بررسی عملکرد شورای امنیت سازمان ملل متحد در جنگ عراق علیه ایران
بررسی عملکرد شورای امنیت سازمان ملل متحددر جنگ عراق علیه ایران سرهنگ علی سجادی انصاری مقدمه: سازمان ملل متحد که متعاقب جنگ جهانی دوم و پس از فروپاشی جامعه ملل پدید آمد، وظیفه حفاظت از صلح و امنیت در سراسر جهان را بر عهده گرفته است.

این سازمان هر چند ارکان و نهادهای وابسته متعددی دارد، اما سه رکن اساسی آن یعنی مجمع عمومی، دبیر کل و شورای امنیت از اهمیت بسیار بیشتری برخوردار هستند.
از بدو تشکیل این سازمان در سال 1945 تاکنون، هر گاه برخورد و منازعه و جنگی در هر نقطه از جهان به وقوع پیوسته، همه چشم ها به سوی این سازمان و واکنش آن دوخته شده است تا ببینند به وظیفه خطیری که بر عهده گرفته، چگونه عمل می نماید.

از جمله وقایع بسیار مهم و تاثیر گذار در دو دهه آخر قرن بیستم، تجاوز آشکار و حمله نظامی ارتش عراق به جمهوری اسلامی ایران بود که منجر به اشغال هزاران کیلومتر مربع از خاک کشور در پنج استان مرزی گردید و به تبع آن هزاران نفر از افراد نظامی و غیر نظامی شهید و مجروح شدند و دها هزار نفر دیگر به اسارت ارتش بعث عراق در آمدند . همچنین رژیم بعث عراق در تجاوز به مناطق مسکونی جمهوری اسلامی ایران، به 51 شهر و چهار هزار روستا خساراتی تا 100 درصد وارد کرد که منجر به آوارگی بیش از دو ملیون نفر و کشته شدن بیش از 14 هزار نفر از افراد غیر نظامی این مناطق شد.

شورای امنیت و اولین واکنش در قبال تجاوز
شورای امنیت سازمان ملل متحد یک روز پس از حمله سراسری و تجاوز عراق علیه ایران، در اولین اقدام خود در 23 سپتامبر 1980(اول مهر 1359)، بیانیه ای در این مورد صادر و پنج روز پس از آن، اولین قطعنامه خود را با شماره 479 تصویب کرد. این قطعنامه با بیانیه 23 سپتامبر تفاوت چندانی نداشت چرا که لحن هر دو کاملاً توصیه ای بود و در آن اسمی از تجاوز و متجاوز به میان نیامده بود. این قطعنامه حتی حمله سراسری عراق علیه ایران را نه جنگ و تجاوز که situation یعنی "وضعیت ! "میان طرفین نامیده و نگرانی عمیق خود را از گسترش این وضعیت اعلام کرده بود و از طرفین می خواست از هرگونه اقدامی که منجر به وخیم تر شدن اوضاع می شود خودداری نمایند و اختلافات خود را از طریق راه های مسالمت آمیز حل و فصل کنند.

این که چرا شورای امنیت تجاوزی به این آشکاری وگستردگی را جنگ نخوانده واز آن به عنوان وضعیت به وجود آمده بین ایران وعراق نام برده است، خود مسئله ای است که نیاز به تحقیق وبررسی جداگانه دارد، اما به منظور آشنایی با ادبیات حقوقی شورای امنیت به تعریفی که این شورا از جنگ ارائه نموده است، اشاره ای می نماییم:
سازمان ملل در تاریخ 14 دسامبر 1974، تعریف زیر را از جنگ وتهاجم ارائه داد:
« تهاجم، به کار گرفتن نیروی مسلح به وسیله یک دولت علیه حاکمیت وتمامیت ارضی یک سرزمین و یا استقلال سیاسی یک دولت دیگر و یا اتخاذ هر شیوه دیگری است که با میثاق ملل متحد منافات داشته باشد.»
در خصوص شاخص های اراده تهاجم آمیز یک دولت نیز به موارد زیر اشاره شده است::

1-اشغال یک سرزمین ویا حمله به آن به وسیله نیروهای مسلح؛
2-بمباران یک سرزمین؛
3-محاصره اقتصادی بنادر و سواحل یک کشور؛
4-حمله نیروهای نظامی یک کشور به ناوگان هوایی کشور دیگر؛
5-حضور ممتد نیروهای نظامی در سرزمینی بدون اجازه کشور میزبان؛
6-اعزام دسته های مسلح ونیروهای غیر منظم که علیه کشور دیگر دست به تعرض نظامی بزنند.(حافظ نیا،1390: 340)

همان گونه که ملاحظه می شود برابر تعریفی که شورای امنیت از جنگ دارد، تهاجم نظامی عراق به ایران واجد اکثر شاخص های تعیین شده توسط این شورا می باشد. لازم به یادآوری است که اطلاق جنگ و تهاجم حتی در صورت وقوع یکی از شاخص های تعیین شده محقق می شود و نیازی به وقوع تمامی آنها نیست. اما در کمال تعجب و با تاسف مشاهده می شود که شورای امنیت از کاربرد واژه جنگ و تهاجم نظامی عراق علیه ایران اجتناب نموده و تجاوزی چنین آشکار وگسترده را "وضعیت" می نامد.
هرچند شورای امنیت سازمان ملل پس از صدور قطعنامه 479 اقدامات دیگری هم به عمل آورد، اما به مدت 21 ماه و 15 روز در سکوتی سنگین فرو رفت و سرانجام در 12 ژوئن 1982 مصادف با 21 تیر 1361 (یک روز قبل از عملیات رمضان) دومین قطعنامه خود را به شماره 514 در خصوص جنگ عراق علیه ایران صادر کرد.

در این قطعنامه ضمن ابراز نگرانی از ادامه وضعیت میان ایران و عراق! خسارات مادی و معنوی ناشی از آن و تهدیدی را که متوجه صلح کرده یاد آوری نمود. از نکات جدیدی که در این قطعنامه آمده بود میتوان بر یادآوری قطعنامه 479 و بیانیه 5 نوامبر 1980 (14 آبان 1359) شورا و توجه به میانجی گری دبیر کل، جنبش عدم تعهد و سازمان کنفرانس اسلامی اشاره کرد و اینکه خواستار آتش بس و خاتمه کلیه عملیات نظامی و عقب نشینی نیروها به مرز های شناخته شده بین المللی، هماهنگی بین کوشش های میانجی گرانه تحت نظارت دبیر کل برای حصول یک راه حل جامع، عادلانه و شرافتمندانه متکی به اصول منشور ملل متحد و اصول روابط بین الملل قابل قبول برای طرفین و پرهیز کلیه کشور ها از اقدامات تشدید کننده منازعه گردیده بود.

در مواجهه با این قطعنامه توجه به چند نکته اساسی ضروری به نظر می رسد :
1- همان طور که اشاره شد این قطعنامه پس از یک سکوت طولانی 22 ماهه ودر آستانه آغاز عملیات رمضان (یک روز قبل از شروع عملیات)صادرشده است.در این هنگام نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران با اجرای چهار عملیات بزرگ و افتخار آفرین ثامن الائمه، طریق القدس، فتح المبین و بیت المقدس ضمن آزاد سازی بخش اعظم اراضی اشغال شده توسط ارتش بعث عراق، این ارتش متجاوز را در آستانه نابودی و رژیم بعث عراق را درآستانه فروپاشی کامل قرار داده بودند. سرلشکر وفیق السّامرایی افسر اطلاعات نظامی ارتش عراق و مسئول بخش ایران در کتاب ویرانه دروازه شرقی می گوید: «اگر نبود کمک های کشور های عربی به عراق در سال 1981 (سال شکست های فراگیر )رژیم عراق از هم فرو می پاشید.»

2- این قطعنامه نیز به مانند قطعنامه های پیشین و قطعنامه های پس از آن، اسمی از تجاوز و متجاوز به میان نیاورده وهمواره با نوعی مسامحه و اغماض نسبت به متجاوز، به سادگی از کنار آن عبور کرده است.

3- قطعنامه همچنین از سایر کشور ها می خواهد که از اقدامات تشدید کننده این درگیری اجتناب ورزند اما همان گونه که ژنرال السامرایی می گوید و ما هم شاهد بودیم، پس از آن سیل کمک های مالی کشور های عربی و انبوه جنگ افزار ها و تجهیزات و ملزومات پیشرفته نظامی از طرف کشور های غربی و شرقی به سوی عراق سرازیر می شود.ارسال پیشرفته ترین هواپیماهای جنگی مانند میگ 25 از دو نوع شناسایی و بمب افکن، تانک های پیشرفته تی 72 و … از سوی اتحاد جماهیر شوروی سابق، هواپیماهای پیشرفته میراژ و سوپر اتانداردمجهز به موشک های ضد کشتی اگزوسه و توپخانه خودکششی دور برد با برد بیش از 40 کیلومتر از سوی فرانسه، ارائه دقیق ترین اطلاعات نظامی ماهواره ای از طرف آمریکا، ارسال پیشرفته ترین تجهیزات تولید و توسعه سلاح های شیمیایی و میکروبی از سوی آلمان، تحویل تجهیزات پیشرفته ای چون رادار رازیت توسط انگلستان و همه و همه پس از صدور قطعنامه 514 اتفاق می افتد که از دیگر کشور ها خواسته بود از اقدامات تشدید کننده این وضعیت اجتناب کنند.
موضع دولت عراق در برابر این قطعنامه مانند قطعنامه پیشین اعلم پذیرش آن است، اما همچنان اصرار دارد که پس از برقراری آتش بس باید ابتدا مذاکرات بین طرفین آغاز شود، وپس از به نتیجه رسیدن مذاکرات از مناطق اشال کرده عقب نشینی خواهد کرد. اما بالطبع این خواسته عراق نمی توانست ونمی بایست مورد پذیرش مسئولین ایرا ن قرار گیرد چرا که با توجه به موضع کاملاً جانبدارانه شورای امنیت از عراق متجاوز وحمایت کامل قدرت های جانی از عراق هیچ گونه تضمینی برای عقب نشینی نیروهای عراقی از ایران وجود نداشت.

4- نکته دیگری که در اینجا باید مورد توجه قرار گیرد این است که عراق به رغم اعلام پذیرش قطعنامه های شورای امنیت همچنان بر عدم پذیرش قرارداد 1975 الجزایر پافشاری می کرد. در حقیقت این موضع غیر منطقی وزورگویانه عراق حاکی از آن بود که علت آغاز جنگ توسط عراق همچنان به قوت خود باقی است وایران حتی در صورت پذیرش مذاکره قبل از عقب نشینی ارتش عراق از خاک ایران می بایست بر سر قرارداد الجزایر با عراقی ها مذاکره کند واین چیزی بود که ایران به هیچ وجه نمی توانست آن را بپذیرد.
روزنامه کریستین ساینس مانیتور در شماره 30 اردیبهشت 1360 خود در این باره می نویسد::«… عراق هنوز از خواسته خود مبنی بر آتش بس و مذاکره بر سر اختلافات مرزی پیش از عقب نشینی نیروهایش دم می زند. در حالی که ایران خواهان عقب نشینی همزمان نیروهای عراقی با آتش بس وسپس مذاکرات مرزی است.»

سومین قطعنامه شورای امنیت در باره تجاوز عراق علیه ایران در روز چهارم اکتبر 1982 (12مهر 1361)به شماره 522 به تصویب رسید .در این قطعنامه نیز همانند قطعنامه ها و بیانیه های پیشین ابتدا نسبت به ادامه مناقشه، خسارات سنگین انسانی و تهدیدی که این مناقشه متوجه صلح و امنیت بین المللی کرده، ابراز تاسف شده و سپس خواستار آتش بس فوری، خاتمه عملیات جنگی و بازگشت نیروهای نظامی به مرز های شناخته شده بین المللی گردید و به صورت تلویحی از اقدام عراق در پذیرش قطعنامه استقبال کرد و از طرف دیگر یعنی ایران خواست که دست به اقدام مشابه بزند.
بعلاوه شورا در این قطعنامه از سایر کشور ها خواست از اقداماتی که با عث طولانی شدن جنگ می شود، پرهیز نمایند و زمینه تسهیل اجرای قطعنامه را فراهم سازند.
شورای امنیت در 23 اکتبر 1983 ( 19 آبان 1362) قطعنامه 540 را با 12 رای موافق و سه رای ممتنع پاکستان، نیکاراگوئه و مالت به تصویب رساند. در این قطعنامه علاوه بر تاکید بر مفاد قطعنامه های پیشین، به دلیل تغییرات پیش آمده در وضعیت جنگ به نکات جدیدی اشاره گردید که محکوم ساختن نقض حقوق انسانی و بشر دوستانه مغایر با کنوانسیونهای 1949 ژنو ( بدون نام بردن از طرف نقص کننده)، در خواست از ایران و عراق به رعایت حق و آزادی کشتی رانی و بازرگانی در آبهای بین المللی و پرهیز از حمله به تاسیسات و بنادر از جمله آنها بود.
از جمله اقدامات حیرت انگیز شورای امنیت این است که در پی تایید هیئت اعزامی سازمان ملل به منطقه درگیری ایران و عراق، مبنی برکاربرد جنگ افزارهای شیمیایی توسط عراق، دبیرکل گزارش هیئت را به شورای امنیت تحویل می دهد و شورا ضمن صدور بیانیه ای در 30 مارس 1984 ( 10 فروردین 1363 ) بدون ذکر نام کشور عراق، کاربرد سلاح شیمیایی را برای اولین بار در جنگ ایران وعراق قویاً محکوم می کند.
لازم به یادآوری است که این اقدام شورای امنیت به دنبال استفاده بسیار گسترده ارتش عراق از جنگ افزارهای شیمیایی در عملیات خیبر صورت گرفت. این عملیات در اسفند 1362 آغاز و تا فروردین 1363 ادامه داشت.
بر این اساس بود که شورای امنیت با تشکیل جلسات متعدد نهایتاً در جلسه شماره 2546 مورخ یکم زویئه 1984 (11 خرداد -1363) با 13 راًی موافق و دو رأی ممتنع، قطعنامه 552 را به تصویب رساند و به این ترتیب پنجمین قطعنامه شورای امنیت در خصوص جنگ عراق علیه ایران صادر شد.
مفاد این قطعنامه نیز تکرار حرفهای گذشته بود بدون اینکه نامی از متجاوز به میان آید و یا اینکه حتی عراق به عنوان طرف استفاده کننده از سلاح های شیمیایی (که در گزارش هیئت سازان ملل تایید شده بود) و ناقض کنوانسیونهای بین المللی محکوم شود.
شورای امنیت پس از صدورقطعنامه 552، تا پایان سال 1984 به غیر از صدور بیانیه 19 ژوئن ( 26 خرداد 1363 ) اقدام دیگری انجام نداد. در این بیانیه، شورای امنیت در خواست دبیرکل مبنی بر اعزام دو هیئت به ایران و عراق، به منظور بررسی اتهام حمله به مناطق مسکونی را تایید و تنفیذ کرد.شورای امنیت در سال 1985 (1364) بدون صدور قطعنامه، فقط سه بیانیه صادر کرد.
در این سال با توجه به اینکه جنگ شهرها و حمله به مناطق مسکونی توسط عراق شدت گرفته و نیز ارتش عراق با استفاده از پیشرفته ترین جنگ افزارها و تجهیزات دریافتی از غرب و شرق کشتی های نفتکش و تجاری به مقصد بنادر و سواحل ایران را مورد هدف قرار می داد و البته در مواردی با اقدامات تلافی جویانه و مقابله به مثل ایران مواجه می شد، مفاد سه بیانیه مذکور عمدتاً شامل مواردی چون درخواست از طرفین مبنی بر توقف حملات به مناطق مسکونی، و احترام به حق کشتی رانی در استفاده از آبهای بین اللمللی و مواردی از این قبیل بود.
قطعنامه 582 شورای امنیت که در 24 فوریه 1986 (5 اسفند 1364) صادر شد، به دنبال عملیات بزرگ و افتخار آفرین والفجر 8 توسط رزمندگان اسلام بود که منجر به عبور نیروهای ایران از رود خانه اروند و تصرف شهر بندری و البته متروکه فاو گردید.
از نکات جدید درج شده در این قطعنامه می توان به مواردی چون تلاش شش ساله شورا در مورد وضعیت ! میان ایران و عراق، یادآوری امضای پروتکل منع استفاده از گازهای خفه کننده سمی و یا سایر گازها و جنگ افزارهای میکروبی در جنگ، تاکید بر اصل غیر قابل تصرف بودن اراضی با توسل به زور اشاره کرد.
به دنبال این قطعنامه، شورای امنیت در مورخه 21 مارس 1986 (یکم فروردین 1365) بر اساس گزارش متخصصان علوم پزشکی اعزامی از سوی سازمان ملل متحد، بیانه ای صادر کرد که در آن برای اولین بار با ذکر نام کشور عراق، کاربرد سلاح شیمیایی توسط آن کشور علیه نیروهای ایران محکوم شد.
همانگونه که در پیگیری این بحث مشاهده می شود، مقاومت ملت قهرمان ایران و دلاورمردی های رزمندگان اسلام در جبهه های نبرد، شورای امنیت سازمان ملل متحد را گام به گام و به رغم میل باطنیشان، وادار به اعتراف به حقایق موجود می سازد و در هر قطعنامهً جدید تا حدودی به گوشه ای از حقوق پامال شده ایران اشاره ای کوچک می شود.
نیروهای مسلح ایران سال 1365 را سال سرنوشت اعلام کرده و در این سال دست به فراخوان گسترده ای برای احضار و جذب نیروهای مردمی زدند.
شورای امنیت یکبار دیگر به درخواست اتحادیه عرب – که از این وضعیت به شدت بیمناک بودند – تشکیل جلسه داد و سرانجام در تاریخ هشتم اکتبر 1986 (16 مهر 1365) قطعنامه 588 را صادر کرد. در این قطعنامه شورای امنیت از دو کشور ایران و عراق می خواهد که قطعنامه 582 را بدون درنگ به اجرا بگذارند. به دنبال این قطعنامه بود که در دی ماه 1365، سپاه پاسداران عملیات کربلای 4 و 5 را در منطقه جنوب و ارتش جمهوری اسلامی عملیات کربلای 6 را در منطقه غرب به اجرا می گذارند.
پس از اجرای این عملیات ها ، فعالیت های شورای امنیت نیز سرعت بیشتری میگیرد، ابتدا این شورا با صدور بیانیه ای بار دیگر عراق را به عنوان استفاده کننده از سلاح شیمیایی در جنگ معرفی می کند و با تشکیل جلسات متعدد سرانجام در 29 تیر 1366 (20 ژوئیه 1987) قطعنامه 598 به تصویب می رسد.
با توجه به تغییرات نسبتاْ مثبتی که در مفاد این قطعنامه نسبت به قطعنامه های دیگر مشاهده می شد، موضع اولیه ایران در قبال آن، نه قبول و نه رد آن بود اما عراق در 14 اوت (23 مرداد) همان سال رسماْ قطعنامه را پذیرفت. (6 )
رئیس شورا طی بیانیه ای که در 11 سپتامبر (20 بهمن 1366) صادر کرد، قطعنامه 598 را تنها راه حل وصول به حل جامع ، عادلانه، شرافتمندانه و پایدار منازعة ایران و عراق عنوان کرد و بدین وسیله راه را برای تغییر و جابجایی مواد قطعنامه 598 بست.
و سر انجام پس از وقایع متعددی که در جبهه های نبرد و در سطح منطقه رخ نمود، که از جملة آنها حملات سراسری و گستردة ارتش عراق در سراسر جبهه ها، حملة آمریکا به هواپیمای مسافربری ایران و انهدام آن و نیز حمله به سکوهای نفتی و ناوهای نیروی دریایی ارتش که همگی نشان از ورود مستقیم آمریکا به جنگ داشت، جمهوری اسلامی ایران در 27 تیر 1367 موافقت خود را با پذیرش قطعنامه 598 اعلام نمود. یاد آوری میشود که شورای امنیت در 15 اردیبهشت 1367 قطعنامه 612 را نیز در مورد جنگ ایران و عراق به تصویب رسانده بود که هشتمین و آخرین قطعنامه در این خصوص به حساب می آید.

دبیر کل سازمان ملل عراق را متجاوز اعلام کرد:
پس از حدود دو سال از برقراری آتش بس میان ایران و عراق، رژیم صدام حسین بار دیگر دست به تجاوز زد و این بار یکی از اصلی ترین حامیان خود در طول جمگ تحمیلی را هدف قرار داد. کویت که یکی از حامیان مالی و حتی نظامی عراق در جنگ بود، در روز دوم اوت 1991 مصادف با 11 مرداد 1369 مورد حملۀ این کشور قرار گرفت و ظرف چند ساعت اشغال شد. حاکمان کویت به عربستان سعودی گریختند و این بار بر خلاف تجاوز به ایران، هم قدرتهای جهانی،هم اعراب و هم مجامع بین المللی سریعا وارد عمل شدند. قدرت های جهانی که پیوسته یکی از موانع اصلی در احقاق حق ایران بودند بر سر یک دو راهی قرار گرفتند و به ناچار حمایت خود را از رژیم عراق برداشتند و ترجیح دادند که عراق را در جنگ پیشین هم متجاوز معرفی کنند تا به این وسیله ائتلاف بزرگ ضد عراق راحت تر شکل بگیرد.جالب توجه است بدانیم؛ شورای امنیت که در مدت هشت سال جنگ تحمیلی عراق علیه ایران ،فقط هشت قطعنامه آن هم به تفصیلی که گذشت، صادر نموده، در واقعه تجاوز عراق به کویت واشغال این کشور ظرف شش ماه، 12 قطعنامه صادر کرده و در تمامی آنها ضمن نام بردن از عراق به عنوان متجاوز، از این کشور خواسته است بلادرنگ رفع اشغال نموده وخاک کویت ترک کند. ودر نهایت نیز مجوز حمله متحدین به سرکردگی آمریکا به عراق را برای بیرون راندن از کویت صادر کرده است.
با بروز این تحولات در سطح منطقه و جهان، سرانجام، خاویر پرز دکوئیار دبیر کل سازمان ملل متحد به منظور اجرای بندهای 6 و 7 قطنامه 598، در روز 14 اوت 1991(23 مرداد 1369) نامه ای به دولت های ایران و عراق نوشت و از آنها درخواست کرد که دلایل خود را برای معرفی کشور آغاز کننده جنگ اعلام کنند. رژیم عراق با جدی نگرفتن این درخواست سازمان ملل، در روز چهارم شهریور 1370 (26 اوت 1991) پاسخی بسیار سطحی و غیر محتوایی به همراه مدارک خود به دبیر کل سازمان ملل ارائه کرد. البته این نکته را هم باید در نظر داشت که اصولا دولت بعث عراق جوابی به این درخواست سازمان ملل نداشت و خود بهتر از هر کس دیگری می دانست که مقصر اصلی این جنگ ویرانگر و متجاوز خود اوست. به هر حال جمهوری اسلامی ایران نیز مدارک و مستندات بی شمار خود را در حد و اندازه یک کتاب در 15 سپتامبر 1991 (24 شهریور 1370) به دبیر کل ارائه کرد.
مستندات و مدارک ارائه شده توسط ایران عمدتا مبتنی بر ماده 51 منشور ملل متحد بود که حق دفاع مشروع را برای کشوری که مورد حمله و تجاوز قرار می گیرد، به رسمیت شناخته است. دبیر کل پس از مشورت با تعدادی از کارشناسان خبره ای که خود انتخاب کرده بود و نیز با بررسی مطالعه سند های ایران و عراق، آنها را در اختیار یک گروه بی طرف قرارداد و پس از اظهار نظر آن گروه، سرانجام در روز 18 آذر 1370 برابر با 9 دسامبر 1991، متجاوز بودن عراق را طی گزارشی در 9 بند اعلام کرد.

در بند ششم گزارش دبیر کل آمده است:
<<رویداد برجسته ای که تحت عنوان موارد نقض حقوق و مقررات بین المللی در" بند 5" این گزارش به آن اشاره کردم، همانا با حمله 22 سپتامبر 1980(31 شهریور 1359) علیه ایران است که بر اساس منشور سازمان ملل متحد، اصل و قوانین شناخته شده بین المللی یا اصول اخلاقی بین المللی قابل توجیه نیست و موجب مسئولیت مخاصمه است.>>
دبیر کل همچنین در "بند 7 "گزارش خود آورده است:
«حتی اگر قبل از شروع مخاصمه، برخی تعرضات از جانب ایران به خاک عراق صورت گرفته باشد، چنین تعرضاتی نمی تواند توجیه کننده تجاوز عراق به ایران باشد که اشغال مستمر خاک ایران را در طول مخاصمه در پی داشت. تجاوزی که ناقض ممنوعیت کاربرد زور و یکی از اصول"آمره" حقوق بین الملل است.» و به این ترتیب بود که مقاومت مظلومانه ملت قهرمان ایران و رزمندگان سلحشور کشور نتیجه داد و وعدۀ الهی تحقق یافت و رژیم بعث عراق در سراشیبی سرنگونی و سقوط قرار گرفت و سرانجام نیز به ورطۀ هلاکت و نابودی افتاد.

پی نوشت ها:
1-قطعنامه (Resolution) با بیانیه(Statement) متفاوت است. قطعنامه برخلاف بیانیه با رای گیری صادر می شود و از اعتبار و ضمانت اجرایی بیشتری برخوردار است.همچنین قطعنامه تصمیم رسمی تلقی می شود که متعاقب جلسه رسمی صادر می گردد.

2- بعضی از این اصول عبارتند از: احترام به حاکمیت، استقلال و تمامیت ارضی، عدم مداخله در امور داخلی یکدیگر، حسن همجواری، تساوی کشورها و نظایر آن..
3– از مجموع قطعنامه هایی که شورای امنیت از بدو جنگ تا 19 اردیبهشت 1367 صادر کرده فقط دو قطعنامه 540 و 522 با اکثریت آرا نه اتفاق آرا تصویب شدند
ماخذ ومنابع:
1- حافظ نیا، محمدرضا، اصول ومفاهیم ژئوپلیتیک،1390،پژوهشکده امیرکبیر، تهران، انتشارات پاپلی
2- محمد حسین جمشیدی و دیگران، سازمان های بین المللی و جنگ ایران و عراق، انتشارات دانشگاه امام حسین، تهران، 1374، ص 493
3- از مجموع قطعنامه هایی که شورای امنیت از بدو جنگ تا 19 اردیبهشت 1367 صادر کرده فقط دو قطعنامه 540 و 522 با اکثریت آرا نه اتفاق آرا تصویب شدند.
4- ابتکارات دبیر کل سازمان ملل متحد در رویارویی با تهدیدات علیه صلح و امنیت بین المللی در جنگ ایران و عراق. بازشناسی جنبه های تجاوز و دفاع . دبیر خانه کنفرانس بین المللی تجاوزو دفاع، تهران، 1376، ج2، ص 33
5- ایران خواهان تعیین متجاوز، قبل از اجرای سایر مواد قطعنامه بود، ولی عراق خواستار اجرای قطعنامه به همان صورت بود.
6-مصاحبۀ سردار علایی با خبرگزاری ایسنا- 18 آذر 1391
7- جنگ ایران وعراق از نگاه مطبوعات جهان، پژوهشگاه علوم ومعارف دفاع مقدس،، جلد6، ص293
 

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده