سخنرانی سرتیپ ناصر آراسته در مراسم اولین دوره بزرگداشت شهدای مخابرات و جنگال آجا
در 5 هزارسال تاریخ بشری، 14 هزار جنگ رخ داده است. جوان ها حفظ کنند. ریش سفیدها می دانند. در این 14 هزار جنگ در 5 هزار سال تاریخ بشری، 4 میلیارد انسان دچار تلفات شده است...

 بسمه تعالی

سخنرانی سرتیپ ناصر آراسته

در مراسم اولین دوره بزرگداشت شهدای مخابرات و جنگال آجا

تاریخ 26دیماه 1391

محل:سالن کوثرسازمان عقیدتی سیاسی آجا

مخاطبان :مقامات بلند پایه نیروهای مسلح، مدعوین، پیشکسوتان و کارکنان رسته مخابرات آجا در دوران دفاع مقدس و خانواده شهدا

با سلام و درود به روان شهدای …

تعداد و آثار جنگهای بشریت

در 5 هزارسال تاریخ بشری، 14 هزار جنگ رخ داده است. جوان ها حفظ کنند. ریش سفیدها می دانند. در این 14 هزار جنگ در 5 هزار سال تاریخ بشری، 4 میلیارد انسان دچار تلفات شده است.

 جنگهای قرن بیستم

در قرن بیستم 318 جنگ رخ داده، سالی 3 جنگ، جنگ که می گویم یعنی درگیری همراه با خونریزی، چه انقلاب، چه شورش، چه کودتا، چه جنگ. پس در 5 هزار سال 14 هزار جنگ که  تلفاتش 4 میلیارد نفر بوده. امّا 318 جنگ قرن بیستم را مطالعه کردم، چون کار من این است البته  به خودم فخر نمی کنم چون حرفه و کارم در معارف جنگ این است. اگر از من امتحان بگیرید کمتر از 15 – 16 نمی گیرم. از این مطالعاتی  که دارم خدمت شما عرض می کنم، 318 جنگ قرن بیستم تعداد 250 میلیون نفر تلفات داشته است، تلفات بالایی است. یک تذکر اینجا بدهم که تمام تلفاتی که طاعون و سایر بیماری های مسری، تصادفات، سونامی هائی که در قرن بیستم رخ داده با سوانح هوایی و زمینی و دریایی جمعاً 83 میلیون نفر است، ولی تلفاتی که بشر با دست خود گرفته است به 250میلیون نفرمی رسد.

جنگ های بزرگی که در قرن بیستم رخ داده و جنگ های کوچک ، جنگ های قبیله ای مثل جنگ قبیله هوتو و توتسی در آفریقا که نزدیک به 14 میلیون نفر 2 قبیله از هم تلفات گرفتند، اینها را جمع کنید می شود 250 میلیون نفر.

حال اگر از زاویه دیگری این جنگها را مطالعه کنیم، از آن 14 هزار جنگ و جنگ های قرن بیستم نمی توانیم جنگی بیابیم که در آن مخابرات نباشد، ارتباطات نباشد، از آن موقع که ارتباطات با دود و آتش بود، با کبوتر ، با آیینه، با پرچم ، با شیپور و طبل بود، همه این ها بود تا با پیام رادیویی و تلویزیونی، بیسیم، باسیم تا حالا کهC4I  در خدمت مخابرات است. در هیچ کدام از این جنگ ها نمی یابیم که ارتباط و مخابرات حضور نداشته باشد.

ارتباط و مخابرات دفاع مقدس

در تمامی جنگ ها، در جنگ های الهی که جنگ پیامبران و معصومین بوده با دشمنانشان و جنگ یا دفاع مقدس ما که یکی از آن جنگ های الهی است، که به همین دلیل هم دفاع مقدس نام گرفته تا جنگ هایی که دو طرف شیطانی بودند، درهیچ کدام نمی یابیم که ارتباط و مخابرات در کنار فرمانده و با نام فرمانده نباشد. در همین دفاع مقدس خودمان قرارگاه تاکتیکی که در لشکرها تشکیل می شد، همه عزیزان استاد هستند کمترین عناصر و مهمترین و مؤثرترین عناصر در این قرارگاه تاکتیکی حضور پیدا می کنند. قرارگاه تاکتیکی با سایر قرارگاه ها فرق دارد، یعنی اگر فرمانده هست افسر اطلاعات هم هست و افسر عملیات هم هست. نمی شود قرارگاه تاکتیکی باشد و افسر ستاد تخصصی مخابرات در کنار فرمانده لشکر نباشد.کمترین عناصر- مهمترین عناصر عملیاتی و موثرترین عناصر در عملیات در این قرارگاه هستند و دیگران نیستند، ولی افسر مخابرات کنار فرمانده هست. من یک جمله بگویم: شهیدان مخابرات را شهیدان سامانه فرماندهی بنامید، بدون مخابرات فرماندهی سامانه ندارد. از طرفی مخابرات بدون فرماندهی نقشی ندارد، لذا شهدای مخابرات، شهدای سامانه فرماندهی در نیروهای مسلح هستند. حالا چون بحث مخابرات ارتش است، به مخابرات ارتش پرداخته می شود وگرنه باید سامانه فرماندهی در نیروهای مسلح را مطرح کرد. این شهدا ، شهدای سامانه فرماندهی هستند، چه آن سربازی که من در غرب کشور دیدم با بیسیم کنار توپ چهارلول برای پدافند هوایی ایستاده بود و من خودم دیدم، چشم در چشم خلبان دشمن می دوخت و پیام مخابره می کرد تا راکت هواپیما به آن چهارلول برخورد کرد و از  بیسیم چی و خدمه چهارلول و خود چهارلول چیزی باقی نماند. خوب این هم مخابراتی است، تا آن خاطره­ای که برای عزیزانی که آمده بودند دفتر برای مصاحبه که در خصوص شهیدان مخابرات گفتم، فکر می کنم شما ندیده باشید چنین چیزی را، اگر هم دیده باشید کمتر هستند بین شما که دیده باشند، خدا کند هیچ کدام هیچ وقت نبینیم، ولی من در غرب کشور دیدم.

مشاهده لحظه شهادت پیک موتوری

از پشت خاکریز عبور می کردم، پیکی با موتور آمد که نامه ای را به مسئول یگان تحویل دهد، صدای مهیبی برخواست و ما سینه خیز خوابیدیم، هنوز گرد و غبار ننشسته بود، شنیده بودم، باورم نمی شد ولی دیدم انسانی بدون سر چندین متر راه رفت، من برای اولین بار دیدم و برای آخرین بار. سر این پیک روی بدنش نبود، با کمی دقت متوجه شدم که که گلوله توپ 130میلیمتری بود که آنجا خورده و سر از تن این شهید عزیز جدا کرده بود و ما دیدیم انسانی حرکت می کند ولی سر روی بدن ندارد. این بدن 4-3 متر حرکت کرد و افتاد.

نکته جالب این است که من از آن درس گرفتم. وقتی رفتیم بالای سر او (من و دیگران که همراه ما بودند) و عناصری که از سنگر بیرون آمدند . نامه ای در دست او بود که خون آلود بود. نتوانستیم انگشتان او را باز کنیم و نامه را از دست او در آوریم. دستش را  مشت کرده و نامه را گرفته بود. آن موقع من به ذهنم نرسید، ولی بعدها به ذهنم آمد، مگر پیک و امربر و پیامبر نباید امانت دار کسی باشد که آن نامه و پیام را داده؟ این باید امانت داری کند. شهید شده ولی تا نامه را دست صاحب نامه ندهد، دست باز نمی کند. عزیزان از آن سنگر آمدند، دست او را باز کردند و نامه را برداشتند. نامه ای که خون آلود بود، ولی مشت کرده بود، این پیک،نامه را حفظ کرد تا به دست صاحبش برساند. این هم مخابراتی است. از همین جا مخابرات هست تا توی قرارگاه لشکر، قرارگاه تیپ، گروهان جلویی، گروهان پشتیبانی، گروهان عملیات، گروهان ارکان تا ستاد تخصصی در لشکر، این مال یگانهای پیاده و زرهی تا بیسیم چی PRC6، PRC77، بیسیمهای خانواده VRC، تلگراف چی، تا رادیو رله تا دیگران این ها همه مخابراتی هستند، تا آن کسی که رمز می کرد و تا آن کسی که کشف رمز می کرد، تا آن کسی که در نیروی هوایی در فاشا بود، تا آن کسی که در FOCها بود، تا آن کسی که در پایگاه ها ایستاده بود، تا خلبان ها که با هم در فضا تماس داشتند، مخابراتی هستند. خلبان است ولی مخابراتی است، شاید رسته مخابرات نداشته باشند، ولی آن لحظه یک عنصر مخابراتی است. تا آن دیده بان بصری که سرکوه ایستاده دارد آمدن هواپیما های دشمن را خبر می دهد، تا آن کسی که پای لانچرموشک ضد هوایی است، تا آن کسی که درون سامانه راداری ایستاده، تا آن شهیدی که در سوباشی همدان شهید شده همه مخابراتی هستند.بعضی با رسته مخابرات بعضی با مسئولیت مخابراتی.

مشاهده دو شهید ارتباط با سیم

رفتم سنگر کمین را بازدید کنم، به جرأت بگویم خدمت شما شاید دو سوّم سنگرهای کمین نیروی زمینی،سپاه پاسداران و ناجا را در زمان جنگ بازدید کردم. یا پست های استراق سمع را بازدید کردم، جایی که کمتر مسئولی باید می رفت. ولی من به دلیل اینکه مسئول بازرسی عملیات در نیروی زمینی بودم، باید می رفتم. چه در زمان شهید بزرگوار استاد و سرور خودم، شهید صیاد شیرازی و چه در زمان فرماندهی استاد خودم، امیر سرلشکر حسنی سعدی،باید بعد از بازدید در قرارگاه حضور می یافتم و گزارش این بازدیدها را ارائه می دادم. رفتم برای بازدید سنگر کمین، نزدیک به 700- 600 متر خزیده و دولا رفتم ، نمی شد بایستم. شهیدی را دیدم که در سنگر استراق سمع 8 ساعت از شهادتش گذشته بود. موقعی که زخمی شده بود همرزم سربازش دست بر دهان او گذاشته بود تا صدایش را دشمن متوجه نشود تا بتواند مأموریت خود را انجام دهد و او شهید شده بود. وقتی برگشتم، یک درجه دار و یک سرباز را دیدم. سرباز به حالت دولا دولا روی زمین را جستجو می کرد، درجه دار هم مراقب او بود، اسلحه هم در دست داشت. متوجه شدم بچه های مخابرات هستند و دنبال قطعی سیم سنگر کمین هستند که این قطعی سیم از کجاست تا آن را تعمیر کنند، خزیده می آمدند و من در برگشت با آن ها مواجه شدم. روبوسی کردیم و گفتم چه می کنید؟ گفتند، کارمان را می کنیم و بدنبال قطعی سیم هستیم . گفتم خیلی خوب، برگشتم.

ما در منطقه جنوب بودیم، آمدم به قرارگاه گردان، دیدم تماسی گرفته شد، فرمانده گردان ناراحت شد، گفتم چی شد؟ گفتند دو تا از بچه های مخابرات که برای رفع قطعی سیم رفته بودند، شهید شدند. گفتم، من آنها را چند دقیقه پیش دیدم، گفت، حالا شهید شدند. گفتم ارتباط چی شد؟ گفت ارتباط برقرار شد، ارتباط با سنگر کمین برقرار شد و در برگشت شهید شدند.

همۀ آنها مخابراتی هستند ، چه آنکس که در دسک هوایی هوانیروز ایستاده بود، چه در قرارگاه ساحل به دریای نیروی دریایی بود، چه آن کسی که در ناوگان دریایی ارتباط مخابرات در خود شناور یا موتورخانه شناور یا عرشه و جاهای دیگر تماس برقرار می کرد و چه با دیگر شناورها، آن هم مخابراتی بود. چه آن کسی که از پایگاه با هواپیما ارتباط برقرار می کرد، آن هم مخابراتی بود.همۀ اینها مصادیقی از مخابراتی هستند.

کار مخابراتی حضرت آقا و سوسنگرد

از این بالاتر، من یک نکته حساس بگویم، خاطره ای است که احتمالاً شنیده اید. اگر پیامی که حضرت آقا برای فتح سوسنگرد، به فرمانده کل نیروهای مسلح وقت حضرت امام، توسط مرحوم حاج احمد آقا به موقع ارسال نمی­کردند و جواب این پیام را دریافت نمی کردند، به سر سوسنگرد چه می آمد؟ در بالاترین رتبه و جایگاه، شخصی قرار دارد که این کار بسیار مهم را با امکانات مخابرات انجام می دهد. یک تحلیل و بررسی عملیاتی می­نمایند و نتیجه آن را به صورت پیامی به حضرت امام می دهند و پیامی را دریافت می کنند. پیامی را به فرمانده لشکر 92 مرحوم امیر سرتیپ2 قاسمی بصورت دستور ابلاغ می­کنند تا عملیات انجام شود. می توانیم بگوییم آزادسازی سوسنگرد با فرماندهی عالیه میدانی حضرت آقا، با استفاده به موقع و صحیح از امکانات مخابراتی صورت گرفت.

کار مخابراتی شهید چمران و پاوه

می توان گفت اگر صحبت شهید بزرگوار چمران برای حضرت امام از پاوه نبود، اگر پیام حضرت امام برای مردم و نیروهای مسلح از صدا و سیما پخش نمی شد بر سر پاوه چه می آمد؟ این فرماندهی حضرت امام، این پیام و درخواست شهید چمران، تبلور یک کار مخابراتی بود؟ فرمانده در غالب یک عنصر مخابراتی در بالاترین مقام قرار گرفت. این جایگاه مخابرات و ارتباط است.

وابستگی فرماندهان شهید دفاع مقدس به مخابرات

آیا شما می توانید فرض کنید شهید همت را، شهید خرازی را، شهید نیاکی را، شهید صیاد را ، شهید آبشناسان را، شهید اقارب پرست را ، فرمانده کل سپاه را که بخواهند عملیات فتح المبین، بیت المقدس، طریق القدس، والفجرها و کربلاها را داشته باشند امّا عنصر مخابراتی کنار آنها نباشد؟ اصلاً می شود چنین فرضی کرد؟ شما اینجا در فیلم دیدید شهید صیاد داشت پیام می داد، نمی دانم برای کدام عملیات بود، فرض کنید، شهید صیاد بزرگوار با همه علم، درایت، شجاعت و خلوص ایستاده است و می خواهد رمز عملیات را بگوید، اگر این رمز مخابره نشود، عملیاتی انجام می شود؟ تا این رمز به سرباز نرسد عملیاتی صورت می گیرد؟

کار مخابراتی شهدای نیروی هوایی

می توانید قرارگاه رعد هوایی را در امیدیه تصور کنید که شهید اردستانی ، شهید ستاری ، شهید بابایی حضور دارند و قرارگاه رعد  بدون ارتباط مخابرات و به دلیل حضور این مخلصین شجاع و دانشمند بتواند فعال باشد؟ قطعاً نمی توانید چنین تصوری داشته باشید..

 کار مخابراتی شهدای نیروی دریایی

می توانیم قرارگاه دریایی را در بندرعباس و بوشهر تصور کنیم که فرماندهان دریایی حضور دارند، تمام سلاح ها آماده است برای اسکورت کشتی ها و جنگ نفتکش ها و سیادت دریایی ایران در خلیج فارس و دریای عمان. همه این ها را تصور کنید که هستند، امّا عنصر مخابرات در آن قرارگاه نباشد، می شود تصور کرد که این شناورها به دریا بروند و مأموریت انجام بشود؟ نمی شود تصور کرد. می شود ناوچه پیکان ، جوشن، زوبین یا ناوشکن سبلان را تصور کرد که در دریا بدون مخابرات بجنگند و آنچنان قهرمانی ها بیافرینند؟

نزدیک سازی آنتن مخابراتی و خطر پذیری عنصر مخابرات

من دیدم در قرارگاه تیپ، قرارگاه لشکر، همین عنصر مخابرات برای اینکه فرمانده از بلا در امان باشد، آنتن را از سنگر فرماندهی دور کرده و به خودش نزدیک کرده بود. یعنی به جان خریده بود که من سپر بلا باشم تا بتوانم اخبار و اطلاعات را به فرمانده ام برسانم و فرمانده ام سالم باشد.

اگر هواپیمای دشمن و توپخانه دشمن به دنبال این است که پاسگاه فرماندهی را بکوبد گلوله اش بر سر من فرود آید ولی بر سر فرمانده من فرود نیاید. من دیدم که هواپیما آمد و آن قرارگاه تیپ را بمباران کرد و تلفات را از سنگر مخابرات آن یگان گرفت. به دلیل اینکه آنتن مخابرات نزدیک سنگرش بود و از سنگر فرمانده تیپ یا لشکر دور بود.

ویژگی های برجسته شهدا و کارکنان مخابرات

مخابرات شهدای مظلومی داده و شهدای دانشمندی داده، شهدای مخلصی داده و شهدای با مهارتی تقدیم کرده، درجه داران و کارمندان مخابرات، درجه دارانی با مهارت علمی و فنی و پرکار و کم توقع بودند، سربازان  شجاعی در مخابرات خدمت می کردند. افسران مخابرات، افسرانی دانشمند و فهیم و متواضع و کریم و مخلص بودند. این چیزی بود که در مخابرات می دیدیم. در زمان جنگ و در زمان صلح، من مخابرات را در رزم به ماشه و ضامن اسلحه تعبیر کردم. نه الان برای این سخنرانی، توی قرارگاه ها که می رفتم همچنین چیزی را می دیدم. می گفتم اسلحه اگر ماشه نداشته باشد شلیک نمی کند اگر یگانی مخابرات نداشته باشد، فرمان جنگ صادر نمی شود، لذا شلیک نمی شود، لحظه به لحظه کنترل و فرماندهی اعلام نمی شود، لذا اسلحه شلیک نمی کند. ماشه ما در جنگ سرباز پیاده نبوده است. سرباز زرهی و توپخانه نبوده است، سلاح ما آنها بوده اند. ماشه ما مخابرات بود. اگر مخابرات ساکت می شد و بیسیم ها از کار می افتاد و یا با سیم ها از کار می افتاد، مراکز SB22 و SB186 بود؟ الان خوب به یاد ندارم، SB86 و این مراکز اگر نبودند و دیگران نبودند این شلیک ها انجام نمی شد.

از این مهمتر در زمان صلح، ضامن سلاح ما مخابرات بود. فرض کنید امام تصمیم بر پایان جنگ می­گرفتند و قطعنامه را هم می پذیرفتند که پذیرفتیم، ولی امر امام مبنی بر پذیرش قطعنامه و آتش بس به آن سرباز در خط اعلام نمی شد، چه می شد؟ اسلحه بدون ضامن رها می شد، شروع دفاع اگر پیام امام توسط صدا و سیماابلاغ می شد، صدا و سیما مخابرات بود و نقش مخابرات را داشت. توسط فرماندهان، دستورالعمل ها و پیوست های مخابراتی، پیوست های عملیاتی، به سرباز خط مقدم و بسیجی خط مقدم،سپاهی خط مقدم، امر امام ابلاغ نمی شد، دفاع آغاز نمی شد و عملی نمی شد. در پایان جنگ هم اگر این ماشه توسط مخابرات ضامن نمی شد و پیام امام ابلاغ نمی شد آتش بس تحقق پیدا نمی کرد.

نکته حساسی است، این که مخابرات در رزم و صلح هم ماشه هست و هم ضامن، هم آیینه است و هم جلودار. بچه ها می رفتند شناسایی در میادین مین و می رفتند گشتی رزمی، کدام گشتی رزمی رفته است که عنصر مخابراتی با او نبوده باشد؟ آیا در آنجا مخابرات پشتیبانی رزمی است یا عین عنصر رزمی ؟ کدام کمین بوده است که عنصر مخابرات کنار آن نبوده است، کدام عملیات؟ فتح المبین، بیت المقدس، طریق القدس و عملیات های دیگر که در آن مخابرات در کنار فرمانده نبوده است؟حمله هوایی به الولید، حمله شهید دوران به بغداد، حملات دریایی به سکوهای البکر و الامیه بدون مخابرات و رعایت اصول مخابراتی، حتی سکوت رادیویی میسر بود ؟ بدون ارتباط عوامل تک ور در این عملیات ها و یا پست های فرماندهی بدون ارتباط فرماندهی با یگانهای هجومی هوایی، دریایی و زمینی و پدافند هوایی میسر بود؟ آیا بدون ارتباط بین خود عوامل تک ور، عوامل و یگانهای پشتیبانی و یگانهای پشتیبانی شونده عملیاتها قابل تصور بود ؟

 بزرگی و درصد منزلت شهدای مخابرات

فکر می کنم با این توضیحات کوچک راجع به مخابرات، بزرگی و منزلت شهدای مخابرات تا حدودی مشخص شود، شهدایی که اینگونه خدمت کردند،چه در زمان جنگ، چه در پایان جنگ و چه در زمان صلح، از زمانی که در جنگ های گذشته پیام ها با دود و آتش مخابره می شد تا الان که با علم و تکنیک روز، چه در جنگ خلیج فارس، چه در جنگ خودمان و چه در دیگر جنگ ها، تکنولوژی به جایی رسیده که ارسال پیام ها بیش از سرعت صوت و نزدیک به سرعت نور شده است. این نقش مخابرات را نمی توان فراموش کرد، درصد هم نمی توان به آن داد، شاید به رسته های دیگر بتوان درصد داد. مثلاً در عملیات فتح المبین توپخانه چند درصد نقش داشته است؟ ولی به مخابرات نمی توان درصد داد. می دانید چرا؟ شما می توانید بگویید در عملیات نقش فرمانده چقدر است؟ می توان برای فرمانده نقش تعیین کرد؟ فرمانده را از یک عملیات بردارید، بگویید لشکری می خواهد حمله کند پایگاهی شکاری مثل پایگاه مقدم دزفول حمله کند و کاری انجام دهد، فرمانده ندارد، یگانی می خواهد پدافند کند فرمانده ندارد، ناوگانی می خواهد به دریا برود فرمانده ندارد اصلاً می توان تصور کرد؟ همان گونه که نمی توان برای فرمانده درصدی از نقش گذاشت، به دلیل نقش اساسی آن. چون مخابرات در فرمانده، با فرمانده و در کنار فرمانده است برای مخابرات هم نمی توان درصد قایل شد. اگر بگوییم مخابرات در فتح المبین صد درصد نقش داشته است، درست است. فرمانده هم صد درصد نقش داشته است. اگر بگوییم در طریق القدس صد درصد نقش داشته است، درست است. فرمانده هم صد درصد نقش داشته است. اصلاً این نقش ها قابل تفکیک نیست.

مشاغل حساس غیر مخابراتی توسط عناصر مخابراتی

یک امر مهم دیگر اینکه در جنگ ، قبل و بعد از آن هم بسیاری از مشاغل حساس نظامی غیر مخابراتی توسط عناصر مخابراتی متعهد، متدین، انقلابی و دانشمند اداره شده است. ما فرمانده لشکر مخابراتی داریم، رئیس ستاد لشکر با رسته مخابرات داریم،معاون هماهنگ کننده و رئیس ستاد مشترک ارتش و وزیر دفاع با رسته و تخصص مخابرات داشته ایم، رئیس عملیات یگانهای رزمی با رسته مخابرات داشته ایم، یعنی عناصر مخابرات هم در رسته تخصصی خود، هم در سایر رسته ها و تخصص ها نقش اساسی داشته اند.

اللهم وفقنا لما تحب و ترضی، اللهم انصر الاسلام و المسلمین و اخذل الکفار و المنافقین، اللهم اید واحفظ قائدنا امام الخامنه ای واحشر شهدانا و امامنا و موتانا مع الانبیاء و الصدقین، برحمتک یا ارحم الراحمین. صلوات.

انتهای مطلب


 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده