معرفی کتاب : جنگ و زندگی – سید بهاء الدین پزشکی طوسی
جنگ و زندگی کتاب "جنگ و زندگی" از مجموعه خاطرات سرتیپ 2 ستاد سید بهاء الدین پزشکی طوسی از فرماندهان دوران دفاع مقدس که در جبهه های شمال غرب، غرب و جنوب در عملیات های تنگ حاجیان، مطلع فجر، فتح المبین، بیت المقدس، و محرم شرکت داشته است. وی خاطرات خود را به صورت روز نویسی را در دو بخش به اتمام رسانده است. بخش یکم به قبل از شروع جنگ مثل بازگشت امام خمینی و هیجانات روزهای انقلاب و بخش دوم از شروع جنگ تا پایان عملیات تنگ حاجیان را به رشتۀ تحریر در آورده است. قسمتی از یک خاطره با عنوان "در دخمه های گچی چه می گذرد" که مربوط به بخش دوم از این کتاب می باشد را بازگو می کنیم:

شب دلهره انگیز را همراه با انبوهی از حوادث در دخمه ای که به عنوان دیدگاه در منطقه عملیاتی در حریم خط لجمن لبه، جلوئی منطقه نبرد
مستقر شده، تا صبحگاه سپری کردیم . این تنگ لانه موش، جای استراحت یک تیم 5 نفری بود که در داخل آن یک دوربین پایه دار دیده بانی، تلفن بی سیم و کوله پشتی پر از تجهیزات انفرادی جای گرفته بود. مابقی فضای این دخمه میدان تاخت تاز موش ها بود. سرهنگ احمدی افسر عملیات ستاد فرماندهی تیپ در دخمه دیدبانی مستقر شد. او پس از احترامات نظامی و خوش بش با دیده بانان و افسر رابط توپخانه، لحظه ای چشمانش را به دوربین دیده بانی چسباند و با ولعی منطقه عملیات و خط لجمن (لبه جلو منطقه نبرد) را برانداز کرد. گفت: عجیب، دشمن خط خود را تقویت کرده و غار جنب تنگ را سکوی پرتاب انواع موشک ها کرده است. تعداد تانک ها و نیروی زرهی درخط را افزایش داده و تعداد تیربار دوشکا جلوی خط لجمن را افزایش داده است و تازه خبردار شدیم لشکر 12 را از جنوب به جای نیروی پوششی به پای کارآورده و بطور کلی مواضع را تا حد امکان تقویت کرده است. اینطور به نظر می رسد که عدو اطلاع پیدا کرده که ما می خواهیم عملیاتی انجام دهیم. سرگرد از پشت عینک منطقه نبرد را برانداز کن، من هم با ولع چشمانم را به دوربین چسباندم و همانند عینک ذره بینی تمام منطقه عملیات به چشم خریداری قد و قامتش را برانداز کردم. واقعاً مشاهدات سرهنگ احمدی عالی بود مورد تأیید قرار دادم  و گفتم:  جناب سرهنگ دشمن قصد حمله را ندارد، اما ترس و وحشت از حمله ما داشته که چنین خط لجمن را قوت بخشیده و به آن اهمیت داده است. سرهنگ با حالت تردید و نگرانی به سخن آمد گفت: سرگرد توجه داشته باش آنچه دیدی یک مترسک نیست بلکه یک غول جنگی یک سد آهنی است. در آشیانه غار با پرندگان آتش افروز و هجوم خفاش های خون آشام درگیری خواهیم داشت. تردید دارم بچه هایمان بتوانند این سد را بشکنند و رخنه کنند و نیروی عمده (اصلی) که پشت این سد مخفی است اسیر نمایند ! در حالیکه منطقه نبرد را دیده بانی می کردم گفتم: جناب سرهنگ، مقابله با آنها ترس ندارد… به منظور آمادگی و حفظ روحیه پرسنل در خط لجمن و بهره گیری از ورزیدگی، شجاعت بچه ها دستور دادم3/2 مهمات واگذاری را نزدیک خط بیاورند و در مواضع تعیین شده ذخیره کنند. به همین منظور به ستوان توفیق معاون گردان پیام زیر را دادم : به گروهبان ثریائی مأموریت داده شود نقل نبات ویژه را بار الاغ ک رده و به آخور جدید ببرند. گروهبان ثریائی همراه چند سرباز وظیه مهمات سلاح های ویژه را در سه خودرو بار زدند. و هر خودرو را به فاصله زمانی 35 دقیقه اعزام می گردند. ما هم از دیدگاه ناظر بر مأموریت بودیم. یکی از خودروهای مهمات در مسیر جاده آسفالته نی پهن به سمت خط لجمن حرکت و نزدیک سنگرها توقف کرد. از توقف خودروی مهمات نگران شدم پیام دادم. ستوان توفیق الاغ لنگ شده و خفته است. – بله قربان صاحب مال اینجاست سوار بر یک الاغ چاق چله شده است. خودروی مهمات بعلت نقص فنی خاموش شده بود. راننده خودرو را ترک به تعمیرکار مراجعه و تقاضای مکانیک و جرثقیل کرده بود که خودرو را بکسل و تخلیه کنند. توقف خودرو مهمات در دید مستقیم دشمن بود هر لحظه امکان داشت بلائی سر ما و حادثه ناگواری برای بچه ها سنگرنشین پدید آید. از حادثه قضا قدر الهی به خداوند قادر رحمان پناه بردم، پیکرم را در تنگنای فشار روحی همانند غریقی که در باتلاق بلیات انداخته باشند یافتم هردم خفگی و هلاک شدن جثه ضعیف را حس می کردم. با این نگرانی ها، چنگ به قدرت عظمت الهی زدم، از خالق توانا درخواست کمک کردم، خدایا بچه ها را از آسیب محفوظ بدار ….
تهیه کتاب از طریق فروشگاه کتاب دانشگاه امام علی(ع) واقع در میدان حر. تلفن تماس: 66376136 و یا تماس  با شماره تلفن های هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی. 22489002 و 22489003

 

نام کتاب : جنگ و زندگی
نویسنده : سید بهاء الدین پزشکی طوسی
تعداد صفحات : 152 صفحه
ناشر : ایران سبز
قطع : رقعی
قیمت :25000 ریال

 

دریافت PDF کتاب

انتهای مطلب


 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده