• ارتش کلمه ی طیبه است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • ارتش جمهوری اسلامی ايران تنها ارتشی است كه در خدمت مردم و منافع ملی است و اعتقادات و احساسات بدنه و فرماندهان آن نيز همانند آحاد مردم است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • اساس استقلال مملكت بر ارتش است؛ بر نيروهاى زمينى و هوايى ودریائی است؛ لكن ارتشى كه متكى به ملت باشد. (امام خميني-ره)
  • وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهدِیَّنَهُم سُبُلَنَا وَ اِنَّ اللهَ لَمَعَ المُحُسِنِینَ (قرآن کریم، سوره مبارکه عنکبوت، آیه شریفه 69)
  • ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شکستیم. (امام خمینی - ره)
  • چرائی های جنگ تحمیلی و پاسخ به پرسشهای شما در خصوص دفاع مقدس در قسمت پرسش از شما، پاسخ از ما.
  • ارتش ما پشتوانه ملت ماست؛ ارتش ما ضامن استقلال كشور ماست. (امام خميني-ره)
  • «رژیم صهیونیستی ۲۵ سال آینده را نخواهد دید»، جملۀ منتخب مردم از بیانات سال94 مقام معظم رهبری(ایسنا)
  • 29 فروردین روز ارتش و سالروز حماسه آفرینی های نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران گرامی باد.
ارتش و دفاع مقدس از دیدگاه ولایت
صوت و تصویر
قطعنامه ها
کتاب آموزش معارف جنگ
آمار بازدید

از نوهد تا خرمشهر(4)


مانور سهند

در تابستان 1354، مقرر شده بود که رئیس جمهور مصر انورسادات به  دعوت شاه، برای بازدید سه روزه به ایران بیاید. انورسادات دوست صمیمی شاه ایران بود. شاه برای اینکه قدرت و توان ارتش ایران را به انورسادات نشان دهد، به نیروی زمینی و ستاد مشترک دستور یک مانور بزرگ نظامی واقع در علی‌آباد قم را صادر کرده بود. این مانور به نام «مانور سهند» در منطقه وسیع دشت علی‌آباد قم برگزار می‌شد. برای این منظور، در ابتدای دشت علی‌آباد جایگاه بلندی به مساحت حدوداً 300 متر و به ارتفاع 10 متر با تیرآهن و چوب ساخته شده بود، که حدود 30 الی 40 پلّه داشت و آن را با وسایل زیاد تزئین کرده بودند.

جنگ تحمیلی،دفاع مقدس،ارتش،هیئت معارف جنگ،شهید صیاد شیرازی،جنگ ایران و عراق،جنگ

این جایگاه از تیرآهن، الوار و تخته بود که با فرش‌های نفیس و قالیچه‌های پشمی زیبا و صندلی‌های قشنگ آراسته شده بود که برای دیدن مانور، انورسادات و شاه ایران و همراهانشان آنجا قرار می‌گرفتند و بر دشت زمین علی‌آباد قم مسلّط بودند و می‌توانستند هم با چشم و هم با دوربین منطقه عملیاتی را ببینند. در این مانور، هدف‌هایی برای نیروی هوایی و هواپیماهای F4 و F5 از پیش تعیین شده بود و آنها با پرواز بر فراز دشت علی‌آباد، هدف‌ها را بمباران می‌کردند.

 تیپ زرهی متشکّل از گردان‌های تانک چیفتن و M-60 با آرایش و تاکتیک ، عملیات آتش و مانور هدف‌ها را می‌زدند. واحدهای هوانیروز با هلی‌کوپترهای موجود واحدهایی از توپخانه را جابه‌جا می‌کردند و دو گردان پیاده از لشکر 1 مرکز گارد در منطقه باز شده و عملیات انجام می‌دادند و دو گردان از تیپ55 هوابرد، در نقطه‌ای پرش کرده بود و پس از بارریزی و دریافت ادوات خود در زمین(الحاق) با اجرای آتش و مانور به هدف‌های از پیش تعیین شده می‌رسیدند. فرمانده نیروی زمینی وقت، تیمسار اویسی بود.

به همین منظور، در ستاد مشترک ارتش ساختمانی در نظر گرفته بودند تا هماهنگی و آموزش‌های لازم در رابطه با این مانور انجام شود و برای این مانور بزرگ دوره‌ای برای کنترل واحدهای عمل‌کننده تعیین کردند تا بتوانند این مانور را جلو شاه و انورسادات به نحو عالی اجرا کنند.

رئیس دوره‌ها و کلاس‌های آموزشی این مانور، سرهنگ ستاد اقصا بود. سرهنگ اقصا افسری بسیار منظّم و مرتّب و باسواد و معلومات بود که گویا دوره‌هایی در خارج از ایران دیده بود و اجرای این مانور هم به عهده‌ ایشان بود.

از طرف تیپ23 نوهد مرا به عنوان داور واحدهای هوابرد شیراز به ستاد عملیاتی مانور در لویزان معرّفی کردند، من هم با همراه داشتن معرّفی‌نامه و امریه، خود را به افسر عملیات مانور، سرهنگ اقصا در لویزان معرّفی نمودم.

سرهنگ اقصا با دیدن من که ستوان یکم بودم یکّه‌ای خورد و گفت تیپ23 نوهد افسر با درجه بالا و ارشد نداشت که ستوان یکم معرّفی کرده است!؟

من در جواب سرهنگ اقصا گفتم قربان! فرمانده من تیمسار سرتیپ شفاعت در تیپ23 نوهد مرا انتخاب کرده است. در صورتی که مرا قبول ندارید و به من نیازی نیست به واحدم برمی‌گردم. سرهنگ اقصا در جواب من گفت: نه! برنگردید و بمانید! حتماً در وجود شما تخصّصی هست که شما را فرستاده‌اند. تشریف ببرید به اتاق داورها! وقتی آنجا وارد شدم در بین آن داورها افسر جزء ندیدم و من تنها افسر جزء داورها بودم. بقیه همه درجه‌ سرهنگی داشتند. فردای آن روز از هوابرد شیراز هم ستوان دومی به اسم «بردبار» به عنوان رابط عملیات هوابرد خود را به ستاد لویزان و به سرهنگ اقصا معرّفی کردند. او نیز به اتاق داورها آمد.

از شنبه کار و کلاس داورها شروع شد. تعداد کلّ داورها حدود 40 نفر بود. سرهنگ اقصا وقتی درس را برای داورها شرح می‌داد و روی تخته‌سیاه کلاس نمودار یا شکل‌هایی را رسم می‌کرد به من اشاره می‌داد. ستوان تخته‌سیاه را پاک کن! و من مرتّب آن را پاک می‌کردم. خلاصه در مدّت آموزش داورها و اتمام کلاس، من به عنوان تخته‌سیاه ‌پاک کن انجام وظیفه می‌کردم و بدین وسیله غیرمستقیم مرا مورد توجّه و زیر نظر قرار می‌داد.

در یکی از روزهای آموزش، که برای صرف ناهار به رستوران رفته بودیم، من با ستوان بردبار صحبت کردم و گفتم من و شما به عنوان افسران داور و رابط برای یگان‌های واحد 55 شرکت‌کننده در مانور معرّفی شده‌ایم و باید طرح و برنامه داشته باشیم و در این طرح و نقشه مشخّص کنیم که واحدهای هوابرد در چه مختصاتی پرش انجام بدهند و در چه نقطه‌ای الحاق انجام شود و در کدام جناح با آتش و مانور حرکت کنند و کجا هدف‌های تعیین شده را تصرّف ‌نمایند. ستوان بردبار گفت حق با شماست، تاکنون در برنامه آموزشی داورها صحبتی از هوابرد نشده است و ما دو نفر باید برای خود طرح عملیاتی داشته باشیم. با هماهنگی هم و گرفتن یک نقشه از منطقه عملیاتی مانور، طرح و برنامه واحدهای هوابرد را ترسیم و مشخّص نمودیم. آن را در دو نسخه تهیّه کردیم و هر کدام یک نسخه در جیب خود گذاشتیم. آموزش داورها سه روز بعد به اتمام رسید و برای تشریح برنامه، فردای آن روز با دو فروند هلی‌کوپتر از لویزان عازم منطقه عملیاتی مانور واقع در علی‌آباد قم شدیم. سرهنگ اقصا در بالای جایگاه چارت‌ها و نقشه‌ها و برنامه اجرای مانور را آماده کرده بود و منتظر فرمانده نیروی زمینی، تیمسار اویسی بود.

جایگاه به حدّی شلوغ بود و جمعیّت فرماندهان زیاد بود که من و ستوان بردبار نتوانستیم بالا برویم و در پایین جایگاه با افسران جزء و محافظین منطقه سرگرم گفتگو شدیم.

چند دقیقه‌ای گذشت و تیمسار اویسی، فرمانده نیرو، با هلی‌کوپتر وارد منطقه مانور شد و سرهنگ اقصا برایش ایست خبردار داد. تیمسار اویسی به بالای جایگاه آمد. سرهنگ اقصا توضیحات مهم و زیادی در مورد مانور سهند از روی نقشه و چارت به ایشان ارائه داد. تیمسار اویسی هم گوش می‌داد و نقشه‌ها را مشاهده می‌کرد. یک مرتبه تیمسار اویسی می‌پرسد: خوب! جناب سرهنگ اقصا بفرمایید برنامه واحد هوابرد از تیپ55 چگونه است؟! سرهنگ اقصا نتوانست جواب درست و آماده‌ای ارائه دهد. می‌گوید قربان ستوان ایازی داور هوابرد در پایین جایگاه است و فوری به سرهنگی اشاره می‌کند: بدو و ستوان ایازی را صدا کن!

من در پایین جایگاه سرگرم صحبت بودم. صدایی شنیدم که اسم مرا نام می‌برد. جواب دادم ایازی من هستم! گفت: برو بالا! من نیز به همراه آن سرهنگ پلّه‌ها را طی کردم و به جایگاه رسیدم. آنجا سکوت بود. احترام نظامی به جای آوردم. سرهنگ اقصا اشاره کردند این ستوان، داور هوابرد است. تیمسار اویسی رو به من کرد و پرسید: سرکار ستوان بفرمایید عملیات مانور هوابرد چگونه است؟ من نیز پشت تریبون قرار گرفتم و چوب دستی را از سرهنگ گرفتم و برنامه‌ای را که با ستوان بردبار تهیّه دیده بودیم از جیبم درآوردم و از روی نقشه توضیح دادم که نیروهای پیاده در این نقطه پرش را انجام می‌دهند و بارریزی نیز در فلان نقطه انجام می‌شود و گروه‌های پیاده هم در آن نقطه الحاق انجام می‌دهند و به اهداف از پیش تعیین شده با آتش و مانور حمله‌ور می‌شوند و هدف‌ها را تصرّف می‌کنند. عملیات هم زیر آتش توپخانه انجام می‌گیرد.

تیمسار اویسی مرتّب گوش می‌داد و نقشه‌ها را نگاه می‌کرد و من کلّیه عملیات هوابرد را در منطقه علی‌آباد قم تشریح کردم. وقتی که صحبت‌های من به اتمام رسید، تیمسار اویسی به من دست داد و گفت: خیلی متشکّرم ستوان!

رو کرد به سرهنگ اقصا و گفت: جناب سرهنگ اگر همه داورهای مانور عملیات سهند همانند این ستوان در کار و برنامه خود وارد باشند، من نگرانی نخواهم داشت و مانور سهند در دشت علی‌آباد قم به خوبی انجام می‌گیرد. همچنین از سرهنگ اقصا هم تشکّر کرد و سوار هلی‌کوپتر شد و منطقه را ترک کرد.

سرهنگ اقصا بعد از رفتن تیمسار اویسی جلو چشمان همه داوران و افسران موجود در جایگاه مرا بغل کرد و گفت: پسرم آبرو و شخصیّت مرا پیش تیمسار اویسی حفظ کردی! ممنون و سپاسگزارم! حال بفرمایید این همه مطلب و برنامه و دستور کار عملیات مانور را چگونه و چه زمانی تهیّه کرده‌اید؟ بسیار عالی و خوب و درخور مانور بود. گفتم جناب سرهنگ شما فقط مرا به عنوان تخته‌سیاه پاک‌کن به کار می‌گرفتید و به ظاهر هم که شده از تخصّص و کار من چیزی نپرسیدید. من و ستوان بردبار در وقت استراحت کلاس‌ها، این برنامه و روش کار و عملیات واحدها را طرح‌ریزی کرده‌ایم. وقتی می‌خواستیم به لویزان برگردیم، سرهنگ اقصا مرا پیش خود فراخواند و در کنار وی سوار هلی‌کوپتر شدم. وقتی به ستاد رسیدیم مرا به اتاق دفتر کار خود برد.

در آنجا از من پرسید: بچّه‌ کجایی؟ جواب دادم: مهاباد! گفت پس پدر و مادرت آنجا ساکن هستند. گفتم بله و پدرم به من افتخار می‌کند که فرزندش یک نظامی است. به تلفن روی میزش اشاره کرد و گفت: از اینجا با پدرت و مادرت تماس بگیر و صحبت کن و از سلامتی آنها جویا شو! با پدر و مادرم تماس گرفتم و از سلامتی آنها خبر گرفتم. مادرم خیلی خوشحال شد که با وی تماس گرفته‌ام. بعد از خداحافظی رو کردم به جناب سرهنگ اقصا و گفتم جناب سرهنگ برای بهبود عملیات مانور لازم است من و ستوان بردبار با برگه مأموریّت به شیراز برویم و با واحدهای پیاده که در عملیات مانور شرکت می‌کنند پرش انجام دهیم و یک بار عملیات را در منطقه علی‌آباد تمرین کنیم.

این پیشنهاد را قبول کرد و گفت: بسیار عالی و بجا است. فردا با دریافت سه هزار تومان از رکن سوم به عنوان فوق‌العاده با ستوان بردبار عازم شیراز شدیم و با واحدهای عمل‌کننده در مانور، در منطقه عملیاتی مانور در علی‌آباد پرش کردیم و بارریزی صورت گرفت و الحاق نیز انجام شد و واحدهای پیاده زیر پوشش توپخانه با اجرای آتش و مانور به اهداف از پیش تعیین شده حمله‌ور شدند و آن مکان‌ها را تصرّف نمودند. تمرین مانور بسیار عالی و موفّقیّت‌آمیز بود. سه روز بعد شاه ایران همراه انورسادات، رئیس جمهور مصر، در جایگاه قرار گرفتند و مانور سهند شروع شد. قدرت و عظمت ارتش و نیروی هوایی و هوانیروز و یگان‌های تانک و واحدهای هوابرد و ایمان و میهن‌پرستی ارتش ایران در این مانور به انورسادات نشان داده شد.

بعد از اتمام مانور، انورسادات به شاه ایران گفته بود که من عظمت و بزرگی و قدرت را در ارتش ایران دیدم. من نیز سعی خواهم کرد نیروی نظامی خود را مانند ارتش ایران پرقدرت و عظیم بسازم.

 

منبع: از نوهد تا خرمشهر، جعفر ایازی، 1396، ایران سبز، تهران

1398/3/1 10:34:3 700 0
قسمت ارائه دهنده: مدیریت تولید محتوا
تویضیحات در موتور جستجو
در تابستان 1354، مقرر شده بود که رئیس جمهور مصر انورسادات به دعوت شاه، برای بازدید سه روزه به ایران بیاید. انورسادات دوست صمیمی شاه ایران بود. شاه برای اینکه قدرت و توان ارتش ایران را به انورسادات نشان دهد، به نیروی زمینی و ستاد مشترک دستور یک مانور بزرگ نظامی واقع در علی‌آباد قم را صادر کرده بود.
نظرات ارسالی
نظر شما






Retype the CAPTCHA code from the image
Change the CAPTCHA codeSpeak the CAPTCHA code
 


4
>
تهران انتهای اتوبان ارتش خیابان برادران شهید شاهمرادی صندق پستی: 554-19575 - کدپستی: 1676653517
02122979698
Info@maarefjang.ir
پیام کوتاه هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی
300040004620
نرم افزار اندروید هیئت معارف جنگ
در این نرم افزار در بخش معارف جنگ عملیاتهای دوران دفاع مقدس همراه با نقشه هر عملیات و به تفکیک از سال اول تا سال هشتم جنگ قابل مشاهده می باشد.
هیئت معارف جنگ را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.

انتشار مقالات و مطالب در این پایگاه به منزله تائید تمام و کمال آنها نبوده، بلکه مطالب منعکس کننده نظرات نویسندگان آنها می باشد.

maarefjang @ 2015