گزارش هیجدهمین دور? آموزش میدانی معارف جنگ در مناطق عملیاتی جنوب(قسمت سوم)
پادگان دژ خرمشهر روز دوم من همراه کاروان اویس قرنی بودم، کاروان را به دو دسته تقسیم کرده بودند. یک دسته را در یک سوله و دسته دیگر را در نماز خانه پادگان دژ مستقر کرده و قبل از ظهر این روز پیشکسوتان برای دانشجویان از خاطرات خود گفتند. سرهنگ قمری از فرماندهان پادگان دژ در سال 1359 نفر اولی بود که به خاطره گوئی پرداخت، او ابتدا با بیان تاریخچه تأسیس پادگان دژ خرمشهردر شهریور سال 1349 گفت: این پادگان برای حراست از منطقه وسیعی از شلمچه تا کوشک به طول 90 کیلومتر و عرض 3 کیلومتر ایجاد شد که در این منطقه 30 دژ داشت که بالای هر دژ یک دستگاه تانک m46 یا m47 مستقر بود که موتورشان کار نمی کرد ولی از توپ آن ها استفاده می شد.

پادگان دارای  4 گروهان و یک گروهان ارکان، 120 قبضه توپ 106 میلی متری و 1460 نفر پرسنل بود که آن موقع  وضع خیلی خوب بود و بعدها موجب خشم صدام شد .
سرهنگ قمری در ادامه از خاطرات بسیار ناب و جالب خود از تیر ماه  سال 59 و بیش از 70 گزارش خود که برای مسئولین استان و ارتش آن زمان در خصوص تحرکات عراق برای شروع جنگ گفت که هیچگونه ترتیب اثری به آنها ندادند. او از ورود به خاک عراق و انجام شناسائی پنهان در امتداد مرز و دیدن توپخانه های آماده و تانکهای چیده شده به موازات خط مرزی و نهایتاً تجاوز عراق در روزهای اول مهر 59 و مقاومتهای بی نظیر پرسنل دژ در مقابل متجاوزان بعثی و تأخیر حرکت افسار گسیخته آنان به مدت یک هفته و چگونگی به شهادت رسیدن همرزمان خود از جمله شهید کبریائی فرمانده پادگان و جانشینی خود در این سمت خاطره گفت و اظهار داشت که همان زمان چند نفر

مسئول نوشتن گزارشها و وقایع کرده بودم که خوشبختانه همه ثبت و ضبط و نگهداری شده و موجودند .

 

 

سپس امیر کیا مسئول کاروان با بیان خاطره ای گفت: راننده کامیونی داشتیم که با ما همکاری  می کرد. بعد از اشغال خرمشهر توسط عراقی ها صبح به صبح می رفت بالای تپه ای و به خرمشهر نگاه می کرد و گریه سر می داد. علت این کار را پرسیدم در جواب گفت بعد از مقاومت در خرمشهر و ورود عراقی ها مجبور شدیم از خرمشهر خارج شویم، همۀ افراد خانواده را با ماشین بیوکی که داشتم خارج کردم ولی دختر کوچکی داشتم به خاطر نزدیک شدن عراقی ها و دستپاچه شدن ما جاماند و نمی دانم به چه سرنوشتی دچار شد.

در ادامه امیر سرتیپ دوم سید اسماعیل موسوی که از خلبان هواپیمای اف5 در دوران دفاع مقدس بود ضمن بیان خاطرات خود با اشاره به سالگرد تجاوز نظامی شکست خورده آمریکا به طبس اظهار داشت: آن وقتها عده ای که دنبال تضعیف و انحلال ارتش بودند می پرسیدند که  چرا نیرروی هوائی متوجه هلیکوپترها و هواپیماهای آمریکائی در حمله به طبس نشد؟ علت این بود که طراحی سیستمها و ایستگاههای رادار ما  و حتی نصب آنها توسط آمریکائیها انجام شده بود و لذا از نقاط  کور رادار های ما به خوبی مطلع بودند و با استفاده از این نقاط  خود را به طبس رسانده بودند. وی در ادامه به توطئه کودتای نقاب در پایگاه شهید نوژه اشاره کرد و افزود با این اقدام فرمانده لشکر 92 و فرماندهان تیپ های 1و2و3 دستگیر شدند و لطمه روحی سنگینی به ارتش ما  وارد شد  و این اندکی قبل از شروع جنگ بود که عراق از چند ماه پیش آمادگی نظامی اش را به نهایت رسانده بود.

در ادامه کلاس خاطره گوئی سردار مصطفوی از برادران آزاده سپاه که چند سال در چنگال بعثی اسیر بوده خاطرات زیبائی از مقاومت و روحیه سلحشوری آزادگان در زندانهای بعثی گفت که چگونه با یک ابتکار پس از سخنرانی تحقیر آمیز و ضعیف و زبون نشان دادن ملت ایران توسط یکی از افسران عالیرتبه استخبارات عراق، فقط با توکل به قدرت الهی و استفاده از نکات سخنرانی او بر علیه خودش توانسته بود مطالب او را به چالش بکشد و او را از پاسخ عاجز نماید. او با تأکید بر منش خالصانه خدمت برای خدا که از ویژگیهای همه رزمندگان به ویژه شهید صیاد بود، دانشجویان را بر اتخاذ این شیوه ترغیب نمود.
آنگاه سرهنگ جنتی با بیان خاطره ای از باز دید وابستگان نظامی 23 کشور از 4 قاره جهان در اسفند سال 1384 از مناطق عملیاتی جنوب که توسط ایشان (که در آن زمان رئیس مرکز ملی اسناد و کتابخانه دفاع مقدس بودند) طراحی، از سوی بنیاد حفظ آثار ستادکل نیروهای مسلح در معیت مرحوم سردار خادمی معاون هماهنگ کننده وقت بنیاد و همکاری جناب سرهنگ جعفری مدیر وقت ایثار گران نیروی زمینی ارتش در قالب کاروان بین المللی راهیان نور به اجرا در آمد، به مصداق شعر معروف "ای خوش آن روز ی که سر دلبران             گفته آید در حدیث دیگران"، اظهار داشت: در عظمت حماسه های خلق شده توسط رزمندگان ما، وابستگان نظامی کشورهائی مثل فرانسه، هلند، لهستان، هندوستان و … در نظر سنجی های شفاهی و کتبی که در مرکز ملی اسناد و کتابخانه دفاع مقدس بطور مستند موجود است، اقرار نموده اند که به نظر آنها تاکتیهای بکار گرفته شده در عملیاتهائی همانند فتح المبین، بیت المقدس و والفجر 8 باید در بزرگترین آکادمیهای نظامی دنیا تدریس شود. ایشان در تأیید مطالب خاطره گویان قبل از خود در تخلق به خصوصیاتی چون کار برای خدا و خلوص نیت اظهار داشت: این همان عنصری است که نیروهای مسلح ما دارند و بقیه نیروهای مسلح فاقد آن هستند و وجه تمایز نیروهای مسلح ما است، همان عنصر تقوی و همان که قرآن کریم در آیه 65 سوره مبارکه انفال در خصوص آن می فرماید "وان یکن منکم عشرون صابرون یغلبوا مأتین وان یکن منکم مأته یغلبوا الفاً من الذین کفروا…" اگر از شما(مؤمنان) 20 نفر صابر باشند به 200 نفر و اگر 100نفر باشند به 1000 از کفار غلبه خواهند کرد… همین ویژگی است که ایستادگی 8 ساله رزمندگان ما با دست خالی در مقابل ارتش تا دندان مسلح رژیم بعثی و ابر قدرت های شرق و غرب آن زمان که حامی صدام بودند و حامیان اروپائی و منطقه ای او گردید و موجب سربلندی همیشگی ملت ایران شد.

این خاطره گوئی در پادگان دژ بطور همزمان و با جابجائی خاطره گویان برای هر دو دسته کاروان اویس قرنی اجرا گردید و بعد از استراحت و صرف ناهار دستة اول این کاروان برای آموزش میدانی به پای پل مارد در حدود 15 کیلومتری شمال شرق آبادان و دستۀ دوم برای بازدید مرکز فرهنگی دفاع مقدس خرمشهر حرکت داده شدند و این در حالی بود که خودروهای تأمین، تدارکات و آمبولانس، اتوبوس های حامل کاروان را همراهی میکردند.
دستۀ اول در زیر پل مارد  به دو کلاس تقسیم  شده و هر دسته در یک سوی زیر پل با استفاده از چهارپایه های برزنتی که همراه دانشجویان بود یک کلاس تشکیل دادند.
پل مارد یاد آور عملیات پیروز ثامن الائمه که در اجرای فرمان تاریخی امام خمینی ره منجر به شکسته شدن حصر آبادن گردید می باشد. این عملیات توسط چند نفر از اساتید از پیشکسوتان ارتش ج.ا.ا از جمله امیرروح الله سروری افسر عملیات لشکر77 ، جناب سرهنگ مهدی فرمنش فرمانده تیپ 3 لشکر 77 در عملیات ثامن الائمه، امیرعلی صدیق زاده رئیس رکن  3 لشکر77 در زمان اجرای عملیات ثامن، امیر محمد طیبی رئیس رکن 3 تیپ 1 لشکر 77 و منوچهر صابریان که خود از مسئولین و فرماندهان عملیات بوده اند و از مشهد مقدس دعوت معارف جنگ را پذیرفته بودند برای دانشجویان بازخوانی شد.

شایان ذکر است که کلاسها  با بیان یک آیه، حدیث یا نکته اخلاقی توسط یکی از روحانیون همراه کاروانها آغاز می شد، در ابتدای این کلاس هم یکی از عزیزان از قول بزرگی گفت: هر عملی انجام می دهید، مستحب باشد یا واجب، ثواب آن را برای سلامتی امام زمان عج قرار دهید.
آنگاه امیر سروری در توضیح عملیات ثامن الائمه گفت: مانور عملیات بر این بود که باید دو پل موجود بر کارون در منطقه مارد یعنی همین منطقه را منهدم  میکردیم تا دشمن نتواند 1-فرار کند 2-نیروی خود را تقویت کند
در عملیات ثامن الائمه کاملترین علمی ترین و دقیق ترین طرح عملیاتی طراحی و اجرا شد، زیرا منطقه مین گذاری شده و عملیات بسیار حساس بود بطوری که از نیروهای ما فقط یک نفر ستوان آن هم بخاطر عبور تانک از معبر کنار کشید  و پاشنه پایش روی مین رفت و آسیب دید. عملیات ساعت 1دقیقه بامداد روز 5 مهر سال 1360 آغاز شد و ساعت 18:30 روز ششم مهر  هدف های تعیین شده بطور کامل تأمین و علاوه بر کشته و زخمی شدن عده قابل توجهی از نیروهای عراقی ، بیش از 1760 نفر و اسیر گرفته شد. در ضمن تدریس اساتید کلاسها سئوالاتی را دانشجویان می پرسیدند که جوائزی توسط مسئولین بر گزاری کلاس به دانشجویانی که پاسخ صحیح می دادند اعطا می شد.
امیر حیدری جانشین فرمانده نیروی زمینی ارتش نیز از بر گزاری این کلاسها در زیر پل مارد بازدید کردند. 

 

پس از پایان کلاسها و پذیرائی مختصر، این قسمت از  کاروان برای بازدید از مرکز فرهنگی دفاع مقدس راهی خرمشهر گردید  و قسمت دیگری که برای بازدید از آن مرکز به خرمشهر رفته بودند برای اجرای کلاسهای آموزش میدانی خود به پای پل مارد حرکت کردند.
مرکز فرهنگی خرمشهر  در کنار رودخانه کارون و پل خرمشهر واقع است و در بدو ورود سرهنگ پاسدار ملک نیا مسئول مرکز از کاروان استقبال کرد و دانشجویان برای شنیدن توضیحات ایشان در حیاط مرکز فرهنگی تجمع کردند.
در ابتدا امیر دربندی خاطره ای که سال گذشته در همین مکان و در اردوی آموزشی دانشجویان اتفاق افتاده بود را برای دانشجویان باز گو کرد. امیر دربندی گفت: سال گذشته قبل از آمدن به اردوی آموزش میدانی شهید آقایی  از دوستان ما که جانباز و چند سال هم اسیر بود به شهادت رسید، مراسم کفن و دفن انجام شد  و ما آمدیم و دانشجویان را آوردیم همین جا، در حالی که دانشجویان همانند شما در همین محل تجمع کرده بودند، همسر شهید آقایی زنگ زد  و گفت دیشب آقایی را خواب دیدم در باغ  باصفای راه می رود  و این شعر را زمزمه می کند که" روز جزا می رود خنده کنان در بهشت         هرکه به دنیا کند گریه برای حسین".

 

شهید آقائی این شعر را خیلی دوست داشت و همسرش از من خواست که بقیه ابیات این شعر را به او بدهم تا روی سنگ قبر شهید بنویسد، من شعر را برای ایشان خواندم و الآن روی سنگ قبر آن شهید بزرگوار نوشته شده است.
سپس سرهنگ پاسدار ملک نیا با توضیحاتی اظهار داشت: که این ساختمان به عنوان دفتر شرکت کمپانی نفتی انگلیس در سال 1309 در دو طبقه ساخته شده و بعد از ملی شدن صنعت نفت ایران به عنوان دفتر شرکت ملی نفت ایران استفاده می شد. این ساختمان بعد از اشغال توسط عراقی ها به عنوان یک مرکز پدافندی علیه نیروهای خودی بکار گرفته شد و پس از آزادسازی خرمشهر،  بازسازی آن در سال 1373 آغاز و در سال 1375 بعنوان مرکز فرهنگی دفاع مقدس خرمشهر افتتاح و مورد بهره برداری قرار گرفت. ایشان در خصوص محتوی و چینش موزه و روند باز دید از آن نیز توضیحاتی ارائه نمود و با طرح دو سئوال جوائزی هم به دونفر از دانشجویان دادند.
پس از توضیحات مسئول مرکز فرهنگی دانشجویان به داخل موزه رفته و از قسمتهای مختلف آن باز دید و پس از آن به وسیله اتوبوسها به محل اقامت خود «پادگان دژ» مراجعت نمودند.

 

مدیر سایت

1-    از خاطرات سرهنگ قمری از افسران پادگان دژ در آغاز جنگ تحمیلی

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده