• ارتش کلمه ی طیبه است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • ارتش جمهوری اسلامی ايران تنها ارتشی است كه در خدمت مردم و منافع ملی است و اعتقادات و احساسات بدنه و فرماندهان آن نيز همانند آحاد مردم است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • اساس استقلال مملكت بر ارتش است؛ بر نيروهاى زمينى و هوايى ودریائی است؛ لكن ارتشى كه متكى به ملت باشد. (امام خميني-ره)
  • وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهدِیَّنَهُم سُبُلَنَا وَ اِنَّ اللهَ لَمَعَ المُحُسِنِینَ (قرآن کریم، سوره مبارکه عنکبوت، آیه شریفه 69)
  • ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شکستیم. (امام خمینی - ره)
  • چرائی های جنگ تحمیلی و پاسخ به پرسشهای شما در خصوص دفاع مقدس در قسمت پرسش از شما، پاسخ از ما.
  • ارتش ما پشتوانه ملت ماست؛ ارتش ما ضامن استقلال كشور ماست. (امام خميني-ره)
  • «رژیم صهیونیستی ۲۵ سال آینده را نخواهد دید»، جملۀ منتخب مردم از بیانات سال94 مقام معظم رهبری(ایسنا)
  • 29 فروردین روز ارتش و سالروز حماسه آفرینی های نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران گرامی باد.
ارتش و دفاع مقدس از دیدگاه ولایت
صوت و تصویر
قطعنامه ها
کتاب آموزش معارف جنگ
آمار بازدید

دلاورمردان روزهای سخت-12


در همان لحظه که جناب صیاد سخن می‌گفتند، سخنان زیر از بلندگوهای ضد انقلاب پخش می‌شد:

«ای سربازان و ای درجه‌داران، یک لحظه به خود بیایید و درست تصمیم بگیرید. آیا صحیح است که مسئولین در تهران بنشینند و شما را به برادر کشی وادارند؟ سلاح‌هایتان را زمین بگذارید. سخنان فرماندهان خودفروخته خود گوش را ندهید. می‌توانید شب هنگام همه‌ شما از جاده به سمت شهر سردشت بیایید. قول می‌دهیم که جان همگی حفظ شود. اگر خواستید شما را به خارج از کشور می‌فرستیم. اگر تسلیم نشوید، جنازه‌ شما را به آتش می‌کشیم.»

دفاع مقدس، جنگ تحمیلی، معارف جنگ، شهید صیاد شیرازی، شهدای جنگ تحمیلی، امام خامنه ای

وضعیت ستون نظامی در روستای دارساوین

 

پس از گذشت چند روز و با کمین‌های متعددی که ضد انقلاب در سر راه ستون اجرا می‌کرد، و همچنین علی رغم شهید و مجروح شدن عده‌ای از پرسنل و منهدم شدن چند دستگاه خودرو سبک زرهی، توانستیم به سمت سردشت پیشروی کنیم.

نکته‌ای که باید به آن توجه کرد، وضعیت جغرافیایی آن منطقه است. در مسیر سردشت، ارتفاعات متعددی وجود دارند که مانند شمال کشور پوشیده از درخت هستند و همین پوشیده بودن از درخت باعث می‌شد که ضد انقلاب بتواند به راحتی خود را مخفی کند و کمین بزند. دومین مسئله این بود که برقراری تأمین برای یگان موتوری در حال تردد کاری بسیار مشکل بود و عملیات ویژه ضد چریکی را می‌طلبید.

ضد انقلاب که در چند روز متوالی با فعالیت‌هایی از جمله جنگ و گریز و کمین، نیروهای ما را خسته کرده بود، عملیات کمین اصلی خود را در دارساوین تدارک دیده بود. می‌توان گفت به دلایل زیر ضدانقلاب دارساوین را به عنوان محل اصلی کمین انتخاب کرده بود:

1- ارتفاعات به دلیل به هم پیوستگی و پوشیده بودن از درخت، دید کافی و مناسب را از افراد می‌گرفتند.

2- جاده دارای پیچ‌های تند و گردنه‌ای شکل است که محدودیت سرعت و حرکت مانوری را برای خودروها ایجاد می‌کند.

 

3- ضد انقلاب به خوبی می‌دانست که نیروهای نظامی ما فقط در پادگان‌های شهرهای بانه و سردشت مستقر هستند و امکان پشتیبانی آتش توپخانه برای ما در دارساوین وجود ندارد.

5-به دلیل اینکه محورهای سردشت به پیرانشهر و سردشت به مهاباد تحت کنترل ضد انقلاب بود، هرگونه آمادرسانی، پشتیبانی از نیروهای انسانی و تسلیحات رسانی برای ما غیر ممکن بود. ضمناً عمق مناطق در چهار جهت شمال-جنوب-شرق و غرب در اختیار گروهک‌های مسلح بود.

باید این نکته را یاد آور شد که حزب دموکرات با توجه به سلاح‌های سبک، نیمه سنگین و سنگینی که پس از انقلاب از پادگان مهاباد به یغما برده بود، مشابه یک ارتش منظم که دارای سلاح‌های متعارف است با ما می‌جنگید.

 

آتش گرفتن خودروها

وقتی که در ارتفاع بودیم، صحنه‌ای را مشاهده کردیم که یادآوری آن نیز بسیار ناراحت کننده است. قضیه از این قرار بود که در این ستون اکثر خودروها سوخته بودند و دود غلیظی که از آنها برخاسته بود حاکی از عمق فاجعه بود. ستون یاد شده در وقت گذر از گردنه‌ای که شیب بسیار تندی داشت، با ضد انقلاب مواجه شده بود و یک دستگاه تانک اسکورپیون مورد حمله‌ سلاح ضد تانک دشمن قرار گرفته بود. به محض انفجار تانک اسکورپیون، دیگر خودروهای ستون هم که در نزدیکی آن قرار داشتند به ترتیب منفجر شدند. این لحظه که برای ضد انقلاب ایده آل بود، به صورت 360 درجه‌ای ستون را محاصره کرد و بسیاری از نیروهای فداکار را به شهادت رساندند. البته نباید فرماندهی شهید صیاد را فراموش کرد، ایشان با درایت خود مانع از اسیر شدن نفرات شدند، زیرا اگر شهید صیاد شخصاً حضور نداشتند، ممکن بود اتفاقات بدتری رخ بدهد.

ستون موصوف که حامل مواد سوختی، مهمات و مواد غذایی بود، در کمین مزبور دچار خسارت کلی گردید و همان‌گونه که گفته شد به علت اینکه خودروها پشت سر هم متوقف شده بودند، با منفجر شدن اولین خودرو، دیگر خودروها نیز یکی پس از دیگری دچار حریق شدند.

شهید صیاد شیرازی در خاطراتش درباره آتش گرفتن خودروها در آن کمین می‌گوید:

«ضد انقلاب با کمین در مسیر ستون اقدام به تیر اندازی با آرپی جی کرد و در اثر اصابت یکی از گلوله‌های آرپی‌جی به تریلی حامل مهمات، آن را منهدم نمود. مهمات داخل خودرو همچون کوه آتشفشان منفجر شد و شعله‌های آن به هوا می‌رفت. تا یکی دو ساعت انفجار همچنان ادامه داشت. معلوم شد که آرپی‌چی زن یک زن بوده است. هنوز آتش خودروی حامل مهات خاموش نشده بود که خودروی دیگری از پل پایین افتاد و واژگون شد.»

برادر پاسدار فتح لله جعفری که در آن زمان فرماندهی سپاهیان حاضر در ستون را به عهده داشت، روز کمین خوردن ستون را به عنوان روز سیاه تعبیر می‌کند و درباره آن روز می‌گوید:

«روز 18/6/59 یکی از سخت‌ترین روزهای عملیات بود. تپه‌های آن قسمت توسط ضد انقلاب اشغال شده بود و سنگرهای کمین مستحکمی در آنجا زده بودند. ناگهان باران گلوله بر سرمان باریدن گرفت. تعدادی از خودروها سوختند، انفجارات مهیبی روی داد و آتش جاده را بست. کمین‌گاه به صورتی بود که از سه طرف گلوله به طرفمان می‌آمد. سنگرهای کمین دشمن آن‌قدر مستتر بودند که در فاصله چند قدمی به درستی دیده نمی‌شدند. عناصر ضد انقلاب با دقت زیادی تک تک نفرات را مورد اصابت قرار می‌دادند و هیچ پناهگاهی هم برای افراد وجود نداشت. ضد انقلاب پیش‌بینی کرده بود که از کمینگاه کسی زنده خارج نمی‌شود و در همان‌جا کار ستون را یکسره می‌کند. هر لحظه وضع بدتر می‌شد و دیگر کسی نمی‌توانست حرکت کند، زیرا به محض بلند شدن مورد اصابت گلوله قرار  می‌گرفت.»

همان طور که شرح داده شد ساختار جاده به گونه‌ای بود که هر گونه ابتکار عمل را برای متفرق کردن خودروها مانع می‌شد، کم عرض بودن جاده و وجود پرتگاه و دره های عمیق در کنار جاده باعث می‌شد که راهی برای گریز از کمینگاه وجود نداشت.

نکته قابل توجه این بود که چون شیخ عزالدین حسینی (رهبر مذهبی دموکرات‌ها) و برادرش جلال حسینی برای مبارزه فراخوان داده بودند، نیروهای دموکرات، کومله، رزگاری، منافقین و چریک‌های فدایی خلق همگی با هم علیه حکومت مرکزی متحد شده بودند. آنها در اعلامیه‌های خود که از رادیو دموکرات پخش می‌کردند، می‌گفتند که پیروزی بر حکومت مرکزی دستاوردی منحصر به فرد است و نباید نیروهای حکومت جان سالم به در ببرند. آنها از انجام عملیات‌های روانی غافل نبودند و تعدادی بلندگو در اطراف کمین قرار داده بودند و با پیام‌های عوام فریبانه‌ خود سربازان را تشویق به تسلیم شدن می‌کردند.

از وضعیت روحی و روانی نیروهای خودی همین بس که که سربازان 24 ساعت بود که نخوابیده بودند و آن مدت را با سختی هر چه تمام تر گذرانیده بودند و تعدادی شهید و مجروح نیز در ستون باقی مانده بود که امکان تخلیه‌ آنان را نداشتیم و همین اوضاع روحیه پرسنل را پایین می‌آورد.

تنها عاملی که باعث شده بود سربازان روحیه رزمندگی را از دست ندهند، علاوه بر ایمان راسخ، حضور پرسنل کادر اعم از افسر و درجه دار در خط اول پدافندی بود. البته سربازان را به مکان‌هایی که قابل کنترل بود، هدایت کردیم.

این نکته را نباید دور از نظر داشت که در جنگ‌های چریکی، محل استقرار تیرانداز مشخص نیست و معلوم نیست که گلوله از کدام سمت می‌آید. نه سنگری در کار بود و نه جان پناه مناسبی. ضد انقلاب هم با تیراندازی از هر طرف سعی می‌کرد امکان هرگونه حرکتی را از ستون بگیرد.

در ساعت شش بعدازظهر، جناب سرهنگ صیاد شیرازی همه افسران ستون را به وسیله بیسیم فراخواند. می‌دانستیم که ایشان می‌خواهد درباره نحوه پیشروی ستون سخن بگوید. چهره‌اش بسیار خسته بود و مانند دیگر سربازان فانسقه‌ای پر از فشنگ و یک قبضه تفنگ (ژ3) به همراه داشت. جناب صیاد پس از قرائت دعای فرج، به آن جمع چند نفری که متشکل بود از اینجانب، سرگرد غلام آرین (فرمانده گردان هوابرد شیراز) - سروان حسن رنجبر (معاون گردان هوابرد) - سرگرد حسین شهرامفر (اعزام شده از تیپ نوهد) - ستوانیکم ناصر آراسته - ستوانیکم حسین معصومی (اعزامی از تیپ نوهد) - ستوانیکم حمید نجفی (خلبان هواپیمای شکاری و رابط هوایی ستون) - ستوانیکم حجت الله نوردی و ستواندوم حسن میرزایی.

سرهنگ صیاد شیرازی پس از دعای فرج، سخنانش را با آیه (ان الله یدافع عن الذین آمنوالله) آغاز نمود. دقایقی چند درباره آزمایش‌های الهی و زحماتی که اولیای خدا برای حفظ دین متحمل می‌شوند، سخن راند. وی گفت که من تک تک شما را می‌شناسم و اینجا باید با هم بیعت کنیم تا با همدلی و تلاش، امید ضد انقلاب را به ناامیدی تبدیل کنیم.

در همان لحظه که جناب صیاد سخن می‌گفتند، سخنان زیر از بلندگوهای ضد انقلاب پخش می‌شد:

«ای سربازان و ای درجه‌داران، یک لحظه به خود بیایید و درست تصمیم بگیرید. آیا صحیح است که مسئولین در تهران بنشینند و شما را به برادر کشی وادارند؟ سلاح‌هایتان را زمین بگذارید. سخنان فرماندهان خودفروخته خود گوش را ندهید. می‌توانید شب هنگام همه‌ شما از جاده به سمت شهر سردشت بیایید. قول می‌دهیم که جان همگی حفظ شود. اگر خواستید شما را به خارج از کشور می‌فرستیم. اگر تسلیم نشوید، جنازه‌ شما را به آتش می‌کشیم.»

آنها دائم به صیاد ناسزا می‌گفتند. می‌گفتند که عاقل باشید، پشه هم نمی‌تواند از دست ما جان سالم به در ببرد.

جناب صیاد گفت: ما علاوه بر مبارزه‌ فیزیکی، باید جنگ روانی دشمن را نیز خنثی کنیم، زیرا اگر یک نفر هم فریب ضد انقلاب را بخورد، برای ما ضایعه است.

پس از این سخنان، درباره اوضاع جغرافیایی محیط و وجود سنگرهای ضد انقلاب تبادل نظر شد. در شمال کمینگاه ارتفاعی پوشیده از درخت وجود داشت که دشمن تیربارهای خود را در آنجا قرارداده بود و آتش سنگین خود را از آن منطقه به سمت ما روانه می‌کرد. در سمت جنوب ارتفاعات پست‌تری وجود داشت که به دشت آلوت و مرز با عراق منتهی می‌شد و خمپاره اندازهای دشمن نیز در آنجا قرار داشتند.

پس از بحث و تبادل نظر، تصمیم بر این شد که فردا ارتفاعات بالای دارساوین گرفته شود تا میدان فضای تأمینی برای نفرات ما فراهم گردد. در غیر آن صورت ضد انقلاب موفق می‌شدند که با ادامه‌ محاصره، ما را از پای در آورند، زیرا دست ما از هر گونه آماد خالی شده بود و مهمات بسیار کمی به همراه داشتیم. خوشبختانه دشمن از وضعیت ما اطلاعی نداشت. تا هوا روشن بود، به همراه شهید صیاد به بازدید نقاط مختلف پرداختیم و سه معبر را برای رسیدن به هدف، شناسایی و انتخاب کردیم.

تصمیم بر آن شد که صبح روز بعد برای حمله به ارتفاعات اقدام کنیم، اما جناب صیاد افرادی را که قرار بود به عنوان فرمانده در عملیات حضور داشته باشند معرفی نکرد. شبانه بچه‌ها را سازماندهی کردیم. بیسیم‌چی‌ها تعیین شدند و کد رمز هم مشخص شد.

 

منبع: دلاورمردان روزهای سخت، اسدی، احمد، 1394، ایران سبز، تهران

1398/9/16 10:52:34 116 0
قسمت ارائه دهنده: مدیریت تولید محتوا
تویضیحات در موتور جستجو
در همان لحظه که جناب صیاد سخن می‌گفتند، سخنان زیر از بلندگوهای ضد انقلاب پخش می‌شد: «ای سربازان و ای درجه‌داران، یک لحظه به خود بیایید و درست تصمیم بگیرید. آیا صحیح است که مسئولین در تهران بنشینند و شما را به برادر کشی وادارند؟ سلاح‌هایتان را زمین بگذارید. سخنان فرماندهان خودفروخته خود گوش را ندهید. می‌توانید شب هنگام همه‌ شما از جاده به سمت شهر سردشت بیایید. قول می‌دهیم که جان همگی حفظ شود. اگر خواستید شما را به خارج از کشور می‌فرستیم. اگر تسلیم نشوید، جنازه‌ شما را به آتش می‌کشیم.»
نظرات ارسالی
نظر شما






Retype the CAPTCHA code from the image
Change the CAPTCHA codeSpeak the CAPTCHA code
 


4
>
تهران انتهای اتوبان ارتش خیابان برادران شهید شاهمرادی صندق پستی: 554-19575 - کدپستی: 1676653517
02122979698
Info@maarefjang.ir
پیام کوتاه هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی
300040004620
نرم افزار اندروید هیئت معارف جنگ
در این نرم افزار در بخش معارف جنگ عملیاتهای دوران دفاع مقدس همراه با نقشه هر عملیات و به تفکیک از سال اول تا سال هشتم جنگ قابل مشاهده می باشد.
هیئت معارف جنگ را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.

انتشار مقالات و مطالب در این پایگاه به منزله تائید تمام و کمال آنها نبوده، بلکه مطالب منعکس کننده نظرات نویسندگان آنها می باشد.

maarefjang @ 2015