• ارتش کلمه ی طیبه است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • ارتش جمهوری اسلامی ايران تنها ارتشی است كه در خدمت مردم و منافع ملی است و اعتقادات و احساسات بدنه و فرماندهان آن نيز همانند آحاد مردم است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • اساس استقلال مملكت بر ارتش است؛ بر نيروهاى زمينى و هوايى ودریائی است؛ لكن ارتشى كه متكى به ملت باشد. (امام خميني-ره)
  • وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهدِیَّنَهُم سُبُلَنَا وَ اِنَّ اللهَ لَمَعَ المُحُسِنِینَ (قرآن کریم، سوره مبارکه عنکبوت، آیه شریفه 69)
  • ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شکستیم. (امام خمینی - ره)
  • چرائی های جنگ تحمیلی و پاسخ به پرسشهای شما در خصوص دفاع مقدس در قسمت پرسش از شما، پاسخ از ما.
  • ارتش ما پشتوانه ملت ماست؛ ارتش ما ضامن استقلال كشور ماست. (امام خميني-ره)
  • «رژیم صهیونیستی ۲۵ سال آینده را نخواهد دید»، جملۀ منتخب مردم از بیانات سال94 مقام معظم رهبری(ایسنا)
  • 29 فروردین روز ارتش و سالروز حماسه آفرینی های نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران گرامی باد.

هزار و یک روز شرح حال شهید امیر سرلشکر ابوالفضل شبان (6)


عراقی ها

ماشین های نظامی عراقی ها در منطقه ی منقار طوطی، با چه سرعتی پیش می رفتند! حتی برنگشتند ببینند ماشینی که گلوله خورده بود چه بر سر افرادش آمد. انگار نه انگار که آن ها را می شناختند. از تیررس نیرو های ایرانی که خارج شدند، ماشینی که سروان عراقی را سوار کرده بود، گوشه ای ایستاد. سروان با آن سبیل های پرپشت اش پیاده شده و رفت به طرف ماشین دومی که او هم ایستاده بود.

جنگ تحمیلی،دفاع مقدس،ارتش،هیئت معارف جنگ،شهید صیاد شیرازی،جنگ ایران و عراق،جنگ

افرادی که داخل ماشین بودند، پیاده شدند و به سروان احترام نظامی گذاشتند. او هم نگاهی به بدن ابوالفضل کرد که بدون هیچ حرکتی پشت ماشین افتاده بود و بعد شروع به گشتن جیب های ابوالفضل کرد. اما هیچ چیز داخل جیب هایش نبود. یکی دو قدمی به طرف سربازی که چهره اش از همه سیاه تر بود رفت. ساعت دو بعدازظهر بود. افسر عراقی با عجله نشست داخل ماشین تا حرکت کند. بعد از کمی حرکت به روستایی رسیدند. دختران و پسران دهاتی دور ماشینی که ابوالفضل در آن بود، جمع شده بودند و می گفتند: «اسیر ایرانی، اسیر ایرانی». یکی از مردان ده با اسلحه ای که دوربین داشت، جلو آمد و به افسر عراقی گفت: «مرده است یا زنده؟» افسر گفت: «نمی­دونم ولی ازش خون زیادی رفته، برایش دکتر بیارید»؛ مرد سلاح بدست گفت: «می خواهی زنده نگه اش داری؟» افسر عراقی یک قدم جلو آمد و گفت: «از فرماندهان ایرانی است، خیلی مهم است».

مرد نگاهی به ابوالفضل انداخت و گفت: «فکر نمی کنم زنده بمونه، بهتره بندازیمش همین اطراف». افسر عراقی گفت «پس تو هیچ کمکی نمی توانی بکنی؟» مرد که کمی ترسیده بود ادامه داد: «نه، نه دکتر نداریم. باید او را برسانید شهر؛ چند لحظه بعد ماشین ها حرکت کردند و رفتند. چند تا از بچه ها ایستادند. باید این اسیر ایرانی را به افسران عراقی می رساندند. به روستای دیگر که رسیدند مردم با عجله جلو ماشین آمدند. ماشین ها خیلی با سرت از روستا گذشتند.

سربازی که کنار بدن ابوالفضل نشسته بود، برای لحظه ای دست او را گرفت. سرباز شیعه بود. برای لحظه ای گرمای خیلی کمی از دست های ابوالفضل را حس کرد؛ اما چشم هایش بسته بود، مثل این که خواب بود. «کوه سان واپا» عراق را پشت سر گذاشتند، سرانجام بعد از گذشتن این همه راه به شهر رسیدند. خیابان ها آن قدر بزرگ نبودند. آن ها حرکت می کردند به سمت جایی که باید می رفتند. ماشین ها بعد از گذشتن از خیابان ها به در پادگانی بزرگ رسیدند. نگهبانان جلو درب به حالت خبردار ایستاده بودند. ماشین ها وارد پادگان شدند و به سمتی که چندین افسر عراقی به اضافه ی چند نفر دیگر، با لباس سفید که ظاهراً دکتر بودند، رفتند. ابوالفضل را روی برانکارد گذاشتند. یکی از افسران ارشد پشت سر هم سر آن افسری که ابوالفضل را آورده بود داد می زد. برانکارد به سمت بهداری پادگان حرکت کرد.

منبع: هزار و یک روز، محمد بداقی، انتشارات سوره سبز، 1391، تهران

  

1397/8/1 11:55:55 44 0
قسمت ارائه دهنده: مدیریت تولید محتوا
برای عضویت درکانال سایت هیئت معارف جنگ شهید صیاد شیرازی اینجا کلیک کنید
تویضیحات در موتور جستجو
عراقی ها ماشین های نظامی عراقی ها در منطقه ی منقار طوطی، با چه سرعتی پیش می رفتند! حتی برنگشتند ببینند ماشینی که گلوله خورده بود چه بر سر افرادش آمد. انگار نه انگار که آن ها را می شناختند. از تیررس نیرو های ایرانی که خارج شدند، ماشینی که سروان عراقی را سوار کرده بود، گوشه ای ایستاد. سروان با آن سبیل های پرپشت اش پیاده شده و رفت به طرف ماشین دومی که او هم ایستاده بود.
نظرات ارسالی
نظر شما






Retype the CAPTCHA code from the image
Change the CAPTCHA codeSpeak the CAPTCHA code
 


4
>
تهران انتهای اتوبان ارتش خیابان برادران شهید شاهمرادی صندق پستی: 554-19575 - کدپستی: 1676653517
02122979698
Info@maarefjang.ir
پیام کوتاه هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی
300040004620
نرم افزار اندروید هیئت معارف جنگ
در این نرم افزار در بخش معارف جنگ عملیاتهای دوران دفاع مقدس همراه با نقشه هر عملیات و به تفکیک از سال اول تا سال هشتم جنگ قابل مشاهده می باشد.
هیئت معارف جنگ را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.

انتشار مقالات و مطالب در این پایگاه به منزله تائید تمام و کمال آنها نبوده، بلکه مطالب منعکس کننده نظرات نویسندگان آنها می باشد.

maarefjang @ 2015