معرفی کتاب – محاصره زالوآب، علی عبدی بسطامی
شرح عملیات والفجر 3 تاریخ سراسر افتخار جنگ تحمیلی هشت ساله عراق علیه ایران، از تجارب و آموزه های بسیاری برخوردار است. صرف نظر از شیوه های جنگی، تجارب و آموزه های نظامی در تحلیل و رویدادهای دفاع مقدس، بیان خاطرات تلخ و شیرین و جانفشانی های رزمندگان غیور ایران اسلامی، خواننده را با این همه فداکاری، ایثار و رشادت مردان و زنان این مرز و بوم آشنا خواهد ساخت.

هر یک از عملیاتهای آفندی یا پدافندی اجرا شده در جریان هشت سال دفاع مقدس، حتی عملیاتهای که محدود بوده و منجر به توقف یا شکست هم شده باشد، ارزش بازخوانی و بررسی را دارند. چرا که هر عملیاتی دارای ویژگی های خاص زمانی و مکانی خود می باشد، که آن را از سایر عملیات ها متمایز می نماید.

کتاب دارای هشت بخش می باشد که در بخش اول به کلیات عملیات، در بخش دوم و سوم به هدایت عملیات و اقدامات پایانی، در بخش چهارم به خاطرات رزمندگان پرداخته است. اظهارات اسرای عراقی در بخش پنجم، روز شمار وقایع و گزارشات در عملیات از روز هفتم تا روز بیست و سوم مرداد در بخش ششم و در بخش هفتم و هشتم پیوست ها، نقشه ها و تصاویر گردآوری شده است.

در قسمتی از این کتاب خاطره ای با نام سه یار وفادار اینگونه خوانیم:
پس از انتصاب در سمت معاون گردان 159 پیاده در جریان سرکشی ها و حضورم در یگانها در میان رزمندگان گروهان دوم روحیۀ سلحشوری، ایثار و شجاعت این سه نفر نظرم را جلب کرد، به ویژه دوستی و همدلی این سه یار و عشق و علاقه ای که در دفاع از مرز و تلاشی که برای بیرون راندن دشمن از خاک کشور در وجود آنان غلیان داشت باعث مسرت و اطمینان خاطرم از بابت گروهان دوم بود، این سه نفر در خط دفاعی و در جریان ماموریت های شناسایی و گشتی رزمی در کنار هم و یارو یاور یکدیگر بودند، زمانی که می خواستم برای اجرای یک مأموریت تک محدود از وجود تعدادی رزمنده داوطلب استفاده نمایم، روحیات و شوق و ذوق سرباز کریمی بیشتر نظرم را جلب کرد، به ویژه هنگامی که قرار شد که آن 60 نفر انتخاب شده برای اجرای تک محدود علیه دشمن به مرخصی اعزام شوند، سرباز کریمی از رفتن به مرخصی امتناع ورزید و اظهار داشت تا زمانی که بعثی ها در خاک ایران حضور دارند، من به مرخصی نمی روم! او اشعاری از فردوسی نیز زمزمه می کرد و پیوسته این نیم بیت را بر زبان جاری می کرد: چو ایران نباشد تن من مباد.
ستواندوم سید تاج الدین هاشمی نسب فرمانده گروهان دوم گردان 159 که با طی دوره مقدماتی پیاده و پس از اختصاص به گردان 159 بلافاصله به عنوان فرمانده گروهان پیاده تعیین و در این سمت شایستگی خود را به خوبی نشان داده بود. او رزمنده ای ورزیده، شجاع و متعهد و فرمانده ای مدیر و کاردان، باهوش و با غیرت بود. گرچه تجربه و سابقه کار کمی داشت اما همانند افسری کار کشته و رزم دیده عمل می کرد.
سرهنگ مرادی در باب رشادت و ایستادگی او در مقابله با تهاجم وسیع ارتش عراق در مورخه 27/2/65 مهران می گوید: هاشمی نسب ابتدا حدود 20 نفر از نیروی تأمینی حمله ور عراق را دستگیر و در اسارت خود نگاه می دارد تا به موقع به پشت خط تخلیه نماید، اما با رسیدن عمده قوای دشمن و پس از ساعت ها نبرد شدید نیروی کوچک او در محاصرۀ قوای دشمن قرار می کیرد و نبردی دلیرانه را با دشمن ادامه می دهد و تلفات و ضایعات قابل توجهی بر دشمن وارد می سازد تا اینکه با به اتمام رسیدن آخرین فشنگ و آخرین توان، این بار خود او به اسارت دشمن در می آید. یک اسیر عراقی که مقاومت و فداکاری او را ستود، شایستگی او را هم پای سرهنگ جاسم الحمودی عراق می دانسته دربارۀ سرنوشت هاشمی نسب گفته است آن دلاور بر اثر ضرباتی که به نیروهای ما وارد آورد، آنچنان کینه ای در دل فرماندهان عراقی ایجاد کرده بود که قلب آنان به جز کشتن این افسر تسکین نمی یافت! لذا او را به شهر زرباطیه منتقل و در آنجا اعدامش کردند.
در جریان این مقاومت دلیرانه دو یار همراه هاشمی نسب یعنی گروهبان کاکاوند و سرباز کریمی نیز در همان شب به شهادت می رسند و بدین ترتیب سرنوشت به هم گره خورده این سه یار به شهادت ختم می شود.
تهیه کتاب: انتشارات سازمان حفظ آثار ارتش، شماره تماس81954111-021 
نام کتاب: محاصره زالوآب
نویسنده: علی عبدی بسطامی
تعداد صفحات: 152 صفحه
ناشر: سازمان حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس
قطع: رقعی
قیمت: 40000 ریال
 

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده