فرازی از زندگی امیرالشُّهدای نیروهای مسلح، شهید سپهبد علی صیاد شیرازی
خاکی به رنگ خاک، آبی به رنگ آسمان امیر سرتیپ سید حسام هاشمی «خدایا تو میدانی که همواره آماده بودهام آنچه را که تو خود به من دادی در راه عشقی که به راهت دارم نثار کنم، اگر این نبود آن ­هم خواست تو بود. پروردگارا! رفتن در دست توست، من نمیدانم چه موقع خواهم رفت، ولی میدانم که از تو باید بخواهم مرا در رکاب امام زمان علیه السلام قرار دهی و آنقدر با دشمنان قسم خوردهات بجنگم تا به فیض شهادت برسم.

از پدر و مادرم که حق بزرگی بر گردن من دارند می‌خواهم مرا ببخشند، من نیز همواره برایشان دعا کرده‌ام که عاقبتشان به خیر باشد. از همسر گرامی و فداکار و فرزندانم می‌خواهم که مرا ببخشند که کمتر توانسته‌ام به آن­ها برسم و بیشتر می‌خواهم وقف راهی باشم که خداوند متعال به امت زمان ما عطا فرموده،‌ آنچه از دنیا برایم باقی می‌ماند حق است که در اختیار همسرم قرار گیرد… خداوندا! ولیّ امرت حضرت آیت‌الله خامنه‌ای را تا ظهور حضرت مهدی علیه السلام زنده و پاینده و موفق بدار. آمین یا رب‌العالمین‌ / من‌الله التوفیق / یا حق».                                                                        (بخشی از وصیت­نامه­ ی شهید سپهبد علی صیاد شیرازی) 

   نامش «علی» بود و از عاشقان علی علیه­ السلام. بنده­ ی مخلص خدا و مجذوب ولایت، امیر کم ‏نظیر ارتش اسلام که لباس زیبای شهادت زیبندۀ قامتش و کمترین مُزدِ اخلاص، فداکاری و ایثارش بود، و این چنین بود که پیله­ ی خاکی را شکافت تا پروانه وار و به رسم عاشقان دل سوخته به معبود ابدی­ اش بپیوندد.

     «شهید صیاد شیرازی» نمونه­­ ی برجسته­ ای از یک فرمانده متدین و نظامی متعهد بود که ویژگی­های یک ارتشی، بسیجی و سپاهی را در خود جمع داشت. ایشان به خاطر قاطعیت، شجاعت، نظم و ساده‌زیستی زبان­زد خاص و عام بود و انس دائمی با قرآن و نجوا و راز و نیاز شبانه، از ایشان چهره­ ای مؤمن، مخلص و مردمی ساخته بود.

      بدون شک تاریخ دفاع مقدس، هیچ­گاه امیر ارتش اسلام و تحولی را که ایشان در جبهه­ های نبرد هشت ساله­ ی حق علیه باطل ایجاد کرد، از یاد نخواهد برد. همه­ ی کارشناسان نظامی بر این امر اذعان دارند که اتحاد بین ارتش و سپاه و پیروزی­های بزرگی که در نبرد با ضدانقلاب در غرب و شمال­غرب کشور و همچنین در دوران دفاع مقدس بدست آمد مدیون اخلاص، مدیریت، ابتکار و رشادت های ایشان بود.

     خلوص نیت و زلال بودن در مسیر پرتلاطم انقلاب، عشق به امر ولایت و اطاعت از ولی فقیه، نظمِ فردی و نظامی ایشان و همچنین تلاش در جهت تقویت مبانی وحدت بخش در بین نیروهای مسلح و پرهیز از مواضع اختلاف برانگیز، ساده زیستی، ارتباط مردمی، تقید به مسائل دینی و… ایشان را چنان در تاریخ انقلاب اسلامی برجسته کرده است، که نمی‌توان از انقلاب اسلامی ایران سخن گفت و از کنار نام «صیاد شیرازی» بی­ اعتنا عبور کرد.

از تولد تا پیروزی انقلاب اسلامی

     «شهید سپهبد علی صیاد شیرازی»، امیر و فرماندۀ روزهای سخت دفاع مقدس، در سال 1323، در شهرستان دره­ گز دیده به جهان گشود. پدرش، که از عشایر بود، به استخدام ژاندارمری درآمد. ایشان به دلیل مبارزه با سران فاسد و طاغوت زمان، از ژاندارمری اخراج گردید و سپس با وساطت فرمانده لشکر گرگان بخدمت ارتش درآمد. پدر  برای علی از جاذبه‌ی خاصی برخودار بود، از این رو علی تحت تأثیر وی از کودکی به ارتش علاقه مند شد. او به همراه پدر و خانواده، مانند دیگر خانواده‌های نظامیان، از شهری به شهری مهاجرت می­کرد. شهرهای مشهد، شاهرود، آمل، گنبد و سرانجام گرگان محل پرورش وی شدند.

     صیاد با عشق و علاقه ­ای که به لباس سربازی داشت، در سال 1343 وارد دانشکده­ ی افسری شد. پس از اتمام دوره­ ی سه ساله­ ی دانشکده، در رسته‌ی توپخانه کسب تخصص کرد و در اصفهان دوره­ ی یک­ساله­ ای را در این زمینه گذراند. ایشان سال‌های خدمت خود را از لشگر 2 تبریز و با درجه­ ی ستواندومی آغاز نمود و یکسال تمام در زیر چادرها، مأموریت مراقبت از مرزهای غرب کشور را به عهده داشت. پس از انحلال لشگر 2 تبریز ، ایشان برای ادامه خدمت به لشگر 81 کرمانشاه رفت.

     ایشان در سال ۱۳۵۲برای تکمیل تخصص‌های توپخانه از طرف ارتش به آمریکااعزام شد تا دوره­ ی هواسنجیبالستیک را بگذراند. آن شهید بزرگوار این دوره­ ی آموزشی را در شهر «فورت سیل»در ایالت اوکلاهما، در منطقه‌ای نظامی، با موفقیت و نمره­ ی ممتاز طی کرد و پس از گذراندن دوره، با تخصصی جدید به ایران مراجعت نمود. شهید سپهبد صیاد شیرازی پس از آن به مدت پنج سال به عنوان استاد توپخانه در دانشکده­ی توپخانه­ی اصفهان به تدریس پرداخت.

     «صیاد» در اصفهان با یافتن دوستان جدید، که بعدها از یاران و هم فکران او شدند، مطالعات عمدتاً مذهبی خود را پی گرفت و بینش عقیدتی خود را عمق داد. این خود شناسی دینی و ایمانی، شخصیت سیاسی متناسب با آن را نیز در او آشکار ساخت و از آن پس تحت مراقبت دستگاه امنیتی رژیم پهلوی قرار گرفت: چنان که پس از تحقیق و مراقبت متوالی، مأموران امنیتی او را افسری متاثر و مذهبی معرفی کردند و مراقبت از وی را شدت بخشیدند.

در اواخر حکومت پهلوی به دلیل اینکه "سروان صیاد" در بین افسران با حکومت پهلوی مخالفت می کرد، و با سازماندهی تعدادی از افسران هم فکر خود در اصفهان و دیگر شهرهای کشور با تشکیل جلسات مذهبی مبارزات خود را علیه رژیم طاغوتی گسترش داد، ضد اطلاعات وقت از قرار دادن جنگ افزار در اختیار وی ممانعت کرد و اعلام کرد از واگذاری مشاغل حساس به او خودداری شود. سرانجام سروان صیاد شیرازی در 19 بهمن 57 دستگیرو زندانی و در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی آزاد شد.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی

پس از به ثمر رسیدن انقلاب اسلامی، «صیاد» همراه این کاروان مقدس و به همراه همرزمان انقلابی اش در ارتش، مدتی به کنترل، حفاظت و مدیریت پادگان های اصفهان پرداخت. او در این مدت با همکاری سایر دوستان انقلابی اش در ساماندهی مجدد ارتش نقش موثری را ایفاء نمود و در حوادث کردستان و مبارزه با ضد انقلاب دوشادوش شهید چمران حضور یافت و در حوادث سال 59 ابتدا به عنوان نماینده رئیس جمهور و هماهنگ کننده ارتش و سپاه در آزادسازی سنندج و سایر شهرهای کردستان نقش آفرید و سپس به فرماندهی عملیات غرب کشور منصوب و در نبردهای کردستان نقش آفرین شد.

اختلافات سرهنگ صیاد شیرازی با بنی صدر در نحوه عملکرد و باور های اعتقادی و همکاری با سپاه پاسداران موجب برکناری و خلع درجۀ سرهنگی وی و محرومیت حضور در جبهه ها گردید. نامبرده با وجود محرومیت از حضور در جبهه ها بیکار ننشست و فعالیت حرفه ای و نظامی خود را با گرفتن حجره ای در مسجد شهید مطهری آغاز نمود. ابتدا با هماهنگی شهید کلاه دوز قائم مقام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و با همکاری دوستانش در امر آموزش نقشه خوانی و دیده بانی، چند دوره آموزشی برای برادران سپاه در تهران برگزار و سپس بنا به درخواست فرماندهان سپاه وقت به مدت 4 ماه در ستاد مرکزی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در معاونت طرح و برنامه و معاونت عملیات و اطلاعات انجام وظیفه نمود. وی با حضور مکرر خود با لباس بسیجی در جبهه ها، زمینۀ همکاری و هماهنگی بین سپاه و ارتش در عملیات های مشترک را فراهم آورد که با فرار بنی صدر از کشور و روی کار آمدن شهید رجائی به عنوان رئیس جمهوری، دیری نپایید که سرگرد صیاد شیرازی از طرف شهید رجائی با اعطای مجدد درجه سرهنگی به فرماندهی قرارگاه شمال غرب(حمزه سیدالشهدا) منصوب و با بکارگیری لشکرهای 64 ارومیه، 28 کردستان، تیپ 23 نوهد و تیپ 30 گرگان از ارتش و یگان های سپاه پاسداران و نیروهای مردمی موجود در منطقه موفق شد ظرف 44 روز شهرهای اشنویه و بوکان را که تا آن زمان در کنترل ضدانقلاب بود آزاد نماید.

جنگ تحمیلی و فرماندهی نیروی زمینی

      پس از شهادت سرلشکر «ولی الله فلاحی» در ۹ مهر ۱۳۶۰، سرتیپ ظهیرنژاد ]فرمانده وقت نیروی زمینی[به سمت رئیس ستاد مشترک ارتش منصوب و سرهنگ صیاد شیرازی به درخواست سه نفر از اعضای شورای عالی دفاع(حضرت آیت الله خامنه ایی، هاشمی رفسنجانی و حجت الاسلام ری شهری) و با حکم امام خمینی قدس سره به عنوان فرمانده‌ی نیروی زمینی ارتش منصوب شد.

     شهید صیاد در مسؤلیت جدید، همه­ ی تلاشش را برای بازگرداندن مناطق اشغالی به خاک میهن اسلامی به کار برد و طراحی و فرماندهی سلسله عملیات‌ های بزرگی چون طریق القدس، فتح المبین، بیت المقدس و ده­ها نبرد بزرگ و کوچک دیگر را به عهده گرفت. به جرأت می­توان گفت شهید صیاد شیرازی، یکی از عوامل مهم حفظ تمامیت ارضی کشور در تاریخ جنگ تحمیلی بود. او با به دست گرفتن توازن قوا در جنگ با عراق در سال­های نخستین، مغز متفکر و دوراندیش سلسله عملیات­هایی بود که بعدها به عنوان مهم­ترین دستاوردهای جنگ هشت­ ساله شناخته شدند. دستاوردهایی که نه تنها از جهت بیرون راندن دشمن از خاک سرزمین ما و تضغیف قوای آن اهمیت تاریخی دارند، بلکه از جهت دستاوردهای نظامی و معنوی، توأمان، قابل توجه­ اند. از این جهت، تاریخ جنگ تحمیلی، بدون نام «صیاد شیرازی»، قطعاً ناقص و بی­ اعتبار خواهد بود. چراکه عمده­ /ترین ارمغان این دفاع مقدس، از ایمان و باور به پیروزی در قلب رزمندگان تا تجربه­ ی موفق همکاری ارتش و سپاه در آن برهه­ ی مشخص، از تجربه­ های بی بدیل نظامی و استراتژیکی تا پیوند میان ایمان قلبی و مبارزه­ ی نظامی، همگی در ذیل چنین نام بزرگی معنا می­ یابد.  

نماینده­ امام قدس سره در جبهه­ های جنگ

     «سرهنگ علی صیاد شیرازی» در تیر ماه ۱۳۶۵، بنابه دلایلی، از جمله حفظ تمامیت و توانایی نیروی زمینی و ارتش، از سمت فرماندهی نیروی زمینی ارتش استعفا داد و با پیشنهاد آیت الله خامنه‌اى [رئیس جمهور وقت] و به فرمان امام‌خمینی قدس سره به عضویت شورای عالی دفاع به عنوان نماینده امام (ره) منصوب شد و از مرداد ماه 1365، مسئولیت فرماندهی نیروی زمینی ارتش به «سرهنگ حسین حسنی سعدی» واگذار گردید.

حضرت امام خمینی قدس سره در حکم فرمانده­ی جدید نیروی زمینی ارتش، پیرامون خدمات شهید سرافراز ارتش اسلام چنین فرمودند:

« با تقدیر از زحمت­های طاقت فرسای سرکار سرهنگ صیادشیرازی که با تعهد کامل به اسلام و جمهوری اسلامی، در طول دفاع مقدس از هیچ گونه خدمتی به کشور اسلامی خودداری نکرده و امید است در آینده  نیز در هر مقامی باشد، موفق به ادامه­ ی خدمت های ارزنده خود بشود…»

     «شهید سپهبد صیاد شیرازی» در هجدهم اردیبهشت 1366، به دریافت درجه­ی سرتیپی از دست حضرت امام قدس سره نایل آمد.

نقش سرنوشت ساز در عملیات مرصاد

     در روز دوشنبه سوم مرداد 1367(بعد از پذیرش قطعنامه از سوی ج.ا.ا) منافقین در محور قصرشیرین–کرمانشاه در یک ستون منظّم  و منسجم حملۀ خود را برای تصّرف کرند و اسلام آباد و سپس حرکت به سوی کرمانشاه آغاز کردند. سرتیپ علی صیّاد شیرازی که در آن زمان مسؤولیت نمایندگی حضرت امام رحمت الّله‌ علیه در شـورای عـالی دفاع را به عهـده داشت، بـه درخواست معاون اطلاعات و عملیات وقت ستاد فرماندهی کلّ قوا- برادر شمخانی- به کرمانشاه رفت و با یک فروند بالگرد 214، در حالی که دو فروند بالگرد هجومی کبرا آن را اسکورت می‌کردند، برای شناسایی دشمن  روی محور کرمانشاه –قصرشیرین حرکت کرد.

شهید صیاد در اینخصوص میگوید:

  « متعاقب آن، بالگردهای هجومی دیگری را که خبر کرده بودیم، از راه سررسیدند و با یگان‌های زمینی کوچک و بزرگی کـه از ارتش، سپاه و مردم جمع و جور کردیم در قالب یک طرح هماهنگ شده، به منافقین حمله بردند و فوج فوج آن‌ها را به درک واصل کردند».

بعد از جنگ تحمیلی

     امیر ارتش اسلام پس از پایان جنگ تحمیلی، در تاریخ 1368/7/8 بنا به  فرمان رهبر معظّم انقلاب اسلامی و فرماندهی کلّ قوا حضرت آیت الّله امام خامنه‌ای مدّ ظّله العالی به معاونت بازرسی ستاد کل نیروهای مسلّح منصوب گردیدو با انجام بازدیدها و بازرسی های مکرر از یگان های نیروهای مسلح در امر ساماندهی و بازسازی و ارتقاء توان رزمی آن ها نقش ارزنده ای را ایفا کرد و بالاخره از تاریخ 1372/6/10 به فرمان معظّم‌له، با حفظ شغل معاونت بازرسی، در سمت جانشینی رئیس ستاد کل نیروهای مسلّح انجام وظیفه ‌نمود. وی درسال 1373 به منظور تدوین تاریخ دفاع مقدس و انتقال تجربه پیشکسوتان دفاع مقدس به نسل جوان (دانشجویان افسری و بسیجیان مخلص)، هیأت معارف جنگ را با حمایت فرماندهی معظم کل قوا پایه گذاری نمود.

نامبرده در روز ششم  فروردین ماه سال 1378  شمسی مصادف با هیجدهم ذی الحجّه سال 1429 قمری و مقارن با روز عید غدیر خم، روز اعلام خلافت محبوب کل و هادی سبل حضرت امیرالمؤمنین علی ابن ابیطالب علیه السّلام، به فرمان مقام معظّم رهبری و فرماندهی کلّ قوا حضرت آیت اللّه خامنه‌ای به درجۀ سرلشکری ارتقاء یافت.

شهادت

     امیر دل­ها و مجاهد فی سبیل­ الله جبهه­ های افتخار و شرف و نور، سرلوحه‌ی شجاعت و ایثار و تقوا، عاشق و اسوه­ ی اخلاص و ثابت قدم در دین و تدیّن، پس از عمری جهاد خالصانه و جانبازی در خطوط مقدم دفاع از اسلام و ولایت، در صبح روز 21 فروردین 1378 هنگامی که عازم محل خدمت خود بود به دست منافقین خود فروخته و مزدور به شهادت رسید و با پیکر خونین و چهره­ ی رنگین و مخضوب، به دیار معشوق شتافت تا  شهید شاهد جوار قرب حضرت حق گردد.

     «صیاد» عاشق دلسوخته‏ ای بود که نامش در پهنه­ ی خونین جبهه‏ های نبرد؛ از دشت­های تفتیده و سوزان خوزستان تا کوه‏های سربه فلک کشیده­ ی پربرف و جنگل­های به هم تنیده­ ی کردستان با ابدیت گره خورده است. جهاد و نماز و نیایش اش در جهاد اکبر و اصغر، از او بنده­ ای ساخت که همه­ چیزش را در راه اسلام و ولایت و میهن اسلامی، عاشقانه اهداء کرد و اوج بندگی خویش را به نمایش گذاشت و برای نیل به مقصود دمی آرام نداشت. «صیاد» آن دُرّ گران­سنگی بود که صدف خود را شکست تا در سایه­ ی اسلام و ولایت درخشان­ تر گردد. ادوار زندگی سرشار از خدمت ایشان، به حق نمونه‏ ای مجسم از خدمتگزاری در این راه بود؛ روحش شاد و یادش گرامی.

گزیده ای از وصیت نامه شهید صیاد شیرازی

خداوندا این تو هستی که قلبم را مالامال از عشق به راهت، اسلامت، نظامت و ولایتت قرار دادی، خدایا تو خود می دانی که همواره آماده بودم آنچه را که تو خود به من دادی در راه عشق که به راهت دارم نثار کنم. اگر جز این نبودم آن هم خواست تو بود.

پروردگارا رفتن در دست توست، من نمی دانم چه موقع خواهم رفت ولی می دانم که از تو باید بخواهم مرا در رکاب امام زمانم قرار دهی و آنقدر با دشمنان قسم خورده دینت بجنگم تا به فیض شهادت برسم.

بخشی از پیام مقام معظم رهبری به مناسبت شهادت شهید صیاد‏:

«بسم‏ اللَّه‏ الرّحمن‏ الرّحیم‏

من المؤمنین رجال صدقوا ما عاهدوا اللَّه علیه فمنهم من قضى نحبه و منهم من ینتظر و ما بدّلوا تبدیلا

امیر سرافراز ارتش اسلام و سرباز صادق و فداکار دین و قرآن، نظامىِ مؤمن و پارسا و پرهیزگار، سپهبد على صیاد شیرازىامروز به دست منافقین مجرم و خونخوار و روسیاه به شهادت رسید. این نه اولین و نه آخرین بارى است که دلى نورانى و سرشار از عشق و ایمان و وفادارى به آرمان هاى بلند الهى، هدف تیر خشم و عناد و عصبیت از سوى زمره‏ جنایتکار و فاسدى که ادامه‏ حیات خود را در خدمتگزارى به دشمنان اسلام دانسته است، قرار می­گیرد و دست خائنِ خودفروخته­اى، نهال ثمربخش انسان والایى را قطع مى‏کند.

او مانند دیگر مردان حق از روزى که قدم در راه انقلاب نهادند همواره سر و جان خود را براى نثار در راه خدا بر روى دست داشتند. سرزمین­هاى داغ خوزستان و گردنه­‏ هاى برافراشته‏ کردستان، سال­ها شاهد آمادگى و فداکارى این انسان پاک­ نهاد و مصمم و شجاع بوده و جبهه ­هاى دفاع مقدس صدها خاطره از رشادت و از خودگذشتگى او حفظ کرده است.

خطر مرگ کوچکتر از آن است که بندگان صالح خدا را از راه او باز گرداند، و عشق به منال دنیوى حقیرتر از آن است که در دل نورانى شایستگان جایى بیابد.

کوردلان منافق بدانند که با این جنایت­ها روز به‏ روز نفرت ملت ایران از آنان بیشتر خواهدشد. رحمت و فضل بی­کران الهى بر روح شهید عزیزمان، على صیاد شیرازى و لعنت و نفرین خدا و فرشتگان و بندگان صالحش بر ایادى منفور و مطرود استکبار.

این‏جانب شهادت این بنده­ ی برگزیده­ ی خدا را به ملت ایران به خصوص به یاران دفاع مقدس و ایثارگران جبهه‏­ هاى نور و حقیقت و به خانواده­ی‏ گرامى و فداکار و بازماندگان محترمش تبریک و تسلیت مى‏گویم و صمیمى­‏ ترین درود خود را بر روح پاک او و خون به ناحق ریخته­ ی او نثار می­کنم.

 والسّلام على عباداللَّه الصّالحین – سیّد على خامنه‏ اى – 21/1/1378»

 

ویژگی­های شخصیتی صیاد

     شهید صیاد شیرازی، فردی مومن و متعهد راستین به اسلام و تشیع بود. بزرگ ­مردی که هر کاری را با نام خدا و دعا برای فرج آقا امام زمان عجل­ الله تعالی فرجه شروع و با دعا برای سلامتی و عزت رهبر معظم انقلاب به پایان می‌برد. وی به شهادت اعضای خانواده و همکاران و اطرافیانش، همیشه با وضو بود و برای تصمیم­ گیری در کارهای مهم و اساسی، ابتدا دو رکعت نماز به جای می‌آورد. بنابر سفارش امام خمینی رحمه­ الله علیه همیشه دوشنبه‌ها و پنج شنبه‌ها را روزه می­گرفت. اوقات کاری‌اش و شروع و پایان جلسات اداری‌اش با اوقات شرعی تنظیم شده بود. به نماز شب بسیار مقید بود و ساده­ زیستی و دوری از تجملات و تکبر و ریا، از خصوصیات ویژه اخلاقی آن شهید بود. «صیاد» نمونه‌ای از یک افسر و فرمانده­ی منضبط، جدی و سخت‌گیر، و در عین حال رئوف و مورد علاقه­ی زیردستانش بود.

امیر عشق…

     آری منافقین کوردل که بزرگترین زخم­هایشان را از دستان امیر ارتش اسلام سپهبد صیاد شیرازی دریافت کرده بودند، در نهایت خاری و زبونی با ترور آن شهید، کینه ­ی خود را از ایشان نشان دادند و  چنین عنصر برجسته و موثر و شخصیت کم‏ نظیر و سرمایه عظیمی را از امت اسلام گرفتند و نظام مقدس اسلامی را از گرمی وجودش بی‏ بهره ساختند. روح بلند و سرفراز امیرالشهدای نیروهای مسلح در آسمان‏ها پرکشید و به آرزوی دیرینه خویش که همانا شهادت در راه معبود و وصال معشوق بود نائل گشت. بوسه بر تابوت حامل پیکر مطهر آن شهید والا مقام توسط قلب تپنده امت اسلام، رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیه ‏الله العظمی‏ خامنه ‏ای مدظله العالی اوج تجلیل از مقام شامخ این شهیدعاشق و امیرعشق و تمام شهیدان گلگون کفن انقلاب اسلامی و دوران دفاع‏ مقدس است.

روحش هم­نشین اولیای خداوند و قرین رحمت حق تعالی باد.آمین

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده