• ارتش کلمه ی طیبه است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • ارتش جمهوری اسلامی ايران تنها ارتشی است كه در خدمت مردم و منافع ملی است و اعتقادات و احساسات بدنه و فرماندهان آن نيز همانند آحاد مردم است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • اساس استقلال مملكت بر ارتش است؛ بر نيروهاى زمينى و هوايى ودریائی است؛ لكن ارتشى كه متكى به ملت باشد. (امام خميني-ره)
  • وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهدِیَّنَهُم سُبُلَنَا وَ اِنَّ اللهَ لَمَعَ المُحُسِنِینَ (قرآن کریم، سوره مبارکه عنکبوت، آیه شریفه 69)
  • ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شکستیم. (امام خمینی - ره)
  • چرائی های جنگ تحمیلی و پاسخ به پرسشهای شما در خصوص دفاع مقدس در قسمت پرسش از شما، پاسخ از ما.
  • ارتش ما پشتوانه ملت ماست؛ ارتش ما ضامن استقلال كشور ماست. (امام خميني-ره)
  • «رژیم صهیونیستی ۲۵ سال آینده را نخواهد دید»، جملۀ منتخب مردم از بیانات سال94 مقام معظم رهبری(ایسنا)
ارتش و دفاع مقدس از دیدگاه ولایت
صوت و تصویر
قطعنامه ها
کتاب های آموزش معارف جنگ
آمار بازدید

نبردهای صحنه عملیات غرب


بخش نوزدهم: تثبیت عراق و تشدید اقدامات ضد انقلاب

 

در 30 مهرماه، تلاش قابل ملاحظه‌اي از توپخانه عراق نبود، ولي نيروهاي ضدانقلاب همچنان در تمام مناطق كردنشين كم‌و‌بيش فعال بودند و شدت فعاليت آنان در محور مهاباد- نقده بود كه به يك ستون نظامي حمله كردند و براي دفع حمله مهاجمين از بالگرد استفاده شد. در اين درگيري يك نفر شهيد شد.

جنگ تحمیلی،دفاع مقدس،ارتش،هیئت معارف جنگ،شهید صیاد شیرازی،جنگ ایران و عراق،جنگ

اولين ماه جنگ، در حالي به پايان رسيد كه در صحنه عمليات شمال‌غرب، نبرد جدي بين نيروهاي ايراني و عراقي رخ نداده بود، ولي نيروهاي هر دو طرف در حوالي مرز پيرانشهر و مريوان مواضع پدافندي اشغال و آماده مقابله با تهاجم طرف مقابل شده بودند. اما در جبهه داخلي وضع روز‌به‌روز بحراني‌تر می‌شد و فعاليت ضدانقلاب شديد‌تر مي‌گرديد و دامنه فعاليت ضدانقلابيون وسعت بيشتري مي‌يافت و به مناطق شمالي آذربايجان غربي در حوالي سلماس نيز كشيده می‌شد. چنان‌كه در روز اول آبان، عناصر ضدانقلاب به پاسگاه ژاندارمري تازه شهر از توابع سلماس حمله كردند و ژاندارمري سلماس براي پشتيباني آن پاسگاه مجبور به اعزام نيروي كمكي گرديد. از اوایل آبان‌ماه، فعاليت عمده ضدانقلابيون بار ديگر متوجه مناطق كردنشين پاوه و بانه گرديد، اما يك حادثه به نفع نيروهاي حكومت مركزي ايران به وقوع پيوست و آن چنين بود كه عشاير كرد بارزاني حاضر شدند در مبارزه  عليه ارتش عراق و همچنين عمليات ضدانقلابيون در كردستان با نيروهاي ايراني همكاري كنند. اين همكاري عملي گرديد و يك نيروي قابل ملاحظه به صف رزمندگان ما پيوست. در نبرد با نيروهاي عراقي، گردنه شيخ در محور پيرانشهر- تمرچين از حساسيت ويژه‌اي برخوردار بود و توپخانه عراق با گلوله‌باران شديد موضع نيروهاي ما تلاش مي‌كردند نيروهاي ما را عقب برانند. در اين گلوله‌باران‌ها، در روز اول آبان دو نفر از مدافعين ميهن ما شهيد و پنج نفر زخمي شدند. در دوم آبان، ضدانقلابيون نوسود را محاصره كردند و گردان 139 پياده از عناصر تيپ 84 كه در آن شهر مستقر بود، در محاصره قرار گرفت. به لشكرهاي 28 و 81 دستور داده شد؛ با همكاري نيروهاي ديگر رزمنده، محورهاي وصولي نوسود را پاك‌سازي كنند و شهر و یگان محاصره شده را آزاد سازند. براي اين منظور؛ يك ستون نظامي از پاوه به مقصد نوسود حركت كرد و در مسير پيشروي با گروه‌هاي ضدانقلاب درگير شد. در اين درگيري دو نفر شهيد و هشت نفر زخمي گرديدند و آقاي كاظمي(شهید ناصر کاظمی) فرماندار پاوه كه همراه ستون بود، نيز مجروح گرديد.

در روز سوم آبان، سردشت به‌وسيله ضدانقلابيون گلوله‌باران شد و شش نفر غيرنظامي و يك نفر نظامي شهيد و 11 نفر زخمي گرديدند. در روز چهارم آبان، منطقه سردشت و سقز و بانه و سنندج ناآرام بود كه در منطقه پاوه، شدت بيشتري داشت و درگيري‌هاي اطراف اين شهر از نيروي خودي پنج نفر پيش‌مرگ كرد شهيد و 10 نفر زخمي گرديدند. يك دستگاه بي‌سيم و يك دستگاه آمبولانس نيروهاي خودي نيز به دست مهاجمين افتاد.

در جبهه خارجي، در پيرانشهر، تبادل آتش توپخانه بين نيروهاي ايران و عراق به تناوب جريان داشت.

نظر به اين‌كه نبرد در دو جبهه داخلي و خارجي، در يك منطقه كردنشين در حال اجرا بود و عمليات عوامل ضدانقلاب داخلي به نوعي با عمليات دشمن خارجي اشتراك منافع داشت، شايعات پراكنده شده به‌وسيله ضدانقلابيون درباره فعاليت نيروهاي عراقي، اثرات نسبتاً زيادي در منطقه باقي مي‌گذاشت و سبب نگراني‌هايي می‌شد. عوامل اطلاعاتي ما نيز هر گونه شايعات را بدون تجزيه‌و‌تحليل منطقي نظامي منتشر مي‌کردند كه خود به هدف شايعه‌پراكني دشمن داخلي و خارجي كمك مي‌كرد. به‌عنوان مثال كراراً شايع می‌شد كه نيروهاي عراقي فلان نقطه را اشغال كرده‌اند، ولي هيچ وقت چنين اتفاقي نيفتاد.

به هر حال شايعه‌پراكني، قسمتي از عمليات جنگ رواني است كه در تمام جنگ‌ها اجرا مي‌شود، اما وظيفه عوامل اطلاعاتي آن است كه با تحليل‌هاي دقيق و انتشار اطلاعات صحيح اثرات شايعات را خنثي نمايند. به‌طور كلي طبق روند كلي جنگ تحميلي، از اواخر مهرماه، در صحنه عمليات غرب و شمال‌غرب به ركود گرائيد.حوادث كلي جنگ با نيروهاي متجاوز عراق روز‌به‌روز كمتر می‌شد و میدان‌هاي نبرد حالت دفاع ثابت كامل پيدا مي‌كرد، ولي فعاليت عوامل ضدانقلاب داخلي برعكس شديدتر می‌شد و قسمتي از توان رزمي نيروهاي ما را به خود جذب مي‌كرد. به ‌نظر مي‌رسد رهبران ضدانقلاب تلاش مي‌كردند از آب گل‌آلود ماهي بگيرند و از جنگ تحميلي عراق به ايران به سود خود استفاده كنند و از فرصتي كه درگيري نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران با عراق پيش آمده استفاده كنند و به مقاصد سياسي خود برسند.

اميد است؛ مسئله جنگ داخلي در مناطق كردنشين در جريان جنگ تحميلي در يك كتاب مستقل مورد تجزيه‌و‌تحليل قرار گيرد و جنبه‌هاي گوناگون سياسي و اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي آن به دقت بررسي گردد. لذا در اين كتاب ما فقط به ذكر بعضي نمونه‌هاي اين درگيري اشاره مي‌كنيم تا مشخص گردد؛ هنگامي كه تهديد جدي ارتش عراق در تمام مناطق مرزي بيش از يك‌هزار كيلومتري جريان داشت، نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران با چه مشكلاتي روبرو بودند.

در روز پنجم آبان، اطلاع حاصل شد كه ستاد مركزي ضدانقلابيون در شهر بوكان مستقر شده است. در اين روز در منطقه بانه درگيري ايجاد شد، يك پاسدار شهيد و 12 نفر سرباز و پاسدار مجروح شدند. اين درگيري در روز ششم آبان نيز ادامه داشت و تعداد شهداء به چهار نفر و مجروحين به 15 نفر افزايش يافت. در اين روز در اطراف شهر اروميه نيز نيروهاي ضدانقلاب به پاسگاه گليج حمله كردند و حجت‌الاسلام حسني امام جماعت اروميه و ياران او را كه با ضدانقلابيون مبارزه مي‌كردند، در محاصره قرار دادند. در نبردي كه درگرفت؛ شش نفر از افراد نظامي و بسيجي به شهادت رسيدند و عده‌اي نيز مفقود‌الأثر شدند.

در هشتم آبان، فعاليت عناصر ضدانقلاب در اطراف شهر تبريز نيز مشاهده شد و خبر رسيد؛ ضدانقلابيون كنترل قريه قره‌موسي را به دست گرفته‌اند. در اين روز، آبادي بوئين از توابع بانه در محاصره ضدانقلابيون قرار گرفت كه با حركت سريع پاسداران انقلاب، آبادي از محاصره خارج شد. تمام مردان روستا منطقه را ترك كردند و فقط زنان و كودكان روستائي باقي ماندند. در اين روز درباره نيروهاي عراقي نيز شايعاتي پراكنده شد؛ مبني بر اين‌كه يك واحد چترباز عراقي در حوالي مريوان پياده شده و قصد محاصره مريوان را دارد. در حالي كه در تمام طول جنگ هيچ‌وقت نيروهاي ايران و عراق از واحد چترباز استفاده نكردند. اتفاقاً در همان روز هشتم که خبر پياده شدن چتربازان عراقي در حوالي مريوان شايع شد، نيروهاي ما در آن منطقه با ضدانقلابيون درگير بودند و در منطقه حضور داشتند.

از جمله فعاليت ضدانقلابيون گروگان‌گيري بود. در روز دهم آبان، برآورد گرديد؛ حدود 500 نفر از اهالي منطقه و افراد نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران در اسارت عوامل ضدانقلاب هستند كه اغلب آنان به گروگان گرفته شده بودند.

با گذشت زمان، عوامل ضدانقلاب تلاش مي‌كردند؛ با نمايش قدرت، حضور رسمي خود را در مناطق كردنشين اعلام كنند. به اين منظور در روز هشتم آبان، يك نيروي بزرگ ضدانقلاب كه تعداد افراد آن حدود 700 نفر برآورد مي‌گرديد، در شهر بوكان با تجهيزات كامل جنگي و دو قبضه تفنگ 106 ميليمتري رژه رفتند و بدين طريق تمركز نيروهاي ضدانقلاب در شهر بوكان به اثبات رسيد.

در روز نهم آبان، يك واحد مهندسي پادگان مريوان هنگام مين‌گذاري در جنوب درياچه زريوار با نيروهاي ضدانقلاب درگير شد كه از افراد خودي دو نفر شهيد و سه نفر زخمي شدند. از طريق شهرباني اطلاع رسيد؛ عده زيادي از نيروهاي ضدانقلاب كه بيش از هزار نفر هستند، در حوالي 25 كيلومتري مريوان متمركز شده‌اند و در حال احداث استحكامات نظامي در اورامانات مي‌باشند و در همان محل، حدود 80 نفر از گروگان‌ها را در مدرسه‌اي زنداني كرده‌اند.

در شب 11 به 12 آبان‌ماه، ضدانقلابيون پاسگاه پليس‌راه مياندوآب را باخمپاره گلوله‌باران كردند و خساراتي به پاسگاه وارد نمودند، ولي تلفات انساني ايجاد نشد. در اين روز بار ديگر هواپيماهاي عراقي در آسمان آذربايجان غربي به پرواز درآمدند و منطقه تمرچين را بمباران كردند كه از افراد نظامي مدافع آن منطقه يك نفر شهيد و سه نفر مجروح شدند.

در روز 13 آبان، تلاش اصلي ضدانقلابيون داخلي در منطقه كامياران وارد عمل شد و حوادثي به‌بار آورد. در محور مهاباد- نقده نيز درگيري‌هايي ايجاد شد كه سبب شهيد شدن سه نفر و مجروح شدن هشت نفر از رزمندگان ما گرديد. اين درگيري در اطراف روستاي قم‌قلعه واقع در ده كيلومتري مهاباد رخ داد.

تلاش ضدانقلابيون به‌تدريج توسعه مي‌يافت و از حالت دستبردهاي پراكنده چندنفري به حالت گروه‌هاي چندصد نفري درمي‌آمد. اين عوامل تلاش مي‌كردند؛ با تمركز نيرو در نقاط حساس مناطق كردنشين محل‌هايي را تحت كنترل كامل خود درآورند و از آن محل يك نوع عمليات نيمه‌منظم عليه نيروهاي حكومت مركزي ايران انجام دهند. براي اين منظور در روز 14 آبان، نيروهاي مخالف در دو منطقه مهاباد و كامياران متمركز شدند، اما نيروهاي حكومت مركزي از وجود اين تمركزات به موقع آگاه شدند و مانع موفقيت عوامل ضدانقلاب گرديدند. چنان‌كه در اطراف مهاباد به روستاي قلعه‌درباز، جعفرآباد، يوسف‌كندي و آبگري‌قاش حمله كردند و عوامل ضدانقلاب را متواري ساختند. در اين نبرد از افراد خودي سه نفر شهيد و هفت نفر مجروح شدند.

نبرد با ضدانقلابيون، در 15 آبان نيز در اطراف مهاباد جريان داشت و پليس‌راه مهاباد میاندوآب مورد حمله مهاجمين قرار گرفت. در محور نقده- مهاباد نيز درگيري جريان يافت، يك جوانمرد شهيد و چهار نفر مجروح شدند. اين وضع در روزهاي آينده نيز ادامه يافت. هر روز در نقطه‌اي از مناطق كردنشين بين نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران با عوامل ضدانقلاب درگيري ايجاد می‌شد و تعدادي از هم‌وطنان ما شهيد و مجروح می‌شدند. ولي دشمن خارجي يعني نيروهاي عراقي هر روز حالت دفاعي را ثابت‌تر مي‌كردند و از هرگونه اقدامات آفندي خودداري مي‌نمودند. حتي آتشباري توپخانه و بمباران هوايي نيز در منطقه شمال‌غرب روز‌به‌روز كاهش مي‌يافت.

موضوعي كه از نظر تركيب سازماني عوامل ضدانقلاب حائز اهميت بود، آن بود كه اصولاً نيروهاي مخالف داخلي از دو گروه عمده تشكيل يافته بودند. يك گروه که هسته مركزي درگيري داخلي در مناطق كردنشين را به‌وجود آورده بودند، احزاب كرد خودمختاري‌طلب و يا تجزيه‌طلب بودند. دو حزب دموكرات و كومله  عمده‌ترين گروه سياسي آنان را تشكيل مي‌دادند. گروه ديگر، احزاب سياسي چپ‌گرا بودند كه در تمام ايران فعال بودند و بعد از تشديد فعاليت گروه‌هاي كرد خودمختاري‌طلب در كردستان، احزاب سياسي چپ‌گراي مخالف حكومت مركزي ايران نيز تلاش خود را در كردستان متمركز ساختند و با گروه‌هاي كرد مخالف حكومت جمهوري اسلامي ايران ائتلاف كردند و با همكاري آنان وارد مبارزه با نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران شدند.

گروه سومي نيز در مناطق كردنشين ايران به‌طور مستقل با هماهنگي با دو گروه ديگر (كردهاي خودمختاري‌طلب و گروه‌هاي چپ‌گرا) وارد مبارزه با حكومت مركزي ايران شده بودند. اين گروه سوم؛ سلطنت‌طلبان ايران بودند كه بعد از پيروزي انقلاب به كشور عراق فرار كرده بودند و بعد از شكل‌گيري نيروهاي مخالف در مناطق كردنشين، اعضاي گروه سلطنت‌طلب نيز وارد میدان شدند. اما به ‌نظر مي‌رسد كه حناي آنان چندان رنگي نگرفت. زيرا دو گروه ديگر مخالف كه اصولاً چپ‌گرا بودند، نمي‌توانستند با سلطنت‌طلبان هماهنگي ايدئولوژيك داشته باشند. در نتيجه فعاليت سلطنت‌طلبان دوام چنداني نداشت و خيلي سريع متلاشي گرديد. ضمناً، منطقه اصلي فعاليت سلطنت‌طلبان در مناطق كردنشين، استان کرمانشاه بود و سلطنت‌طلبان فراري با تطميع و رشوه دادن به افراد بعضي عشاير ماجراجوي اين منطقه، مانند ايل قلخاني منطقه را ناامن كرده بودند. ولي تلاش آنان از نظر ريشه مكتبي و ايدئولوژيك نتوانست چندان عميق و مردم‌ پسند باشد.

به هر حال، اغتشاشات و ناامني داخلي همراه با جنگ تحميلي خارجي همچنان ادامه داشت و حتي توسعه بيشتري مي‌يافت، چنان‌كه در اواسط آبان‌ماه به حوالي شهر تبريز نيز كشيده شد. احتمالاً، علت اين امر؛ وارد عمل شدن گروه‌هاي چپ‌گرا در مناطق آذربايجان و كردستان بود. در شب 19 آبان، پليس‌راه تبريز مورد حمله مهاجمين داخلي قرار گرفت. ساختمان به‌مدت 10 ساعت متناوب از جوانب مختلف با سلاح سنگين گلوله‌باران شد، ولي تلفات و خسارات چنداني به‌بار نياورد. اما اين حادثه در اطراف بانه و مهاباد و پسوه نيز جريان يافت و تعدادي از هم‌وطنان ما را به خاك و خون كشيد.

حضور نيروهاي ضدانقلاب به‌قدري گسترش يافت كه در روز 21 آبان 1359 يك نيروي بزرگ كه حدود دوهزار نفر برآورد مي‌گرديد، در شهر بوكان متمركز شد و مراسم رژه‌اي ترتيب دادند و رسماً اعلام كردند كه فرداي آن روز به پادگان‌هاي مريوان و سنندج و سقز حمله خواهند كرد. در اين رژه، چهار قبضه توپ نيز به نمايش درآمد. بنابراين، حركت نيروهاي ضدانقلاب در كردستان از حالت عمليات پراكنده چريكي گروه‌هاي چند نفري خارج می‌شد و جنبه يك تهديد كاملاً جدي براندازي عليه حكومت مركزي ايران به خود مي‌گرفت. در مناطق مرزي كردنشين اين خطر جدي‌تر از خطر حمله نيروهاي منظم عراقي بود. لذا تلاش اصلي نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران، الزاماً براي دفع اين تهديد داخلي مصرف می‌شد.

چنان‌كه در همان روز 21 آبان، كه هيچ فعاليتي از نيروهاي عراقي در منطقه پيرانشهر در جبهه مقابل مدافعين ميهن اسلامي ما نبود، نيروهاي مخالف داخلي شبانه به تأسيسات نظامي و كارخانه قند پيرانشهر حمله كردند و سه نفر از افراد بسيجي را به شهادت رساندند و 11 قبضه تفنگ و مقداري مهمات نيز به يغما بردند. در همان موقع، نيروهاي مهاجم، محور جلديان- پيرانشهر را نيز ناامن كردند. در اطراف اروميه، حوالي آبادي مواجا به يك خودرو نظامي حمله كردند و چهار نفر بسيجي را مجروح نمودند. در اين روز لاشه يك فروند هلي‌كوپتر شنوك که در عمليات امدادرساني در منطقه سردشت، در روز ششم آبان به‌وسيله عوامل ضدانقلاب سرنگون شده بود، پيدا شد. معلوم گرديد پنج نفر از سرنشينان آن شهيد و بقيه، از جمله سرگرد حقيقت، معاون گردان 126 پياده هوابرد به اسارت ضدانقلابيون درآمده است. اين حوادث نشان مي‌دهد كه گرفتاري حكومت و نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران در مناطق كردنشين چقدر گسترش يافته بود و عمق اختلافات تا چه حد زياد بود. همين مسئله سبب شد كه هماهنگ با جنگ تحميلي عراق عليه ايران، آرام‌سازي داخلي مناطق كردنشين نيز ساليان متمادي ادامه يابد.

در اوايل دهه سوم آبان‌ماه، يك خبر خوشحال‌كننده رسيد و آن بروز اختلاف ميان گروه‌هاي كرد مخالف دولت مركزي ايران بود. طبق اين خبر، رابطه بين حزب كومله و دموكرات از يك طرف و حزب زرگاري در طرف ديگر اختلاف افتاد. به‌حدي كه بين آنان زدوخورد ايجاد شد و 12 نفر از  طرفين كشته شدند. گرچه اين امر سبب ايجاد نفاق و جدايي بين گروه‌هاي مخالف حكومت مركزي ايران بود، ولي در عمل تأثير چنداني در سرنوشت داخلي جنگ نكرد و اين جنگ تأسف‌بار همچنان ادامه يافت.

در روز 23 آبان، نيروهاي مخالف به روستاي محمدشاه اروميه حمله كردند. خانه‌هاي مردم را آتش زدند و تعدادي از اهالي در اين آتش كه به دست برادران هم‌وطن خود افروخته شده بود، سوختند.  11 نفر غيرنظامي شهيد و هفت نفر زخمي گرديدند. وضع چنان وخيم شد كه فرمانده لشكر 64 اروميه آن‌را خطرناك اعلام كرد و گزارش داد؛ هماهنگي كافي بين نيروهاي رزمنده خودي شامل عناصر ارتش و ژاندارمري و سپاه پاسداران براي مبارزه با ضدانقلاب وجود ندارد. در همين روز، عوامل ضدانقلاب در حوالي قروه كردستان و بانه و سقز و مريوان فعال شدند و به پايگاه‌هاي نيروهاي خودي حمله كردند و تلفات و خساراتي به‌بار آوردند كه فقط در محور بانه يك نفر شهيد و 11 نفر زخمي به‌وجود آوردند.

در اوايل روز 25 آبان، مهاجمين به روستاي محمد شيعي از توابع نقده يورش بردند و 40 نفر را قتل‌عام كردند و 11 نفر را به اسارت بردند. در حالی‌که نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران در مناطق كردنشين صحنه عمليات شمال‌غرب به سختي با عوامل مخالف داخلي درگير نبرد بودند، از جبهه جنگ با نيروهاي عراقي غافل نبودند. تلاش مي‌كردند؛ ضمن تحكيم مواضع پدافندي در ارتفاعات مشرف به خط مرز و آمادگي براي دفع حملات احتمالي نيروهاي عراق، در حد امكان ضرباتي به نيروهاي عراقي وارد سازند و قاطعيت اراده و تصميم نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران را درباره ادامه جنگ تا پيروزي حق بر باطل بر حكومت متجاوز عراق نشان دهند. براي اين منظور در منطقه عملياتي لشكر 64 اروميه، قرارگاهي به نام كمبا 11 تشكيل شد که مأموريت آن؛ اجراي عمليات نفوذي و دستبرد در داخل خاك عراق بود.

به‌طوري‌كه گزارش‌هانشان مي‌دهند، اولين عمليات اين قرارگاه در 22 تا 24 آبان در ارتفاعات چومال عراق مقابل پيرانشهر اجرا شد و قسمتي از ارتفاعات چومال و پاسگاه‌هاي ميوتان و شيوه‌رش عراق به تصرف نيروهاي ما درآمد. تلفاتي به نيروهاي عراقي وارد گرديد و از نيروهاي خودي نيز پنج نفر مجروح شدند. موضوعي كه در 20 آبان روشن‌تر شد؛ عدم هماهنگي بين عناصر مختلف رزمندگان ما بود. توضيح اين‌كه در اوايل جنگ تحميلي علاوه بر یگان‌های ارتش و ژاندارمري، نيروهاي مردمي نيز متشكل از سپاه پاسداران و افراد بسيج و عشاير با گروه‌ها و رهبري‌هاي مختلف وارد میدان‌هاي رزم شدند. در منطقه شمال‌غرب پيش‌مرگان كرد يك نيروي عمده مردمي را تشكيل مي‌دادند. نظر سپاه پاسداران اين بود كه كليه گروه‌هاي بسيجي در تمام صحنه‌هاي نبرد، تحت فرماندهي سپاه قرار گيرند، ولي اين امر مورد موافقت رهبران گروه‌هاي مردمي نبود. در منطقه كردستان نيز نظر قرارگاه سپاه پاسداران آن بود كه پيش‌مرگان كرد تحت رهبري سپاه عمل كنند. ولي رهبران اين گروه با اين نظر موافق نبودند و اين امر سبب بروز اختلافاتي می‌شد، تا اين‌كه در روز 25 آبان، دامنه اختلافات چنان شدت گرفت كه تعدادي از رهبران پيش‌مرگان كرد به‌وسيله سپاه پاسداران بازداشت شدند. اين امر سبب تشديد اختلافات و ناآرامي‌ در مناطق كردنشين به‌ويژه شهر سنندج گرديد. اين وضع تا مدتي ادامه يافت، تا اين‌كه به فرمان رهبر كبير انقلاب، نيروهاي بسيج مردمي در تمام سطح كشور تحت رهبري سپاه پاسداران قرار گرفت و ستاد مركزي بسيج مستضعفين منحل گرديد.

گفتيم كه در عمليات روز 24 آبان، دو پاسگاه عراقي ميوتان و شيوه‌رش در روبروي تمرچين به تصرف نيروهاي ايراني درآمد. اين منطقه، تكيه‌گاهي براي عمليات بعدي در منطقه حاج عمران عراق گرديد.

در 27 آبان، نيروهاي مخالف در گردنه محمودآباد بين سنندج و سقز به يك ستون نظامي حمله كردند. نبردي رخ داد كه حدود شش ساعت به طول انجاميد و در آن نبرد از افراد خودي دو نفر شهيد و چهار نفر مجروح شدند.

در 28 ابان، نيروهاي ضدانقلاب يك كاميون ارتشي را در حوالي قارناي جلديان با موشك زدند و آن‌را منهدم كردند و هر پنج نفر سرنشين خودرو چنان سوختند كه هويت اجساد قابل تشخيص نبود. به‌طور كلي، عوامل ضدانقلاب عملاً كنترل تمام جاده‌هاي مناطق كردنشين را به دست خود گرفته بودند و به واحدهاي نيروهاي مسلح كه در اين محور حركت مي‌كردند، دستبرد مي‌زدند و تلفات و خساراتي وارد مي‌نمودند.

ماه دوم جنگ نيز در صحنه عمليات شمال‌غرب به پايان رسيد، در حالی‌که وضعيت كلي جنگ در جبهه داخلي و خارجي چنين بود كه در جبهه خارجي نيروهاي عراقي به‌كلي از حركت بازمانده بودند و فقط به تحكيم مواضع پدافندي در ارتفاعات صعب‌العبور نزديك مرز مي‌پرداختند. نيروهاي ايراني، قدم‌هايي براي عمليات آفندي برداشته بودند، اما درگيري داخلي به آن‌ها اجازه نمي‌داد؛ اين قدم‌ها را از حوالي مرز فراتر بگذارند. در جبهه داخلي، وضعيت روز‌به‌روز وخيم‌تر می‌شد. نيروهاي ضدانقلاب مخالف حكومت مركزي ايران، روز‌به‌روز قوي‌تر می‌شدند و دامنه فعاليت خود را در تمام مناطق كردنشين در استان‌هاي كردستان و آذربايجان غربي و شمال استان کرمانشاه گسترش مي‌دادند. علاوه بر گروه‌هاي سياسي كرد، گروه‌هاي سياسي ديگر مخالف دولت مركزي نيز به گروه‌هاي كرد مي‌پيوستند و با افكار سياسي تندي كه داشتند، اقدامات خرابكاري و هجوم به تأسيسات نظامي و انتظامي و سازمان‌هاي دولتي در مناطق كردنشين را تشديد مي‌كردند. حتي دامنه فعاليت را به مناطق آذري زبان مانند حوالي اروميه و تبريز گسترش مي‌دادند. قسمت قابل ملاحظه‌اي از امكانات نظامي و اقتصادي حكومت جمهوري اسلامي ايران را براي آرام‌سازي اين مناطق درگير مي‌كردند. در مقابل اين اقدامات براندازي مخالفين حكومت جمهوري اسلامي ايران، دولت مركزي مجبور بود فعاليت آرام‌سازي منطقه را بيشتر كند و نيروهاي بيشتري را براي مقابله با عوامل ضدانقلاب داخلي اختصاص دهد. نظر به اين‌كه استعداد رزمي نيروهاي ارتش و ژاندارمري و شهرباني محدود بود و به‌علاوه عناصر اين نيروها براي مقابله با دشمن خارجي به‌كار گرفته شده بودند، الزاماً براي بسيج نيروي كافي جهت مقابله با عوامل ضدانقلاب داخلي، از طريق سپاه پاسداران و بسيج نيروهاي مردمي و همچنين كميته‌هاي محلي انقلاب اقدام شد. جوانان پرشوري كه ايمان كافي به مباني اسلامي داشتند، داوطلبانه وارد نيروهاي بسيجي می‌شدند و در مناطق كردنشين با عوامل ضدانقلاب به مبارزه مي‌پرداختند. در اين مبارزه تعداد زيادي از آنان جان خود را فداي ميهن و مكتب خود كردند.

 

منبع: نبردهای صحنه عملیات غرب، حسینی، سید یعقوب، 1395، ایران سبز، تهران

1395/12/18 11:52:57 106 0
قسمت ارائه دهنده: مدیریت تولید محتوا
برای عضویت درکانال سایت هیئت معارف جنگ شهید صیاد شیرازی اینجا کلیک کنید
تویضیحات در موتور جستجو
در 30 مهرماه، تلاش قابل ملاحظه‌اي از توپخانه عراق نبود، ولي نيروهاي ضدانقلاب همچنان در تمام مناطق كردنشين كم‌و‌بيش فعال بودند و شدت فعاليت آنان در محور مهاباد- نقده بود كه به يك ستون نظامي حمله كردند و براي دفع حمله مهاجمين از بالگرد استفاده شد. در اين درگيري يك نفر شهيد شد.
نظر شما






Retype the CAPTCHA code from the image
Change the CAPTCHA codeSpeak the CAPTCHA code
 


4
>
تهران انتهای اتوبان ارتش خیابان برادران شهید شاهمرادی صندق پستی: 554-19575 - کدپستی: 1676653517
02122979698
Info@maarefjang.ir
پیام کوتاه هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی
300040004620
نرم افزار اندروید هیئت معارف جنگ
در این نرم افزار در بخش معارف جنگ عملیاتهای دوران دفاع مقدس همراه با نقشه هر عملیات و به تفکیک از سال اول تا سال هشتم جنگ قابل مشاهده می باشد.
هیئت معارف جنگ را در شبکه های اجتمایی دنبال کنید
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.

انتشار مقالات و مطالب در این پایگاه به منزله تائید تمام و کمال آنها نبوده، بلکه مطالب منعکس کننده نظرات نویسندگان آنها می باشد.

maarefjang @ 2015