• ارتش کلمه ی طیبه است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • ارتش جمهوری اسلامی ايران تنها ارتشی است كه در خدمت مردم و منافع ملی است و اعتقادات و احساسات بدنه و فرماندهان آن نيز همانند آحاد مردم است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • اساس استقلال مملكت بر ارتش است؛ بر نيروهاى زمينى و هوايى ودریائی است؛ لكن ارتشى كه متكى به ملت باشد. (امام خميني-ره)
  • وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهدِیَّنَهُم سُبُلَنَا وَ اِنَّ اللهَ لَمَعَ المُحُسِنِینَ (قرآن کریم، سوره مبارکه عنکبوت، آیه شریفه 69)
  • ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شکستیم. (امام خمینی - ره)
  • چرائی های جنگ تحمیلی و پاسخ به پرسشهای شما در خصوص دفاع مقدس در قسمت پرسش از شما، پاسخ از ما.
  • ارتش ما پشتوانه ملت ماست؛ ارتش ما ضامن استقلال كشور ماست. (امام خميني-ره)
  • «رژیم صهیونیستی ۲۵ سال آینده را نخواهد دید»، جملۀ منتخب مردم از بیانات سال94 مقام معظم رهبری(ایسنا)
  • 29 فروردین روز ارتش و سالروز حماسه آفرینی های نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران گرامی باد.
ارتش و دفاع مقدس از دیدگاه ولایت
صوت و تصویر
قطعنامه ها
کتاب آموزش معارف جنگ
آمار بازدید

تجزیه و تحلیل شهید صیاد از عملیات رمضان


عملیات رمضان که در 22 تیر 1361 و حدود 50 روز پس از فتح خرمشهر توسط نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران به اجرا در آمد، اولین عملیات در راستای تحقق راهبرد تعقیب و تنبیه متجاوز بود. نظر بر آن بود که به  مناسبت سالروز اجرای این عملیات، طی مقاله ای به تشریح و تبیین آن بپردازیم، اما به هنگام مطالعه سوابق این عملیات دریافتیم؛ هر آن چه را که می توان در مورد این عملیات دانست، عمدتاً در بیانات شهید صیاد، فرمانده اصلی میادین نبرد ایران و عراق تا آن دوره، می توان یافت، لذا بر آن شدیم تا بیانات این شهید بزرگوار را که در کتاب، ناگفته های جنگ به قلم احمد دهقان، نشر حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی، گرد آوری شده است، عینا تقدیم مخاطبان ارجمند نماییم.

جنگ، دفاع مقدس، ارتش، هیئت معارف جنگ، سپهبد، شهید صیاد شیرازی، جنگ تحمیلی، جنگ ایران و عراق، دفاع، ایران، سرباز، پادگان، دوره، آموزش هیئت معارف جنگ، م

شهید صیاد، تحلیل خود از عملیات رمضان را از دو منظر معنوی وعلوم نظامی بیان کرده است و در آن نکات ارزنده فراوانی یافت می شود که امید است مورد استفاده پژوهشگران حوزه دفاع مقدس قرار گیرد. ضمناً چنانچه کارشناسان و پژوهشگران محترم نسبت به این بیانات نفطه نظر و نقد علمی دارند می توانند به آدرس ای میل سایت معارف جنگ ارسال نمایند. سایت معارف جنگ آمادگی دارد نقدهای منصفانه و علمی را به نام ارسال کنندگان منتشر نماید.

« نیروها آماده شدند. نیروها، با نشاط و روحیه که معلوم بود از نبرد بیت المقدس گذشته اند و همه امید وار به پیروزی بودند. در آن طرف هم دشمن نگران، مضطرب و روحیه ضعیفی داشت. البته آنها رفته بودند پشت دژ های خودشان، پشت مرز بودند و وضعیتشان با قبل فرق می کرد. معلوم بود که در آنجا دستور ایستادگی دارند.

در عملیات رمضان ما سه قرارگاه داشتیم؛ زیر نظر قرارگاه مرکزی مشترک ارتش و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی. قرارگاه فجر در سمت راست، قرارگاه فتح در وسط و قرارگاه نصر در سمت چپ. با سه قرارگاه می خواستیم تک کنیم. قبل از تک خیلی بحث شد. بحث شد که یک محور از شلمچه بدهیم، یک محور از زید و یک محور از کوشک. سه محور به صورت هماهنگ جلو بروند. به بن بست خوردیم. گفتیم شلمچه محور پیچیده ای است و خیلی مانع دارد. ما تلفات می دهیم، نرویم.

فقط محور فتح، محور وسط، خیلی مهم بود و جناح راست به عنوان کمک آن، که دشمن را درگیر نگه دارد وبا یک مقدار پیشروی، جناح وسط می توانست پیشروی و رخنه اش را جلو ببرد. آخر آمادگی بود. می خواستیم برویم جلو که سرهنگ حسنی سعدی، فرمانده ارتشی قرارگاه نصر و شهید باقری، فرمانده سپاهی قرارگاه ما را به جلسه دعوت کردند. رفتیم. در جلسه گفتند که ما شلمچه را بررسی کردیم و می توانیم تک کنیم.

عملیات شروع شد و در همان شب اول وضعیت مشخص شد. قرارگاه فتح با چنان قاطعیت خط را شکست و رفت جلو که بعد از مدت کوتاهی، نیروهای ما به کانال ماهیگیری رسیدند. یعنی حدود 15 کیلومتر پیشروی کردند. این هم از چیزهای استثنایی است. بعد از این که عملیاتمان را کشیدیم به خاک عراقی ها،  پیشروی از این بیشتر نداشتیم که یک شبه 15 کیلومتر برویم جلو. به کانال ماهیگیری رسیدند.

در قسمت قرارگاه نصر، همان طور که پیش بینی می شد، چون موانع خیلی سخت بود، با تلفات سنگین متوقف شدند و نتوانستند جلو بروند. دستور داده شد که دیگر تک نکنند و قرارگاه نصر باقی بماند. قرارگاه فجر موفق شده بود دو رده از خط دشمن را بشکند. چهار پنج کیلومتر جلو رفته بودند. از جناح راست دشمن تثبیت شده بود، به طوری که  دیگر نتواند بیاید.

محور وسط، از نظر نظامی، یکی از بهترین رخنه ها بود. رخنه ای که عرض آن حدود 12 کیلومتر و عمق آن حدود 15 کیلومتر بود. یک رخنه منطقی که نیروها می توانستند از آن استفاده کنند، توسعه  دهند و پیشروی را ادامه دهند. ساعت نه یا ده صبح بود. سرتیپِ شهید صفوی، فرمانده یکی از تیپ های زرهی لشکر 92 خوزستان، که با برادران سپاه- لشکر8 نجف و لشکر امام حسین(ع) رفته بود جلو، صدایش را ضعیف شنیدم که می گفت: من کنار نهر کتیبان هستم، چه کار کنم؟

نهر کتیبان یعنی دو کیلومتری شط العرب، یعنی نزدیک بصره، یعنی نزدیک تنومه بصره. معلوم بود وضع ایده آلی دارد. در همین پیشروی، تلفات زیادی به دشمن وارد شده بود. زرهی و نفربرهای دشمن منهدم شده بودند. دشمن درهم ریخته بود. لشکرهای خوب عراق آن جلو قرار گرفته بودند.

جناح راست، قرارگاه فجر جلو نرفته بود. چهار یا پنج کیلومتر بیشتر نرفته بود. جناح وسط رخنه کرده بود، ولی جناح راست خالی بود. تصمیم گرفتیم سریع خاکریز بزنیم تا جناح راست را با خاکریز نگه داریم. ما پهلو داده بودیم به دشمن. چون پهلو داده بودیم، این خطر وجود داشت که از جناح راست آسیب ببینیم. همین طور هم شد. این بود که دو اقدام کردیم: یکی این که خاکریز بزنیم. دستگاه ها کم بودند و آن طور که باید، وارد نبودند. این خاکریز درست شکل نگرفت. اقدام بعدی این بود که به قرارگاه نصر ابلاغ کردیم تو آزاد هستی، سریع از محور زید عبور کن وبرو جناح راست را نگه دار.

اینها هم اقدام کردند. تا برسند، ما مورد هجوم نیروهای دفاع متحرک دشمن واقع شدیم. این اولین بار بود که دشمن از دفاع متحرک استفاده می کرد.(1) یعنی با یک تیپ، به نام تیپ10 زرهی که مشهور هم بود، با تانک های پیشرفته تی72 ازجناح راست آمد و شروع کرد به ضربه زدن به طوری که یک تیپ- همان تیپی که گفتم فرمانده اش سرتیپ شهید صفوی بود- کاملاً منهدم شد، همچنین لشکر8 نجف. از جناح راست ضربه خوردند و این دو واحد منهدم شدند.

بقیه توانستند عقب نشینی کنند. یعنی در مرحله اول که تا عمق 15 کیلومتری رفته بودیم، عقب نشینی کردیم. تصمیم گیری شد که تک را ادامه دهیم. شب دوم، بار دیگر تک شد. باز هم تا کانال ماهیگیری رفتیم ولی باز هم جناح راست نتوانست بیاید و آن خاکریز را بزند.

صبح، نیروهای جناح وسط برای این که از جناح راست ضربه نخورند، برگشتند به خط زید. عکس هوایی گرفتیم. کلی تانک و نفربر منهدم شده بود. اصلاً قتلگاهی از تانک و  نفربر دشمن بود. شب سوم باز تک کردیم و موفق شدیم. یعنی سه شب متوالی موفق شدیم که برویم به کانال دست بزنیم و برگردیم.

آمدیم در مرحله دیگر از جناح راست تک کنیم، جناح وسط را ول کردیم. آمدیم از طریق قرارگاه فجر تک را ادامه دهیم که برای اولین بار افتادیم به سیستم خاکریزهای مثلثی دشمن. نمونه اش را تا آن موقع ندیده بودیم. شکل عجیبی بود که نیروها توی خاکریزها سرگردان می شدند، ضربه می خوردند و دوباره بر می گشتند. دو شب هم آن طور تک کردیم. در نتیجه عملیات رمضان عملیاتی بود انهدامی. از یک طرف می توانیم بگوییم پیروزمندانه بود، به خاطر این که دشمن را درهم شکستیم و به آن تلفات وارد کردیم. البته به خودمان هم یک مقدار تلفات وارد شده بود. ازیک طرف می توانیم بگوییم پیروز نبود، چون هدفمان این نبود. هدفمان این بود که به کانال ماهیگیری برسیم، از نهر کتیبان عبور کنیم، یک محور برود به طرف نشوه، بصره، یک محور به طرف تنومه که این باعث می  شد منطقه کوشک و طلاییه و نشوه وبه طرف جنوب تا پل بصره به اشغال ما درآید. شاید حدود چهار هزار کیلومتر مربع مساحت آن بود. نفوذمان هم به بصره قابل پیش بینی بود. البته این طرف شط العرب بودیم و بخشی از بصره که این طرف بود، به اشغال در می آمد. بستگی داشت با چه سرعتی برویم و از پل بصره عبور کنیم. و برویم توی شهر که دیگر جنگ شهری می شد.

در اینجا عملیات متوقف شد و به پایان رسید. جای تجزیه و تحلیل آن همین جاست. ما برای پیروزی بر دشمن هیچ چیز کم نداشتیم. روحیه بسیار بالا بود.امکاناتمان نسبت به سابق افزایش پیدا کرده بود، دشمن در وضع اظطراب روحی شدید بود، در عمل که پیشروی کردیم، پیشروی ما یک پیشروی پیروزمندانه بود و رخنه ای به عرض 12 کیلومتر و عمق 15 کیلومتر یعنی رخنه ای قابل قبول و پیروز.

تحلیل ما دو گونه است. یک عده آنهایی هستند که صرفاً در بعد نظامی می گویند: اگر جهاد سازندگی خاکریز زده بود، ما این کار را می کردیم. اگر به قرارگاه نصر زودتر کمک رسیده بود، ما می توانستیم رخنه را نگه داریم. اگرهایی می گویند که بیشتر جنبه تاکتیکی دارد. یک عده هم هستند که می گویند: نه، همه چیزمان برای پیروزی آماده بود ولی توجه به خدا کمتر و توجه در جهت خود بیشتر شد. یادمان رفت که نصرت دهنده کیست و باید همان روحیه و توکلی که در عملیات طریق القدس، فتح المبین و بیت المقدس داشتیم، در این عملیات هم داشته باشیم.

یک عده هم دشمن را قوی می گیرند و می گویند که دشمن چون تا آنجایی که با ما جنگیده بود، در خاک ما بود، انگیزه ای برای  دفاع نداشت. در اینجا انگیزه داشت. هرکدام از این تحلیل ها تا اندازه ای درست است ولی چون نبرد و رزم ما رزم عقیدتی بود- یعنی بعد عقیده حاکم بود- من شخصاً جزو آن دسته هستم که ضمن این که بعضی از ملاک های دو  بعد دیگر را قبول دارم، بعد اصلی را در این می بینم و می گویم؛ اخلاص، توکل وتوجه به خدا که در بیت المقدس داشتیم، از فتح المبین بیشتر نبود ولی به اندازه ای بود که خدا به ما نصرت بدهد. ولی در اینجا کم آورده بودیم. حال غرور به وجود آمده بود والبته یک مقدار هم ارتش و سپاه به طرف  خود محوری رفتند. یعنی  ارتش برای خودش می گفت: من هستم، و سپاه برای خودش می گفت: من هستم. این دو تا من نمی گنجید. کمی من ها شروع شد. یعنی احساس موجودیت ارگانی در هردو شکل گرفت. هیچکدام زیر بار همدیگر نمی رفتند. و خود به خود باید یکی از آنها می ماند و آن دیگری می رفت. آن یکی می گفت تو برو برای خودت بجنگ که معلوم بود ضعیف می شود، حالا هر کدام می خواست باشد. اگر دو تا شان می خواستند باشند، باید مثل گذشته یک کاسه و ید واحده می شدند تا در مقابل دشمن محکم ضربه بزنیم.

اینجا اولین جایی بود که عقب نشینی را شروع کردیم. تا آن موقع، خیلی عقب نشینی نداشتیم. یعنی مورد های عقب نشینی خیلی کم بود. ولی اینجا وقتی کمی فشار به رزمندگان آمد، بلافاصله عقب نشینی کردند و برگشتند به جای اولشان. به دشمن ضربه می زدند ولی بر می گشتند و اثری از پیشروی باقی نمی ماند.

اینجا نقطه عطفی بود. هم  می توانستیم  به پیروزی نهایی برسیم - چون من مطمئن هستم اگر موفق می شدیم به نشوه و  تنومه برسیم و از کانال ماهیگیری عبور کنیم، عمده قوای دشمن در منطقه نابود می شدند- صدام هم اتکایش فقط به این زور بود؛ یعنی این نیروها وقتی که در هم  شکسته می شدند، دیگر اتکایش را از دست می داد. اتکا به نفس را از دست می داد. نیروهای انقلاب در عراق قدرت پیدا می کردند و حتی احتمال کودتا شدت می یافت. در نتیجه، از آن طرف هم  کار شروع می شد. این طرف هم  که ما بودیم. یک راهش هم این بود که شد. یعنی به دوران توقف و به دوران گسترش نبرد به سراسر جبهه ها رسیدیم.

عملیات رمضان یکی از دلایلی بود که نبرد از منطقه خوزستان، به طرف بالا رفت؛ عملیات محرم، والفجر1، والفجر2، والفجر3، منطقه سومار، منطقه مهران، و حتی شمال غرب و پنجوین. منطقه پایین حساس بود ولی عملیات از منطقه بصره رفت به طرف شمال وجنگ گسترش پیدا کرد. گسترش نبرد هم در سراسر جبهه، یعنی تقسم نیروها. دشمن از این بهره برداری کرد

در اینجا ما از آزمایش خدا ناکام درآمدیم و مسیر عملیات تغییر کرد. بعد از رمضان، مسیر عملیات تغییر کرد و به صورت دیگری درآمد. یعنی هر کدام از عملیات های بعدی می توانست به یک جاهایی برسد ولی چون ما به یک نقطه خاصی  رسیده بودیم، عملیات هایمان کم عمق تر و کم اثر تر نسبت به سابق در می آمد و دشمن هم از این بهره برداری می کرد و فرصت داشت تا نقطه ضعف های  مارا شناسایی کند.

تحلیل کوتاهی در مورد عملیات رمضان بیان می کنم که این تحلیل در جواب به دو سوال است: یک سوال این که چرا عملیات رمضان، از دیدگاه بعضی رزمندگان و مسئولین میدان نبرد در آن زمان، تعیین کننده سرنوشت بود ومی توانست به پیروزی نهایی منجر شود؟

در دیدگاه هایمان، می دانستیم که ادامه نبرد به صورت لشکر کشی گسترده و عمیق به کشورهای همسایه نیست. ما باید در حدی عملیات را تداوم می دادیم که علاوه بر این که دفع دشمن کرده باشیم، برای آینده و پیشگیری تهدید دشمن، او را مجزات و تنبیه کنیم به طوری که با خاطه نبر متوجه شود که دیگر نمی تواند به مملکت اسلامی تجاوز کند. البته می توانست بازتاب هایی هم  داشته باشد. اگر به این هدف می رسیدیم، مهم ترین بازتب آن صدور انقلاب اسلامی به کشورهای مسلمان، به ویژه عراق بود. مجاهدین انقلاب اسلامی عراق، مطمئناً منتظر یک فرصت بودند، ولی آن چه که تکلیف و ماموریت ما بود،دفع و تنبیه دشمن بود و این دفع می توانست محدود به مرزهای جغرافیایی کشورما باشد. چون دشمن اگر می توانست توان عمده ای را از منطقه خارج کند، بدان معنی  بود که می تواند دوباره برای ما تهدید باشد؛ این تعریف پیروزی بود. شعارهایی هم  داده می شد که بازتاب پیروزینبرد ما بود؛ که راه کربلا باز شود. به دنبال تکلیف هایی که درست انجام  می گرفت، این شعارها نیز زمینه اش فراهم می شد.

چرا عملیات رمضان نقطه عطف سر نوشت جنگ بود؟ طرحی که ما داشتیم، منطقه غرب کوشک تا شلمچه و شط العرب را در بر می گرفت. در این طرح،زمینه تداوم عملیات به آن طرف رودخانه نیز فراهم  می شد. به دلیل این که اگر دشمن منهدم می شد،چیزی ازآن به عقب نمی رفت و در نتیجه راه باز بود. در این صورت می توانستیم امتیاز عمده ای از دشمن در دست داشته باشیم، که این امتیاز، علاوه بر زمین ها و منطقه غرب کوشک و شلمچه، خود بصره هم بود.

در غرب  بصره شطی هست، شط مصنوعی به نام شط بصره.این شط به خور عبدالله وصل می  شود. از نظر نظامی، پشت این شط جای خوبی برای دفاع است. وقتی که بصره سقوط می کرد، تمام زمین های شرق بصره هم سقوط می کرد. این امتیاز کمی نبود که به دست رزمندگان اسلام می افتاد. هرچند که در اهداف جمهوری اسلامی کشور گشایی نبود ولی با داشتن چنین امتیازی، می توانست  حق خود را ازاین متجاوز و ضربه ای که به حکومت و مملکت و به مردم ما وارد کرده بود، مطالبه کند.

ما در عملیات رمضان ببه  یک هدف استراتژیک یعنی بصره می رسیدیم. بصره را به عنوان یک هدف استراتژیک تلقی کرده بودیم. از نظر استراتژیک دو هدف بیشتر مطرح نبود، یکی  بغداد و دیگری بصره.در طرح ها و بررسی ها، به این نتیجه رسیدیم که به علت بعد مسافت و کمبود امکانات زرهی و تحرک لازم، تئوری رسیدن به بغداد شدنی نیست ولی بصره از آن اول، به علت نزدیکی و این که در تیر رس حملات ما بود، رسیدن به آن طبیعی بود. به همین دلیل، می توانیم بگوییم که رمضان یک عملیات تعیین کننده در سر نوشت جنگ بود، هم برای دفع دشمن هم برای مجازات او.

دو دلیل اساسی در عدم  موفقیت عملیات رمضان یا بهتر است بگوییم در نرسیدن به هدف تعیین کننده سرنوشت جنگ در این مقطع زمانی ذکر می کنیم:

1-در بعد تخصصی                 2-در بعد اعتقادی

از نظر من، بعد اعتقادی بر بعد تخصصی می چربد. ولی از نظر این که نظامی هستم، باید به بعد تخصصی اشاره کنم. در بعد تخصصی، چند عامل باعث شد که نتوانیم عملیات رمضان را طبق طرح پیش ببریم و به هدفمان برسیم.

یکی، عامل مهندسی رزمی برای زدن خاکریزهای به  موقع در جهت تامین جناحین رزمندگان اسلام بود. در مرحله یکم، ما تا کانال ماهیگیری پیش رفتیم.جناح راست مان بعد از سه چهاکیلومتر پیشروی متوقف شد. در نتیجه تامین ما از سمت راست به هم خورد و دشمن توانست از دفاع متحرک استفاده کند.

دوم، نداشتن قابلیت انعطاف در اداره عملیات و  جابجایی نیروها بود. ما برای جناح راست که تامین آن به هم خورده بود واز انجا ضربه می خوردیم و دفاع متحرک دشمن هماغاز شده بود، نیرو داشتیم ولی نیرو در دسترس نبود. نیرو در قرارگاه نصردر محور شلمچه بود وباید سریع جابجا می شد و جناح راست را تامیم می کردتا قرارگاه فتحکه درمحور مرکز بود، برود جلو تک را ادامه دهد.در جناح چپ آبگرفتگی بوبیان بود و هیچ مشکلی نداشتیم.جناح راست خالی بود و نتوانستیم نیروها را به موقع برسانیم، البته با چند ساعت تاخیر رسیدند ولی دیر شده بود. البته ممکن است عامل های کم اهمیت تری هم باشد که جای بحثشان در اینجا نیست. عوامل عمده تخصصی اینها بودند.

اما دومین عامل، عامل اعتقادی بود. من یقین دارم حال و  روح ما رزمندگاناسلامدر عملیات رمضان، حال و روح عملیات فتح المبین نبود. این قدر بگویم، کافی است. در عملیات فتح المبین آثار معنویت، روحانیت، اخلاص، صفا و پیوستگی رزمندگان وجود داشت، ولی در رمضان این به هم خورده بود. البته به طور طبیعی می شد انتظار داشت. چون رمضان را بعد از بیت المقدس انجام دادیم. بیت المقدس نبر پیروزمندانه و حماسه ای بود.  در ظرفیت امثال بنده نبودکه تحمل خروج از غرور پیروزی را داشته باشیم. حالا اگر کسانی مثل من زیاد باشند، کار با مشکل مواجه می شود. چون ما نصرت را از خدا می دانیم، خداوند نصرت را به آنهایی نمی دهد که فکر می کنند فقط خودشان هستند و از خدا غافل می شوند. غرور بزرگترین آفتی بود که به سراغ ما آمد. یعنی از پیام عرفانی و معنوی و واقعاً می خواهم بگویم نظامی- که از یک فرمانده بصیر و مدبر و متصل به یاری خدا، مثل امام بزرگوار صادر شده بود- نتوانستیم بهره ببریم و پیش گیری کنیم

در بسیج ودر صف رزمندگان  بسیجی، انگیزه مطرح است، نه قدرت و کارآیی تخصصی. چون بسیج از تخصص زیاد برخوردار نیست. خداوند متعال می تواند، در یک لحظه، یک نفر راکه چیزی هم بلد نیست، آن چه را که لازم دارد، به او بدهد. به حدی که متخصص آن بعد ازسال ها به آن نرسیده. به این اعتقاد دارم. بسیج، شخصیتی است که اگر بخواهیم در بعد تخصصی روی آن  قضاوت کنیم، عامل پاک ومقدس الهی است که  مثل فرشته نجات در صحنه نبرد حق علیه باطل ظاهر شد و خداوند به  او  لیاقت، تخصص و بصیرت خود را داد. این لیاقت ها ممکن است در زمان های چند ثانیه ای یا چند دقیقه ای ظاهر شود و کارش را انجام دهد و خداوند دوباره آن را پس بگیرد. معمولاً ما آمادگی نداریم که چنین مشمول رحمت خدا شویم. منظور از نقطه های بصیرت، نقطه های کوتاهی است که می آید. منتها باید آن را ول نکرد. باید آن را گرفت و نگه داشت. به این دلیل، پس از عملیات رمضان، راه تقریباً تمام شده ای را قطع کردیم و به سوی راه طولانی رفتیم.

از نظر ذهنی، دو هدف بیشتر نمی توانست در سراسر جبهه ها دنبال  شود که در سرنوشت جبهه های جنگ نقش داشته باشد. با رسیدن به بغداد و از پای در آورن صدام و حکومت یا بصره. هر کاری غیر از این انجام می دادیم، کارهایی بوده مقطعی، موقت و  محدود، برای این که یکی از این دو هدف تامین شود. هیچ کدام نمی توانست جوابگوی کار ما باشد. یعنی سرتاسر شمال عراق را هم می گرفتیم، صدام سقوط نمی کرد. همین طور جاهای دیگر. دو جا صدام را به زانو در می آورد که اگر اوایل به آنها می رسیدیم- قبل از این که دشمن از سلاح شیمیایی استفاده کند- کار صدام تمام بود. یکی بصره و یکی هم بغداد. همین و بس.

پی نوشت:

(1) دفاع متحرک، مفهومش این است؛ دشمن  نیرویی را که به عنوان نیروی احتیاط قوی در دست دارد، در جایی نگه می دارد که از آنجا، به سرعت عملیات تاخیری انجام دهد. مثلاً پیشروی ما کند یا متوقف شود و در جاهایی هم  که ضعیف هستیم، به سرعت ضربه بزند و از این طریق دفع حمله کند. در حالی که دفاع می کند، ولی دفاعش ثابت نیست. در یک خاکریز نمی ایستد. یگان متحرک در هر جایی که می تواند، عمل می کند. دفاع متحرک یک تاکتیک مشکل هم است و معمولاً به کمک نیروهای زرهی امکان پذیر است. با نیروی پیاده نمی شود آن را انجام داد. آنها امکاناتش را هم داشتند. تیپ10 زرهی، با تریلی تعدادی از تانک ها را از یک نقطه به نقطه دیگر، در عرض دو یا سه ساعت می رساند و بلافاصله ضربه میزد و دوباره بر می گشت به قرارگاه. این دفاع متحرک است.

منبع: تحلیلی بر عملیات رمضان، حسن جوانمرد و نصرت الله معین وزیری، انتشارات دافوس آجا، 1386،تهران

تهیه کننده و آماده سازی: سرهنگ ستاد علی سجادی

1395/4/20 11:55:58 1449 0
قسمت ارائه دهنده: مدیریت تولید محتوا
تویضیحات در موتور جستجو
جنگ، دفاع مقدس، ارتش، هیئت معارف جنگ، سپهبد، شهید صیاد شیرازی، جنگ تحمیلی، جنگ ایران و عراق، دفاع، ایران، سرباز، پادگان، دوره، آموزش هیئت معارف جنگ، مناطق عملیاتی، جنوب، اردوگاه، نظامی، مراکز آموزشی ارتش، عملیات ها، شهدای شاخص، خاطرات و ناگفته های جنگ، پرسش و پاسخ، فرماندهی، تصاویر دفاع مقدس، نقش ارتش در دفاع مقدس، صیاد، توپخانه، تسلیحات، ادوات نظامی، گالری تصاویر ارتش، نیروی هوایی، نیروی زمینی، نیروی دریایی، پدافند، جانباز، قطعنامه، زندگی نامه، شهدا
نظرات ارسالی
نظر شما






Retype the CAPTCHA code from the image
Change the CAPTCHA codeSpeak the CAPTCHA code
 


4
>
تهران انتهای اتوبان ارتش خیابان برادران شهید شاهمرادی صندق پستی: 554-19575 - کدپستی: 1676653517
02122979698
Info@maarefjang.ir
پیام کوتاه هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی
300040004620
نرم افزار اندروید هیئت معارف جنگ
در این نرم افزار در بخش معارف جنگ عملیاتهای دوران دفاع مقدس همراه با نقشه هر عملیات و به تفکیک از سال اول تا سال هشتم جنگ قابل مشاهده می باشد.
هیئت معارف جنگ را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.

انتشار مقالات و مطالب در این پایگاه به منزله تائید تمام و کمال آنها نبوده، بلکه مطالب منعکس کننده نظرات نویسندگان آنها می باشد.

maarefjang @ 2015