می آموخت تا عمل کند-2 انتشار مجدد
از زبان امیر سرتیپ ناصر آراسته روحانی سیّد عزیزی بنام حجه الاسلام والمسلمین حاج آقا جعفری از من درخواست کرد که به صورت خلاصه و فشرده، رفتار شهید سپهبد صیّاد شیرازی را در خصوص امر به معروف و نهی از منکر و دلایل نفوذ شخصیّت وی در دیگران را برایش بنویسم،

یا بگویم او چه می کرد که مورد توجه مؤمنین و مردم مستضعف و پیروان امام رضوان الله تعالی علیه و الگوی رزمندگان فی سبیل الله بود؟ من هم در اولین فرصت و البته به سرعت و بدون تفکّر و مطالعه آنچه را که از آن شهید عزیز در ذهن داشتم بدون اینکه قلم از کاغذ بردارم بشرح زیر برایش نگاشتم.

در این متن صیاد = او

– او هیچگاه در انجام وظایف خویش بویژه آنچه که بر او واجب و آنچه که مستحب بود و یا آنجا که می باید از موارد شبهه دوری کند به سرزنش، طعنه و تمسخر توجّهی نداشت و این امور وی را از وظیفه و حسنات باز نمی داشت.آیه ی شریفه ی «و لا یخافون لومه لائم» همواره چراغ راهش بود.(آیه 54 سوره مائده)

– از مقابله با کفّار حربی و منافقین و دشمنان مسلّح انقلاب و امام و اسلام نه تنها هراسی نداشت که مشتاقانه برای نابودی آنان و یا شهید شدن در این مسیر سر و جان خویش را بر کف دست داشت.((و تر فیه صنادید الکفر و النفاق و قتل ذوبانهم فی المرصاد و بیت المقدس)) و در نهایت جان بر سر این راه گذاشت و شاهد شهادت را در آغوش کشید. آیه ی شریفه والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا را در مبارزه با نفس، جهاد با دشمن، جهاد در عبادت پروردگار و ترک معاصی با جان و دل باور داشت و عمل می نمود.

– در مشاهده ی هر عدم موفّقیّت و با هر شکست قبل از اینکه به دنبال دلیل آنها در بیرون از خود بگردد ابتدا به چگونگی تقوا و درون خویش مراجعه و کاوش می کرد چون به این فرمایش حق یقین داشت که «من یتق الله یجعل له مخرجا» – «ان تتقوا الله یجعل لکم فرقانا»

– حقیقتا به پروردگار متوکّل بود و من یتوکّل علی الله فهو حسبه راه با تمام وجود مؤمن بود لذا در امور از هیچ کس و هیچ چیز هراس نداشت و به این دلیل شجاع بود.

– برای عزّت و دنیای خویش از هیچ کس و هیچ چیز متوقّع نبود و عزّت را به یقین از پروردگار می دانست ((ولله العزه جمیعا)) از این رو به عزت جاودانه دست یافت.

– ((ویرزقه من حیث لا یحسب)) را به جان باور داشت و این باور در او امید در کار و و ظیفه ایجاد می نمود و نا امیدی در او راه نداشت.

– با دوستان خدادوست و متواضع و با دشمنان خدا دشمنی سخت بود. آیه ی شریفه ی ((محمد رسول الله و الذین معه اشداء علی اکفار رحماء بینهم))با گوشت و پوستش عجین شده بود.

– در رفتار متّقی؛ با مردم متواضع و با نیازمندان با سخاوت بود لذا محبوب مردم بود.

– صداقت گفتار و اخلاص در عمل، کلامش را در دلها و عملش را در چشم ها و شخصیّت و رفتار دیگران نفوذ می بخشید.

– او می دانست که باید عقل را از اوهام و خرافات و دل را از هوا و هوس رهانید تا الهی شد و با چشم حق دید و با دست حق عمل کرد(او می دانست که دل با هوا آلوده می گردد و عقل با اوهام و خرافات، ضایع می شود)

– او به جِد به دنبال این بود که دوستانش عیوبش را به وی هدیه کنند لذا نقد پذیر بود حتی اگر نقد از دشمنش هم بود در آن تأمّل و تعقّل می کرد.

– مرتّب از خود حساب می کشید، بازرس خود بود و بر نفس خویش سخت می گرفت.

– با نشان دادن راه صحیح به زیر دستان و دوستان ارشاد به مطلوب می کرد و با عمل در راه صحیح و اعمال صالح ایصال به مطلوب می نمود.

– از جمله آنانی بود که مصداق این حدیث شریف بود « کونو دعاه الناس بغیر السنتکم.»

– به تکلیف عمل می کرد و به نتیجه دلخوش نبود بنا به فرموده ی حضرت امام(س) مکلّف به وظیفه بود نه موظّف به نتیجه.

– در زندگی اهداف را دسته بندی می کرد هدف اعتقادی- هدف راهبردی-هدف تاکتیکی- و اهداف راهبردی و تاکتیکی وقتی برایش هدف بود که ناشی از هدف اعتقادی بود.

– در آیات قرآن تدبّر و تعقّل می کرد و عاشق به پیامبر و معصومین بویژه امام زمان(عج) بود و عمل به قرآن را با سیره ی معصومین میسّر می دانست.

– لحظه ای خود را بی نیاز از وعظ و نصیحت و یادگیری از بزرگان علم و اخلاق نمی دید. دو زانو پای درس اساتید می نشست.

– می آموخت تا عمل کند نه اینکه به اندوخته ی علمی خود بیفزاید.

– هر که را ذکر برایش مفید بود متذکّر می گردید((فذکّر ان نفعت الذّکری))

– سخت ترین و خطرناکترین امر را در مسیر انجام وظیفه، خود بعهده می گرفت و به دوستانش که دوستان ایمانی او بودند این امور را واگذار می کرد نه پرسودترین امور(جنبه مادی)را.

– از هیچ کس غیبت نمی کرد لذا در حضورش هیچ کس جرئت غیبت کردن نداشت.

– به کسی بد و دشنام نمی گفت و اجازه نمی داد در حضورش به کسی بد گویند.

– تلاش می کرد در ظاهر و باطن زینت ائمه، امام و رهبر و انقلاب و اسلام باشد. «کونو لنا زینا و لا تکونو علینا شینا» را عامل بود.

– مقام و پست را برای خدمت می خواست لذا هراسی نداشت که با بیان حق و عمل حق، آنرا از دست بدهد.

– به جوانب شرعی و علمی و عرفی و عقلی امر به معروف و نهی از منکر به خوبی واقف بود.

– هیچ گاه خود را طلب کار از انقلاب و اسلام نمی دانست و انقلاب را دِین بزرگ بر گردن خویش می دانست.

– به نعمت های خدا شاکر بود و شکر را عمل به فرامین الهی با تمام استعدادهای خداداد می دانست.

– برای هر امر دارای برنامه، در اجرای برنامه دقیق، با پشتکار و منظّم بود و از پیگیری و مداومت امری خسته نمی شد.

– در مقابل گفتار جاهلانه بردبار و در مقابل آراء ناپخته ی جوانان هر چند پر ادعا و کم دانش بودند صبور و حلیم بود.

– از فرصت و شور وعشق جوانان برای آموزش غیر مستقیم به آنان بهره می گرفت حتی اگر لازم می شد خود را شاگرد آنان جلوه می داد و به ظاهر پای درسشان می نشست تا در عمل به آنان علم، بویژه علم جنگ را بیاموزد.

– برای دوستانش دوستی صادق و فداکار بود و لی برای آنان از خود مایه می گذاشت نه از نظام و بیت المال(نه به شیوه ی رانت خواری)

– لحظه ای وقت خود را به غفلت و بیهودگی نمی گذراند، برای هر لحظه از عمر برنامه داشت. فراغت، استراحت، تفریح و ورزش او هم برای رضای خدا بود.

– هیچ امری را به شوخی نمی گرفت، زندگی برایش جدّی بود و یقین داشت برای هر لحظه ی عمر و هر چشم برهم زدنی باید روزی پاسخ گو باشد.

– مشارطه، مراقبه و محاسبه را معمول می داشت و دوستانش را در عمل به این امور ترغیب می کرد.

– از دعا و تضرع به درگاه حق و توسّل به ائمه ی معصومین غفلت نمی کرد و دعا برای سلامتی امام زمان(عج) او ترک نمی شد.

– بسیاری از برکات که نصیب او می شد بدلیل نماز اول وقت، حضور در جماعت و شرکت در روضه ی امام حسین(ع) و استمرار بر زیارت عاشورا بود.

– گفتارش رفتارش را، و رفتارش نیّت او را تأیید می کرد لذا کلامش اثر گذار بود.

– برای اینکه به التقاط، انحراف، افراط و تفریط مبتلا نشود بویژه در امور سیاسی ، اجتماعی، فرهنگی، نظامی و بخصوص امر به معروف و نهی از منکر، گوشش به کلام امام خمینی و امام خامنه ای و نگاهش و توجّهش به عمل به دستورات این بزرگواران بود و اطاعت از آنان را اطاعت از امام عصر(عج) و اطاعت از فرمان خداوندی می دانست.

– نماز شب او ترک نمی شد و نورانیّت حاصل از آن در رفتارش دیده می شد و در دیگران نفوذ می کرد.

امیر سرتیپ ناصر آراسته

 

 

 

انتهای مطلب


 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده