• ارتش کلمه ی طیبه است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • ارتش جمهوری اسلامی ايران تنها ارتشی است كه در خدمت مردم و منافع ملی است و اعتقادات و احساسات بدنه و فرماندهان آن نيز همانند آحاد مردم است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • اساس استقلال مملكت بر ارتش است؛ بر نيروهاى زمينى و هوايى ودریائی است؛ لكن ارتشى كه متكى به ملت باشد. (امام خميني-ره)
  • وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهدِیَّنَهُم سُبُلَنَا وَ اِنَّ اللهَ لَمَعَ المُحُسِنِینَ (قرآن کریم، سوره مبارکه عنکبوت، آیه شریفه 69)
  • ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شکستیم. (امام خمینی - ره)
  • چرائی های جنگ تحمیلی و پاسخ به پرسشهای شما در خصوص دفاع مقدس در قسمت پرسش از شما، پاسخ از ما.
  • ارتش ما پشتوانه ملت ماست؛ ارتش ما ضامن استقلال كشور ماست. (امام خميني-ره)
  • «رژیم صهیونیستی ۲۵ سال آینده را نخواهد دید»، جملۀ منتخب مردم از بیانات سال94 مقام معظم رهبری(ایسنا)
  • 29 فروردین روز ارتش و سالروز حماسه آفرینی های نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران گرامی باد.

توپخانه در سد  و تثبیت متجاوز (21)


بخش سوم: عملکرد آتشبار یکم گردان317 توپخانه155م‌م خ.ک توپخانۀ لشکر81 زرهی

نویسنده: سرتیپ‌دوم توپخانه ستاد خیرالله همتی

در سال 1359 مسئولیت فرماندهی آتشبار یکم گردان 317 توپخانه 155م‌م خودکششی لشکر81 زرهی کرمانشاه را  برعهده داشتم. این گردان در پادگان صالح‌آباد (شهید سروران) کرمانشاه مستقر بود و مأموریت آن، عمل کلی لشکر بود.

جنگ تحمیلی،دفاع مقدس،ارتش،هیئت معارف جنگ،شهید صیاد شیرازی،جنگ ایران و عراق،جنگ

 

بنابراین مانند سه گردان توپخانۀ صحرایی دیگر لشکر که همراه تیپ‌های زرهی بودند و مأموریت کمک مستقیم را به‌عهده داشتند، درگیر عملیات علیه مهاجمان و شرارت­های پراکندۀ ارتش عراق در مرزها نشد؛ اما به‌مرور زمان و به‌لحاظ افزایش درگیری­ها و وخیم‌تر شدن وضعیت سرحدات مجاور کشور عراق، این گردان نیز به‌تدریج وارد عملیات شد.

اولین مأموریت عملیاتی محول شده به این گردان در اردیبهشت‌ 1359 بود که مقرر شد سه قبضه توپ، همراه سه دستگاه مهمات‌بر شنی‌دار ام- 548 با نیمی از کارکنان یک آتشبار برای آرام‌سازی تشنجات شهرستان کامیاران به آن منطقه اعزام شود. این مأموریت به آتشبار یکم محول و مقرر شد ستوان‌دوم علی‌محمد طاهری، معاون وقت آتشبار، همراه سه قبضه توپ و تجهیزات لازم و عناصر پیش‌بینی شده به آن منطقه اعزام شود. حرکت به‌موقع آغاز شد و پس از استقرار در منطقۀ مورد نظر، حدود دو ماه بعد این مأموریت خاتمه یافت و خوشبختانه عناصر اعزامی بدون درگیری و تلفات و ضایعات به پادگان برگشتند.

اواسط مرداد 1359 براساس تدبیر لشکر، مقرر شد آتشبار دوم گردان 317 توپخانه خودکششی به فرماندهی ستوان‌یکم سعدی پورکند به‌منظور تعویض آتشبار دوم گردان 373 توپخانه 155م‌م خودکششی، کمک مستقیم تیپ2 زرهی لشکر81 مستقر در بیستون، به نفت‌شهر عزیمت و مأموریت آن آتشبار را  برعهده  بگیرد. (آتشبار مذکور به فرماندهی ستوان‌یکم عباداله امیری دو ماه قبل به نفت‌شهر اعزام شده بود.) هم‌زمان با عزیمت آتشبار دوم گردان به نفت‌شهر، باتوجه به احتمال افزایش درگیری­ها و ادامۀ مأموریت­های مرزی، مقرر شد آتشبار یکم به فرماندهی من آمادگی داشته باشد، دو ماه بعد، آتشبار ستوان پورکند را در نفت‌شهر تعویض کند. اما اخبار و اطلاعات رسیده از مرزهای غربی حاکی از وخامت اوضاع و تداوم و افزایش درگیری­ها بود.

حدود یک‌ماه از اعزام آتشبار دوم سپری شده بود که غروب روز 18/6/1359 دستور عزیمت آتشبار یکم به منطقۀ عملیاتی غرب به من ابلاغ شد. در این دستور مقرر شده بود که «به‌محض رؤیت، یک آتشبار شش توپه آماده عزیمت به منطقۀ غرب بوده و بنا به دستور حرکت کند.» بنابراین بلافاصله در پادگان حضور یافتم و ضمن احضار ستوان علی‌محمد طاهری، معاون آتشبار، برابر طرح امربری آماده‌باش­ها، کارکنان پایور را احضار و بی‌درنگ اقدامات بارگیری آغاز و تا ساعت 2400 همان روز آتشبار آماده اعزام شد. اما به‌لحاظ عدم واگذاری تانک‌برها که 12 دستگاه مورد نیاز بود، اعزام به منطقۀ عملیاتی به صبح روز بعد موکول شد. روز بعد مازهای تانک‌بر روسی و بنزهای کفی کمرشکن از راه رسیدند و تا قبل از ظهر توپ­ها، مهمات‌برها و یک دستگاه پاسگاه فرماندهی ام-577 بارگیری و ستون موتوری آتشبار آمادۀ اعزام شد، اما براساس مصلحت لشکر، دوباره حرکت به سمت منطقه به صبح روز بعد موکول شد. صبح روز 20/6/1359 حرکت آغاز و پس از عبور از شهرستان اسلام‌آباد غرب و کرند غرب، ناهار در سراب‌گرم (سرپل‌ذهاب) صرف شد و پس از بازدیدهای متعارف از ستون موتوری، آتشبار آماده شد تا باقی‌ماندۀ مسیر را طی کند.

مقصد، چم‌ امام‌حسن در محور گیلانغرب- قصرشیرین بود. در این لحظه سرگرد توپخانه هوشنگ امیری، افسر عملیات گردان 317 توپخانه، در محل حضور یافت و ضمن راهنمایی و توجیهات لازم، گفت: آهنگ حرکت را طوری تنظیم کنید که عبور از تنگ حاجیان هم‌زمان با تاریکی و غروب آفتاب باشد تا یگان از حملات هوایی احتمالی دشمن مصون شود. ستون خودرویی حرکت کرد و حرکت با نظم خاص آغاز و حدود ساعت 2400 همان روز با ورود به منطقۀ پراکندگی پیش‌بینی شده (منطقه عمومی چم ‌امام‌حسن)، توپ­ها و وسایل شنی‌دار از تانک‌برها پیاده شدند و تا ساعت یک بامداد روز 21/6/1359 کارکنان ضمن صرف شام که به‌وسیله آشپزخانۀ محمول همراه یگان طبخ شده بود، استقرار در منطقۀ پراکندگی آتشبار کامل شد و کارکنان پس از یک روز راهپیمایی و خستگی، فرصتی یافتند تا دمی بیاسایند.

( نقشۀ شماره1،  موضع شماره1، منطقۀ پراکندگی آتشبار، چم‌امام‌حسن)

در صبح 21/6/1359، قبل از طلوع آفتاب، در حالی که همراه ستوان‌یار شادروان عباس زنده‌زبان (یکی از بهترین رؤسای توپ لشکر) منطقۀ پراکندگی آتشبار را بازدید می‌کردیم، دو فروند هواپیمای سوخو-7 عراقی را نزدیک موضع آتشبار در ارتفاع پایین مشاهده کردیم که از سمت گیلانغرب به سمت قصرشیرین بر فراز جادۀ آسفالته در حال شیرجه به منطقۀ پراکندگی آتشبار بودند. لحظاتی بعد یکی پس از دیگری موضع آتشبار را بمباران و با افزایش ارتفاع و سرعت و رها کردن باک­های خالی بنزین، منطقه را ترک کردند. البته قبل از عزیمت آتشبار به منطقه، چهار رسد توپ 23م‌م کششی همراه با خدمۀ کامل و خودروهای حمل توپ و مهمات، از گردان 316 توپخانه پدافند هوایی لشکر به این آتشبار مأمور و یگان را همراهی می‌کردند. بنابراین حین بمباران هواپیماهای متجاوز، تیربارهای کالیبر 50 مستقر روی توپ­ها، مهمات­برها و چهار قبضه توپ 23م‌م پدافند هوایی همراه آتشبار، با غرش رعدآسا به‌سوی هواپیماها آتش گشودند و درواقع ضرب شستی به‌یاد ماندنی به دشمن نشان دادند. این دفاع جانانه که اولین تجربه جنگی در روز ورود به جنگ و به‌دور از انتظار بود، باعث شد هواپیماها به‌‌رغم شرایط کاملاً مساعد برای بمباران، نتوانند با دقت هدف‌گیری کرده و مأموریت خود را به‌درستی انجام دهند. اینکه پس از این حمله هیچ‌گونه آسیبی به آتشبار نرسید، دلیل تأیید این ادعاست. مهم‌تر اینکه اگرچه این حملۀ هوایی دشمن هرگز خوشایند نبود، اما درواقع درس عبرتی برای کارکنان بود، زیرا که همه همکاران دریافتند تهدید جدی است و بنابراین مأموریت پیش روی، تلاشی مضاعف و اراده‌ای مستحکم را طلب می‌کند. از آن لحظه به بعد، آتشبار با همۀ وجود آماده شد تا هر جنبنده‌ای را در هوا نابود کند.

قبل از ظهر همان روز سرگرد هوشنگ امیری افسر عملیات گردان در آتشبار حضور یافت تا پس از شناسایی موضع تیر مناسب آتشبار، به محل تعیین شده عزیمت کنیم. بنابراین به دامنۀ کوه گمکوه عزیمت و پس از حضور در محل و انجام شناسایی­های لازم و بررسی دقیق منطقه، به موضع پراکندگی برگشتیم تا آتشبار را برای حرکت در شب پیش روی آماده کنیم. اقدامات لازم انجام و همه چیز برنامه‌ریزی شد تا آتشبار از طریق جادۀ آسفالته با عبور از  سه‌راه تلویزیون قصرشیرین (سه‌راه نی‌پهن‌ عبدالله) با تغییر مسیر به سمت نفت‌شهر برود. سپس با طی مسافتی، در نقطه‌ای، از جادۀ اصلی خارج شده و مسیری خاکی را به طول تقریبی شش کیلومتر بپیماید. البته قسمت اعظم این مسیر در کنترل و دید و تیر مستقیم دیده‌بانان عراقی قرار داشت که اینک و پس از اشغال قسمتی از مرز روی ارتفاعات آق‌داغ، کل محور یا معبر تنگاب را در کنترل دید، تیر و آتش خود داشتند. بنابراین ضروری بود حرکت از مبدأ تا مقصد در تاریکی مطلق شب انجام شود؛ بنابراین ستون موتوری آتشبار با نظم خاص آماده حرکت شد و ساعت 12 شب همراه سرباز سیدعلی کیمیایی، رانندۀ جیپ میول مأمور از قرارگاه توپخانه لشکر، در سر ستون قرار گرفتم و حرکت آغاز شد. مسیر آسفالت با تأنی و نظم خاص پیموده شد و این در حالی بود که کلیۀ خودروها و توپ­ها فاقد چراغ ترمز بودند؛ زیرا تمام لامپ­های چراغ ترمزها خارج شده بود تا در صورت ترمز خودروها، حرکت ستون آتشبار توسط دیده‌بانان دشمن که در محدوده‌ای از منطقه پشت ستون موتوری را می‌توانستند مشاهده کنند، کشف نشود. اما به‌محض رسیدن به مسیر خاکی که صرفاً با بولدوزر تراشیده شده بود و آماده نبود، مشکل راهپیمایی نمایان شد؛ زیرا تاریکی مطلق هوا باعث ‌شد تا جاده هرگز دیده نشود و ما ناگزیر شدیم باقی‌ماندۀ مسیر مورد نظر را پیاده و پیشاپیش ستون موتوری آتشبار حرکت کنیم. خوشبختانه و بدون هیچ‌گونه مشکل، حدود ساعت پنج صبح 22/6/1359 آتشبار به موضع پیش‌بینی شده که هیچ‌گونه آماده‌سازی روی آن انجام نشده بود، وارد شد و با فوریت اقدامات استقرار در محل‌های تعیین شده انجام و پراکندگی خودروها و تجهیزات آغاز و آتشبار روانه شد و مهمات پای توپ­ها توزیع و آشپزخانه صحرایی  برای طبخ غذا فعال شد. (نقشه شماره2، موضع شماره2، اولین موضع تیر آتشبار یکم، گمکوه)

مأموریت آتشبار، تقویت آتش گردان340 توپخانه 155م‌م خودکششی، کمک مستقیم تیپ3 زرهی سرپل‌ذهاب بود که ستاد یگان مذکور از ماه­ها قبل در آن منطقه مستقر شده بود و حدود دو آتشبار هم از گردان مذکور در همان منطقه اجرای مأموریت می‌کردند. پس از استقرار دقیق آتشبار و آمادگی برای تیراندازی، بی‌درنگ به ستاد گردان340 توپخانه مراجعه و پس از دیدار و هماهنگی با فرمانده وقت گردان، سرهنگ حاج علی افشاریان و رکن سوم گردان، سروان علی موجودی، به آتشبار برگشته و بلافاصله معاون آتشبار، ستوان طاهری، آماده شد تا یک رسد دیده‌بان را در بهترین دیدگاه منطقه مستقر و توجیه و تیراندازی روی هدف­های مورد نظر را آغاز کند. این اقدام به موقع انجام و رسد دیده‌بان به سرپرستی ستوان‌سوم ولی‌الله آقایی به همراه معاون آتشبار به منطقۀ جلو عزیمت و در دیدگاه فرستندۀ تلویزیون قصرشیرین (فرستندۀ فرامرزی) که نقطه‌ای سرکوب و مناسب بود، مستقر شد.

(نقشه شماره2، دیدگاه شماره1، دیدگاه آنتن)

لحظاتی پس از استقرار دیده‌بان آتشبار، اولین درخواست آتش دریافت شد و در مدتی کوتاه، اولین و دومین گلوله و سپس شلیک آتشباری سکوت منطقه را شکست و در ادامۀ شلیک‌های  این آتشبار، منطقه پاسگاه زینل‌کش (زینل‌قوس) عراق و حومۀ آن را که مملو از یگان‌های ارتش متجاوز عراق بود، درهم کوبید و بدین ترتیب مأموریت عملیاتی آتشبار آغاز شد.   

اینک آتشبار با شرایطی مطلوب و آمادگی رزمی عالی انجام مأموریت می‌کرد و از هیچ جهت کاستی و کمبودی احساس نمی‌شد. البته هیچ‌گونه اقلام سنگری در اختیار آتشبار نبود و افراد ناگزیر بودند برای تقلیل آسیب‌پذیری در مقابل حملات هوایی و توپخانۀ دشمن، با استفادۀ اصولی از زمین، ایجاد سنگرهای حفره روباه و کندن دامنه‌ها و ورود به دل تپه‌ها، برای خود جان‌پناه تهیه کنند؛ زیرا جان‌پناه سازمانی آنان چادر گروهی و انفرادی بود. این روند استمرار یافت و هر روز با اشراف بیشتر دیده‌بان به منطقه و پیدایش هدف­های مناسب، تیراندازی‌ها روند صعودی داشت. البته با وجود دقت در مصرف مهمات، هیچ‌گاه نگران کمبود مهمات نبودیم؛ زیرا هنگام بارگیری و عزیمت به مأموریت، بیش از 1000 گلوله با متعلقات (متجاوز از 50 تن) مهمات در خودروهای سازمانی و مأمور بارگیری شده بود. (یک ‌دستگاه کانکس به ظرفیت 400 گلوله، مأمور از پشتیبانی لشکر– 5 دستگاه مهمات‌بر شنی‌دار ام 548 هر یک به ظرفیت یکصد گلوله، یک دستگاه خودرو حمل مهمات به ظرفیت 50 گلوله و داخل هر توپ 28 گلوله در مقرهای استاندارد)

حدود پنج روز بدین منوال سپری شد و به تناسب شرایط و احساس خطر از تک احتمالی دشمن، از آتشبار خواسته شد تا دو رسد دیده‌بان در اختیار گروه رزمی مستقر در خط پدافندی قرار گیرد. بنابراین با فوریت، دو رسد دیده‌بان با تجهیزات کامل سازمانی آماده شد و شخصاً آنان را به ستاد گروه رزمی 222 تانک همراهی و ضمن دیدار و مذاکره با فرماندۀ گروه رزمی، سروان زرهی جلیل نیازی و رکن سوم گروه رزمی، رسدهای دیده‌بان در اختیار او قرار داده شد. بلافاصله، ضمن استقرار دیده‌بانان در خط پدافندی، ارتباط آنان با آتشبار برقرار شد. در این وضعیت سه رسد دیده‌بان از آتشبار در منطقه مستقر شده بودند و در تمام مدت، با نظارت و کنترل دقیق تحرکات دشمن و ارسال گزارش­های اطلاعاتی، آتشبار را از وضعیت دشمن مطلع می‌کردند. همچنین ستوان آقایی، دیده‌بان پایور مستقر در دیدگاه آنتن تلویزیون، نقش افسر رابط برای هماهنگی پشتیبانی آتش سه رسد دیده‌بانی را برعهده داشت.

(نقشه شماره 2 – دیدگاه شماره 2 – دیدگاه در خط)

مأموریت عملیاتی آتشبار بدین صورت استمرار یافت و غرش شلیک‌های آتشباری با شش قبضه توپ که همواره حاضر به‌کار نگه داشته می­شدند، همه را به‌وجد آورده بود؛ تا جایی که کارکنان یگان خسته و فرسودۀ 340 توپخانه را که از اوایل سال 1358 در منطقه سرزمینی حضور عملیاتی داشت، جان دوباره­ای بخشید. از طرفی و براساس گزارش دیده‌بان­ها، تمرکز یگان‌های دشمن در حوالی مرز هر لحظه بیشتر می‌شد؛ به‌طوری ‌که حوالی پاسگاه زینل‌قوس عراق مملو از تانک‌های دشمن بود و قرائن و شواهد موجود، تک احتمالی دشمن را یادآور می‌شد. اما متأسفانه این شرایط هر لحظه وخیم‌تر می‌شد. بنابراین تیراندازی­ها سیر صعودی داشت و بدین صورت روزها سپری می‌‌شد و شهریور 1359 در شرف اتمام بود.

حوالی ظهر روز 31/6/1359 در مرکز آتشبار ناظر بر تیراندازی­ها بودم و شلیک­های بی‌وقفه آتشباری، همه چیز را معطوف عملیات کرده بود. در این لحظه یک خودرو زیل روسی موسوم به تخلیه کن که عموماً سازمانی یگان‌های مهندسی نزاجا بوده و برای حمل مصالح استفاده می­شد، به موضع آتشبار وارد شد و در نزدیکی مرکز آتشبار توقف کرد. سپس گروهبان‌یکم رضا حمزه‌ای از آن پیاده شد و بلافاصله نزد من آمد که پریشان و مضطرب به‌نظر می­رسید. از او سؤال کردم: مشکلی پیش آمده، خودرو شما کجاست؟ این خودرو را از کجا آورده‌اید؟ او با تأملی معنادار توضیح داد: هنگامی که امروز صبح از دامنۀ ارتفاع قراویز به سمت شهرک قره‌بلاغ (سرپل‌ذهاب) در حرکت بودم، تانک‌های متعددی را در حال مانور در عقبۀ دشت‌ذهاب مشاهده کردم و بی­نهایت امیدوار و خرسند شدم؛ زیرا تصور کردم تانک‌های خودی هستند که تمرینات رزمی انجام می‌دهند. پس از عزیمت به پادگان قلعه‌شاهین (تیپ3 زرهی لشکر) خواروبار و آب گرفتم و بلافاصله برگشتم. اما در مسیر حرکت و هنگام عبور از مقابل شرکت زراعی سرپل‌ذهاب، همان تانک‌ها را نزدیک جادۀ آسفالتۀ سرپل‌ذهاب به قصرشیرین و با چراغ روشن مشاهده کردم که جای تعجب داشت. لحظاتی بعد برق دهانه یکی از تانک‌ها توجه­ام را جلب و بلافاصله گلوله به جلوی خودروی من اصابت کرد. خودرو به آتش کشیده شد و احساس کردم زخمی ‌شده­ام؛ از خودرو پیاده شدم و متوجه شدم که خوشبختانه مجروح نیستم. بی‌درنگ خود را به علفزارهای اطراف رساندم تا از خطر انفجار خودرو و تیراندازی­های بعدی دشمن در امان باشم. در این میان، در حدود یکصد متری آن مکان، این خودرو را مشاهده کردم. به آن نزدیک شدم و دیدم خودرو فاقد سرنشین و راننده است. از فرصت استفاده کردم، سوار خودرو شدم و به طرف موضع حرکت کردم تا ضمن عزیمت به موضع آتشبار و گزارش ماوقع به شما، برای خوار بار و آب چاره­ای بیندیشم. او ادامه داد: احتمالاً تا این لحظه جادۀ قصرشیرین- سرپل‌ذهاب قطع شده و دشمن سرپل‌ذهاب را اشغال کرده است. از وی خواستم این موضوع را به‌خاطر حفظ روحیۀ افراد با کارکنان مطرح نکند و برای تأمین آب شرب به گیلانغرب برود. در این شرایط گزارش دیده‌بان­های خودی نیز حاکی از تشدید وضعیت و حرکت یگان‌های دشمن به جلو بود و این اوضاع، لحظه به لحظه حادتر می‌شد. ساعتی بعد ستوان آقایی اعلام کرد که عملیات تأخیری گروه رزمی در خط آغاز شده است و به‌‌رغم مقاومت سرسختانه، حفظ مواضع پدافندی و مقابله با تانک‌های بی­شمار دشمن امکان‌پذیر نیست؛ بنابراین در صورت موافقت، من هم یک خیز عقب بیایم و دیدگاه دیگری را اشغال کنم. به‌ناچار با درخواست او موافقت شد.

زمان به‌سرعت سپری می‌شد و آتشبار با آخرین توانایی و نواخت تند، دشمن را زیر ضربات شلیک­های آتشباری درهم می­کوبید؛ اما به عصر نزدیک می­شدیم. برای مشورت و تعیین تکلیف به ستاد گردان340 توپخانه رفتم. قسمت اعظم یگان به عقب رفته و باقی‌ماندۀ یگان در حال ترک موضع بودند. نگران شدم؛ وضعیت منطقه را از دیده‌بانان سؤال کردم که اعلام کردند گروه رزمی بر اثر تلفات و ضایعات سنگین توان رزمی خود را از دست داده و با وجود استقامت جانانه و قبول تلفات  بسیار، در حال قطع تماس با دشمن است. بنابراین اکنون هیچ عنصر رزمی خودی در قسمت جلو حضور ندارد و گروه رزمی، تحت فشار دشمن در حال عقب‌نشینی است. از آنان خواستم همراه عناصر گروه رزمی عقب بیایند و در مسیر عبور از کنار موضع آتشبار، پیاده شده و به یگان ملحق شوند. سپس به آتشبار دستور جمع‌آوری و ضداستقرار دادم.

 حدود یک‌ساعت بعد ستوان آقایی و دو رسد دیده‌بان دیگر به موضع آتشبار وارد شدند. سر تا پا غرق در خاک و عرق بودند. ستوان طاهری معاون آتشبار مأمور شد تا در سرستون آتشبار قرار گرفته و یگان را به سمت سه‌راه تلویزیون (نی‌پهن‌ عبدالله)، تقاطع جادۀ نفت‌شهر و جادۀ گیلانغرب، به قصرشیرین هدایت و پس از رسیدن به آن مکان، آتشبار را روانه کند و محور تنگاب را زیر آتش قرار دهد. اینک خطر بیخ گوش آتشبار بود و احتمال رسیدن دشمن به سر جادۀ فرعی متصل به موضع آتشبار و محاصرۀ آتشبار متصور بود. ستوان طاهری از ترک موضع امتناع می‌کرد و اصرار داشت او در آخر ستون حرکت کند؛ زیرا تصور می‌کرد احتمالاً آخر ستون آتشبار با یگان مقدم دشمن برخورد و افراد اسیر یا نابود شوند. درواقع او اصرار داشت قسمت خطرناک مأموریت را برعهده  بگیرد. اما از او خواسته شد بی‌درنگ حرکت کند.

 لحظاتی بعد آتشبار حرکت کرد و من در آخر ستون و همزمان با غروب آفتاب موضع را در حالی ترک می‌کردم که رانندگی خودرو زیل کرکس 131 آشپزخانه با یدک آشپزخانۀ صحرایی، همراه سربازان آشپزخانه و همۀ خواروبار خشک انبار شده را شخصاً به‌عهده داشتم. راننده خودرو، گروهبان‌یکم احمد نصرالله‌زاده، به‌علت بیماری همسرش، به مرخصی کوتاه اعزام شده بود و چون راننده جایگزین نداشتیم، خودم رانندگی خودرو را برعهده  گرفتم.

در این لحظات با وجود تأثر عمیق از این واقعه تلخ، از اینکه آتشبار را بدون تلفات و ضایعات، به‌عنوان آخرین یگان باقی‌مانده در محور تنگاب به عقب هدایت می‌کردم، راضی بودم. هوا در حال تاریک شدن بود و مسیر جادۀ خاکی به‌درستی دیده نمی­شد. در مسیر حرکت، ناگهان زیر انبوه آتش یگان کاتیوشای دشمن قرار گرفتیم و در قسمت جلوتر، شعله آتش که هر لحظه زبانه می­کشید، مرا نگران کرد. به منطقۀ آتش رسیدم؛ راننده و بهیار مأمور به آتشبار، بیرون از خودرو و با سراپای دودی و خاکی، با نگرانی شاهد سوختن خودرو آمبولانس اوآز (مأمور به یگان) بودند که با اصابت موشک کاتیوشا به حاشیه پشت خودرو آمبولانس، به آتش کشیده شده بود. آنان را سوار کردم و به مسیر ادامه دادم، اما چند صد متر جلوتر با یک قبضه توپ واژگون شده در پرتگاه مواجه شدم که به‌علت برخورد با صخره­های جانبی، هر دو شنی آن خارج شده بود و استوار منصور اکبرزاده و خدمۀ توپ، خسته، درمانده و نگران در انتظار رسیدن من بودند. این توپ به‌علت اصابت کاتیوشا به کنار آن و در اثر موج انفجار، از مسیر منحرف و به شیار مجاور سقوط کرده بود؛ اما باتوجه به اینکه در آن شرایط امکان تعمیر و راه‌اندازی یا یدک کردن آن میسر نبود، از آنان خواستم به ما ملحق شوند و محل را ترک کنند. اینک هوا تقریباً تاریک شده بود و ما به موضع تیر سه‌راهی تلویزیون قصرشیرین وارد شدیم.

 

 

 

 

منبع: توپخانه در سد و تثبیت متجاوز، نجفی راشد و هکاران، محمد، 1396، ایران سبز، تهران

 

 

- ستوان‌دوم علی‌محمد طاهری، پس از طی مراحل خدمتی، در پایان خدمت فرماندهی گروه22 توپخانه شهرضا را عهده‌دار و با درجه سرتیپ‌دومی بازنشسته شد.

- ستوان‌یکم سعدی پورکند، پس از طی مراحل خدمتی، در پایان خدمت مسئولیت رئیس ستاد لشکر81 زرهی را عهده‌دار و با درجه سرتیپ‌دومی بازنشسته شد.

- ستوان‌یکم عبادالله امیری، پس از طی مراحل خدمتی، در پایان خدمت، فرماندهی توپخانه لشکر و سپس معاونت لشکر28 کردستان را عهده‌دار و با درجه سرتیپ‌دومی بازنشسته شد.

- گردان 316 توپخانه پدافند هوایی یگان سازمانی لشکر دارای توپ‌های 57 م‌م خودکششی (روسی) بود؛ اما در بهار 1359 تعدادی توپ 23 م‌م کششی از مخازن نزاجا دریافت و به‌صورت غیرسازمانی در این گردان سازماندهی و فعال شد که تأثیری ارزشمند در تجهیز یگان­ها به سلاح پدافند هوایی داشت. البته بعدها این توپ­ها جمع‌‌آوری و گردان 820 توپخانه پدافند هوایی 23 م‌م لشکر تشکیل و سازمانی شد.

- گروهبان‌یکم کیومرث آگست یکی از رؤسای توپ 23م‌م بود که با جسارت تمام و قبل از سایر توپ­ها علیه هواپیماهای متجاوز آتش گشود.

- جیپ میول یک خودرو کوچک فرماندهی است که مجهز به سیستم­های مخابراتی بوده و قابلیت پرتاب شدن از هوا در عملیات متحرک هوایی و عملیات مشترک هوابرد را دارد.

- گرای روانه کردن آتشبار و همچنین اطلاعات لازم از گردان340 توپخانه (یگان تقویت شونده ) قبلاً توسط افسر عملیات گردان، سرگرد هوشنگ امیری دریافت شده بود و در روز شناسایی موضع مورد نظر، در اختیار آتشبار قرار گرفت.

- این دیدگاه متعلق به گردان340 توپخانه بود و معمولاً توسط فرماندهان آتشبارهای یگان مذکور اداره می‌شد. ستوان رضا عینی سیاه‌بیدی یکی از فرماندهان آتشبار بود که معمولاً خود در آن دیدگاه دیده‌بانی می‌کرد. وی یک سال بعد در منطقه عملیاتی غرب به شهادت رسید.

- سروان جلیل نیازی فرمانده گروه رزمی 222 تانک، آخرین مسؤلیتش در پایان خدمت، معاونت تعمیر و نگهداری نیروی زمینی بوده و با درجه سرتیپ‌دومی بازنشسته شد.

- گروهبان‌یکم رضا حمزه­ای از درجه‌داران فعال، شجاع و با جسارت آتشبار بود که رانندگی یک دستگاه خودرو زیل 131 (کرکس) را برعهده  داشت. مأموریت وی عزیمت روزانه به پادگان سرپل‌ذهاب و طی مسیری به طول 80 کیلومتر بود تا آب آشامیدنی را به‌وسیلۀ تانکر یدک و خواروبار و اقلام فاسدشدنی را برای آتشبار تدارک کند.

بعدها مشخص شد که خودروی تخلیه کن اشاره شده، متعلق به ژاندارمری سرپل‌ذهاب بوده که توسط پاسگاه ژاندارمری برای حمل مجروح به آن منطقه اعزام شده بود؛ اما به‌دلیل ترس از تیراندازی­های تانک­های دشمن، ظاهراً راننده خودرو آن را ترک کرده بود و گروهبان حمزه­ای بدون اطلاع از این ماجرا، از فرصت استفاده کرده و با خودرو مذکور خود را به موضع آتشبار در تنگاب رسانده بود. این خودرو در حدود یک سال مورد استفاده قرار می­گرفت و براساس امریۀ ستاد مشترک ارتش، بعداً به نمایندۀ ژاندارمری سرپل‌ذهاب تحویل شد.

1397/8/7 10:20:41 75 0
قسمت ارائه دهنده: مدیریت تولید محتوا
برای عضویت درکانال سایت هیئت معارف جنگ شهید صیاد شیرازی اینجا کلیک کنید
تویضیحات در موتور جستجو
بخش سوم: عملکرد آتشبار یکم گردان317 توپخانه155م‌م خ.ک توپخانۀ لشکر81 زرهی نویسنده: سرتیپ‌دوم توپخانه ستاد خیرالله همتی در سال 1359 مسئولیت فرماندهی آتشبار یکم گردان 317 توپخانه 155م‌م خودکششی لشکر81 زرهی کرمانشاه را برعهده داشتم. این گردان در پادگان صالح‌آباد (شهید سروران) کرمانشاه مستقر بود و مأموریت آن، عمل کلی لشکر بود.
نظرات ارسالی
نظر شما






Retype the CAPTCHA code from the image
Change the CAPTCHA codeSpeak the CAPTCHA code
 


4
>
تهران انتهای اتوبان ارتش خیابان برادران شهید شاهمرادی صندق پستی: 554-19575 - کدپستی: 1676653517
02122979698
Info@maarefjang.ir
پیام کوتاه هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی
300040004620
نرم افزار اندروید هیئت معارف جنگ
در این نرم افزار در بخش معارف جنگ عملیاتهای دوران دفاع مقدس همراه با نقشه هر عملیات و به تفکیک از سال اول تا سال هشتم جنگ قابل مشاهده می باشد.
هیئت معارف جنگ را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.

انتشار مقالات و مطالب در این پایگاه به منزله تائید تمام و کمال آنها نبوده، بلکه مطالب منعکس کننده نظرات نویسندگان آنها می باشد.

maarefjang @ 2015