معرفی کتاب : یادداشت های سفر شهید صیاد شیرازی – محسن کاظمی
محمد دانشی کهن امیر شهید سپهبد علی صیاد شیرازی که به تعبیر برخی از همرزمانش، مالک اشتر زمانه بود، پس از پایان جنگ تحمیلی از تب و تاب نیفتاد و با عشق شدیدی که به ولایت داشت همچنان در صحنه های مختلف نظام حضور داشت و فعالیت می کرد و سربازی وفادار و امیری شجاع برای اسلام بود. در همین راستا، وی در سال 1373 برای انتقال دانش و تجربیاتش در جبهه و جنگ به دانشگاه افسری امام علی(ع) دعوت شد.

در نقش معلمی بود که احساس می کرد برای برجسته نمودن نقاط و نکات آموزشی و علمی جنگ و تسهیل ثبت و ضبط وقایع هشت سال دفاع مقدس به تشکیلاتی نیاز است.از این رو هیئتی را تحت عنوان «معارف جنگ» که تشکیلاتی افتخاری بود، پس از کسب رضایت مقام معظم رهبری ایجاد کرد تا بدین طریق خاطرات و مطالب رزمندگان اسلام را در ماموریتهای میدانی و تحقیقاتی در صحنه های مناطق عملیاتی و عوارض باقیمانده از جبهه های جنگ، ضبط و ثبت صوتی و تصویری نماید تا در تهران کار تکمیلی آن پی گرفته شود.

کتاب یاد شده به قلم محسن کاظمی از نویسندگان و پژوهشگران تاریخ معاصر می باشد. موضوع کتاب مر بوط به مأموریتهای میدانی و تحقیقاتی این گروه و با هدف ثبت دقیق برخی ‏از وقایع جنگ ایران و عراق است. نویسنده به عنوان وقایع نگار در 9 سفرمیدانی از کردستان تا خوزستان همراه این گروه بوده و علاوه بر ثبت‏ خاطرات با استناد به مشاهدات عینی و شنیده هایش ، در مواردی نیز به ابعاد شخصیت شهید صیادشیرازی پرداخته است.
در قسمتی از این کتاب می خوانیم:
امیر صیاد شیرازی رئیس هیئت معارف جنگ در جملاتی به افتخاری و خودجوش بودن کار هیئت و رسالتی که در این کار وجود دارد اشاره می کند و از موافقت رهبر معظم انقلاب با این حرکت، مبنی بر اینکه «اگر بتوانید این ماموریتها(ماموریت های هیئت معارف) را ادامه دهید، خیلی خوب است»، به عنوان پشتوانه ای ارزشمند یاد می کند و می افزاید که بررسی عملیات طریق القدس در دو مرحله : بخش اول، شمال کرخه با فرماندهی قرارگاه کربلای 1 بخش دوم: در جنوب کرخه با فرماندهی قرارگاه کربلای 2 انجام شده و تنها پل سابله و پاتک دشمن در تنگه چذابه ناتمام مانده است. او خاطره ای را نیز یاد می آورد:
((پس از پاتک سنگین دشمن و آتش یک هفته ای بر روی رزمندگان وضع طوری شده بود که بین فرماندهان ارتش و سپاه اختلاف افتاد، سپاه می گفت ارتش دارد عقب می آید( و ارتشیها می گفتند که در مواضعشان هستند)، من کار را کنترل می کردم که (دیدم) این طور نبود، به جایی رسیدم که برادران سپاه با صلابت بیشتری می گفتند که ارتشیها عقب آمدند، من خیلی ناراحت بودم. با خود می گفتم چطور بگویم که این طور نیست . حضرت امام (ره) هم که فرموده بودند: «شما دو نفر – امیر صیاد و سردار رضایی- آنجا هایی که لازم نیست، نروید.» اجرای این امر برایم سنگین بود. احساس ناراحتی می کردیم که کجا باید برویم و کجا نباید برویم، در چذابه، من نا خود آگاه به نزدیک خط سوم رفتم. آتش آن قدر زیاد بود که فهمیدم اینجا همان قسمت است که نباید بروم، با جیپ میول بودم که برادر سپاهی شهید ردانی پور بدوبدو آمد و خوشحال پس از روبوسی گفت: برای چه آمدید اینجا؟ گفتم که می گویند ارتش عقب آمده، گفت نه این طور نیست و دست مرا گرفت و برد(و حالا نمی توانستم بگویم که نمی توانم جلو بیایم)، گشتی پراکنده زدم، در خط سوم در لشکر 16 دیدم که اینها خیلی محکم ایستاده اند و خیلی قبراق و آماده اند، خط دوم هم همین طور، جوان بسیجی را دیدم خیلی شاداب، با او احوالپرسی کردم. او رفت بالای خاکریز که خمپاره 60 به او خورد و تکه تکه اش کرد. با دیدن این صحنه غم مرا فرا گرفت و دیدم چطور چنین گلی پرپر شد. این صحنه حجت را برای من تمام کرد،(در همین حال و هوا بودم) که احساس کردم خمپاره  دارد سقوط می کند، بلافاصله شیرجه رفتم توی سنگر، ولی خمپاره به خاکریز خورد و منفجر نشد. در همین احوال ردانی پور دست به شانه ام زد و گفت:«خوب خط را دیدی پس برو! و من مطمئن شدم و خیالم راحت شد.»
این کتاب بر اساس ترتیب سفرها ی انجام شده، به صورت زیر فهرست شده است: مأموریت به کردستان، آذربایجان غربی، خوزستان، منطقه عملیاتی طریق القدس(1)، (2) و (3)، اردوی دانشجویی دانشگاه امام علی(ع)، منطقه عملیاتی فتح المبین و در نهایت، اردوی دانشجویی دانشگاه امام علی(ع). در انتهای کتاب عکسها و نمایه مریوط قرار داده شده است.

اسم کتاب : یادداشت های سفر شهید صیاد شیرازی
نویسنده : محسن کاظمی
تعداد صفحات : 306 صفحه
ناشر : سوره مهر
قطع : رقعی
قیمت :46000 ریال

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده