نقش یگانه ی شهید صیّاد شیرازی در دفاع مقدّس
بیست و یکم فروردین سال هفتاد و هشت یادآور عروج عارفانه و شهادت امیر شهید سپهبد علی صیّاد شیرازی به دست منافقین کوردل است. شهیدی که رهبر معظّم انقلاب او را امیر سرافراز ارتش اسلام و سرباز صادق و فداکار دین و قرآن و نظامی مؤمن و پارسا و پرهیزکار توصیف فرمودند. و ملت بزرگ و قدرشناس ایران اسلامی همه ساله یاد و خاطره ی او را گرامی می دارند.

 براستی کارنامه ی این شهید بزرگوار چگونه بود؟ او چه کرده بود؟ و چگونه زیست که باعث افتخار ارتش، نیروهای مسلّح، ملّت شریف ایران و این گونه مورد تحسین و تجلیل رهبر فرزانه ی انقلاب و فرمانده معظّم کل قوا قرار گرفته بود که پیکر مطهرش بوسه گاه رهبر عظیم الشان انقلاب می شود و صبح بعد از روز دفن، حتی قبل از حضور خانواده ی محترم شهید، مزار پاکش به قدوم مبارک آن رهبر فرزانه مزین می گردد.

با نگاهی دقیق تر به زندگی سراسر عشق و شور و حماسه و فداکاری این شهید والامقام می توان پاسخ سؤال را دریافت.

شهید عزیز علی صیّاد شیرازی فرزندی پاکباخته از ملت بزرگ ایران اسلامی بود که تمام عمر خود را وقف فداکاری در راه ملت مسلمان ایران و آرمان های اسلامی و الهی خود کرده بود. روحیه ی سلحشوری و فداکاری او باعث می شود تا در جوانی به صف نظامیان و مدافعان شرف و استقلال کشور بپیوندد و با ورود به دانشگاه افسری آموزش های نظامی و مهارت های لشگری را بیاموزد و خداوند اراده کرده است تا او را برای آینده ای که کشور و ملت و انقلاب به وجود او نیاز دارد ذخیره نماید.

روح بلند، ایمان قوی، نفس خود ساخته، اتّکا به خداوند و تشرّع دینی او امکانی را فراهم می کند تا بتواند در ارتش طاغوت زده ی قبل از انقلاب که فرماندهان سرسپرده ی آن مدافع منافع بیگانگان بودند؛ سالم بماند و در دل نظام طاغوت به مبارزه با آن بپردازد. خداوند این توفیق را به او می دهد که همراه با یاران و همرزمان خود توان دفاعی (نرم افزاری و سخت افزاری) ارتش وقت را برای خدمت به آرمان های انقلاب اسلامی و رهبر کبیر آن، حضرت امام خمینی(ره) و دفاع از تمامیّت ارضی و استقلال ایران اسلامی حفظ نماید.

او حرکت انقلابی و مخلصانه ی خود را از مرکز توپخانه ی اصفهان آغاز می کند و پس از انقلاب شکوهمند اسلامی به همراه همرزمان خود و انقلابیون شهر، آموزش نظامی مردم و حفاظت از پادگان های ارتش و پاسداری از انقلاب اسلامی را به عهده می گیرد و قدم های اساسی در تشکیل، آموزش، سازماندهی، تجهیز و عملیاتی شدن سپاه را همراه با شهید کلاهدوز و دیگر ارتشیان انقلابی بر می دارد.

وی بلافاصله پس از شرارت های ضدانقلاب وابسته به بیگانه در غرب کشور (کردستان و آذربایجان غربی) که ادعای تجزیه طلبی داشتند به کردستان شتافته و تا پاکسازی کامل کردستان از لوث وجود دشمنان تجزیه طلب، فرماندهی عملیات آزادسازی کردستان را به عهده دارد. اما جریان نفوذی سیاسی در مرکز که متأسّفانه در رأس آن، رئیس جمهوری وقت ابوالحسن بنی صدر است با او برخوردی بغض آلود دارند ولی او که پیوستگی با خالق و معبود خود حضرت ربّ العالمین دارد خم به ابرو نیاورده و راه خویش را که همانا قرب الی الله است ادامه می دهد. دیری نمی پاید که منافقین رسوا می شوند و بنی صدر از ریاست جمهوری خلع شده و از کشور می گریزد. این بار سرهنگ علی صیّاد شیرازی با اراده ی الهی و عنایت ولی فقیه و نماینده ی امام زمان(عج) یعنی رهبر کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی(ره) به فرماندهی نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران منصوب می شود. و خداوند چنان شایستگی را در او قرار داده که با انتصاب این شهید عزیز گره کور جنگ باز می شود و بعد از عملیات ثامن الائمه(ع) که مفتاح پیروزی های جمهوری اسلامی ایران در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران به شمار می رود، فرماندهی و هدایت ارتش را به عهده می گیرد که به همراه برادران سپاهی و بسیج و نیروهای مردمی، با انجام عملیات های مختلف از قبیل طریق القدس، فتح المبین، بیت المقدّس، رمضان، مسلم بن عقیل، مطلع الفجر، محرّم، والفجرهای 1-2-3-4-8-9، خیبر، بدر و قادر کلیه مناطق اشغالی را از لوث وجود بعثیان کافر پاکسازی نموده و می روند تا حقوق از دست رفته ی ملت را از متجاوزین بستانند.

استراتژی محوری و اصلی او در طول این نبردهای ماندگار، اخلاص، توکّل به خداوند، اطاعت از امام، وحدت و همدلی بین ارتش و سپاه است و او تا پایان مسئولیّت خود علیرغم آنکه دشمنان و دوستان ناآگاه سعی بر ایجاد اختلاف و دو دستگی بین نیروهای انقلاب و ارتش و سپاه داشتند به هر قیمتی به عهد خود یعنی اتّحاد بین این دو بازوی قدرتمند انقلاب و جمهوری اسلامی پایبند بود و همیشه در سخنانش این شعار را تکرار و تأکید می کرد که «ارتشی و سپاهی یک لشگر الهی.»

از ویژگی های بارز او ذوب شدن در ولایت بود. او ولایت فقیه را از عمق جان درک کرده و به آن ایمان داشت لذا به هر خبر و یا جریانی که مخالف ولایت فقیه بود بی اعتماد و بی اعتنا و از آن بیزار بود و در انجام کارها و وظایفش بدنبال ادای تکلیف بود. او کار را عبادت می دانست و مقصودش قرب الی الله بود.

شجاعت، تهجّد، تعبّد، ایمان و اخلاص، او را به مرتبه ای رسانده بود که در تصمیم گیری ها مقررات، معادلات و فرمول هایی که به عنوان نظریه های علمی و نظامی جنگ مطرح بودند را با بنیان “وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِینَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِینَ” به کار می گرفت گویی تعهّد و تقوی و ایمان به غیب به مصداق آیه ی شریفه «ان تتقوالله یجعل لکم فرقاناً» به او معرفتی شهودی بخشیده بود شاید همین تفاوت و تمایز او با دیگر فرماندهان و کارشناسان نظامی باعث بعضی اختلاف نظرها می شد. البته انضباط و دیسیپلین نظامی همیشه این شکاف را پر می کرد و مانع از بی انضباطی و عدم اجرای فرامین می شد. چه بسا اگر روح ایمانی آن شهید عزیز نبود سرنوشت جنگ بگونه ای دیگر رقم می خورد. مگر نه اینست که خداوند در قرآن می فرماید: «الذین قالو ربنا الله ثم استقاموا تتنزل علیهم الملائکه ان لاتخافوا ولاتحزنوا وابشروا بالجنه التی کنتم توعدون» (فصلت-30) او به آیات قرآن و احادیث و روایات رسیده از پیامبر گرامی اسلام(ص) و ائمه معصومین علیهم السلام سخت اعتقاد داشت و نزول ملائکه در شرایط مقاومت را یقین می دانست و همیشه در بیانات و استدلال های عملیاتی به آیات الهی تمسّک می جست و به آنها استناد می کرد بنوعی که گویا از آنها تغذیه می کند و نشاط روحی و حیات می گیرد. جلسات را حتماً با آیاتی از قرآن آغاز می کرد حتی اگر جلسه دو نفر باشد و می فرمود من به موعظه و تلاوت آیات الهی نیازمندم.

هر وقت مشکلی برای او پیش می آمد وضو می گرفت و دو رکعت نماز می خواند و از خدا استعانت می جست و بلا استثناء مشکل او حل می شد. و این مقوله معروف بود که:«بعضی ها، وقتی می خواهند فکر کنند، یک سیگار آتش می زنند و یا با سر و ریش خود ور می روند اما صیّاد دو رکعت نماز می خواند و فکر می کند.»

در زندگی شخصی او فردی زاهد و بی علاقه به دنیا و زخارف آن بود اما مهرورزی او به کارکنان، همرزمان و خانواده خود نمونه و زبانزد خاص و عام است و مردم ما بارها روش برخورد او با همسر و فرزندان و والدینش را در محیط خانواده از زبان آنها شنیده و خوانده اند. والده محترمه ایشان می گوید:«علی در بین فرزندان من چیز دیگری بود.» صداقت، شجاعت، صراحت بیان، تواضع و ادب و سخاوت او، چهره ای دوست داشتنی و مردمی از او ساخته بود.

اینها و صدها ویژگی دیگر فردی و اجتماعی او که امثال نویسنده از فهم و توصیف آن ناتوانیم و ایمان و اخلاص او نسبت به خداوند متعال باعث شد تا اگر چه در سال های پایانی جنگ به دلیل تغییر مسئولیّت، از خط مقدم دور بود. خداوند متعال چنان توفیقی به او داد که وقتی منافقین مزدور با پشتیبانی همه جانبه ی ارتش صدام و حامیانش از خط عبور کرده و با خیالی آسوده به سمت مرکز ایران می آمدند. قبل از اینکه دیگر نیروها آماده مقابله با آنها شوند. او با عنوان نماینده ی امام در شورای عالی دفاع از نزدیک فرماندهی یگان های هوانیروز و نیروی هوایی و رزمندگان حاضر در  منطقه را به عهده گرفت و به همراه خلبانان شجاع هوانیروز و نیروی هوایی، لشگر منافقین و مزدوران صدام را در تنگه ی مرصاد منهدم و تار و مار کرد و تا انهدام کامل به تعقیب آنها پرداخت و خواست خداوند بزرگ بود که نقش او در کنترل غائله ی کردستان در سال اول انقلاب و بعد در دوران جنگ تحمیلی عراق علیه ایران و دفاع از استقلال و تمامیّت ارضی کشور و همچنین در عملیات مرصاد علیه منافقین، یگانه و منحصر بفرد گردد و یاد و خاطره ی آن شهید عزیز و والامقام در تاریخ و اذهان ملت بزرگ ایران، بزرگ و جاودانه شود.

امروز مجموعه ی اخلاقیّات، رفتارهای حرفه ای، فردی و شخصیّت ارزشی امیر شهید سپهبد علی صیّاد شیرازی آموزه هایی را ایجاد کرده است که جوانان، افسران و نظامیان ما که برگزیدگان ملت برای جانبازی و فداکاری در راه آرمان ها و منافع ملی ایران اسلامی هستند می توانند به او تأسّی کرده و خود را پیرو راه او بدانند. یادش گرامی باد. خداوند روحش را با شهدای کربلا و مولایش حضرت اباعبدالله الحسین(ع) قرین فرماید.

سرتیپ سید ناصر حسینی

انتهای مطلب


 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده