• ارتش کلمه ی طیبه است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • ارتش جمهوری اسلامی ايران تنها ارتشی است كه در خدمت مردم و منافع ملی است و اعتقادات و احساسات بدنه و فرماندهان آن نيز همانند آحاد مردم است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • اساس استقلال مملكت بر ارتش است؛ بر نيروهاى زمينى و هوايى ودریائی است؛ لكن ارتشى كه متكى به ملت باشد. (امام خميني-ره)
  • وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهدِیَّنَهُم سُبُلَنَا وَ اِنَّ اللهَ لَمَعَ المُحُسِنِینَ (قرآن کریم، سوره مبارکه عنکبوت، آیه شریفه 69)
  • ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شکستیم. (امام خمینی - ره)
  • چرائی های جنگ تحمیلی و پاسخ به پرسشهای شما در خصوص دفاع مقدس در قسمت پرسش از شما، پاسخ از ما.
  • ارتش ما پشتوانه ملت ماست؛ ارتش ما ضامن استقلال كشور ماست. (امام خميني-ره)
  • «رژیم صهیونیستی ۲۵ سال آینده را نخواهد دید»، جملۀ منتخب مردم از بیانات سال94 مقام معظم رهبری(ایسنا)
  • 29 فروردین روز ارتش و سالروز حماسه آفرینی های نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران گرامی باد.
ارتش و دفاع مقدس از دیدگاه ولایت
صوت و تصویر
قطعنامه ها
کتاب آموزش معارف جنگ
آمار بازدید

یاد ایام؛ خاطرات امیر سرتیپ غلامی، فرمانده پدافند هوایی (11)


وقتی بعد از عملیات بدر و خیبر تصمیم گرفتند که قرارگاه رعد را تشکیل بدهند و همان‌جور که شما مطالعه کردید و اطلاع دارید، کم و بیش می‌بینید که چه حماسه بزرگی به وقوع پیوست و پدافند هوایی چه حالتی در دل رزمندگان و ملت ایران ایجاد کرد. واقعاً آنچه که پدافند هوایی در عملیات والفجر8 انجام داد، قابل توضیح نیست و کسی نمی‌تواند آن را شرح بدهد، که چه رشادت‌ها و چه موفقیتی به دست آمد.

دفاع مقدس، جنگ تحمیلی، معارف جنگ، شهید صیاد شیرازی، شهدای جنگ تحمیلی، امام خامنه ای،ارتش جمهوری اسلامی ایران، نیروی هوایی ارتش، هوانیروز، پدافند ارتش،

پدافند هوایی و عملیات مرصاد  

اگر شما مطالعه کنید، در عملیات بدر و خیبر می‌بینید ناموفق بودن عملیات، آن کندی عملیات، آن ضررهایی که ما در پدافند هوایی کشیدیم، همه روی همین مسأله بود که پدافند هوایی سریع باید دستوراتش را از چهار یا پنج رده بالا برای جابه‌جایی می‌گرفت و این امکان‌پذیر نبود.

وقتی بعد از عملیات بدر و خیبر تصمیم گرفتند که قرارگاه رعد را تشکیل بدهند و همان‌جور که شما مطالعه کردید و اطلاع دارید، کم و بیش می‌بینید که چه حماسه بزرگی به وقوع پیوست و پدافند هوایی چه حالتی در دل رزمندگان و ملت ایران ایجاد کرد. واقعاً آنچه که پدافند هوایی در عملیات والفجر8 انجام داد، قابل توضیح نیست و کسی نمی‌تواند آن را شرح بدهد، که چه رشادت‌ها و چه موفقیتی به دست آمد. این عملیات زمانی شروع شد که پدافند هوایی نا‌‌امید بود؛ یعنی با توجه به ضربه‌ای که در عملیات بدر و خیبر خورده بود، فکر نمی‌کرد در مقابل نیروی هوایی عراق توانایی ایستادگی داشته باشد. چنین فکری داشت، ولی متوجه شد که با اندیشه، با فکر کردن، با طرح‌ریزی، چابک‌سازی در تمام زمینه‌ها می‌تواند یک تحرکی را به وجود ‌آورد و توانست موفقیت عظیمی را کسب کند.

بعد از عملیات والفجر8، قرارگاه رعد به همان منوال مأموریت خود را شروع کرد. ما رفتیم در طول مرز، یعنی تقریباً از بندر گناوه شروع کردیم، تا بالاترین نقطه مرزمان در مرز ترکیه و شهرخوی که الآن سایت‌هایی که جناب آقای مرآتی و یا آقای زیانی[1] در آنجا ساختند، حتی در خوی، وجود دارد. از خوی تا بندر گناوه را زیر پوشش گرفتیم و شروع کردیم به سایت‌یابی و سایت سازی؛ نقطه پشتیبانی برای هرکدام از اینها تعیین کردیم، مثلاً مرکز پشتیبانی ما در شمال‌غرب، مانند شهر خوی و آن طرف‌های مرز آذربایجان شد. تا آنجا رفته بودیم، که شهرهای آنجا (مثلاً تبریز) پشتیبانی کند. در این پوشش، شهرهایی همچون اسلام‌آباد، اهواز، امیدیه و... وجود داشت. تمام این گسترش را بعد از عملیات والفجر8 آماده کردیم. به گونه‌ای که در هر نقطه از مرز که بخواهد اقدامی انجام شود، یا خودمان عملیات داشته باشیم یا دشمن بخواهد هجوم بیاورد، ما بتوانیم در اسرع وقت عکس‌العمل نشان بدهیم، به راحتی قادر باشیم در آن نقطه پدافند هوایی را به کار بگیریم و بایستیم و از حریم کشورمان دفاع کنیم. این وضعیت ما بود. ما این مواضع و سایت‌های پدافند هوایی را به همین منوال آماده کردیم.

 گفتم که یکی از مراکز ما، اسلام‌آباد بود. آقای مرآتی که شبانه‌روز در این مناطق در حال حرکت بود. بهترین وضعیت را در سر‌تا‌سر مرز به وجود آورده بودیم، یعنی مرز ما پوشیده شده بود. قبل از عملیات مرصاد یک زمانی شهید ستاری من را به دفترشان در تهران احضار کرد. یک مقدار مدارک آورد. مدارکی که بیشترش متکی به گزارشات سایت ایلام بود. شهید ستاری گفت: «عراق فعالیت‌های مشکوکی را انجام می‌دهد، مثلاً هواپیما‌های رهگیر خود را به روبه‌روی کرند منتقل کرده است. عراق آنجا نیاز به هواپیماهای رهگیر و شکاری ندارد و این حرکت غیرعادی است. اینجا آبستن حوادثی هست و شما باید در طول مرز آمادگی بیشتر داشته باشید...»

ما هم بر اساس گفته‌های ایشان رفتیم پدافند هوایی آنجا را تقویت کردیم. این مسئله قبل از عملیات مرصاد بود و این هشدار به ما بود که فعل و انفعالات و تحولات عراق غیرعادی است و دارد یک روش‌های غیر‌عادی را در رو‌به‌روی کرند انجام می‌دهد. مشخص بود که می‌خواهد یک اتفاقی بیافتد. هرچه پیش می‌رفت عراق یک مقداری تحرکاتش بیشتر می‌شد و ما هم تحرکات خودمان را بیشتر کردیم و آماده شدیم تا روز قبل از عملیات.

آماده جنگیدن بودیم. ممکن است باعث رنجش یا ناراحتی برخی بشود، ولی باید حقیقت را بگویم، انسان باید بگوید و در تاریخ بماند. در آن عملیات همه غافلگیر شدند. اگر غافلگیر نمی‌‌شدند نیروهای منافق نمی‌توانستند تا نزدیکی کرمانشاه جلو بیایند، ولی ببینید آمدند و پدافند هوایی غافلگیر نشد. شواهد نشان می دهد که پدافند هوایی به هیچ وجه غافلگیر نشد. آقای مرآتی، آقای زیانی و سایر همکاران دو روز قبل از عملیات مرصاد در یک سایت هاوک به نام «چهارزبر» در نزدیکی «کرند» مستقر بودند، این یک دلیل است که ما غافلگیر نشدیم.

 در آن زمان، قرارگاه رعد جدا شده بود و قرارگاه فجر یا همان بخش پدافند هوایی قرارگاه رعد مشغول به فعالیت بود. آقای مرآتی معاون عملیات قرارگاه فجر بود. ایشان بیکار نبود که در اسلام‌آباد باشد. وی باید از مرز گواتر تا خوی برای سایت‌یابی می‌رفت و در این کارشان همه چیز را از جمله تجهیزات، نفرات و... آماده می‌کرد. ببینید شب عملیات ایشان در اسلام‌آباد بودند. اینها دلایل غافلگیر نشدن ماست، یعنی همان شب عملیات وی در اسلام‌آباد و در مرکز پشتیبانی منطقه‌ حضور داشتند. این دلیل دوم ما است: سیستم ارتباطیمان را همه جا عملیاتی نمی‌کردیم، آنجا که خطر را حس می‌کردیم، سیستم ارتباطی را راه‌اندازی و عملیاتی می‌کردیم.

سیستم ارتباطی ما در آن منطقه صد‌در‌صد عملیاتی بود و آقای فاجانی فرمانده گروه ارتباطات بود. ما یک چنین آمادگی عظیمی را قبل از عملیات مرصاد ایجاد کرده بودیم و آماده بودیم برای آغاز عملیات مرصاد... نتیجه کار را در انتها می‌گویم، که ما در ازای این آمادگی، توانستیم چه خدمتی به جمهوری اسلامی و به این مملکت داشته باشیم.

یک نفر افسر کنترل شکاری داشتیم به نام «دستنبو»، وی آموزش‌های خاص را زیر نظر شهید ستاری دیده بود. از این فرد فقط در جاهایی استفاده می‌شد که عملیات مهمی در پیش بود. چون آن عملیات را پیش‌بینی کرده بودیم، وی را فرستادیم رادار سوباشی همدان. اسناد آن هم موجود است. شما مطمئن باشید ما با آگاهی با عملیات مرصاد روبهرو شدیم. من چند بار از شهید ستاری سؤال کردم که به بقیه نیروها و مملکت گفتید؟ گفت: «من صدها بار گفتم، ولی کسی جدی نمی‌گیرد...»

شب عملیات مرصاد من در مقر فرماندهی عملیات پدافند هوایی بودم. نزدیک‌های غروب بود. اولین تماس را امیر مرآتی با من داشتند. گفتند: «الآن از اسلام‌آباد آمدم. وضعیت شهر به هم ریخته است... این مسئله جدی است؛ اینها منافقین هستند.» خدا رحم کرد که آن شب جناب مرآتی شهید نشدند... ما فهمیدیم که آن چیزی که شهید ستاری پیش‌بینی ‌کردند، اتفاق افتاده... این شروع عملیات مرصاد بود...

لازم می‌دانم دو نکته خدمتتان عرض کنم. یکی در مورد تقسیم‌بندی قرارگاه رعد است. در این زمان قرارگاه رعد به دو قرارگاه کوثر و فجر تبدیل شده بود، که قرارگاه فجر در اختیار پدافند هوایی بود و قرارگاه پدافندی محسوب می‌شد. قرارگاه کوثر قرارگاه آفندی بود و رفت و آمد نزدیک بین دو قرارگاه فجر و کوثر، همانند رفت و آمد به قرارگاه رعد ادامه داشت. یعنی کاملاً به هم نزدیک بود و لحظه به لحظه کارهایمان را با هم هماهنگ می‌کردیم و با چنین هماهنگی جلو می‌رفتیم.

فرماندهی قرارگاه فجر با من بود و فرمانده قرارگاه کوثر جناب اردستانی[2] بود.

در عملیات مرصاد، منافقین تعدادی از سربازان ما را گرفته و به خط کردند و تک به تک ـ  عین همین کاری که تروریست‌ها در سوریه انجام می‌دهند ـ به شهادت رسانده بودند و با کلت تیر خلاص به مغزشان زده بودند و اینها را ردیف اعدام کرده بودند. ببینید چقدر واقعاً جنایتکار و چقدر بی‌رحم. آنها سربازان وظیفه که فرزندان بیگناه این سرزمین هستند و در آن زمان به اسارت آنها درآمده بودند را با شقاوت و بی‌رحمی تمام اعدام کرده بودند. این در حالی بود که سربازان ما تا آخرین لحظه حیات خود، شجاعانه ایستادگی کرده بودند و از کشور خود دفاع کردند. این مسئله گوشه کوچکی از خیانت منافقین است.

در همان عملیات مرصاد، سایت هاوک را بردیم چارمله. برای اینکه آن وسیله ارتباطی که امواج را پخش می‌کند، محل استقرارمان را را لو ندهد، ارتباطمان چهار کیلومتر دورتر بود و این چهار کیلومتر را با سیم کشیدیم. ببینید سایت را وقتی که جناب زیانی حرکت دادند، آقای مرآتی تقریباً نزدیک غروب از سایت بیرون آمدند و روز بعد سنگین‌ترین عملیاتِ این سایتِ تازه جابه‌جا شده، انجام شد.

در این عملیات، در سایت قبلی (چوار) دو تا هواپیمای ساقط شده و تأیید شده داریم؛ یکی لاشه‌اش افتاد این طرف. آقای مرآتی به من گفتند که رفتند کلاه (هملت) خلبان را بیاورند، دیدند سر خلبان عراقی هم داخل کلاه مانده است.

در عملیات مرصاد، منافقین به ستون، از جاده به طرف اسلام‌آباد راه افتادند و از آنجا به سمت کرمانشاه حرکت کردند، که بیایند داخل شهر کرمانشاه با مردم مخلوط شوند. اگر این اتفاق می‌افتد جدا کردن منافقین از مردم کار آسانی نبود. ما معضلات سنگینی داشتیم. آنها هم ایرانی بودند، عراقی نبودند که ما بتوانیم شناسایی کنیم و گیرشان بیاوریم. یعنی شاید این مسئله ماه‌ها و سال‌ها در کرمانشاه برای ما طول می‌کشید و در این مدت، عراق به هدفش رسیده بود.

رژیم بعث صدام نفراتی تحت عنوان راهنما و مستشار از کشورهای مختلف داشت. از مستشاران روسی (شوروی سابق) گرفته تا مستشاران غربی. آنها هم ریسک نکردند که منافقین را به عنوان یک نیروی عظیم مسلح، بدون محافظت انواع هواگردها در بالای سرشان و بدون پشتیبانی به داخل ایران‌ بفرستند. اینها حساب کتاب‌ها را انجام داده بودند و از سه ماه قبل پایگاه‌ها را آماده کرده بودند. هواپیمای رهگیرشان را برای پشتیبانی این نیروها و پوشش روی آنها آماده کرده بودند. در محل نبرد، وقتی که کار و حمله شروع می‌شود، این نفرات می‌آیند که یک پوشش سنگین هوایی روی سر منافقین داشته باشند، که هواپیماها و هلیکوپترهای ما نتوانند به نیروهای منافقین نزدیک شوند؛ طرحشان روی کاغذ حساب شده، موفق و بی‌نقص و هیچ حرفی بود و واقعاً باید موفق می‌شدند، اما اتفاقی که افتاده و باعث شکست اینها شد و نتوانستند موفق شوند، مربوط به عملکرد دفاع هوایی است.

 روز عملیات که ستون منافقین به داخل ایران حرکت کرد، یک سایت هاوک درست در وسط منطقه روی سر منافقین و روی همان محلی که باید باشد، الآن هم اگر شما بروید اسلام‌آباد و توی آن جاده بخواهید سایت‌یابی کنید، از آن سایت بهتر پیدا نمی‌کنید، غیر ممکن است از آن سایت بهتر، سایت ما در آن لحظه در منطقه مستقر بود. در آن روز ما تا آخرین موشکمان با دشمن جنگیدیم. تعداد 14فروند هواپیمای مدرن میراژ‌

 

منبع: یاد ایّام ، فهیمه کرمی، رضا جهانفر ، 1398، ایران سبز، تهران

 


[1]. سرهنگ رحیم زیانی افسر TCO هاوک که سال‌ها بعد با درجه سرهنگی به افتخار بازنشستگی نائل شد. از جمله مسئولیت‌های وی ریاست بازرسی فرماندهی پدافند هوایی نیروی هوایی بود. این افتخار نصیب وی شده است که از دستان مبارک حضرت آیت‌الله خامنه‌ای فرماندهی معظم کل قوا نشان فتح دریافت کرده است (جهان‌فر، 1392: 135).

 

[2]. شهید سرلشکر خلبان مصطفی اردستانی که بعدها به سمت معاونت عملیات نیروی هوایی منصوب شد.

1398/5/16 11:44:30 82 0
قسمت ارائه دهنده: مدیریت تولید محتوا
تویضیحات در موتور جستجو
پدافند هوایی و عملیات مرصاد اگر شما مطالعه کنید، در عملیات بدر و خیبر می‌بینید ناموفق بودن عملیات، آن کندی عملیات، آن ضررهایی که ما در پدافند هوایی کشیدیم، همه روی همین مسأله بود که پدافند هوایی سریع باید دستوراتش را از چهار یا پنج رده بالا برای جابه‌جایی می‌گرفت و این امکان‌پذیر نبود
نظرات ارسالی
نظر شما






Retype the CAPTCHA code from the image
Change the CAPTCHA codeSpeak the CAPTCHA code
 


4
>
تهران انتهای اتوبان ارتش خیابان برادران شهید شاهمرادی صندق پستی: 554-19575 - کدپستی: 1676653517
02122979698
Info@maarefjang.ir
پیام کوتاه هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی
300040004620
نرم افزار اندروید هیئت معارف جنگ
در این نرم افزار در بخش معارف جنگ عملیاتهای دوران دفاع مقدس همراه با نقشه هر عملیات و به تفکیک از سال اول تا سال هشتم جنگ قابل مشاهده می باشد.
هیئت معارف جنگ را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.

انتشار مقالات و مطالب در این پایگاه به منزله تائید تمام و کمال آنها نبوده، بلکه مطالب منعکس کننده نظرات نویسندگان آنها می باشد.

maarefjang @ 2015