گزارشی از برخی از توطئه های رژیم بعثی عراق علیه انقلاب اسلامی ایران از بهمن 57 تا شهریور 59
این جنگ که حدود دو سال و نیم (از بهمن 1357 تا شهریور 1359 ) بین ایران و عراق وجود داشت ، یک جنگ سیاسی بود که اگر آن جنگ دوم به وجود نمی آمد، خود همین جنگ اول ، یک منازعه جدی و از جمه بزرگ ترین حوادث بین تیرتم و عراق طی 100 سال اخیر محسوب می شد. « جنگ ما قبل جنگ» از جمله حوادث بزرگ در تاریخ کشور ماست که متاسفانه در رابطه با دوران جنگ تحمیلی کمتر به آن توجه می شود.

خلق عرب ها و توطئه تجزیه خوزستان بهمن 1357
از سال های قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ، یک گروه افراطی ناسیونالیست عرب ف به نام جبهه التحریر ( سازمان آزادی بخش) در ایران و عراق فعالیت می کرد که عضای آن توسط ساواک شناسایی و بازداشت شدند. ا پیروزی انقلاب اسلامی این عده از زندان های رژیم شاه بیرون آمدند و در خوزستان و به خصوص میان عشایر ، شروع به فعالیت کردند. شعار اصلی این عده، جدایی خوزستان از ایران و تشکیل کشور مستقلی به نام عربستان بود. از این رو عربستانی ها با هماهنگی رادیو صوت الجماهیر عراق،دست به تبلیغات زیادی در میان عشایر منطقه زدند. در مواردی موفق شدند در برخی از روستاها و حتی مناطق شهری، عده ای از ایرانی ها را اغفال کرده و با اهداف شوم و ضد میهنی عراقی ها هماهنگ کنند. آن ها از فقر، جهل و ظلمی که ساواک بر مردم منطقه تحمیل کرده بود، حداکثر سوءاستفاده را می کردند. همه محرومیت ه را به پای دولت نوپا و تازه تاسیس جمهوری اسلامی می گذاشتند. حزب بعث عراق با زیرکی و با ترفند های تبلیغاتی خاصی، موفق شد بسیاری بسیاری از اعضای گروه جبهه التحریر را با سیاست های شوم و ضد ایرانی خود هماهنگ کند. عملا عربستانی ها به مزدوران و جیره خواران حزب بعث عراق مبل شدند. در ماه آوریل سال 1980، صدام حسین طی سخنانی، خواستار به رسمیت شناختن خوزستان- که آن را عربستان نامید- به منزله یک منطقه عربی شد و در مجمع شورای ملی عراق گفت: هیچ گاه ، رسالت خود را از یاد نبرده ایم؛ ما نسبت به فریاد برادران عربی که در عربستان (خوزستان) به سر میبرند، بی تفاوت نخواهیم بود.

جاسوسان عراقی و شبکه خراب کاری فروردین 1358
با پیروزی انقلاب اسلامی و انحلال ساواک، حزب بعث عراق که دشمن ایران و ایرانی بود، شروع به نفوذ ورخنه در منطقه دشت آزادگان کرد. منطقه دشت آزادگان، هم مرز زمینی با عراق داردو هم از طریق هورالویزه، مرز مشترک آبی با این کشور دارد.
جاسوس های عراقی در پوشش بازرگان ، رانده شدگان ایرانی از عراق، زائر مشهد مقدس و دید و بازدید کنان از اقوام و خویشان ساکن ایران ، از مرز عبور کرده و در داخل خوزستان شروع به شناسایی نقاط حساس و مراکز مهم اقتصادی، نظامی و امنیتی می کردند. عراقی ها هم چنین برای ناآرام کردن خوزستان که مسکن اصلی عرب های ایرانی است. برنامه ها و توطئه های زیادی طراحی و اجرا کردند.
جاسوسان عراقی با مزدوران آنها از اوایل سال 1358 تا تابستان 1359 به طور وسیعی اقدام به خراب کاری و بمب گذاری کردند. بمب های زیادی در دکل های برق ، کنار لوله های انتقال نفت ، قطارهای مسافربری، سینماها ، خیابان ها و مساجد و بازار منفجر کردند. در ایان میان ، عده زیادی از مردم بی گناه عرب یا فارس کشته شدند. با دستگیری یکی از جاسوس های مهم عراق و رابط گروه های ضد انقلاب در خرمشهر ارتباط نزدیک داشت، بخش اعظم شبکه خراب کاری حزب بعث عراق در خوزستان شناسایی و متلاشی شد.

طمع به جزایر ایران
مهر 1358
در مهر ماه 1358 ، صدام حسین در نقش پشتیبان کشور های عربی حوزه خلیج فارس ظاهر شد و به یاوه سرایی درباریی در باره جزایر سه گانه ایرانی پرداخت و چند روز پس از آن نیز سفیر عراق در بیروت در مصاحبه با روزنامه «النهار» درباره لزوم تجدید نظر در قرار داد الجزیره سخن گفت و با پررویی افزود که دولت ایران باید همه حقوق عراق در شط العرب را داوطلبانه به آن برگرداند و « با اقلیت های ایران رفتار عادلانه داشته باشد» در پی افزایش مداخلات عراق در امور داخلی ایران و خراب کاری های عوامل متکی به کمک های مالی و تسحیلاتی بغداد در استان های غربی ایران به ویژه در خوزستان استان هی غربی ایران ایران به ویژه در خوزستان و کرمانشاه و خرمشهر و کنسول گری های عراق در کرمانشاه و خرمشهر و کنسول گری های ایران در بصره و کربلا تعطیل شد و کاهش اعضای سفارت عراق در تهران و سفارت ایران در بغداد در دستور کار قرار گرفت. هم چنین ایران روابط با عراق را به سطح کاردار، محدود کر و از سفیر عراق در تهران خواسته شد در ظرف چند روز، خاک ایران را ترک کند. دولت عراق نیز دست به عمل متقایل زد و به این ترتیب ماموریت سفیر ایران در عراق، در اسفند ماه 1358 به پایان رسید.

شهادت آیت الله صدر
تیر ماه 1358
شش ماه پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران یعنی در تیرماه 1358 ، حسن البکر به طرز مشکوکی کنار رفت و صدام حسین به عنوان رییس جمهور عراق در تاریخ 25/4/1358 روی کار آمد و دارای قدرت مطلق شد. دستگیری و اخراج بیش از 100 هزار عراقی که ادعا میشد دارای اصالت ایران هستند ولو اینکه در خود عراق متولد شده باشند و همچنین دستگیری به شهادت رساندن آیت الله صدر و خواهر ایشان بنت الهدی صدر و نهایتا تبعید آیت الله حکیم به همراه خانواده شان به ایران، ازجمله اقدامات و حوادثی بود که تا قبل از سال 59 رخ داد. تا این زمان هنوز درگیری نظامی شروع نشده بود.

سوء قصد به معاون نخست وزیر عراق
12 فروردین 1359
در دانشگاه مستنصریه به طارق عزیز،معاون نخست وزیر عراق، سوء قصد شد. او و عده دیگری زخمی و دو دانشجو نیز کشته شدند. عراقی ها سوء قصد کننده را عراقی اما ایرانی تبار معرفی کرده و گفتند با تیراندازی محافظان طارق عزیز کشته شده است.این حادثه، بهانه مناسبی برای صدام حسین بود تا برنامه های شوم و خطرناک خود در مورد ایران را آشکار کرده و به اجرا گذارد. صدام که در آن روز در یکی ا ز شهرهای نزدیک مرز ایران بود،با اشاره ضمنی به رهبران ایران گفت ما دست های هرکس را که بخواهد به طرف عراق دراز شود خواهیم برید و آماده جنگ هستیم. روز بعد هم در دانشگاه مستنصریه در جمع دانشجویان، سه بار سوگند یاد کرد که انتقام خون کشته شدگان را خواهد گرفت و جنگ قادسیه را یاادآور شد.

اشغال سفارت ایران در لندن
اردیبهشت 1359
به فاصله 5 روز پس از شکست آمریکا در صحرای طبس، سفارت ایران در لندن اشغال شد. ساعت یازده ونیم صبح روز 30 آوریل 10-1980 اردیبهشت 1359 شش فرد مسلح که خود را از اهالی عرب استان خوزستان معرفی می کردند، با هجوم به داخل سفارت ایران در لندن، 26 تن از کارکنان و مراجعان را گروگان گرفته و ساختمان را به اشغال خود درآوردند.
گزارش محرمانه وزارت خارجه به تاریخ 18 جولای – 27 تیر با استناد به سوابق کنسولی نشان می دهد که اشغالگران سفارت ایران، متولد عراق و دارای گذرنامه عراقی بوده و تردیدی در کارگردانی عملیات اشغال و گروگان گیری سفارت ایران در لندن توسط سازمان امنیت حکومت صدام باقی نگذاشته است.
این عده، خود را ایرانی و وابسته به سازمان سیاسی خلق عرب معرفی کرده و خواستار آزادی ۱ زندانی عرب از زندان های ایران و خروج شان از کشور و ملحق شدن گروگان گیرها به آنان )با نظارت سفرای الجزایر، عراق و اردن در لندن( و همچنین «به رسمیت شناختن حقوق ملی مردم ایران» از سوی دولت بودند و اعلام کرده بودند که درصورت تحقق نیافتن سریع خواسته هایشان ، همه ۶ گروگان را خواهند کشت. در این ماجرا که 6 روز به طول انجامید،2تن از دیپلمات کشورمان به دست افراد مسلح به شهادت رسیدند.

کودتای نقاب معروف به نوژه
تیرماه 1359
کودتای «نقاب» از نظر ایفای نقش اوباش، نسخه دوم کودتای 28 مرداد 1332 و از جهت آمادگی برای کشتار میلیونی، تالی کودتای 1965 ژنرال سوهار تو علیه سوکارنو )با مقیاسی به مراتب عظیم تر( بود؛ به طوریکه به یکی از خلبانان گفته شده بود: «ما می توانیم تا 5 میلیون نفر را بکشیم» در 18 تیر ماه 1359 قرار بود بیت حضرت اما ( ره) فرودگاه مهر آباد دفتر نخست وزیری ، ستاد مرکزی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ، ستاد مرکزی کمیته های انقلاب، پادگان ولی عصر)عج( پادگان امام حسین)ع( و چند نقطه مهم دیگر بمباران شود. کودتای «نقاب » حرکتی از طرف ارتش نبود بلکه حرکتی از طرف ارتشی های وفادار به نظام شاه بود. ناصر رکنی ،یکی از عناصر کودتای : » نقاب «اعترافاتش میگوید:
«آمریکایی ها در مورد تقدم و تاخر کودتا و جنگ به بحث و بررسی پرداختند و سرانجام اجرای کودتا را در تقدم اول قرار دادند» آمریکاییها در مورد تقدم و تأخر کودتا و «جمگ و بحث و بررسی پرداختند و سرانجام اجرای کودتا را در تقدم اول قرار دادند»
زیرا درصورت موفقیت کودتا، دیگر نیازی به تهاجم نظامی سراسری عراق نبود. هماهنگی لازم بین عملیات کودتاچیان در تهران و عملیات عراق در مرز، به عمل آمده بود. وجود چهره هایی چون سرهنگ عزیز مرادی، فرمانده تیپ یک لشکر 92 زرهی در مرزهای جنوبی که ا ز عناصر کودتا بود، این هماهنگی را به خوبی میسر می ساخت. وی در زمان کودتا، مسئولیت ستاد اروند را به عهده داشت که ستاد هماهنگ کننده نیرو های نظامی وا نتظامی در مقابله و تعرضات و تحریکات مرزی به شمار میرفت. وی پس از شکست کودتا با آخرین اطلاعات نظامی خویش، به عراق گریخت تا آنها را در اختیار خویش، به عراق گریخت تا آنها را در اختیار ماشین نظامی عراق قرار بدهد.

درگیری در پاسگاه های مرزی
۱۳۵9 شهریورماه24
حرکات نظامی عــراق از آغاز شــهریورماه ســال 1359 به گونه ای متفاوت با گذشــته و بــا برنامه ریزی و انســجام بیشــتری آغاز شــد و با بمبــاران گســترده قصرشــیرین در 13شــهریورماه ســال 1359 ادامــه یافــت؛ اقدامی که طــی آن، تعــداد زیادی از هموطنان مان شــهید و مجروح شــدند. همچنین، عراق در منطقه میمک، دو پاسگاه هلاله و نی خزر را نیز اشغال کرد. در این ارتباط، استدلال مقامات عراقی آن بود که منطقه مزبور مطابق با قرارداد الجزایر باید به عراق مسترد می شــد و از آنجا که چنین اقدامی انجام نشــده، عراق با توســل به زور، ین منطقه را بازپس گرفته اســت. نیروهای سپاه پاسداران در شــهریورماه سال1359در پاســگاههای مرزی، به طور مرتب شاهد تجمع نیروهای عراقی، ساخت استحکامات مــرزی و آمادگی عــراق برای یــک حمله برق آسا بودند. در مناطق مرزی بستان، رفیع، طالییه و هورالهویزه، تحــرکات روزبه روز و حتی ساعت به ســاعت عراقی ها را به ســپاه سوسنگرد و اهواز گزارش می دادند. چندماه قبل از حمله سراسری عراق، محسن رضایی، فرمانده وقت ســپاه پاسداران و علی شمخانی فرمانده سپاه خوزستان به منطقه آمــده و از نزدیک اســتحکامات عراقی ها را دیدند. به ایشانگفته شد: »باید فکری بکنید . به احتمال قوی صدام و حزب بعث خیال هایی در ســر می پرورانند« امــا در تهــران بین ابوالحسن بنی صدر رییس جمهور و بچه های حزب اللهــی، حــزب جمهوری اســلامی، مجلس شورای اســلام ی و شهید محمدعلی رجایی نخســت وزیر، درگیری شدیدی بود. در آن هیاهوی سیاسی، کسی کوچکترین اهمیتی به هشدارهای نظامی و امنیتی نداد. عراقی ها در پاسگاه های مرزی شروع به ایجاد تنش و درگیری با مرزداران ایرانی کردند. مرز دشت آزادگان اولین مرزی بود که درگیرشد. روز بیســت وچهارم شــهریورماه در منطقه مرزی پاســگاه صفریه، عراقی ها به مرزداران این پاســگاه شــبی خون زدند و شــش نفر ازنیروهای ژاندارمری و ســپاه پاســداران مجــروح و دونفر هم به شــهادت رســیدند.
اولین درگیری را عراقی ها کمی قبل از هجوم سراسری شــان در پاســگاه صفریه و در مرز دشت آزادگان آغازکردند. این درحالی بود که ما کامل غافلگیر شــده بودیم و مورد تهاجم دشــمن قــرار گرفتیم؛ دشمنی که یکســال قبل از این تاریخ، برای تجزیه خوزســتان از خاک ایران، خواب های شیطانی دیده بود. خوابهایی که البتــه با هوشــیاری مردم منطقه و به خصوص عشــایر عــرب، باطل و نقش برآب شد.

لغو قرارداد 1975 الجزایر
26 شهریور 1359
در تاریخ 2۶ شــهریورماه سال1359، صدام طی نطقــی، قــرارداد 19۷5 الجزایــر را در مقابل دوربین هــای تلویزیونی پاره کرد و در همان روز، طی یادداشــتی که ازسوی وزارت خارجه عراق به کاردار ایران در بغداد تسلیم شــد، به طور یک جانبــه قــرارداد الجزایر را لغوکرد. در بخشی از این یادداشت آمده است: دولت جمهوری عراق، قــرارداد الجزایــر را که در ششم ماه مارس سال 19۷5 میلادی منعقد شده است، بی اعتبار اعلام می کند. دولت عراق اعلام کرد که از تمام کشــتی ها و نفتکش هایی که قصد عبور از اروندرود را دارند، خواسته می شــود تا پرچم عراق را بر عرشــه خود نصب کنند و مالیات عبور را نیز، که مبلــغ آن در بغداد تعیین خواهد شــد، بپردازند. با این اقدام، عراق حق کشــتیرانی در اروندرود را برای خود انحصاری اعلام کرد.

تصرف پاسگاه های مرزی ایران
30شهریور 1359
عراقی ها از روز سی ام شهریورماه 1359، در پاســگاه های مرزی ایران در منطقه طلاییه، تجاوز به خاک ایــران را آغــاز کردند. چند پاســگاه ژاندارمــری را در طالابیه به تصرف خود درآوردند. به این طریق، به طور رسـمی و علنی جنگ به ما تحمیل شد.

شروع رسمی جنگ عراق علیه ایران
31 شهریور 1350
بالاخــره، در تاریخ 31 شــهریورماه ســال 1359، ماشین جنگی عراق به طور رسمی و با چند لشکر پیاده و زرهی، از طریق مرزهای غربی، وارد ایران شــد و همزمان با این اقدام،هواپیماهای عراق نیــز، فرودگاه های تهران، اهواز و تبریز را بمباران کردند.

منبع : مجله همشری خرنامه پایداری شماره 145

 

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده