بـه آنهـا فرصـت لازم داده شـود آنـان را سرنگون می کنند. بسیاری از مقامات پیشین ایران، هماننـد شـاهپور بختیـار نخست وزیر پیشین، ارتشبد غلامعلی اویسـی فرمانـده سـابق نیـروی زمینـی ایران بعد از انقلاب به عراق فرار کردند و مغز صدام را نسبت به دولت جدیـد ایران با دیدگاه هائی منفی از یک حکومت ضعیف بنیادگرا، پر کردند که اگـر تلنگری به آن زده شود متلاشی خواهد گردید، در غیر این صـورت اگـر فـوراً متوقف نشود جمعیت شیعیان ستمدیده عراق هم به پا می خیزند. بـه تصـور صدام در صورت تصـرف خوزستـان توسط ارتـش عراق ، این کار همــانند جرقه ای، آتش یک انقلاب دیگر را در ایران مشتعل نموده و نظـام جمهـوری اسلامـی را برانداخته وآن را با یک دولت متمـایل به مصـالح عراق جایـگزین می نماید. نباید از کنار این حقیقت گذشت که در طرح عراق هیچ عملیات جنگـی طراحـی شده در رابـطه با ایـن انقلاب در نظـر گرفتـه نشـده و در عـوض با ساده اندیشی فرض شده بود که این سرنگونی رخ خواهد داد، در یک مفهـوم نظامی، طرح تهیه شده کاملاً برای تصـرف و حفـظ خوزسـتان مناسـب بـود . طـرح عـراق برای حمله به ایـران مستلزم به کارگیـری 9 لشـگر بود.3 لشـگر زرهی و 2 لشگر مکانیزه به داخل خوزستان پیشروی می کردند، و شـهرهای عمده، جاده های مهم، و از همه مهمتر، تمامی گذرگاه های رشته کـوه هـای زاگرس که نیروهـای ایرانـی بایـد بـرای تقویـت یـا بـاز پـس گیـری اسـتان خوزستان از آنها عبور می کردند، را تامین می کردند . در نواحی شـمالی تـر ، 3 لشگر پیاده و 1 لشگر زرهی دیگر گذرگاه های شـمالی میـان رشـته کـوه های زاگرس را تصرف می کردند ،که اگر ایرانی ها می خواسـتند یـک حملـه تعرضی متقابل را بر علیه بغداد انجام دهند باید از آنها استفاده می کردند. بـر طبـق اظــهارات چنـدین نفـر از ژنـرال هـای سابــق عراقـی، کـل ایــن عمـلیـات می بایست در ظرف دو هفته به اهداف خود نایل می گردید. بطورکلی عراقی ها اهداف را به درستی شناسائی کرده بودنـد و احتمـالاً بطور کافی و مناسب نیروهـای خـود را بـرای تصـرف اهـداف تخصـیص داده بودند، اما این طرح فاقد جزئیات لازم بود. طرح نهائی تهاجم یـک بازنویسـی شتاب زده از یک تمرین ستادی بریتانیا از یـک حملـه فرضـی بـرای تصـرف خوزستان و میادین نفتی آن استان با یک لشگر بریتانیائی بـود کـه در سـال 1941 (1320)تهیه شده بود. ستاد ارتـش عـراق نیروهـای درگیـر در طـرح بریتانیا را به روز کـرده و مقدمات پشتیبانی هوائی، لجستیـکی، مهندسـی، و دیگر ماموریت ها و وظایف پشتیبانی لازم را طرح ریزی نمـود، امـا آنهـا فقـط راهنمائی های کلی را تهیه کردند. طراحان عراقی عملیات، بسیار زیاد بر روی محاسبات و برآوردهای بریتانیا تکیه کردند، که در واقع در حکم یـک مـدرک آموزشی توسعه یافتـه بـرای زمـانی متفـاو ت، بـرای نیروهـائی متفـاوت ، و بـا فرضیات مختلف در خصوص زمینه سیاسی بود. حتی هیجده سال بعـد، یـک ژنرال سابق عراق گفت: سربازان ما فقط زمانی که بر روی خط مـرزی مسـتقر و گسترش یافتند، به آنان گفته شد که در داخل خاک ایران پیشـروی کننـد . البته به آنان یک هدف داده شده بود، اما آنها نه هیچ تصوری از اینکه چگونـه باید هدف خود را تصرف کنند و یا چه کاری باید انجام دهنـد داشـتند، و نـه اینکه چگونه ماموریت آنها با طرح کلی ارتباط و مناسبت دارد و یا چه کسـی از آنها پشتیبانی می کند.

پیشدستی عراق در تهاجم هوائی 

علاوه بر ننگ تجاوز، روز بعد عـراق برتـری هـوائی را بـرای فلـج کـردن نیروی هوائی جمهوری اسلامی ایـران از دسـت داد . نیـروی هـوائی ایـران بـه شدت از پیامدهای ناشی از وقوع انقلاب آسـیب دیـده بـود . پاکسـازی هـا در ارتش ایران در سطح وسیعی در نیروی هوائـی به سبب روابـط نزدیک آن نیرو با ایالات متحده رخ داد. سامانه لجستیکی رایانه ای کاملاً جدیـد و پیشرفته نیروی هوائی ، با ترک ایران از سوی پرسـنل ایـالات متحـده غیـر قابل اسـتفاده گردیـد ، وکارهـای تعمیـر و نگهـداری بـر روی جنگنـده هـای پیچیده ایران مختل شـد. در روز 31 شـهریور مـاه نیـروی هـوائی جمهـوری اسلامی ایـران توسـط حمـلات هـوائی عـراق غـافلگیر گردیـد و لـی توانسـت بلافاصله واکنش متقابلی با چهار سورتی پرواز جهت بمباران پایگاه هـوائی کوت عراق از خود نشان دهد. روز بعد در مجمـوع نیـروی هـوائی جمهـوری اسلامی ایـران 160 سـورتی پـرواز جنگـی انجـام داد و تقریبـاً آسـمان را از هواپیماهای عراقی پاک کرد. عراق قادر بود تا فقط تعداد محـدودی حمـلات پراکنده، تا حد زیادی بر روی اهـداف نزدیـک بـه مـرز ایـران را انجـام دهـد . اگرچه در حملات هوائی عراقیها اکثراً تعداد هواپیماهای جنگنده عـراق سـه تا چهار برابر تعداد هواپیماهای نیروی هوائی جمهوری اسلامی ایران بـود، امـا اکثراً زمانی که آنها از سوی هواپیماهای جنگنده ایران کشـف مـی گردیدنـد، خلبانان عراقی ماموریت های خود را ناتمام می گذاشتند، و در ایـن مـوارد در صورتی که عراقی ها بطور تصادفی و یا با داشتن هدف در نبردهای هوا به هوا با هواپیماهای ایرانی درگیر می گردیدند، خلبانان ایرانی فوراً پیروز می شدند. ایران همچنین حملات هوائی خود را بر علیه تاسیسات نظامی، صنعتی، نفتی عراق انجام داد. مشکلات لجستیکی مانع از این می شـد تـا ایـران تهاجمـات هوائی گسترده بیشتری با دسته هـای پـروازی بـیش از دو فرونـدی هواپیماهـای اف- 4 اجرا کند که این امر سبب می گردید که خسـارات وارده بـه اهـداف مـورد نظر از شدت بالائی برخوردار نباشد، اما عراقی ها از اینکه ایـران حتـی مـی توانـد چنین عملیات هائی را انجام دهد، سراسیمه شـدند. بغـداد بـا متفـرق سـاختن و انتقال اکثر هواپیماهای تجاری و نظامی( شامل بسیاری ازهواپیماهـای جنگنـده) به پایگاه هائی در غـرب عـراق ( پایگاه های هوائی اچ- 3ملقـب بـه الولیـد ) و بـه کشورهای خارجی همانند اردن و کویت یعنی در واقع به جاهائی کـه آنهـا دور از دسترس ایران بودند، واکنش نشان داد.

 

منبع : کتاب آنچه گذشت، کنت مایکل پولاک
 

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده