شهدای بهداشت و درمان ارتش ج.ا.ا
شهید دکتراحمد هجرتی نیروهای بهداشت درمان شامل پزشکان، پرستاران و امدادگران نیز مانند سایر اقشار مردم در دفاع مقدس 8 ساله از میهن اسلامی نقش بی بدیلی داشتند که در وقت مناسبی باید به آن پرداخته شود. نقشی که از خط اول نبرد تا چادرهای امداد و درمان، بیمارستاهای صحرائی و حتی شهرهای دور از جبهه که مورد هدف بمباران و یا موشک باران دشمن قرار می گرفت گسترش داشت. در این مقال مختصر به معرفی یکی از شهدای بزرگوار بهداشت و درمان ارتش بسنده میکنیم تا فقط یادی از زحمات بیدریغ این گروه نجاتبخش جان انسانها کرده باشیم. روح همه شهدا شاد و راهشان پر رهرو باد. انشاءالله.

شهید دکتراحمد هجرتی از زبان پدر شهید
یک سال بود که احمد به مرخصی نیامده بود.
او با آغاز جنگ تمام وقت و انرژی خود را صرف خدمت به مجروحان کرده بود و همیشه در منطقه به سر می برد. در ابتدا در کرمانشاه مشغول انجام وظیفه بود، بنا به تقاضای خود، به صورت داوطلبانه به خط مقدم رفت و در بیمارستان صحرایی ارتش در منطقه ی خطرناک سومار مشغول به خدمت بود.
یک بار که تلفن کرده بود با ناراحتی گله کردم که تو یک سال است که به مرخصی نیامده ای. ما دلمان تنگ شده است و تو انگار نه انگار که فرزند این خانواده ای! اگر برای من که پدرت هستم، دلت نمی سوزد، حداقل به فکر مادرت باش!
احمد که ناراحتی زیاد ما را فهمیده بود، گفت باور کنید پدرجان من هم دوست دارم هر چه زودتر به دیدار شما بیایم و اصلا همیشه با شما باشم اما باور کنید در این جا آن قدر به من نیاز هست که وجدانم قبول نمی کند این همه مجروح محتاج کمک را بگذارم و به مرخصی بروم. باور کنید دست خودم نیست من وظیفه ای دارم که باید حتماً انجام بدهم.
مدتی بعد احمد به مرخصی آمد با خودم گفتم حتماً تحت تاثیر حرف های من به دیدارمان آمده است. اما او یکی دو روز بیش تر نماند و دوباره به جبهه رفت.
او در طول این مدت از همه آشنایان و اقوام طلب حلالیت کرد و من فهمیدم که این مرخصی او نه برای استراحت و نه برای دید و بازدید بلکه برای گرفتن حلالیت بوده است.
احمد خودش را برای شهادت آماده کرده بود،
او رفت و مدتی بعد به شهادت رسید و دیگر هرگز بازنگشت!
منبع: شوق پرو از، نوشته امیر رجبی، مجموعه خاطرات شهدای ارتش شهرستان اردبیل.
راوی: محمد قلی هجرتی (پدر شهید)

 

 

 

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده