بهداشت و درمان در دفاع مقدس
معرفی موارد جراحی ها و مداخله های خاص پزشکی در دوران دفاع مقدس گردآوری، کارمند علمی: مجید محمدزاده سلحشور – دکتر کامیاب علیزاده چکیده وضعیت پزشکی در دوران دفاع مقدس به خصوص در اواخر جنگ با توجه به تجربیات کسب شده جز افتخارات این دوران است .

در نزدیک‌ترین نقاط به خطوط درگیری مراکز درمانی و بیمارستان مجهز و مستحکم وجود داشت و حضور برترین متخصصین و اساتید دانشگاه امکان انجام پیچیده‌ترین اعمال جراحی را در همان لحظه‌های اولیه مجروحیت امکان‌پذیر می‌کرد و در بعضی موارد زمان انجام عمل جراحی به روی یک رزمنده خط مقدم در اتاق عمل صحرایی به کمتر از یک ساعت و گاهی کمتر از نیم ‌ساعت می‌رساند، که این در دنیا بی‌نظیر و استثنایی بوده است. البته عامل اصلی این اقدامات از خودگذشتگی و ایثار اساتیدی بود که با پذیرش خطرات جدی در این مراکز حضور می‌یافتند و به ارائه خدمات می پرداختند. خدماتی که در طول دوره هشت سال دفاع مقدس باعث نجات هزاران رزمنده از مرگ حتمی شد.

رزمندگانی که هر کدام در حال حاضر چون گوهرهایی گرانبها در خدمت اسلام و کشور هستند. همچنین ارتقای طب رزمی و روش‌های درمانی نوین حاصل تلاش‌ها و مجاهدت‌های درمانگران رزمنده در دوران دفاع مقدس است که برخی از این موارد در دنیا منحصر به فرد می باشد. از جمله آن، درآوردن بمبلت های عملکرد نکرده از دست و پای مجروحین، پیشرفت‌های شاخص در زمینه تشخیص و درمان مصدومین شیمیایی و روش‌های امداد و انتقال است. به طوری که تنها در یک عملیات 50 هزار مصدوم به پشت جبهه انتقال داده شد. از دیگر دستاوردهای علم پزشکی می‌توان به ارائه الگو به نسل جوان و نخبگان و دانشمندان حاضر و آینده اشاره نمود که حتی با کمترین امکانات و با همت و توکل به خدا و ایثار و از خود گذشتگی، توانستند غیرممکن را ممکن سازند. یکی از این درمانگران رزمنده ایثارگر دکتر ناصر تابش متخصص جراحی عمومی بود که با شجاعت تمام، بمبلت عمل نکرده را از پای رزمنده مجروح درآورد.
مقدمه
ناصر تابش در سال 1323 در شهر اصفهان متولد شد و در سال 1342 در حالیکه هنوز دیپلم خود را نگرفته بود به ارتش پیوست. ایشان در اوائل خدمت، بلافاصله دیپلم خود را گرفت و خود را آماده ورود به دانشگاه کرد و در نهایت در سال 1347 به دانشکده پزشکی راه پیدا کرد، و در سال 1354 با عنوان دکترای پزشکی فارغ التحصیل گردید. دکتر تابش  در جلسه‌ تعیین محل خدمت، با اینکه طی مسابقه‌ای به بهترین شهر ایران برنده شد ولی در پایان جلسه چون هیچکس حاضر نشد به دورترین نقطه نیروهوائی برود از حق خود گذشت و به بندر جاسک که ایستگاه رادار نیرو هوائی بود اعزام گردید. بعد از چند سال خدمت در آن ناحیه دور افتاده، به پایگاه هوائی اصفهان منتقل و در امتحانات تخصصی پزشکی شرکت و در رشته جراحی عمومی قبول شد.
وقتی جنگ را دشمن آغاز کرد، به خصوص در استان‌ها و شهر‌های مرزی که مستقیماً با جنگ درگیر بودند، به دلیل شرایط سختی که در این استان‌ها ایجاد شد، طبیعی بود که کادر پزشکی به دلیل درگیری خانواده‌هایشان با جنگ نتوانند در این استان‌ها حاضر شوند. به همین دلیل در استان خوزستان که در واقع یکی از استان‌های مورد توجه دشمن بود، مراکز درمانی عمده و بیمارستانی تقریباً تعطیل شد. البته در شهرهایی مانند آبادان کادر پزشکان و پرستاران تا آخرین لحظه به کار درمانی می‌پرداختند، اما در کل واحد‌های بیمارستانی در استان خوزستان به کمبود کادر پزشکی مواجه شدند. در این دوران بود که دکتر ناصر تابش دوره تخصص جراحی خود را در دانشگاه ارتش جمهوری اسلامی ایران آغاز و بعد از چهار سال به عنوان متخصص جراحی عمومی، به بهداری نیروی هوائی مراجعه و از سوی رئیس وقت بهداری نیروی هوائی، مأموریت محل خدمت وی، پایگاه هوائی دزفول انتخاب شد.
در این میان اعمال جراحی الکتیو و اورژانس تیپ نیروی زمینی، و واحدهای پلیس و ژاندارمری و سپاه پاسداران و خانواده آنها در زمینه کار او بود. وقتی شهرها مورد هجوم و بمباران دشمن قرار گرفت، همه مجروحین به بیمارستان پایگاه هوایی آورده می‌شدند. بنا به اظهار دکتر تابش در بمباران هفت تپه و کارخانه قند، صدها خانواده فرزندان مجروح خود را روی دست و با پای برهنه، گریان و نالان بدون اینکه به اورژانس ببرند، به اتاق عمل هجوم می آوردند. در یک صحنه، خانواده‌ها فرزندان مجروح خود را به داخل اتاق عمل پرتاب می کردند و صحنه های رقت باری را بوجود می‌آوردند. شدت کار و درگیری پانزده تکنسین اتاق عمل، وتنها جراح منطقه، نه تنها اجازة ثبت نام یا نوع درمان که برای مجروحین انجام شده، نمی‌داد بلکه ساعت‌ها اعمال جراحی به پزشک جراح اجازه استراحت یا غذا خوردن نمی‌داد. طی یکی از حملات ارتش بعث عراق، شدت و بحران در این بیمارستان به حدی بالا گرفت که دکتر تابش همزمان دو بیمار را روی دو تخت، جراحی می کرد.
 سالهای بحران سپری می‌شد دکتر تابش همچنان با ایمان و عشق به وطن، به کار خود به جدیت ادامه می داد تا اینکه در یکی از روز های سال 1365، یک سرباز بسیجی مورد اصابت یک بمبلت از بمب خوشه‌ای قرار گرفت. سرتیز بمبلت، یعنی حبه‌ای از بمب اصلی که خود بمبی کوچک بود، کمر بیمار را دریده و در داخل عضلات نرم باسن و ران مسکن گزیده بود و عضلات و نسوج نرم آن را کاملاً پوشانیده بود. این بیمار، به بیمارستان شهر دزفول (افشار) که اتفاقاً در آن شب چند پزشک اعزامی در آنجا حضور داشتند، فرستاده شده بود. آنچه در داخل ران بیمار قرار گرفته بود، جسمی فلزی و سپس پوکه خالی ضد هوائی تصور شده بود. وقتی معلوم شد این جسم یک بمب عمل نکرده می‌باشد، وضعیت بگونه‌ای دیگر تغییر کرد. بیمارستان تخلیه گردید و صدها بیمار به خیابان ها کشیده شدند. همه از مجروح دوری جستند و با بلندگوی دستی کوچکی، از دور با وی صحبت می‌کردند. جراحان اعزامی هریک رنگ پریده به دیگری توصیه می‌کرد که در حین عمل چه اقداماتی را انجام دهد. ولی حاضر نبودند خود پیش قدم شوند. بحث بر سر این که متخصصین ارتوپد باید عمل را شروع کنند، با متخصصین جراحی عمومی در گرفت. هریک دیگری را برای این عمل سهمگین، کاندید می‌کرد. جراحان اعزامی بعد از چهار ساعت مشاوره و بحث، به این نتیجه رسیدند که به علت خطرناک بودن این عمل و نبود امکانات کافی، بهتر است بیمار را با هواپیمای سی 130 به تهران اعزام کنند. هواپیما حاضر شد و خلبان و کمک خلبان و مهندس پرواز به بیمارستان آمدند. اما وقتی از محموله‌ای که باید به تهران ببرند مطلع شدند، از انجام این پرواز به دلیل تبعیت از قوانین در جهت حمل نکردن مواد منفجره خودداری کردند. متخصص بیهوشی اعزامی شرح ماجرائی نظیر این مورد، در جنگ دوم جهانی در روسیه شوروی و چگونگی انفجار در حین جراحی و کشته شدن جراحان به همراه تکنسین‌ها و از بین رفتن اتاق عمل را برای دیگران تعریف کرد و در نتیجه تعریف این داستان، به یکباره کادر پزشکی حاضر در بیمارستان، از انجام این عمل سرباز زدند. در این لحظه یکی از جراحان اعزامی پیشنهاد آمدن جراح نظامی را مطرح کرد. پس از چنین پیشنهادی، دکتر ناصر تابش را احضار کردند. دکتر تابش با آمدن خود، بدون تأمل آماده جراحی شد. او لباس‌های اتاق عمل را پوشید و با شجاعت هرچه تمام‌تر، به اتاق عمل رفت. اما در اینجا مشکلی بزرگتر نمودار شد و آن همراه و دستیار دکتر تابش در حین جراحی بود. واقعیت آن بود که هیچکس حاضر نبود، در این عمل خطرناک پیشقدم شود. پزشکیار بهمن بلنده دستیار دکتر تابش بلافاصله بعد از اطلاع از ماجرا خود را به بیمارستان رساند و به عنوان دستیار جراحی دکتر تابش بر بالین مجروح حاضر شد.
بیمار با احتیاط بیهوش شد و از دستگاه الکتروکوتر به دلیل خطر انفجار استفاده نشد. در آخرین لحظه شروع عمل، سپاه پاسداران مستقر در منطقه، خواست تا این جراحی تاریخی را با دوربین‌های خود به ثبت برساند. دکتر تابش سرانجام با کمک دستیار شجاع خود توانست با موفقیت این جراحی سهمگین را به پایان ببرد و بمبلت را از پای رزمنده خارج کند و گروه خنثی کننده بمب که از نیروی هوایی ارتش حضور داشتند بمبلت را خنثی کردند.
در سال 1371 زمانی که دکتر تابش از خدمت نیروی هوائی بازنشست می شد، رحیم رحیم‌پور از این حماسه فیلمی تحت عنوان انفجار در اتاق عمل تهیه و کارگردانی کرد. سپس فیلم به آلمان برده شد ودر دانشکده افسری مونیخ به نمایش گذاشته شد و این حماسه در تاریخ نیروی هوائی جزء افتخارات جنگ دفاع مقدس قرار گرفت.
اگر چه جنگ 8 سال طول کشید، اما برای دکتر تابش 10 سال به ثبت رسید به خاطر اینکه پس از خاتمه جنگ، تا دو سال مجروحینی که روی مین می رفتند، به بیمارستان پایگاه هوائی می‌آوردند و توسط دکتر تابش جراحی می‌شدند. حیرت انگیز است که بدانیم رکورد اعمال جراحی دکتر تابش در طول جنگ تحمیلی که در دفاتر اتاق عمل به ثبت رسیده، در حدود 18 هزار و رکورد متوسط اعمال جراحی روزانه وی، شش عمل سنگین بود از سوی دیگر طولانی ترین جراحی وی یک مورد یازده ساعته خارج کردن ترکش از پریکارد قلب یک مجروح بوده که درطول این عمل، سه بار کارکنان اتاق عمل عوض شدند در حالیکه او همچنان به جراحی ادامه می‌داده است. به گفته همکاران وی، شاید هیچ جراحی در طول تاریخ چنین رکورد بالائی برای جراحی های جنگی نداشته است.
دکترناصرتابش در سال 1379 به کانادا رفت و در آنجا تصمیم به ادامه شغل خودگرفت. ولی مأمورین اداره بهداری بریتیش کلمبیا از همکاری با وی سرباز زدند. بعد از نمایش فیلم انفجار در اتاق عمل درشهر ونکوور کانادا و حادثه یازدهم سپتامبر، اداره بهداری بریتیش کلمبیا متوجه حضور این جراح با تجربه در کانادا شدند و به ایشان لقبwar surgeon  داده و حاضر به استخدام ایشان شدند. این پیشنهاد دقیقاً زمانی بود که دکتر تابش در دانشگاه UBC چین، در سال دوم طب سوزنی مشغول ادامه تحصیل بود.
ایشان در سال 1384 و در سن 60 سالگی بعد از فارغ‌التحصیلی رشته دوم تخصص خود در رشته طب سوزنی به ایران مراجعت نمودند و از تجربیات خود جهت درمان بیماری‌های صعب العلاج، استفاده کردند.
نتیجه گیری
بدون شک مداخلات خاص پزشکی و ابداعات جامعه پزشکی در دوران دفاع مقدس برگ زرینی در تاریخ پزشکی این مرز و بوم به حساب می آید و پزشکان آن دوران را می توان به حق اسوه و نماد سخت کوشی و اراده ی قوی در دوران دفاع مقدس دانست و افتخاری بی بدیل در کنار سایر افتخارات نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران دانست.  
گروه بهداشت و درمان هیئت معارف جنگ شهید صیاد شیرازی

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده