با خاطرات صیاد (4)
... طلبه پاسداری به نام ردانی پور که بعد در عملیات والفجر2 شهید شد، گفت: برادرها شما حرف هایتان را زدید، حالا بیایید دعای توسل بخوانیم . یک دعای توسل با حالی در اتاق جنگ سوسنگرد خواندیم.

من یک دفعه دیدم پشت سر من یک نفر طوری گریه می کند و طوری دلش شکسته است که من احساس حقارت کردم، برگشتم دیدم فرمانده لشکر 58 ساله ماست که دلش از همه بیشتر شکسته است (شهید نیاکی) چون ایشان نظامی پخته ای بود و اوضاع را از همه بهتر درک می کرد …

 

برای شنیدن فایل صوتی کامل خاطره اینجا کلیک کنید.

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده