نکته های خواندنی از جنگ تحمیلی 8 ساله
سجادی و جنتی در ارتباط با دوران هشت ساله جنگ ایران و عراق مطالب و نکات جالب و خواندنی بسیاری وجود دارد که به یاری خدا بنا داریم در این بخش به آن بپردازیم. اولین نکته همین عنوان این جنگ یعنی (جنگ ایران و عراق)، با این که عراق جنگ را به ایران تحمیل کرده - صرف نظر از اینکه ما از در فرهنگ خود آن را دفاع مقدس می نامیم- چرا جنگ عراق و ایران گفته نمی شود و قول مشهور به ویژه در مباحث بین الملل از آن به عنوان جنگ ایران و عراق نام می برند؟

نکته در این جا است که در فرهنگ و مناسبات بین الملل اسامی کشور ها، به ترتیب حروف الفبای لاتین فهرست شده است و به همین خاطر که بعد از سه حرف مشترک اسامی ایران و عراق(IRANIRAQ) یعنی IRA، در اسم ایران حرف Nقرار گرفته که در حروف الفبای انگلیسی جلو تر از حرفQ  است که چهارمین حرف اسم عراق را تشکیل می دهد و لذا اسم ایران قبل از اسم عراق در فهرست اسامی کشورها آمده است و به همین خاطر در گفتمانها و نوشته های بین المللی، اول اسم ایران و بعد اسم عراق آورده می شود (IRAN and IRAQ War).

نکته دوم: مقایسه خدمت سربازی در ارتش ایران و عراق در زمان جنگ

تقریبا تمامی صاحبنظران و کارشناسان نظامی که در مورد جنگ تحمیلی عراق علیه ایران پژوهش و کارشناسی کرده اند ، بر این باور اند که استعداد ارتش عراق در سال پایانی جنگ (به جز نیروی دریایی) چند برابر آغاز جنگ بوده است. این کارشناسان تعداد لشکرهای نیروی زمینی عراق در پایان جنگ را بین 55 تا 59 لشکر بر آورد کرده اند، حال انکه استعداد نیروی زمینی عراق در شروع جنگ 12 الی 13 لشکر بیشتر نبوده است.

بدیهی است که برای تشکیل یک یگان نظامی و توسعه هر ارتش به سه عامل مهم احتیاج است. 1- نیروی انسانی 2- تجهیزات و جنگ افزارهای مورد نیاز 3- منابع مالی کافی جهت استخدام نیرویانسانی و تهیه (اعم از خرید و یا ساخت) تجهیزات و جنگ افزار.

در طول جنگ هشت ساله عراق علیه ایران کشورهای عربی منطقه به دلایل متعدد که مجال طرح و بحث آن نیست، سخاوتمندانه از دولت بعث عراق حمایت مالی  به عمل آوردند تا جائیکه که در بعضی از برآوردها رقم کمکهای مالی این کشورها به عراق یکصد میلیارد(100،000،000،000) دلار عنوان شده است.

از نظرفروش و واگذاری تجهیزات و جنگ افزارهای پیشرفته مورد نیاز ارتش عراق نیز کارخانجات اسلحه سازی شرق و غرب این فرصت گرانبها را  مغتنم شماردند و از انجا که اهداف سیاسی انان – در مخالفت با نظام جمهوری اسلامی ایران –  با اهداف اقتصادیشان کاملا هماهنگ بود، هر انچه را که مورد نیاز ارتش عراق بود در اختیار این ارتش گذاشتند.

به این ترتیب دو عامل از سه عاملمورد نیاز برای توسعه ارتش ها که  پیش از این اشاره شد، برای توسعه ارتش عراق فراهم گردید.

اما شاید این سوال مطرح باشد که ارتش عراق نیروی انسانی مورد نیاز خود برای سه الی چهار برابر کردن نیروی زمینی خود را چگونه تامین کرده است؟ ضمن اینکه باید به این نکته اساسی توجه داشته باشیم که جمعیت عراق در طول جنگ حدود یک سوم جمعیت ایران یعنی تقریبا بین 13 تا 15 میلیون نفر بوده است.

سر لشکر وفیق السامرایی که در زمان جنگ با درجه سرهنگ دومی، مسئول بخش ایران در سازمان اطلاعات نظامی ارتش عراق بود و پس از جنگ به انگلستان گریخت، در صفحۀ 168 کتاب خود به نام "ویرانی دروازۀ شرقی"، تحت عنوان موازنه استراتژیک بین ایران و عراق در خصوص جمعیت می نویسد:

«جمعیت ایران سه برابر جمعیت عراق است. این اختلاف ، پیامدهای زیر را به دنبال داشت:

1-    توانایی بالا جهت ادامه نبرد با استفاده از افراد

2-    جایگزینی سریع تلفات انسانی

3-    حفظ وضعیت روانی برتر

4-    توانایی تحمل جنگ طولانی

در شرایطی که عراق برای جبران کمبود نیروی انسانی خود سربازان را مجبور می کرد، 4 برابر مدت رسمی خدمت الزامی خود و یا بیشتر خدمت نمایند، اداره نظام وظیفه ایران، سربازان را به محض گذراندن مدت رسمی خدمت یعنی دوسال از خدمت رسمی مرخص می کرد، در حالی که سربازان عراق چیزی بین 10 تا 14 سال را در خدمت الزامی زیر پرچم سپری می کردند.

"پایان جنگ به رنج های آنان پایان نداد، زیرا برخی از آنها زمانی که وارد ارتش شدند 18 سال داشتند و وقتی از خدمت ترخیص شدند سنشان به 30 سال رسیده بود."

همان گونه که در نوشته این ژنرال عراقی نیز مشاهد می شود، دوران خدمت سربازی در نظام وظیفه ایران در طی جنگ تحمیلی دو سال و فقط در مقطع کوتاهی به دلیل نیاز به نیرو و کمبود سرباز یک دوره شش ماهه و سپس چهار ماهه به خدمت سربازی اضافه شد که این مدت جزو خدمت دوره احتیاط آنان محسوب گردید و این سربازان پس از خاتمه دوره سربازی علاوه بر دریافت کارت پایان خدمت یک کارت دیگر برای خدمت دوره احتیاط خود نیز دریافت کردند.

اما به گفته این ژنرال عراقی در ارتش عراق وضعیت کاملا متفاوت بوده است، یعنی فردی که در دوره جنگ تحمیلی برای طی دوران سربازی وارد ارتش می گردید، فقط با کشته شدن، اسارت و یا معلولیت شدید از خدمت در ارتش عراق رهایی می یافت و در غیر این موارد ناگزیر بود که به خدمت خود ادامه دهد. البته از قرار معلوم ارتش عراق به تدریج با ترفیع و اعطای درجات بالاتر به این افراد از آنان در سلسله مراتب فرماندهی خود استفاده می کرد و به این ترتیب نیاز  وی به افراد پایور تا حدودی تامین می گردید.

 

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده