• ارتش کلمه ی طیبه است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • ارتش جمهوری اسلامی ايران تنها ارتشی است كه در خدمت مردم و منافع ملی است و اعتقادات و احساسات بدنه و فرماندهان آن نيز همانند آحاد مردم است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • اساس استقلال مملكت بر ارتش است؛ بر نيروهاى زمينى و هوايى ودریائی است؛ لكن ارتشى كه متكى به ملت باشد. (امام خميني-ره)
  • وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهدِیَّنَهُم سُبُلَنَا وَ اِنَّ اللهَ لَمَعَ المُحُسِنِینَ (قرآن کریم، سوره مبارکه عنکبوت، آیه شریفه 69)
  • ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شکستیم. (امام خمینی - ره)
  • چرائی های جنگ تحمیلی و پاسخ به پرسشهای شما در خصوص دفاع مقدس در قسمت پرسش از شما، پاسخ از ما.
  • ارتش ما پشتوانه ملت ماست؛ ارتش ما ضامن استقلال كشور ماست. (امام خميني-ره)
  • «رژیم صهیونیستی ۲۵ سال آینده را نخواهد دید»، جملۀ منتخب مردم از بیانات سال94 مقام معظم رهبری(ایسنا)

نبردهای غرب اهواز و سوسنگرد


بخش هفتم:ظهور اولین علائم شکست دشمن

در این روز نبرد، هلی کوپترهای ما بر نیروهای دشمن حملات شدیدی کردند و خسارات سنگینی به خودروهای زرهی دشمن وارد نمودند.عناصر اطلاعاتی ما گزارش دادند؛ ارتش عراق نیروهای زرهی جدیدی وارد منطقه نبرد اهواز خرمشهر کرده است. به نیروی هوایی ما مأموریت داده شد؛ به مناطق تمرکز نیروهای دشمن در منطقه اهواز سوسنگرد حمله کند. هواپیماهای ما با هدایت خلبانان شجاع و از جان گذشته، جان بازانه به نیروهای دشمن در منطقه سوسنگرد و اهواز حمله کردند و در حد توانایی خود ضربات سختی بر آن‌ها وارد نمودند

جنگ تحمیلی،دفاع مقدس،ارتش،هیئت معارف جنگ،شهید صیاد شیرازی،جنگ ایران و عراق،جنگ

 مهمترین مسئله در این حملات هوایی و بالگردها، علاوه بر جنبه­های وارد کردن تلفات و خسارات به نیروهای دشمن، جنبه روانی آن بود و افراد دشمن متوجه دروغ­هایی می­شدند که فرماندهان عراقی به آنان داده بودند. زیرا به سربازان عراقی چنین تفهیم شده بود که اصولاً نیروی زمینی و هوایی ایران، دیگر هیچ­گونه قدرت و توانایی رزم ندارند و به کلی متلاشی شده­اند. وقتی که بمب‌های هواپیماهای ما بر سر آنان فرو می­ریخت، به وضوح دروغ بودن نظریات فرماندهان خود را می­دیدند.

در روز ششم مهرماه، مهمترین حادثه سیاسی مربوط به جنگ رخ داد که عبارت از این بود؛ صدام حسین، اولین پیشنهاد آتش­بس را به ایران داد واعلام کرد نظر به این‌که نیروهای عراق به هدف­های تعیین شده خود دست یافته­اند، عراق آماده است در صورتی‌که دولت ایران شرایط اعلام شده عراق را بپذیرد، ترک مخاصمه کند و با مذاکرات مستقیم یا میانجیگری طرف سوم اختلافات خود را با ایران حل نماید. این پیشنهاد صدام حسین در روز ششم جنگ حایز اهمیت فراوانی است و لازم است بررسی­های دقیق و عمیق درباره علل این پیشنهاد به عمل آید. نظر به این‌که ما در این قسمت از مطالب تاریخ جنگ بررسی مسایل نظامی را دنبال می­کنیم، از تجزیه و تحلیل این علت­ها صرف نظر می­کنیم. ولی از دیدگاه نظامی می­توان گفت که یکی از علل پیشنهاد ترک مخاصمه به وسیله صدام حسین که خود آغازگر جنگ بود، می­تواند این باشد که در مدت شش روز جنگ، صدام حسین و سایر رهبران سیاسی و نظامی عراق متوجه شدند که قدرت مقاومت نیروهای مسلح ایران بیش از آن است که آن‌ها برآورد کرده بودند. لذا، مجبور شدند؛ برآورد جدیدی از وضعیت قدرت نظامی ایران به عمل آورند.

 در این برآورد وضعیت جدید، متوجه شدند که ممکن است در دامی گرفتار شده باشند که به اشتباه خود آن را گسترده بودند. لذا تصمیم گرفتند؛ هرچه زودتر خود را از این دام برهانند و با استفاده از همان مقدار موفقیتی که به دست آورده بودند، دولت ایران را وادار کنند، در پای میز مذاکره بنشیند و در مقابل بازپس گرفتن زمین­های اشغال شده، امتیازات ویژه­ای که مورد نظر دولت عراق است به آن دولت بدهد.

اما دولت ایران، در پاسخ پیشنهاد صدام حسین اعلام کرد؛ تا هنگامی که یک سرباز عراقی در قلمرو سرزمین ایران وجود داشته باشد، ایران حاضر به مذاکره نخواهد شد. تنها شرط قبول آتش­بس از نظر ایران این بود که دولت عراق کلیه عناصر ارتش خود را از خاک ایران بیرون ببرد. در آن شرایط، دولت عراق این شرط ایران را نپذیرفت و جنگ همچنان ادامه یافت و جنگ شش روزه صدام به اقتباس از جنگ 1967 اعراب و اسراییل (صدام در یکی از مصاحبه­ها گفته بود از جنگ­های اعراب و اسراییل تجربیات، زیادی آموخته و آن‌ها را در جنگ با ایران به‌کار برده است و یکی از این تجربیات جنگ شش روزه اعراب و اسراییل در 1967 بود) که در مدت شش روز صحرای سینا و ارتفاعات جولان و کرانه غربی رود اردن را گرفت و بعد آتش­بس را قبول کرد و گفت بیایید مذاکره کنیم.

صدام حسین نیز با اشغال سرزمین­های ما در استان‌های خوزستان و ایلام و کرمانشاه می­خواست به همین نحو عمل کند. اما غافل از آن‌که در این مقایسه، وجه تشابهی بین مسئله ایران و عراق با مسئله اعراب و اسراییل وجود ندارد.

با عدم پذیرش آتش­بس پیشنهادی صدام حسین از طرف ایران، آتش جنگ شعله­ورتر شد و این شعله­ها در منطقه عملیات اهواز و سوسنگرد و خرمشهر بیشتر زیانه کشید. در حالی که در جبهه غرب دزفول و شوش و منطقه ایلام و کرمانشاه، ماشین جنگ از حرکت باز ایستاد و در جبهه­ها رکود و بعد سکون ایجاد شد که مدت نسبتاً طولانی ادامه یافت.

گفتیم که نیروهای متجاوز عراق که از جنوب غربی به سمت اهواز پیشروی می­کردند، پس از برخورد به مقاومت نیروهای جمهوری اسلامی ایران، در 10 کیلومتری جنوب غربی اهواز مجبور به توقف گردیدند و برای وصول به شهر اهواز و محاصره منطقه دشت آزادگان تصمیم گرفتند؛ از منطقه بین اهواز حمیدیه به سمت شمال پیشروی کنند و خود را به ارتفاعات شمالی محور اهواز حمیدیه برسانند تا هم شهر اهواز را از سمت غرب تهدید کنند و هم محور ارتباطی اهواز را با حمیدیه و سوسنگرد و بستان قطع نمایند.

برای نیل به این هدف، در اواخر روز ششم، ستونی از نیروهای دشمن از دب حردان به سمت شمال غربی و حمیدیه پیشروی کرد، اما نیروهای ما موفق شدند پیشروی نیروهای جلودار دشمن را در این محور سد نمایند.

در آغاز روز هفتم، گزارش رسید که نیروهای دشمن نتوانسته­اند به حمیدیه نزدیک شوند ولی آتش شدید دشمن بر حمیدیه و تپه­های فولی آباد همچنان در حال اجراء بود. در این حمله، تعداد افراد نیروهای عراق در جنوب شرقی حمیدیه زیاد شد و بنظر رسید که دشمن قصد اجرای همان طرح قطع جاده اهواز- حمیدیه را دارد.

برای مقابله با نیروهای دشمن، بالگردهای رزمی ما وارد نبرد شدند و به تانک‌ها و نفربرهای عراقی یورش بردند و خساراتی بر آنان وارد کردند. توپخانه­های پشتیبانی منطقه عملیات اهواز که در تپه­های فولی آباد مستقر بودند، نیروهای دشمن را زیر آتش شدید خود قرار دادند.

دشمن برای ایجاد وحشت و اضطراب در نیروهای ما، شهر اهواز را به شدت گلوله باران کرد که در یک فقره 9 نفر از اهالی شهر شهید شدند.

متقابلاً، آتش­های پشتیبانی زمینی و هوایی و هوانیروز برای عناصر لشکر 92 زرهی در حد مقدور اجراء می­گردید. اما کمبود مهم لشکر، نیروی رزمی پیاده و زرهی بود، زیرا عناصر تیپ1 زرهی در منطقه جنوب غربی اهواز، در شش روز نبرد قسمت اعظم توان رزمی خود را از دست داده بود. در حالی که عرض جبهه نبرد با وجود این‌که خیلی کوتاه­تر شده بود، هنوز بین اهواز تا حمیدیه نزدیک 30 کیلومتر و تا هویزه حدود 60 کیلومتر بود. این تیپ متلاشی شده به هیچ وجه قدرت کافی برای پوشش این جبهه را نداشت. ضمن این‌که تمام عناصر لشکر که در جنوب غربی اهواز وارد عمل شده بودند، هنگام عقب­نشینی به سمت اهواز حرکت کرده بودند و از شرق حمیدیه تا هویزه و در کرانه شهر کرخه‌کور، یگان ارتشی قابل ملاحظه­ای وجود نداشت. فقط ژاندارمری حمیدیه و هویزه و نیروهای سپاه پاسداران و نیروهای بسیج مردمی در آن قسمت از جبهه نبرد گسترش داشتند.

به علت کمبود نیروی رزمی، تمام واحدهای لشکر 92 زرهی درخواست نیروی تقویتی می­کردند و در این موقع نیروی اضافی به که منطقه عملیات خوزستان وارد شده بود، یک گردان پیاده از لشکر1 پیاده تهران به دزفول و یک گروه رزمی شامل یک گردان پیاده و یک گروهان تانک از لشکر مشهد به اهواز بود.

نیروی زمینی، به لشکرهای 21 پیاده تهران و لشکر 16 زرهی قزوین، دستور داده بود؛ سریعاً واحدهای سازمانی خود را آماده کنند و به محض آماده شدن هر واحد آن را به خوزستان اعزام نمایند. این امر از روزهای اول جنگ آغاز شده بود، ولی تغییر مکان عناصر این لشکرها در مسافت قریب به هزار کیلومتر از مناطق مختلف به خوزستان، با راه‌آهن با تریلر تانک بر مدت زمان نسبتاً طولانی زمان لازم داشت و تا رسیدن آن نیروهای تقویتی به خوزستان لشکر 92 زرهی مجبور بود با همان عناصر باقیمانده لشکر که به یک تیپ تقلیل یافته بود، در جبهه­های نبرد شوش و اهواز و سوسنگرد و خرمشهر مقاومت کند، لذا لشکر در پاسخ درخواست نیروهای تقویتی تیپ­های سازمانی خود به آنان پاسخ داد؛ در این شرایط بحرانی، کشور و ملت و انقلاب اسلامی ایران نیاز به فداکاری و جانبازی بیشتری دارد و لازم است عناصر لشکر به همراه سایر رزمندگان غیرارتشی تا رسیدن نیروهای تقویتی مقاومت کنند.

مشکلی که بعد از عقب نشینی عناصر لشکر 92 زرهی از خط مرز به حوالی رودخانه کرخه و کارون به وجود آمد، این بود که به علت از هم گسیختگی سازمان کنترل و فرماندهی گردان‌های وتیپ­ها روش تهیه و ارسال گزارشات صحیح و دقیق به کلی مختل گردیده بود. تا روز هفتم مهرماه، لشکر در جریان وضعیت و موقعیت حقیقی گردان‌ها و تیپ­ها نبود. با وجود این‌که کراراً پیام می­فرستاد و از واحدها می­خواست وضعیت و موقعیت خود را گزارش کنند، عناصر ستادها و قرارگاه­ها به علت از هم گسیختگی قادر نبودند وضعیت خود را اعلام نمایند. اگر واحدی نیز گزارشی می­داد خالی از اغراق نبود. لذا لشکر نمی­توانست برآورد وضعیت صحیح به عمل آورد و تصمیم مناسب برای وضعیت جدید بگیرد. فقط تا حدودی وضعیت تیپ1 که در حدود 10 کیلومتری جنوب اهواز حوالی کارخانه نورد مستقر شده بود، روشن بود. زیرا به اعزام افسران ستاد لشکر به منطقه و بازدید خود فرمانده لشکر، تا حدودی وضع تیپ روشن بود. ولی حتی وضع گردان 221 سوارزرهی که در این منطقه درگیر بود، روشن نبود. گروهانی که در پاسگاه کیلومتر 25 مستقر بود و به سمت اهواز عقب­نشینی کرده بود، معلوم نبود در کجا است و چه سرنوشتی پیدا کرده است.

اما بطور کلی، وضع لشکر در منطقه اهواز از روز ششم مهرماه به بعد بهبود نسبی یافت. سه گردان از دانشجویان دانشکده افسری و یک گردان تقویت شده پیاده از لشکر مشهد به اهواز وارد شده بودند و با تلاش استاندار خوزستان و نمایندگان امام در شوراي عالي دفاع که دکتر چمران و آیت‌الله خامنه‌اي بودند و در اهواز حضور داشتند و همچنین با حضور تیمسار فلاحی فرمانده سابق نیروی زمینی و جانشین رییس ستاد مشترک در اهواز، همه مقامات دست به دست هم دادند تا وضعیت جبهه اهواز را حداقل در همان 15 کیلومتری جنوب غربی اهواز تثبیت نمایند. برای این منظور نیروهای مردمی بسیج شدند و با همکاری سپاه پاسداران وارد عمل گردیدند و گروه نامنظم دکتر چمران نیز با طرح­های عملیاتی ویژه وارد نبرد گردیدند. علاوه بر این، نیروهای یک گروه رزمی تانک به نام گروه رزمی 38 نیز از تیپ 37 زرهی شیراز به اهواز اعزام شد. ابتدا در تپه­های فولی آباد مستقر گردید. با ورود گروه رزمی 38 زرهی، لشکر 92 حداقل در اهواز دارای دو گردان رزمی تازه نفس شد.[1]

با ورود گروه رزمی 38 زرهی به اهواز، لشکر، آن را در احتیاط منطقه اهواز نگه­داشت و به گردان 148 پیاده تقویت شده با یک گروهان تانک دستور داد به جنگل­های گمبویه در جنوب جاده اهواز حمیدیه حرکت کند و منطقه بین تپه­های رملی جنوب جاده تا حمیدیه را در جناح غربی تیپ1 زرهی تأمین نماید.

نظر به این‌که مواضع تیپ برای دشمن شناخته شده بود، توپخانه دشمن از منطقه دب حردان، این مواضع نیروهای ما را زیر آتش شدید خود قرار داد. تیپ از لشکر درخواست نمود؛ با بمباران هوایی نیروهای دشمن در منطقه دب حردان ایستگاه آب تیمور و پادگان حمید که مرکز لجستیکی دشمن بود، نیروهای دشمن منهدم گردند. برای این منظور بالگردهای هوانیروز به منطقه دب حردان حمله کردند و تلفات سنگینی به خودروها و نفرات دشمن وارد آوردند. به نحوی که تیپ1 گزارش داد؛ اختلالی در وضعیت سازماندهی دشمن ایجاد شده، اگر با یک نیروی تازه نفس به دب حردان حمله شود، احتمالاً دشمن عقب­نشینی خواهد کرد یا منهدم خواهد شد.

بالاخره در ساعات آخر روز هفتم مهرماه، لشکر 92 زرهی وضعیت و موقعیت تیپ1 زرهی را به نیروی زمینی چنین گزارش داد که عناصر رزمی این تیپ در چهار کیلومتری جنوب کارخانه نورد، موضع پدافندی اشغال کرده­اند. توپخانه پشتیبانی تیپ در یک کیلومتری جلوی کارخانه نورد موضع آتش اشغال کرده است. باقیمانده استعداد رزمی زرهی تیپ1 شامل 10 دستگاه تانک چیفتن از تانک‌های گردان 264 تانک و پنج دستگاه تانک ام-60 از تانک‌های گردان 231 تانک و 15 دستگاه توپ 155 میلیمتری خود کششی از جمع دو گردان 312 و 330 توپخانه می­باشد.

لازم به یادآوری است که گردان 128 مکانیزه و گردان 221 سوار زرهی و یک گروهان از گردان 165 مکانیزه نیز در منطقه عملیات تیپ1 زرهی بودند که لشکر در این گزارش به چگونگی استعداد رزمی این واحدها اشاره­ای نکرده بود. ولی وضع آن یگان‌ها نیز از نظر خودرو و تجهیزات در حد همان گردان‌های تانک بود.

موقعیت دشمن، در پایان روز هفتم مهرماه در فاصله هشت کیلومتری جنوب مواضع نیروهای خودی و حدود 22 کیلومتری جنوب غربی اهواز گزارش گردید. از جمله اطلاعات خوشحال کننده­ای که از دشمن رسید، این بود که در عملیات روز جاری، سه فروند هواپیمای دشمن در خوزستان سرنگون شد و خلبان یک هواپیما به اسارت درآمد.

روز هفتم نبرد در حالی به پایان رسید که تغییرات چندان مهمی نسبت به روز قبل در جبهه­های نبرد ایجاد نشد و تلاش دشمن محدود به اجرای آتش توپخانه و حملات هوایی و حرکت­های جزیی مانوری گردید.

این توقف نسبی در تلاش دشمن، چنین توهمی را بوجود آورد که نیروهای دشمن این روز را برای تجدید تدارکات و تجدید سازمان صرف کردند تا در روز بعد با قدرت رزمی بیشتری تجاوزات خود را دنبال کنند.

در آغاز روز هشتم مهرماه، فرمانده جدید تیپ1 که سرهنگ زرهی جلالی بود، گزارش داد: موضع نیروهای خودی در 15 کیلومتری جنوب اهواز است و نیروهای دشمن در منطقه دب حردان و آبادی­های ملاشیه و ایستگاه تلویزیون در حدود 20 کیلومتری جنوب غربی اهواز گسترش دارند. در شب قبل موضع گردان 312 توپخانه زیرآتش دشمن قرار گرفت و دو نفر افسر و تعدادی درجه­دار و سرباز شهید شدند. در این گزارش فرمانده تیپ اضافه کرد: نیروهای دشمن از برد توپخانه 155 میلیمتری ما به دور هستند. ضمناً حضور بدون سازمان غیر نظامیان خودی در منطقه نبرد، سبب آشفتگی وضعیت شده و ایجاد هم­آهنگی مشکل گردیده است. همچنین اعلام کرد: تیپ1 فاقد افسر معاون فرمانده تیپ و افسران ستاد (رکن1 و 4) می­باشد. لازم به یاد آوری است که تا این موقع سرپرست این تیپ همان سرگرد مخابرات صفری بود.

از آغاز روز هشتم، در منطقه حمیدیه خطر جدی احساس می­شد. فعالیت نیروهای دشمن نشان می­داد که می­خواهند در حوالی حمیدیه دست به عملیات گسترده­ای بزنند و همان طرحی را که در حوادث روزهای ششم و هفتم مهرماه بیان شد و اجراء نمایند و جاده اهواز حمیدیه را قطع کنند.

با آغاز روشنایی روز هشتم، حرکت نیروهای دشمن به سمت حمیدیه و کرانه جنوبی کرخه‌کور آغاز گردید. عناصر اطلاعاتی گزارش دادند: نیروهای تازه نفس عراق وارد منطقه عملیات شرق بصره شده­اند که از جمله لشکر 3 زرهی که در احتیاط استراتژیک ارتش عراق بود، به منطقه بصره حرکت کرده است. این اطلاعیه نشان می­داد که حکومت عراق بعد از شکست سیاسی در پیشنهاد آتش­بس به ایران، تصمیم گرفت ضربت قاطع­تری به نیروهای مسلح ایران وارد کند و حداقل اهواز و سوسنگرد و خرمشهر را اشغال نماید که جریان نبرد در روزها و هفته­های آینده، صحت این پیش­بینی را ثابت کرد. زیرا از این موقع به بعد بود که سه لشکر زرهی و دو لشکر مکانیزه و یک تیپ مستقل زرهی و یک تیپ مستقل نیروی مخصوص به اضافه عناصری از لشکر 11 پیاده عراق یعنی جمعاً حدود شش لشکر عراق در صحنه عمیات خوزستان وارد نبرد جدی با یک لشکر متلاشی شده ما گردیدند.

لازم به یادآوری است که بیان این حقایق تاریخی جنگ بدین منظور است که نشان داده شود در روزها و هفته­های اول جنگ رزمندگان ما در چه شرایط نامتعادلی با نیروهای متجاوز عراق درگیر نبرد بودند و در چنین ضعف توان رزمی نسبی چه عوامل روانی سبب شد که نیروهای ما توانستند جلوی نیروهای عراق را بگیرند.

فعالیت دشمن در منطقه جنوب غربی اهواز نشان می­داد که دشمن آماده می­شود در دو محور به سمت شمال حمله کند که یکی در منطقه بین رودخانه کارون و جاده اهواز خرمشهر برای تصرف کارخانه نورد و عقب راندن نیروهای ما به سمت اهواز و دیگری در حوالی حمیدیه واقع در 27 کیلومتری غرب اهواز برای قطع محور اهواز سوسنگرد و تهدید حمیدیه و اهواز و پادگان دشت آزادگان بود. در محور اخیر تلاش اصلی دشمن وارد عمل می­گردید.

درباره محور کرانه غربی رودخانه کارون نظر به این‌که زمین کاملاً باز بود و حتی با چشم غیرمسلح به دوربین نیز فعالیت دشمن دیده می­شد، عناصر تیپ1 گزارش دادند؛ حدود یک گردان تانک دشمن با تعدادی بلدوزر در این محور به سمت کارخانه نورد اهواز به حرکت درآمده­­اند. در آن منطقه هشت دستگاه تانک چیفتن تیپ1 زرهی در هنگام عقب‌نشینی از کار افتاده و باقی­مانده بود. لشکر به تیپ1 دستور داد مانع پیشروی دشمن گردد و 9 دستگاه تانک چیفتن را نیز با هر وسیله مقدور به عقب تخلیه نماید.

در همین زمان گروه رزمی 148 پیاده که در جنگل­های مصنوعی گمبویه واقع در جنوب شرقی حمیدیه مستقر بود، گزارش داد نیروهای دشمن به حمیدیه نزدیک می­شوند. اطلاعات ضد و نقیض بود. در اطلاعیه دیگر به لشکر خبر رسید که نیروهای دشمن از نظر سوخت و مهمات دچار کمبود شده و متوقف گردیده­اند. لشکر، نیز به تیپ1 دستور داد، به عناصر دشمن حمله کند و با اجرای آتش شدید توپخانه، مانع تجدید تدارکات دشمن گردد. اما این اطلاعات صحت چندانی نداشتند.

یک مشکل اساسی و مهم در منطقه جنوب غربی اهواز و محور اهواز حمیدیه و سوسنگرد، نامشخص بودن مسئولیت فرماندهی قسمت­های مختلف منطقه نبرد بود. در این باره وضع محور طلائیه هویزه سوسنگرد و منطقه بین حمیدیه و هویزه به کلی مبهم بود. زیرا عناصر تیپ1 زرهی حداکثر تا حمیدیه را کنترل می­کردند و از حمیدیه تا هویزه و سوسنگرد به وسیله هنگ ژاندارمری سوسنگرد و سپاه پاسداران  کنترل می­شد. گردان 221 سوارزرهی لشکر نیز در آن حوالی بود، اما منطقه مسئولیت آن گردان مشخص نشده بود. لشکر از وضع این گردان اطلاع دقیقی نداشت. چنان‌که در روز هشتم مهرماه، تازه لشکر مطلع گردید؛ یک گروهان از این گردان در محور طلائیه هویزه باقی­مانده و در خطر محاصره دشمن قرار گرفته است.

در همین روز، گردان 165 مکانیزه نیز که در خرمشهر مستقر بود، گزارش داد: اطلاع پیدا کرده است که گروهان دوم آن گردان که در پاسگاه کیلومتر 25 مستقر بود، به سمت اهواز عقب نشینی کرده است. لشکر نمی‌دانست آیا این گروهان به منطقه تیپ1 در جنوب اهواز برگشته یا به وسیله دشمن منهدم شده است. البته در هر گونه عملیات عقب‌نشینی و تأخیری چنین حوادثی اتفاق می­افتد، ولی اگر سیستم فرماندهی متلاشی نشده باشد، حداکثر در مدت 24 ساعت وضعیت یگان‌ها روشن می­گردد. ولی در عملیات مورد بحث هشت روز از عملیات گذشته بود، هنوز لشکر به دنبال واحدهای خود می­گشت. به علت همین نابسامانی­های کنترل و فرماندهی، وضعیت منطقه حمیدیه و کرخه‌کور در روز هشتم نبرد چندان برای لشکر 92 زرهی روشن نبود، تا این‌که بالگردهای هوانیروز در اجرای مأموریت رزمی در این منطقه متوجه شدند که نیروهای دشمن در منطقه بین حمیدیه و سوسنگرد به شمال کرخه‌کور نفوذ کرده و به سمت حمیدیه و جاده سوسنگرد در حال پیشروی هستند و یک ستون دیگر دشمن نیز در جنوب اهواز و منطقه دب حردان به سمت حمیدیه در حال حرکت است. این وضعیت در حدود ساعت 1300 مشخص گردید و بالگردهای رزمی ما به تانک‌ها و نفربرهای دشمن حمله کردند. اما این حملات کافی نبود و بایستی عناصر ضدتانک پیاده نظام و یا تانک جلو پیشروی نیروهای دشمن را می‌گرفت.

عوامل اطلاعاتی نیز تأیید کردند؛ حدود یک گردان تانک دشمن به حوالی حمیدیه رسیده­اند و قریباً جاده اهواز حمیدیه را قطع خواهند کرد. این اطلاعات پیگیری شد و خطر جدی در منطقه حمیدیه کاملاً مشخص گردید.

لشکر 92 زرهی گزارش داد؛ چنان‌چه پشتیبانی کافی هوایی به عمل نیاید، تمام منطقه جنوب غربی خوزستان شامل اهواز و سوسنگرد و خرمشهر در معرض خطر کاملاً جدی قرار خواهد گرفت. این گزارش خالی از اغراق بود و کاملاً صحت داشت و اطلاعاتی که از منابع مختلف می­رسید، حاکی بود که یک نیروی زرهی نسبتاً قوی دشمن در منطقه حمیدیه وارد عملیات شده است. لذا نیروهای ما برای دفع این تهدید خیلی جدی وارد نبرد شدند.

بالگردهای رزمی ما با حداکثر توان خود به تانک‌های دشمن در مناطق باز حمله کردند و افراد سپاه پاسداران و ژاندارمری و گروه نامنظم دکتر چمران و دانشجویان دانشکده افسری در حوالی حمیدیه با تشکیل گروه‌های ضدتانک به نیروهای  دشمن حمله و یورش بردند و تعداد قابل ملاحظه‌ای از ادوات زرهی دشمن را منهدم نمودند که لاشه تانک‌ها و نفربرها و خودروهای چرخ‌دار دشمن در اطراف جاده حمیدیه سوسنگرد شاهد زنده‌ای بر این عملیات شجاعانه رزمندگان ما بود.

بالاخره دشمن با دادن تلفات و خسارات زیادی مجبور به عقب‌نشینی به جنوب رودخانه کرخه‌کور و منطقه دب حردان گردید و تا حدودی عملیات دشمن کنترل شد و خطر بسیار جدی که تمام منطقه اهواز و سوسنگرد را تهدید می‌کرد، از بین رفت. درباره رفع این تهدید، ذکر یک نکته نیز لازم است که در این عملیات برای اولین بار جهت ایجاد مزاحمت برای دشمن از آب سد کرخه نیز استفاده شد. بدین طریق که آب سد وارد کانال آبیاری شد که از پشت سد کرخه از آن منشعب می‌گردید و به طرف شمال شرقی حمیدیه هدایت می‌گردید و وارد مزارع شرق و جنوب حمیدیه می‌شد و مازاد آب وارد کرخه‌کور می‌گردید. هنگامی‌که آب به مقدار زیاد وارد مزارع شد، مزارع تبدیل به باتلاق شدند و تانک‌ها و نفربرهای عراقی در مسیر حرکت بدون اطلاع وارد این منطقه باتلاقی گردیدند و تعدادی از آنان در گل فرو ماندند که مورد هدف موشک‌اندازان ضد تانک ما قرار گرفتند و در همان باتلاق‌ها منهدم گردیدند که لاشه آنها تا مدت‌ها در همان محل باقی بود و نگارنده نیز شخصاً لاشه تانک‌ها و نفربرها و خودروهای چرخ‌دار عراقی را بازدید کردم.

این تجربه استفاده از آب رودخانه‌ها برای باتلاقی کردن منطقه استقرار نیروهای عراقی در عملیات سال 1359 به تناوب مورد استفاده قرار گرفت که در یک بخش جداگانه به آن اشاره می­گردد.

روز هشتم مهرماه به پایان رسید در حالی که یک تهدید فوق­العاده نیروهای متجاوز عراق در محور اهواز حمیدیه، سوسنگرد خنثی شده و ده­ها دستگاه خودرو زرهی و چرخ‌دار دشمن نابود شدند و دشمن مجبور به ترک این محور و عقب­نشینی به جنوب جاده گردید. نیروهای دشمن در اطراف حمیدیه از دو محور به سمت شمال آمده بودند؛ یک ستون از شرق و ستون دیگر از غرب حمیدیه پیشروی کرده بود. ستون شرقی، با وصول به مزارع باتلاقی متوقف و نابود شد. ولی ستون غرب حمیدیه موفق شد به جاده حمیدیه سوسنگرد برسد و به سمت سوسنگرد پیشروی نماید که با حمله بالگردها تعدادی از خودروهای دشمن منهدم گردید. اما عناصری از دشمن هنوز در قسمت جنوبی حمیدیه باقی مانده بود.

در شب هشتم به نهم، نیروهای سپاه پاسداران مستقر در حمیدیه، محل مواضع دشمن را شناسایی کردند و با آغاز روشنایی روز نهم به نیروهای دشمن حمله نمودند و باقیمانده تانک‌ها و نفربرهای دشمن را که حدود 22 دستگاه گزارش گردید، نابود کردند. این حمله با 30 نفر از افراد سپاه به فرماندهی شهید غیور اصلی انجام گرفت که برادر مراد اسکندری شهید شد. با این حمله سپاه پاسداران در روز نهم مهرماه، آخرین عناصر نیروهای مهاجم عراق به حمیدیه و محور سوسنگرد به کلی تار و مار شدند و نیروهای متجاوز عراق که سرمست از باده پیروزی شده بودند، اولین طعم تلخ شکست را چشیدند و بیش از پیش متوجه خطر جنگی که خود آن را آغاز کرده بودند، شدند و به همین علل سرفرماندهی ارتش عراق در نهم مهرماه (اول اکتبر 1980) و سه روز بعد از اولین پیشنهاد آتش­بس، دومین پیشنهاد آتش­بس را به ایران داد و از ایران خواست از 13 تا 16 مهرماه (5 تا 8 اکتبر) شرایط آتش­بس به مرحله اجراء گذاشته شود. ولی طبعاً حکومت ایران آن را نپذیرفت و همان شرط اولیه را که تخلیه تمام قلمرو سرزمین ایران از نیروهای عراقی بود تکرار نمود.

از پنجم تا نهم مهر، شورای امنیت سازمان ملل و سایر دولت­ها نیز برای برقراری آتش‌بس بین ایران و عراق پیشنهادات و نظریات دادند که از نظر ایران قابل قبول نبود، لذا تأثیری در توقف جنگ ایجاد نکرد و جنگ ادامه یافت. اما بعد از شکست نیروهای عراقی در حمله به حمیدیه، تغییرات محسوسی در وضعیت نبرد در منطقه جنوب غربی اهواز مشاهده گردید و نیروهای متجاوز عراقی از روز نهم مهرماه در جنوب غربی اهواز شروع به ایجاد مواضع پدافندی مستحکم­تری نمودند که نشانه ناامید شدن نیروهای عراقی از حمله به اهواز بود. به همین علت، آرامش نسبی در منطقه اهواز- حمیدیه برقرار شد و دشمن فعالیت قابل ملاحظه­ای برای عملیات آفندی نکرد و فقط به تحکیم مواضع پدافندی پرداخت. اما گلوله باران شهر اهواز و حمیدیه همچنان ادامه داشت و هواپیماهای دشمن نیز متناوباً به اهواز حمله کردند و تعدادی از هموطنان غیرنظامی ما را به شهادت رساندند.

نظر به این‌که دشمن در تلاش خود برای دسترسی به اهواز از سمت جنوب و غرب شکست خورد، لشکر 92 زرهی برآورد کرد، ممکن است نیروهای دشمن شانس خود را در شرق کارون آزمایش کنند و از رودخانه کارون بگذرند و در محور کوت عبداله، شرق اهواز را از سمت شرق تهدید نمایند. چون لشکر، نیروی دیگری برای پوشش و دفاع شرق کارون در اختیار نداشت، از نیروی زمینی درخواست کرد برای این مأموریت یگان دیگری در اختیار لشکر قرار داده شود. نیروی زمینی پاسخ داد؛ نیرویی در اختیار ندارد و به لشکر توصیه کرد؛ با همکاری مقامات مسئول غیرنظامی منطقه از جمله استاندار و سپاه پاسداران برای این مأموریت از نیروهای مردمی استفاده شود. از جمله حوادث تأسف­باری که در روز نهم در منطقه اهواز رخ داد، مورد اصابت قرار گرفتن بالگرد سرهنگ وطن پور و شهید شدن وی بود.

نکته قابل توجه در عملیات نیروهای دشمن، عدم تحرک آن‌ها در محور طلائیه هویزه سوسنگرد بود. با وجود این‌که در آن محور نیروهای ما فقط شامل پاسگاه­های ژاندارمری و تعدادی از افراد سپاه پاسداران و یک گروهان سوارزرهی بود، نیروهای دشمن تا روز نهم مهر ماه، تلاش قابل ملاحظه­ای در آن محور از خود نشان ندادند و برای وصول به شهر سوسنگرد از قسمت غرب و سمت شرق و حمیدیه تلاش کردند و این اشتباه تاکتیکی بزرگ دشمن فوق­العاده به نفع نیروهای ما شد، زیرا بخش هویزه تا 15 دی‌ماه 1359 در کنترل نیروهای ما بود و دشمن هیچ‌گونه حرکتی برای وصول به آن نکرد.

در روز نهم مهرماه، گزارش رسید که نیروهای دشمن تا پاسگاه برزگر در شمال طلائیه پیشروی کرده­اند و حدود 20 نفر از افراد دشمن در این پاسگاه مستقر شده­اند که این گزارش اولیه نشان حرکت دشمن در محور طلائیه هویزه بود.

این توقف نسبی دشمن در جبهه­های جنگ، به علت آن بود که هر قدر زمان طولانی­تر می­شد، نیروهای ما قوی­تر می­شدند. زیرا نیروهای تازه نفسی به میدان‌های نبرد اعزام می‌گردید و تلاش همه جانبه ملی برای بسیج نیروهای مردمی و اعزام آنان به جبهه­ها به عمل می­آمد که به عنوان نمونه وضع توپخانه­های ما در آغاز نبرد در منطقه عملیات خوزستان فقط شامل چهارگردان سازمانی لشکر 92 زرهی و حدود شش آتشبار اضافی اعزامی از نقاط دیگر بود که در جبهه دزفول و اهواز و خرمشهر گسترش داشتند.

طبق گزارشی که فرمانده توپخانه لشکری لشکر 92 زرهی در تاریخ 8 مهرماه ارسال نمود در این روز علاوه بر گردان‌های توپخانه سازمانی لشکر دو گردان 175 میلیمتری با سه آتشبار، یک گردان 203 میلیمتری با یک آتشبار، چهار گردان 130 میلیمتری جمعاً با 18 آتشبار، دو گردان کاتیوشا با پنج آتشبار و یک گردان 155 میلیمتری با دوآتشبار در صحنه عملیات خوزستان گسترش داشت. ضمناً به علت عقب­نشینی واحدها از خط مرز و پدافند در مواضع مناسب­تر و کم عرض­تر، عرض جبهه کمتر شده بود. در نتیجه تمرکز آتش توپخانه­های ما مؤثرتر گردیده بود. همچنین هوانیروز ما با قدرت انهدامی قابل ملاحظه­ای در تمام مناطق نبرد وارد عمل گردیده بود. از نظر واحدهای رزمی نیز حداقل دو گروه رزمی به اهواز و یک گروه رزمی به منطقه درفول رسیده بودند.

در روز دهم مهرماه، اولین گزارش خوش حال کننده از ژاندارمری رسید که حاکی از آن بود که نیروهای دشمن در محور حمیدیه- سوسنگرد بکلی متلاشی شده و باقی­مانده عناصر دشمن به جنوب کرخه‌کور عقب­نشینی کردند و سوسنگرد از اشغال آزاد شد و از ساعت 1100 روز دهم نیز فعالیت عادی در شهر سوسنگرد آغاز گردید.

یادآوری شد که بعد از شکست نیروهای دشمن در غرب اهواز، فرمانده لشکر از جانب اهواز احساس خطر کرد. به ویژه این‌که گزارش­های حاصله از وضعیت دشمن حاکی از آن بود که دشمن در منطقه بین کرانه غربی کارون و محور اهواز خرمشهر فعالیت­های مشکوکی انجام می­دهد. از جمله: مشغول حفر کانال و ایجاد خاکریزهای مرتفع می­باشد. از این اطلاعات چنین استنباط شد که ممکن است دشمن مشغول آماده شدن برای عبور از رودخانه کارون می­باشد. لذا لشکر به تیپ1 زرهی ابلاغ کرد، تلاش پدافندی خود را در منطقه بین محور اهواز خرمشهر و رودخانه کارون به‌کار ببرد و با استفاده از آتش توپخانه‌های پشتیبانی کننده، مانع حرکات دشمن در این منطقه گردد. نظر به این‌که عرض این منطقه هشت تا 10 کیلومتر بود، اثرات آتش خودی بر روی دشمن در صورتی که در تیررس بودند بسیار مؤثر بود، ولی حوادث بعدی نشان داد که دشمن در منطقه اهواز تلاش برای عبور از کارون نکرد.

با توجه به رکود نسبی فعالیت دشمن در روز دهم، فرمانده لشکر به تیپ1 دستور داد در حد مقدور به سمت جنوب پیشروی کند و به مواضع دشمن نزدیک­تر شود. به ویژه دستور داد حاشیه جنوبی جنگل گمبویه اشغال شود و دشمن به دشت باز عقب رانده شود. برای این منظور، لشکر تصمیم گرفت از احتیاط خود نیز که گروه رزمی 38 تانک بود استفاده کند. در اجرای این دستور لشکر تلاش­های جزیی انجام گرفت، ولی هنوز نیروهای ما در حدی نبودند که بتوانند حمله قابل ملاحظه­ای اجراء نمایند، لذا نتیجه، چندان چشمگیر نبود.

یک نیروی ویژه که در منطقه عملیات غرب اهواز وارد عملیات گردیده بود، گروه نامنظم دکتر چمران بود که بطور مستقل و جدا از ارتش و سپاه پاسداران عمل می­کرد. متأسفانه در اسناد و مدارک در دسترس، مدارکی از چگونگی تشکیل و سازماندهی و فعالیت این گروه ثبت نگردیده، فقط در برخی موارد به آن اشاره شده است. مثلاً در حوادث روز دهم مهرماه یادآوری شده است که در عملیات انهدام دشمن در محور اهواز حمیدیه سوسنگرد، یک تیم از نیروهای ویژه هوابرد به سرپرستی ستوان دوم نیک­نژاد با گروه نامنظم دکتر چمران همکاری کرده و فعالیت مؤثری  انجام داده است. به­علاوه دکتر چمران، ستادی با استفاده از افسران و درجه‌داران واحد ویژه هوابرد ارتش در اهواز تشکیل داده بود که عملیات دستبرد و کمین را در غرب اهواز طرح­ریزی و هدایت می­کردند. در عملیات استفاده از آب رودخانه کرخه و کرخه‌کور واحد دکتر چمران فعالیت ویژه­ای داشتند که در بخش مربوطه توضیح داده می­شود

 

 

  منبع: نبردهای صحنه اهواز و سوسنگرد، حسینی، سید یعقوب، 1395، ایران سبز، تهران

 


[1] . از آنجا که نوع بیان این کتاب توسط نویسنده محترم با نگاه و تحلیل علمی نظامی و کلی گویی است، بنابراین شرح مفصل میزان اثرگذاری و سرنوشت ساز مثبت و دقیق هر کدام از شخصیت‌های حقیقی و حقوقی مانند شهید چمران، شهید فلاحی، آیت‌الله خامنه‌ای و نیروهای سپاه و نیروهای مردمی موجود در صحنه نبرد، مقدور نشده است. نیاز است اهل فن برای تکمیل و تحقیق بیشتر موضوع، به منابع متعدد دیگر که تا کنون منتشر شده است مراجعه فرمایند.                   «ویراستار»

1395/12/25 10:0:13 143 0
قسمت ارائه دهنده: مدیریت تولید محتوا
برای عضویت درکانال سایت هیئت معارف جنگ شهید صیاد شیرازی اینجا کلیک کنید
تویضیحات در موتور جستجو
در این روز نبرد، هلی کوپترهای ما بر نیروهای دشمن حملات شدیدی کردند و خسارات سنگینی به خودروهای زرهی دشمن وارد نمودند.عناصر اطلاعاتی ما گزارش دادند؛ ارتش عراق نیروهای زرهی جدیدی وارد منطقه نبرد اهواز خرمشهر کرده است
نظرات ارسالی
نظر شما






Retype the CAPTCHA code from the image
Change the CAPTCHA codeSpeak the CAPTCHA code
 


4
>
تهران انتهای اتوبان ارتش خیابان برادران شهید شاهمرادی صندق پستی: 554-19575 - کدپستی: 1676653517
02122979698
Info@maarefjang.ir
پیام کوتاه هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی
300040004620
نرم افزار اندروید هیئت معارف جنگ
در این نرم افزار در بخش معارف جنگ عملیاتهای دوران دفاع مقدس همراه با نقشه هر عملیات و به تفکیک از سال اول تا سال هشتم جنگ قابل مشاهده می باشد.
هیئت معارف جنگ را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.

انتشار مقالات و مطالب در این پایگاه به منزله تائید تمام و کمال آنها نبوده، بلکه مطالب منعکس کننده نظرات نویسندگان آنها می باشد.

maarefjang @ 2015