به مناسبت سالگرد تشکیل قرار گاه پدافند خاتم الانبیاء آجا
خلبان توپچی ! سروان رمضانعلی خطیب زاده1 در سال 1366، به منطقه عملیاتی شلمچه اعزام و در حالی به آن منطقه وارد شدم که تعداد زیادی آمبولانس از خرمشهر به سمت اهواز در حال حرکت بودند، گویا دشمن بعثی منطقه را توسط توپخانههای دوربرد فرانسوی مورد حمله قرار داده بود و تعداد زیادی از همرزمان شیمیایی شده بودند. همراه با راننده وارد منطقه قرنطینه شدیم و از آنجا به یکی از مواضع رفتیم .

به محض ورود دیدم که یکی از توپ‌های ضد هوایی 23 میلی متری فقط با یک خدمه در حال درگیری با هواپیمای دشمن است و حتی خشاب گذار هم ندارد، بلافاصله به کمک آن توپچی رفتیم.

بعد از اینکه هواپیمای دشمن بر اثر تیراندازی مستمر ما متواری شد، از او دلیل تنها درگیر شدن با هواپیماهای عراقی را سئوال کردم. با پاسخ‌های او متوجه شدم که همه نفرات موضع ضد هوایی شیمیایی شده و وضعیت بسیار وخیمی دارند.
با توجه به تسلط و آمادگی فنی بالایی که این توپچی داشت ،تصور کردم که یکی از خدمه  های توپ است و چون لباس کار بدون آرم و علائم نظامی پوشیده بود، دلیلی بر نقض تصورم وجود نداشت. بعد از کمی صحبت متوجه شدم که او سرهنگ خلبان است و برای  ماموریت دید بانی از قرار گاه رعد به این منطقه اعزام شده است (لازم به توضیح است که در آن زمان هر روز یک نفر به عنوان دیده¬بان از قرار گاه رعد به آنجا اعزام می‌شدند).
ایشان در ادامه صحبت گفتند: وقتی من به این مأموریت آمدم،تصمیم گرفتم از این موقعیت نهایت استفاده را ببرم و هنگامی‌که که در درگیری‌ها به خدمه توپ کمک می‌کردم، توانستم تا حدودی با شیوه تیراندازی توپ ضد هوایی آشنا شوم تا در موقع لزوم بتوانم هم از خود و هم از دیگران محافظت کنم و کمک بیشتری به مملکتم داشته باشم و از این بابت خدا را شاکرم. با صحبت‌های آن جناب سرهنگ خلبان، نیروی عجیبی در من شکل گرفت و از این اینکه یک توپچی بودم به خود بالیدم و بیشتر به اهمیت کارم پی بردم و از آن به بعد با انگیزه بیشتری کارم را دنبال کردم.
1-    سرمتخصص عملیات توپ ضدهوایی
منبع:
فایل صوتی  مصاحبه با سروان رمضانعلی خطیب زاده(مشهد- پنجم فروردین 1391)

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده