یه بابای خوب – به مناسبت سالگرد شهادت شهید سرلشکر خلبان عباس بابائی
خیابان ها خیلی شلوغ بود. همه برای عید و سال نو خودشان را آماده می کردند. بعد از چراغ قرمز پیچیدیم توی یک بزرگراه، پرسیدم: بابایی چرا اسم این بزرگراه “بابائیه“؟ بابام نفس عمیقی کشید، اشک توی چشمهایش جمع شد وگفت: باباجان، شهید بابائی یک رزمنده ی بزرگ بود.

توی آسمان که بود با دشمن می جنگید، وقتی هم که روی زمین بود همیشه به فکر مردم فقیر بود و برای آنها تلاش می کرد.

شهید بابائی با وجود اینکه بچه هایش کوچک بودند به آنها یاد داده بود که کم بخورند و ارزان بپوشند تا بچه های محتاج و فقیر هم در دارایی های آنها شریک باشند. شهید بابائی همه ی کارهایش به خاطر خدا بود. به مردم خدمت می کرد تا خدا از او راضی باشد. او حتی از رفتن به حج خودداری کرد تا سنگر مبارزه با دشمن خالی نباشد. او در روز عید قربان در حالیکه موفق شده بود ضربه ای اساسی به دشمن بزند هنگام بازگشت به ایران در هواپیمایش با تیراندازی دشمن شهید شد. وقتی از خرید برگشتیم بازهم از بزرگراه شهید بابائی گذشتیم. در یکی از پایگاه های کمیته ی امداد امام خمینی (ره) کفش ها و لباسی را که برای عید خریده بودم، برای بچه های فقیر به مسئولین پایگاه هدیه کردم. احساس خوبی داشتم، فکر میکردم خلبان یک هواپیمای جنگی شده ام و دارم پرواز می کنم.

تقدیم به همسر گرامی امیر شهید عباس بابائی                                       به نقل از پایگاه اطلاع رسانی رسمی شهید عباس بابائی

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده