• ارتش کلمه ی طیبه است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • ارتش جمهوری اسلامی ايران تنها ارتشی است كه در خدمت مردم و منافع ملی است و اعتقادات و احساسات بدنه و فرماندهان آن نيز همانند آحاد مردم است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • اساس استقلال مملكت بر ارتش است؛ بر نيروهاى زمينى و هوايى ودریائی است؛ لكن ارتشى كه متكى به ملت باشد. (امام خميني-ره)
  • وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهدِیَّنَهُم سُبُلَنَا وَ اِنَّ اللهَ لَمَعَ المُحُسِنِینَ (قرآن کریم، سوره مبارکه عنکبوت، آیه شریفه 69)
  • ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شکستیم. (امام خمینی - ره)
  • چرائی های جنگ تحمیلی و پاسخ به پرسشهای شما در خصوص دفاع مقدس در قسمت پرسش از شما، پاسخ از ما.
  • ارتش ما پشتوانه ملت ماست؛ ارتش ما ضامن استقلال كشور ماست. (امام خميني-ره)
  • «رژیم صهیونیستی ۲۵ سال آینده را نخواهد دید»، جملۀ منتخب مردم از بیانات سال94 مقام معظم رهبری(ایسنا)
  • 29 فروردین روز ارتش و سالروز حماسه آفرینی های نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران گرامی باد.
ارتش و دفاع مقدس از دیدگاه ولایت
صوت و تصویر
قطعنامه ها
کتاب آموزش معارف جنگ
آمار بازدید

نبردهای خرمشهر و آبادان(5)


بخش دوم: کلیات جنگ در خوزستان در دو سال اول جنگ
(از اول مهرماه 1359 تا مهرماه 1361)


در قسمت مقدمه این کتاب خاطرنشان شد که به منظور تسهیل بررسی چگونگی وقایع جنگ، صحنه‌های عملیات و همچنین دوران جنگ به قسمت‌هایی تفکیک گردیده است، اما به منظور آگاهی کلی از چگونگی مسائل عمومی نظامی این جنگ لازم آمد قبل از شرح جزئیات وقایع هریک از صحنه‌های عملیات، وضعیت عمومی نظامی این جنگ به نظر خوانندگان و بررسی‌کنندگان برسد. لذا در این بخش، کلیات مسائل جنگ در صحنه عملیات خوزستان را بررسی می‌کنیم.

جنگ تحمیلی،دفاع مقدس،ارتش،هیئت معارف جنگ،شهید صیاد شیرازی،جنگ ایران و عراق،جنگ

مشروح جریان وضعیت عملیات قبل از آغاز جنگ در کتاب تاریخ نظامی جنگ تحمیلی (جلد یکم و دوم) گردآوری و تدوین شده است. خلاصه این وقایع چنین بود که نیروهای متجاوز بعث عراق از اوایل فروردین‌ماه1359، اقدامات خصمانه در نزدیکی مرز بین دو کشور را آغاز کردند، به نحوی که ارتش جمهوری اسلامی ایران از جانب ارتش عراق احساس خطر نمود و در 21 فروردین‌ماه1359، آماده‌باش کامل به کلیه یگان‌ها داده شد. در این موقع، در صحنه عملیات جنوب فقط لشکر92 زرهی استقرار داشت. این لشکر نیز به حالت آماده‌باش کامل درآمد و قسمتی از یگان‌های این لشکر به مواضع پدافندی نزدیک مرز اعزام شدند. تحریکات مرزی نیروهای متجاوز عراق در حوالی پاسگاه‌های مرزی به تدریج شدیدتر گردید و درگیری‌های محدود و محلی در حوالی پاسگاه‌های ژاندارمری مرزی به وقوع پیوست. در اوایل خردادماه 59، درگیری مرزی در منطقه مهران شدیدتر شد و پاسگاه‌های مرزی در این قسمت زیر آتش جنگ‌افزارهای سنگین قرار گرفت و عناصر مانوری نیروهای عراقی در نزدیکی مرز مستقر گردیدند.

نیروهای عراقی تلاش کردند قسمتی از ارتفاعات مرزی شمال‌غربی مهران را که شامل تپه 343 نیز می‌شد، اشغال کنند. لشکر92 زرهی در اجرای دستور نیروی زمینی، یک واحد زرهی و مکانیزه به مهران اعزام کرد و نبرد نسبتاً جدی بین نیروهای ایرانی و عراقی درگرفت و نیروهای عراقی مجبور به عقب‌نشینی از نزدیکی مرز شدند، ولی تحریکات نیروهای عراقی از نقاط دیگر خوزستان، به خصوص جنوب دهلران آغاز شد. عناصر ژاندارمری از لشکر92 زرهی درخواست اعزام نیروی تقویتی کردند و لشکر عناصری از تیپ2 دزفول را برای تقویت پاسگاه‌های مرزی به عین‌خوش و موسیان اعزام کرد. این حوادث مرزی به مرور شدت یافت و از دهه دوم شهریورماه به صورت برخوردهای جدی محلی در حوالی پاسگاه‌های چیلات، بیات، فکه، سمیده، صفریه، سوبله، طلائیه، کوشک و کرانه نهر خیّن درآمد و از 31 شهریور حمله با بمباران شهرهای ایران ازجمله استان خوزستان به وسیله نیروهای هوایی عراق تبدیل به جنگ عمومی بین نیروهای مسلح ایران و عراق گردید.

در این مرحله از عملیات که بیش از پنج ماه ادامه داشت، رهبری عملیات منطقه جنوب از مهران در شمال تا دهانه اروندرود در خلیج فارس (دهانه فاو) با فرماندهی لشکر92 زرهی بود و فقط عناصر سازمانی و زیر امر لشکر92 زرهی در خوزستان حاضر و آماده برای مقابله با تهدید ارتش عراق بودند و در این مدت پنج ماه، فقط یک گروه رزمی از عناصر تیپ37 زرهی مرکز زرهی و سه گردان توپخانه سنگین برای تقویت لشکر92 زرهی به خوزستان اعزام شد و در اواخر شهریور، تیپ84 پیاده نیز در منطقه دهلران تا مهران مسئولیت پدافند جناح شمالی صحنه عملیات خوزستان را عهده‌دار گردید.

لشکر92 زرهی با داشتن چنین مأموریت خطیری در وضعیت آمادگی رزمی مناسبی نبود و استعداد رزمی لشکر به حدود 60% استعداد سازمانی تقلیل یافته بود. در تیرماه سال 1359، توطئه کودتای نافرجام در یگان‌های ارتش، ازجمله لشکر92 زرهی، کشف شد و تعدادی از افسران فرمانده یگان‌های این لشکر، ازجمله فرمانده لشکر و سه فرمانده تیپ، به اتهام شرکت در کودتا بازداشت شدند و یا فرار کردند و اختلال بیشتری در آمادگی رزمی این لشکر به وجود آمد و قبل از آغاز جنگ هیچ‌گونه اقدام مؤثری برای بالا بردن استعداد رزمی این لشکر به عمل نیامد، حتی تا شروع جنگ تحمیلی، افسری برای فرماندهی لشکر و فرماندهان تیپ تعیین نگردید و این لشکر با این شرایط نامناسب در آغاز جنگ در مقابل حمله سه لشکر زرهی و دو لشکر مکانیزه دشمن، که از هر لحاظ مجهز و آماده بودند، قرار گرفت و در حد توانایی خود در مقابل تهاجم نیروهای متجاوز عراق عملیات تأخیری انجام داد و در یک هفته اول جنگ با همین توان ضعیف موفق شد در کرانه غربی رودخانه کرخه و غرب تپه الله اکبر و بستان و جنوب‌غربی اهواز و کرانه رودخانه کارون و حاشیه غربی خرمشهر پیشروی دشمن را متوقف سازد، که مشروح این عملیات تأخیری و پدافندی لشکر92 زرهی در سه جلد کتاب جداگانه شامل منطقه غرب دزفول و شوش، جنوب‌غربی اهواز و دشت آزادگان و منطقه خرمشهر و آبادان بیان می‌گردد.

در شروع جنگ، هدایت عملیات صحنه عملیات خوزستان به عهده لشکر92 زرهی بود، ولی بعد از آغاز تجاوز عمومی ارتش متجاوز عراق به خوزستان، ستاد مشترک و نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی به فکر تجدید سازمان رزمی در خوزستان و اعزام لشکرهای دیگر به این صحنه عملیات و تشکیل یک قرارگاه مقدم در این منطقه افتادند و به لشکرهای 21 پیاده مرکز و 16 زرهی قزوین دستور داده شد از پادگان‌های  مربوطه به دزفول تغییر مکان کنند و به گروه‌های 11 و 22 و 33 و 44 و 55 توپخانه و گروه411 مهندسی رزمی نیز این دستور ابلاغ گردید و از اوایل مهرماه، عناصر لشکرها و گروه‌های توپخانه و گروه مهندسی یادشده به تدریج به اندیمشک تغییر مکان کردند.

برای فرماندهی لشکر و تیپ‌های لشکر92 زرهی، تعدادی افسر تعیین و به خوزستان اعزام شدند که سرهنگ زرهی ستاد غلامرضا قاسمی‌نو فرمانده لشکر88 زرهی زاهدان به اهواز اعزام شد و فرماندهی لشکر92 زرهی را در سوم مهرماه به عهده گرفت و حدود 10 نفر سرهنگ زرهی از افسران قرارگاه نیروی زمینی نیز به اهواز اعزام شدند. فرمانده جدید لشکر تعدادی از این افسران را برای فرماندهی و معاون تیپ و افسر ستاد لشکر تعیین کرد و سازمان فرماندهی یگان‌های عمده لشکر از 5 مهرماه تا حدودی متشکل گردید که در این موقع، واحدهای لشکر92 زرهی به کرانه غربی کرخه و کارون عقب رانده شده بودند و نیروهای متجاوز به هدف‌های اولیه خود رسیده بودند.

عرض جبهه لشکر92 زرهی از غرب دهلران تا دهانه فاو حدود 480 کیلومتر بود و این جبهه 5 قسمت کاملاً مستقل و مجزا داشت که پشتیبانی متقابل در هیچ‌یک از این قسمت‌ها امکان‌پذیر نبود و قرارگاه لشکر با آن وضعیت نابسامانی که داشت، قادر به هدایت عملیات این جبهه وسیع نبود.

رئیس ستاد مشترک و فرمانده نیروی زمینی هرکدام جداگانه تصمیم گرفتند سازمان فرماندهی مناسبی برای صحنه عملیات خوزستان تعیین کنند. در آن موقع، بنده (نگارنده) از جمله افسران بودم که برای ستاد فرماندهی صحنه عملیات خوزستان در نظر گرفته شدم؛ لذا لازم می‌دانم برای ثبت در تاریخ، چگونگی تشکیل این سازمان را بیان کنم. برابر تصمیم مقامات فرماندهی ارتش، من و تعدادی دیگر از افسران زرهی از اول مهرماه 1359 بازنشسته شده بودیم و در دومین روز آغاز جنگ که روز سه‌شنبه بود و طبق روش جاری می‌بایستی افسران منتخب برای اعلام حضور و دریافت دستورات به قرارگاه نیروی زمینی می‌رفتند، به قرارگاه نیرو رفتم و با احساس مسئولیتی که در مقابل میهن اسلامی خود حس می‌کردم، همراه سرهنگ زرهی ستاد رسول حشمت دِهکُردی که مانند من بازنشسته شده بود، پیش سرتیپ شرفخواه، معاون هماهنگ‌کننده نیروی زمینی رفتیم و آمادگی داوطلبانه خود را برای رفتن به جبهه و شرکت در جنگ با ایشان ابراز کردیم و چون هنوز برای لشکر92 زرهی فرماندهی تعیین نشده بود و من بیش از 11 سال در آن لشکر خدمت کرده بودم، داوطلبی خود را برای فرماندهی لشکر اظهار کردم، ولی سرتیپ شرفخواه اظهار کرد که سرهنگ قاسمی‌نو برای فرماندهی لشکر92 تعیین شده و از زاهدان به مقصد خوزستان حرکت کرده است و از من و سرهنگ حشمت به خاطر ابراز احساس مسئولیتی که در مقابل میهن اسلامی خود نشان دادیم، اظهار تشکر کرد و بعد از یک هفته مجدداً در روز سه‌شنبه برای تعیین تکلیف بازنشستگی خود مانند سایرین به لویزان رفتیم. در این روز، یعنی 8 روز پس از آغاز جنگ، افسر کارگزینی نیروی زمینی (سرهنگ امامی) به من ابلاغ کرد که فرمانده نیروی زمینی و رئیس ستاد مشترک دستور داده‌اند بازنشستگی من و تعدادی از افسران معوق بماند و برای قبول مسئولیت در قسمتی از صحنه عملیات جنوب آماده شویم. من همان روز به معاونت عملیات و اطلاعات نیروی زمینی مراجعه کردم و دیدم که به سه نفر افسر زرهی دیگر که سرهنگ زرهی ستاد فریدون شهلایی، سرهنگ زرهی ستاد رسول حشمت دهکردی و سرهنگ زرهی ستاد غلامرضا پورموسی بودند ابلاغ شده است که در این معاونت با من جلسه‌ای برای بررسی مسئله جنگ تشکیل دهند. ما این جلسه را تشکیل دادیم. من از معاونت عملیات و اطلاعات نیرو سوال کردم هدف از احضار ما چیست؟ ایشان اظهار بی‌اطلاعی کرد و گفت فرمانده نیروی زمینی و رئیس ستاد مشترک دستور داده‌اند شما چهار نفر افسر زرهی آماده باشید به خوزستان بروید و برای هدایت عملیات جنگ مسئولیتی را عهده‌دار شوید. ضمناً اجازه داده‌اند چنانچه افسران دیگری را معرفی کنید برای همکاری در اختیار بگذارند. بررسی مقدماتی کردیم و با اطلاعاتی که معاونت عملیات و اطلاعات در اختیار ما گذاشت یک طرح عملیاتی کلی تهیه کردیم. ضمناً متوجه شدیم که متأسفانه نیروی زمینی و ستاد مشترک یک طرح عملیاتی قابل اجرا تهیه نکرده و تقریباً یک حالت بلاتکلیفی برای هدایت جنگ حکم‌فرما است. فقط یک طرح عملیاتی به نام ابوذر تهیه و ابلاغ شده بود که آن هم با تعرض همه‌جانبه دشمن ارزش عملیاتی خود را از دست داده بود. طرحی که من تهیه کردم این بود که هرچه زودتر یگان‌های نیروی زمینی که در مناطق غیرعملیاتی هستند، به خوزستان تغییر مکان کنند و ابتدا سعی شود پیشروی دشمن در همان مواضعی که رسیده‌اند سد گردد و با اقدامات پدافندی مؤثر و فعال، وضعیت جبهه‌های نبرد تثبیت شود و پس از متوقف کردن کامل پیشروی دشمن، با توجه به امکانات و شرایط میدان‌های نبرد، طرح‌های تعرض متقابله تهیه و اجرا گردد و نیروهای متجاوز از خاک میهن اسلامی ما بیرون رانده شوند.

در 12 مهرماه، به گروه ما ابلاغ شد که در روز 13 مهرماه به دزفول برویم و همان روز از ستاد مشترک تلفنی به نیروی زمینی ابلاغ شد که تیمسار فلاحی، جانشین ستاد مشترک، دستور داده‌اند من با سه نفر افسر زرهی دیگر به ملاقات ایشان برویم. این ملاقات در بعدازظهر روز 12 مهر انجام شد. من طرح تهیه‌شده را ارائه دادم، ولی مورد قبول تیمسار فلاحی قرار نگرفت. ایشان اظهار کرد که منظور از احضار ما این است که ما چهار نفر افسر زرهی به خوزستان برویم و هرکدام فرماندهی یک منطقه نبرد خوزستان را که دزفول و اهواز و دشت آزادگان و خرمشهر بود، به عهده بگیریم و با همان نیروهای باقیمانده لشکر92 زرهی، نیروهای متجاوز را از خاک ایران بیرون برانیم و حتی ایشان معتقد بود که بیرون راندن نیروهای متجاوز آن‌قدر مشکل نیست که نیازی به صرف ماه‌ها وقت و اعزام نیروهای زیاد به خوزستان باشد، که البته این طرز فکر برای من بسیار عجیب بود. به هر حال، ایشان از قصد رفتن ما به دزفول آگاه شد. گفت بروید با فرمانده نیرو نیز مذاکره کنید تا من دستور کار را بدهم. من از همان ابتدا متوجه شدم که همکاری و هم‌فکری و اتفاق نظر بین جانشین رئیس ستاد مشترک و فرمانده نیروی زمینی وجود ندارد.

گروه ما در 13 مهرماه با یک فروند هواپیمای سی130 که حامل سربازان دژبان بود، عازم دزفول گردید. فقط به منظور روشن شدن وضعیت ارتش در آغاز جنگ، این خاطره تلخ را بیان می‌کنم. در آن روز، ما 13 نفر افسر ارشد و همه داوطلب برای به عهده گرفتن مسئولیت‌های بزرگ جنگی به خوزستان می‌رفتیم، ولی متأسفانه در فرودگاه برخورد پرسنل و مسئول فرودگاه با ما چندان مؤدبانه نبود و ما را سوار هواپیمایی کردند که پر از سرباز و بار بود. وقتی که ما افسران ارشد و مسن وارد هواپیما شدیم، هیچ‌یک از سربازان از جایی که نشسته بودند تکان نخوردند و همه ما الزاماً با وضع نه چندان مناسب در روی بارها نشستیم و به دزفول رفتیم، در حالی که سربازان جوان در صندلی‌های هواپیما لم داده بودند.

با ورود به دزفول، با فرمانده نیروی زمینی ملاقات کردیم و من جریان تهیه طرح و ملاقات با تیمسار فلاحی را به فرمانده نیرو گفتم. ایشان هم طرح را نپذیرفت و یا بهتر بگویم اصلاً توجهی به آن نکردند. درباره مسئولیت گروه ما در خوزستان گفت: هدف از احضار ما این است که به وسیله ما یک قرارگاه مقدم نیروی زمینی در دزفول تشکیل شود و فعالیت‌های ستادی نیروی زمینی برای هدایت عملیات جنوب به وسیله این قرارگاه اجرا گردد. در حقیقت، به جای استفاده از افسران سازمانی ستاد نیروی زمینی، در همان روز چهار نفر از این افسران را به عنوان جانشین خود تعیین کرد که به ترتیب زیر بودند:

الف) سرهنگ زرهی ستاد یعقوب حسینی (نگارنده) جانشین عملیاتی و رئیس ستاد هماهنگ‌کننده قرارگاه مقدم.

ب) سرهنگ توپخانه ستاد منصور امین جانشین اطلاعاتی.

پ) سرهنگ زرهی ستاد فریدون شهلایی جانشین پرسنلی.

ت) سرهنگ زرهی ستاد رسول حشمت دِهکُردی جانشین لجستیکی.

علت تعیین مقام جانشین این بود که فرمانده نیروی زمینی اختیارات فرماندهی خود را به ما تفویض کرد تا ما بتوانیم در نبودن ایشان دستورات لازم را شخصاً به واحدها بدهیم. به من به عنوان معاون هماهنگ‌کننده اختیار داد که بقیه سازمان ستاد را شخصاً ترتیب دهم. این ستاد سازمان داده شد و در زیرزمین کارخانه لاستیک‌سازی پادگان دزفول مستقر گردید و از روز 15 مهرماه موجودیت آن به یگان‌های رزمنده صحنه عملیات خوزستان ابلاغ شد.

بدین ترتیب از روز 15 مهر، صحنه عملیات خوزستان دارای یک قرارگاه هدایت‌کننده گردید. استنباط اولیه من از قرارگاه مقدم نیروی زمینی در جنوب این بود که این قرارگاه طرح‌ریزی و هدایت عملیات کلیه عناصر رزمنده ارتش و غیرارتشی مستقر در خوزستان را به عهده خواهد داشت، ولی عملاً چنین نشد و از همان آغاز تشکیل قرارگاه مقدم، متوجه شدم که نظریات تیمسار فلاحی مبنی بر تفکیک مسئولیت فرماندهی مناطق عملیاتی دزفول، اهواز و سوسنگرد و خرمشهر اجرا می‌شود، زیرا پس از تشکیل قرارگاه مقدم، فرمانده نیروی زمینی اظهار کرد که این قرارگاه فعلاً فقط طرح‌ریزی و هدایت عملیات منطقه غرب شوش و دزفول را بر عهده گرفته و فرماندهی منطقه اهواز و دشت آزادگان و خرمشهر کماکان در اختیار فرمانده لشکر92 زرهی باقی مانده است. این امر برای من بسیار عجیب بود، زیرا شخص فرمانده نیروی زمینی در صحنه عملیات جنوب بود، چگونه امکان داشت یک لشکر آن هم با آن وضع فلاکت‌باری که داشت، متقابلاً مسئولیت دوسوم منطقه عملیات را بر عهده بگیرد؟ ولی به مرور متوجه شدم که به علت عدم سازمان‌دهی مناسب اولیه و به علت شرایط ویژه‌ای که شرکت سازمان‌های غیرارتشی در جنگ به وجود آورده بود، چنین حالت فرماندهی خود به خود ایجاد شده بود.

صحنه عملیات خوزستان به سه منطقه جدا و مستقل تقسیم گردیده بود که منطقه عملیات دزفول در کنترل فرماندهی فرمانده نیروی زمینی قرار داشت و منطقه عملیات اهواز تحت کنترل فرماندهی دکتر چمران و مهندس غرضی استاندار خوزستان و تا حدودی تیمسار فلاحی جانشین رئیس ستاد مشترک بود و منطقه عملیات خرمشهر تقریباً بلاتکلیف بود، زیرا ظاهراً فرماندهی اروند مستقر در خرمشهر زیر امر لشکر92 بود، ولی عملاً لشکر هیچ‌گونه نفوذی در عملیات آن جبهه نداشت و تیمسار فلاحی و مقامات غیرنظامی می‌خواستند در خرمشهر و آبادان نیز یک فرماندهی مستقل به فرماندهی ژاندارمری کشور تشکیل شود که این کار نیز از اواخر مهرماه صورت گرفت و عملاً صحنه عملیات خوزستان به سه منطقه مستقل با سه فرماندهی مستقل تجزیه گردید. در نتیجه، فرمانده نیروی زمینی و قرارگاه مقدم جنوب فقط در عملیات منطقه دزفول و شوش اعمال نفوذ می‌کردند و نیروی زمینی، منطقه اهواز و خرمشهر را فقط پشتیبانی لجستیکی می‌نمود. حتی در دو ماه اول جنگ، لشکر92 زرهی و تا پایان سال59 فرماندهی اروند گزارش عملیات خود را به قرارگاه مقدم جنوب نمی‌دادند، اگر هم می‌دادند به صورت یک واحد هم‌جوار بود و به این دلیل، حوادث و اتفاقات عملیاتی که در منطقه اهواز و خرمشهر رخ می‌داد مستقیماً به ستاد مشترک و قرارگاه اصلی نیروی زمینی در تهران مخابره می‌شد و قرارگاه مقدم جنوب با واسطه از جریانات مطلع می‌گردید و از بعضی حوادث نیز اطلاعی پیدا نمی‌کرد.

به هر حال، با این شرایط، قرارگاه مقدم جنوب از 15 مهرماه در صحنه عملیات خوزستان فعال شد و فرمانده نیروی زمینی شخصاً فرماندهی آن را به عهده گرفت و هدایت عملیات جنوب از طریق این قرارگاه آغاز گردید که برای سادگی امکان بررسی عملیات اجراشده به صورت ماهیانه و به شرح زیر بیان می‌شود

منبع: نبردهای منطقه خرمشهر و آبادان، حسینی، سید یعقوب، 1396، ایران سبز، تهران


 

1396/12/23 10:38:12 1450 0
قسمت ارائه دهنده: پایگاه اطلاع رسانی
تویضیحات در موتور جستجو
در قسمت مقدمه این کتاب خاطرنشان شد که به منظور تسهیل بررسی چگونگی وقایع جنگ، صحنه‌های عملیات و همچنین دوران جنگ به قسمت‌هایی تفکیک گردیده است، اما به منظور آگاهی کلی از چگونگی مسائل عمومی نظامی این جنگ لازم آمد قبل از شرح جزئیات وقایع هریک از صحنه‌های عملیات، وضعیت عمومی نظامی این جنگ به نظر خوانندگان و بررسی‌کنندگان برسد. لذا در این بخش، کلیات مسائل جنگ در صحنه عملیات خوزستان را بررسی می‌کنیم.
نظرات ارسالی
نظر شما






Retype the CAPTCHA code from the image
Change the CAPTCHA codeSpeak the CAPTCHA code
 


4
>
تهران انتهای اتوبان ارتش خیابان برادران شهید شاهمرادی صندق پستی: 554-19575 - کدپستی: 1676653517
02122979698
Info@maarefjang.ir
پیام کوتاه هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی
300040004620
نرم افزار اندروید هیئت معارف جنگ
در این نرم افزار در بخش معارف جنگ عملیاتهای دوران دفاع مقدس همراه با نقشه هر عملیات و به تفکیک از سال اول تا سال هشتم جنگ قابل مشاهده می باشد.
هیئت معارف جنگ را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.

انتشار مقالات و مطالب در این پایگاه به منزله تائید تمام و کمال آنها نبوده، بلکه مطالب منعکس کننده نظرات نویسندگان آنها می باشد.

maarefjang @ 2015