• ارتش کلمه ی طیبه است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • ارتش جمهوری اسلامی ايران تنها ارتشی است كه در خدمت مردم و منافع ملی است و اعتقادات و احساسات بدنه و فرماندهان آن نيز همانند آحاد مردم است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • اساس استقلال مملكت بر ارتش است؛ بر نيروهاى زمينى و هوايى ودریائی است؛ لكن ارتشى كه متكى به ملت باشد. (امام خميني-ره)
  • وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهدِیَّنَهُم سُبُلَنَا وَ اِنَّ اللهَ لَمَعَ المُحُسِنِینَ (قرآن کریم، سوره مبارکه عنکبوت، آیه شریفه 69)
  • ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شکستیم. (امام خمینی - ره)
  • چرائی های جنگ تحمیلی و پاسخ به پرسشهای شما در خصوص دفاع مقدس در قسمت پرسش از شما، پاسخ از ما.
  • ارتش ما پشتوانه ملت ماست؛ ارتش ما ضامن استقلال كشور ماست. (امام خميني-ره)
  • «رژیم صهیونیستی ۲۵ سال آینده را نخواهد دید»، جملۀ منتخب مردم از بیانات سال94 مقام معظم رهبری(ایسنا)
ارتش و دفاع مقدس از دیدگاه ولایت
صوت و تصویر
قطعنامه ها
کتاب های آموزش معارف جنگ
آمار بازدید

عملیات والفجر1


بخش یکم: مقدمه وکلیات

سال 1361 که از نظر حوادث و جریانات جنگ تحمیلی از پرحادثه ترین سالهای جنگ بود، در حالی به پایان رسید که نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در چهار ماهه اول آن پیروزیهای بسیار درخشان و سرنوشت سازی به دست آورده بود. نیروهای متجاوز عراق را تا حوالی خط مرز بین دو کشور متخاصم عقب رانده بودند. اما در هشت ماهه بعد آن سال با وجود اجرای چهارنبرد در سطح بسیار وسیع نیروهای ایران موفق نشده بودند ، نیروهای عراق را از خط مرز به داخل خاک عراق عقب برانند و نبرد را به عمق سرزمین عراق بکشانند. فقط در عملیات محرم در یک منطقه محدود حدود 10 کیلومتر داخل خاک عراق شده بودند.

1396/3/8 11:52:50 17 1

کلاه سبزها : خاطرات نیروهای ویژه هوابرد


بخش سی‌و‌دوم : خاطرات سرهنگ علیرضا مرادی

* حمله به تیپ 3 گارد ریاست جمهوری عراق

با آر‌پی‌جی، خمپاره‌انداز و کلاش هم‌زمان شلیک می‌کردیم. چادرها کاملاً از بین رفتند. یک خمپاره هم وسط قاطر‌ها خورد و آنها را موجی کرد. عراقی‌ها حسابی غافلگیر شده بودند و فرصت نکردند حتی یک تیر هم به سمت ما شلیک کنند. یه دلیل آرایش نعل‌اسبی ما، نمی‌دانستند از چه سمتی به آنها شلیک می‌شود. تقریباً پنج دقیقه طول کشید تا این حجم آتش را روی سرشان ریختیم.

1396/3/8 11:47:24 8 0

در کمین گل سرخ


بخش شصت اُم:

سرهنگ صیاد شیرازی به شکرانۀ این پیروزی به معرکۀ نبرد رفت تا از نزدیک از نیروهایش سپاسگزاری کند. با خود درجه ای هم برای سرگرد کیومرث مخبری فرمانده گردان125 برد. البته اهدای درجه مقررات تشریفاتی داشت که اختیارش در دست او نبود، اما الان هنگام این مسائل نبود. دشمن شکست خورده تمام محور را زیر آتش گرفته بود. گلوله های مختلف بی وقفه می بارید. سرهنگ به هر زحمتی بود خودش را تا نزدیک پل سابله رساند. در آنجا لاشۀ تانک های عراقی را روی پل دید و دید که بعضی از آنها توی رودخانه واژگن شده اند.

1396/3/8 11:43:4 7 0

حدیث عاشقان(6)


من نوكر بسيجي ها هستم

شهيد بابايي سيني چاي را درمقابل آنها مي چرخاند و بسيجي ها گمان مي كردند كه او كارگر خدماتي قرارگاه است. استكان هاي چاي كه در سيني بود تمام شد و شهيد بابايي دريافت كه به يكي از برادران چاي تعارف نكرده است؛ به همين خاطر آن شخص كه فراموش شده بود برخاست و درحالي كه خشمگين به نظر مي رسيد با تندي به او اعتراض كرد و گفت:

ـ چرا جلوي من چاي نگرفتي؟

شهيد بابايي با لحن بسيار مودبانه دستي به سر او كشيد و گفت:

  • برادرجان! ببخشيد متوجه نشدم. همين الآن مي روم و برايتان چاي مي آورم.

1396/3/7 12:54:7 9 0

مژه‌های سوخته (روایتی از زندگی شهید یوسف کلاهدوز) - قسمت پنجم


تهران گارد   انتقال به تهران

یوسف کلاهدوز را در گارد شاهنشاهی پذیرفتند. ضد‌اطلاعات ارتش باید پرونده‌اش را کامل می‌کرد و به گارد نظر نهایی‌اش را می‌داد. تعقیب‌ها شروع شد. یوسف را درست وقتی در گارد پذیرفته بودند که انقلابی شده بود و کارهای انقلابی می‌کرد. در شیراز با حسن اقارب‌پرست هم‌خانه بود و با موسی نامجوی که در دانشکده افسری استادشان بود، ارتباط داشت. بعد از اینکه در گارد پذیرفتندش، در موقعیت سختی قرار گرفت. مأموران ضد‌اطلاعات دائم دنبالش بودند و گزارش می‌دادند.  سایه‌به‌سایه تعقیبش می‌کردند و رفت و آمد‌هایش را زیر نظر داشتند.

1396/3/7 12:50:42 15 0

در کمین گل سرخ


بخش پنجاه و نهم:

 برای عبور از رودخانه، گردان هایی که دستچین کردیم، گردان125 پیاده مکانیزه لشگر16 زرهی بود.
بعد ها فرمانده آن در کردستان شهید شد.« سرهنگ مخبری». ویک گردان تانک. این هم از لشگر92 زرهی بود؛ به فرماندهی«لهراسبی» که افسر شجاعی است. از افسران لُر است. خیلی قوی بود. یک گردان از بچه های سپاه هم آمده بود ولی دسترسی حضوری به آنها نداشتیم. در سعیدیه بودند. پیام به آنها رسیده بود.

1396/3/7 12:39:20 15 0

نبردهای صحنه عملیات غرب


بخش سی و چهارم: عمليات آفندي بازي دراز(مرحله یکم)

مقدمه

نظر به اين‌كه حساس‌ترين منطقه نبرد در صحنه عمليات غرب (استان کرمانشاه و ايلام) منطقه سرپل‌ذهاب، قصرشيرين بود، بعد از تثبيت وضعيت پدافندي نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران در تمام صحنه‌هاي جنگ و آغاز تعرض متقابل نيروهاي ايران، براي عقب راندن نيروهاي متجاوز عراق از مناطق اشغال شده سرزمين ايران، تقدم عمليات آفندي نيروهاي مستقر در جبهه مياني صحنه عمليات، به منطقه نبرد سرپل‌ذهاب و گیلانغرب داده شد. یگان‌های وارد عمل شده در جبهه مياني تلاش كردند؛ نيروهاي دشمن را از اين منطقه عقب برانند. براي اين منظور از ده مرحله عمليات آفندي كه لشكر 81 زرهي در دوسال اول جنگ در جبهه کرمانشاه و ايلام اجرا كرد، هفت مرحله آن در منطقه سرپل‌ذهاب و گیلانغرب بود. از جمله اين عمليات آفندي؛ عملياتي بود كه براي آزاد كردن ارتفاعات بازي دراز واقع در بين محور گیلانغرب، قصرشيرين و محور سرپل‌ذهاب، قصرشيرين اجرا گرديد.

1396/3/7 12:36:3 12 0

دیدار مقام معظم رهبری با خلبانان در جبهه


1396/3/6 12:46:46 34 0

کلاه سبزها : خاطرات نیروهای ویژه هوابرد


بخش سی‌و‌یکم : خاطرات سرهنگ علیرضا مرادی

حمله به تیپ 3 گارد ریاست جمهوری عراق

. . . در اردوگاه فرعی، من، علی محمد‌زاده، شهید حسن آقا‌زاده فرد، شهید ابراهیم صفری، ولی خواجه‌وندی و چهار پنج نفر دیگر از بچه‌های نیرو مخصوص و رهایی گروگان حضور داشتیم. فرماندهی تیم بر عهده من بود و علی محمد‌زاده هم معاون بود. شهید‌آقازده و شهید صفری در اردوگاه اصلی به ما ملحق شدند. وقتی متوجه شدمY این دونفر تازه از دانشکده افسری فارغ‌التحصیل شده‌اند، با خودم گفتم: «آخه مگه ما می‌خواهیم اینجا دانشکده باز کنیم! اینها چرا اومدن؟» صفری چهار‌شانه و قد بلند بود. آقا‌زاده هم قدی متوسط داشت. وقتی اینها به تیم ما پیوستند، متوجه شور و علاقه‌شان به یادگیری شدم. بسیار فعال بودند. با خضوع و تواضع و برای اینکه از ما کار یاد بگیرند، به ما خدمت می‌کردند: کفش‌هایمان را واکس می‌زدند، برایمان چای آماده می‌کردند و ... دوست داشتند زود با ما صمیمی شوند. بسیار طالب علم بودند. مدام به من می‌گفتند: «استاد، این چی می‌شه؟»، «استاد، اون چی می‌شه؟» روی پا بند نبودند و به اصطلاح بوی شهادت می‌دادند.

1396/3/6 12:35:38 26 0

پدافند هوایی در دفاع مقدس


بخش ششم و پایانی:عملیات مرصاد

صبح روز عملیات مرصاد با روشن شدن هوا، پشتیبانی هوائی صدام حسین از منافقین شروع شد و هواپیماهای رهگیر عراقی در دسته های 5 تا 15 فروندی پرواز روی ستون منافقین را جهت حمایت از منافقین شروع کردند و سایت هاگ مستقر شده در بهترین نقطه ممکن (روی ارتفاع چهارمله)با هواپیماهائی که قصد پوشش هوائی از منافقین را داشتند، درگیر شد. این نبرد سنگین از حدود 5 صبح تا 10صبح آن‌روز طول کشید و دراین پنج ساعت نبرد سرنوشت ساز 18 فروند هواپیمای دشمن سرنگون شد

 

1396/3/6 12:33:45 21 0
4
>
تهران انتهای اتوبان ارتش خیابان برادران شهید شاهمرادی صندق پستی: 554-19575 - کدپستی: 1676653517
02122979698
Info@maarefjang.ir
پیام کوتاه هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی
300040004620
نرم افزار اندروید هیئت معارف جنگ
در این نرم افزار در بخش معارف جنگ عملیاتهای دوران دفاع مقدس همراه با نقشه هر عملیات و به تفکیک از سال اول تا سال هشتم جنگ قابل مشاهده می باشد.
هیئت معارف جنگ را در شبکه های اجتمایی دنبال کنید
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.

انتشار مقالات و مطالب در این پایگاه به منزله تائید تمام و کمال آنها نبوده، بلکه مطالب منعکس کننده نظرات نویسندگان آنها می باشد.

maarefjang @ 2015