موعظه ی آیت الله بهالدینی
خاطرات امیر آراسته در مورد شهید بزرگوار صیاد شیرازی در اولین همایش صیادشناسی با این شهید عزیز چند بار خدمت حضرت آیت الله بهاالدینی شرف یاب شدیم و از صدقه سر این شهید عزیز من هم توانستم چند جلسه خدمت حضرت آیت الله به تنهایی شرف یاب شوم، البته ایشان با فرزند ایشان هماهنگی می کردند و من می رفتم خدمتشان خیلی از همرزمان این خاطره را از من شنیده اند. یک روز به تنهایی رفتم خدمت حاج آقا، چون قبلاً وقت گرفته شده بود و چون شهید صیاد گفته بودند وقتی خدمت ایشان رسیدید سلام گرم و مخصوص من را برسانید و بگوئید که دلم برایتان تنگ شده است.

 عرض کردم جناب صیاد سلام مخصوص خدمت شما عرض می کنند.آقای بهاءالدینی از بالای عینکش نگاهی به من کرد و گفت آقا شما آقای صیاد را می شناسید؟ تعجب کردم چون چند بار با شهید  صیاد قبلاً خدمت ایشان رسیده بودم و چند بار هم به تنهایی خدمت رسیده بودم. ( در ذهنم ) گفتم شاید متوجه نشدند من چی گفتم و شاید من را نشناختند و  متوجه نشدند من چی گفتم ، مجدداً گفتم من سرهنگ آراسته هستم ، صیاد را عرض می کنم فرمانده ام را می گویم سلام خدمت شما عرض می کنند، آقا برای بار دوم گفتند شما آقای صیاد را می شناسید؟ من فهمیدم منظور دیگر دارد گفتم نه آنقدر که شما می شناسید. آقا بعد نگاهی از بالای عینک کرد و گفت: آقا ، شما آقای صیاد را می شناسید؟ دیگر خلع سلاح شدم گفتم نه حاج آقا نمی شناسم. سه بار من سوال کردم وسه بار خودش. آقای بهاء الدینی جواب داد، فرزندشان آقا عبدالله تشریف داشتند ما دو نفر بودیم ، فرمودند آقای صیاد یک پارچه نور است، آقای صیاد یک پارچه نور است ، آقای صیاد یک پارچه نور است . سه بار سوال کرد و سه بار خودش جواب داد .بعد نشستیم و پسرشان آقا عبدالله چایی را ریختند  و بعد گفتم حاج آقا موعظه بفرمایید. گفت: گز بفرمائید. یک گز برداشتم مجدداً گفتم حاج آقا موعظه بفرمائید گفت این پولکی ها مال اصفهانه بخورید آقا. یک پولکی برداشتم و خوردم و گفتم موعظه و نصیحت بفرمایید ما از تهران آمده ایم ، گفت چایی نخوردی آقا ، چاییت را بخور آقا . گفتم چشم. ما هرچه گفتیم ایشان یک چیزی به ما تعارف کردند ، دست ایشان را بوسیدیم و آمدیم بیرون . با خودم در ماشین فکر می کردم که چرا حاج آقا ایندفعه مرا نصیحت نکرد؟ همیشه ما را نصحیتی و موعظه ای می کرد. وقتی دقیق فکر کردم دیدم حاج آقا موعظه ام کرده است و صیاد را به ما معرفی کرد ، سه بار سوال کردم و ایشان گفتند صیاد یک پارچه نور است و این نور بغل دستتان  است چرا استفاده نمی کنید. دیگه از این موعظه چه چیزی بالاتر؟

حالا برایتان بگویم  یکی از صدقات جاریه و باقی الصالحات این شهید ، معارف جنگ است که تاکنون بیش از 120000 هزار سرباز در ارتش جمهوری اسلامی ایران بالای فوق دیپلم، لیسانس ، فوق لیسانس و دکتری به مدت 8 روز در مراکز آموزشی نقش ارتش در دفاع مقدس را آموزش می بینند .از این بزرگواران روحانی که در اینجا حضور دارند و در یگان ها هستند من سوال کرده ام برخورد این افسران وظیفه با قبلی ها قابل مقایسه نیست احترامی که به این لباس و به پیشکسوتان وفرماندهان می گذارند و دینی که اینها به کشور ، رهبری و نظام  حس می کنند بسیار متفاوت است  و این از اثر فرهنگی این شهید صیاد بزرگوار است. قریب 20000 هزار دانشجوی از دانشگاه های امام علی (ع) نیروی زمینی ، شهید ستاری نیروی هوایی ، امام خمینی نیروی دریایی و دانشگاه فارابی حفاظت اطلاعات ارتش این آموزش ها را به مدت 10 روز در دانشگاه های مربوطه و 10 روز در مناطق عملیاتی دوران دفاع مقدس با همت  نیروهای زمینی ، دریایی و هوایی و به خصوص نیروی زمینی آموزش های معارف جنگ را فرا می گیرند در پی آن هستیم که انشاالله از سالهای  آینده به  دانشگاه علوم پزشکی نیز گسترش پیدا کند . حداقل اینکه به نقش ارتش در دوران دفاع مقدس آشنا می شوند . این را بگویم که خدمت خودتان بماند یک مطلب را بگویم یک نماز  محضر آقا مشرف شده بودیم که در خصوص ارائه این آموزش به کارکنان وظیفه اجازه بگیرم با همین تعداد ریش سفید که اکثرشان فرمانده و استاد من بوده اند و از  من هم ارشدتر هستند و در محضرشان هستیم با این بضاعت ناچیز این کار را بکنیم و این آموزش ها را ارائه دهیم رفتیم یک زمان در خدمت آقا  می خواستم اجازه بگیرم که به وظیفه ها آموزش ها ی معارف را گسترش دهیم رفتم محضر آقا و گفتم شما بنیانگذار این هیئت را تدبیر دادید ( ما هرچه می خوریم از توشه ای است که شهید صیاد فراهم کرده است به خصوص توشه اخلاص این شهیدکه برای معارف گذاشته  بعد هم می خواستم گله ای از حضرت آقا نکرده باشم چون اعتراض داشتم صدا و سیما برای حضور ارتش در دوران دفاع مقدس تبلیغی نمی کند این مهم است اینجوری است و رییس صدا و سیما منصوب حضرت آقا است به حضرت آقا گفتم که حضرت آقا من به ارتش کاری ندارم که خود رسالت خودش را  دارد ، و من به عنوان مسئول معارف جنگ  در خود این توانایی را نمی بینم که صدا و سیما را به خدمت تبلیغ از ارتش در دوران دفاع مقدس در آورم خدمت آقا رفتیم که از جاهای دیگر مورد اعتراض قرار نگیرم و گفتم می خواهیم این دوره را برای فوق دیپلم به بالا برگزار کنیم که فرمودند کار بسیار خوبی است و خدا رحمت کند شهید صیاد شیرازی را که این کار را بنیان گذاشت و این کار توسعه پیدا می کند که گفتم این برکت خون ،  آبروی و عزت آن شهید است که آقا فرمودند یقینا همینطور است  و آقا از من هیچ تعریف نکردند اقلا همت و تلاش شما هم هست یک مقدار شیطان وسوسه ام کرد و پیش خود گفتم آقا از من تعریف نکرد من چیزی بگویم که آقا نظری هم به ما بکند و بگوید دستتان درد نکند و گفتم برکت و عزت این شهید است که آقا مجدداً فرمودند یقیناً همینطور است و شد مثل جلسه آیت الله بهاالدینی که به آنصورت از آن شهید یاد کردند و ما آمدیم بیرون و همت این کار را گذاشتیم.

 

انتهای مطلب


 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده