• ارتش کلمه ی طیبه است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • ارتش جمهوری اسلامی ايران تنها ارتشی است كه در خدمت مردم و منافع ملی است و اعتقادات و احساسات بدنه و فرماندهان آن نيز همانند آحاد مردم است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • اساس استقلال مملكت بر ارتش است؛ بر نيروهاى زمينى و هوايى ودریائی است؛ لكن ارتشى كه متكى به ملت باشد. (امام خميني-ره)
  • وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهدِیَّنَهُم سُبُلَنَا وَ اِنَّ اللهَ لَمَعَ المُحُسِنِینَ (قرآن کریم، سوره مبارکه عنکبوت، آیه شریفه 69)
  • ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شکستیم. (امام خمینی - ره)
  • چرائی های جنگ تحمیلی و پاسخ به پرسشهای شما در خصوص دفاع مقدس در قسمت پرسش از شما، پاسخ از ما.
  • ارتش ما پشتوانه ملت ماست؛ ارتش ما ضامن استقلال كشور ماست. (امام خميني-ره)
  • «رژیم صهیونیستی ۲۵ سال آینده را نخواهد دید»، جملۀ منتخب مردم از بیانات سال94 مقام معظم رهبری(ایسنا)
  • 29 فروردین روز ارتش و سالروز حماسه آفرینی های نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران گرامی باد.
ارتش و دفاع مقدس از دیدگاه ولایت
صوت و تصویر
قطعنامه ها
کتاب آموزش معارف جنگ
آمار بازدید

عبور از دیوار مرگ (16)


بخش چهارم

خاتمه مأموريت

1-مراجعت                                  

داود پس از هماهنگی با قرارگاه مقدم ارتش در جنوب، به من اعلام کرد با توجه به اجرای موفقیت‌آمیز و درخشان گشتی رزمی تکاوران لشکر77 ثامن‌الائمه مشهد و گرفتن اسرا و غنائم بسیار و کسب اطلاعات بسیار خوب از گسترش نیروهای دشمن و زمان رسیدن نیروهای پشتیبان دشمن، مأموریت گردان تکاور خاتمه یافته و باید به عقب و مواضع اولیه برگردد.

دفاع مقدس، جنگ تحمیلی، معارف جنگ، شهید صیاد شیرازی، شهدای جنگ تحمیلی، امام خامنه ای،دفاع مقدس، جنگ تحمیلی ، ارتش جمهوری اسلامی ایران، خاطرات دفاع مقدس

این خبر برای من و فرماندهان گروهان بسیار ناراحت‌کننده بود. زیرا برای تصرف این هدف چه سختی‌ها را تحمل کردیم و چه شب‌ها و روزهایی را نخوابیدیم. ما حاضر بودیم به هر طریق تا آخرین قطره خون روی هدف بایستیم تا ضمن رسیدن نیروهای تقویتی، شبانه نسبت به احداث جاده و به پای کار آوردن سلاح‌های سنگین اقدام شود. لیکن لشکر (داود) ضمن تقدیر از احساس مسئولیت و غیرت نیروهای گردان تکاور در روی هدف، به من ابلاغ کرد حسین با تدبیر خودت یگان‌های مستقر در روی هدف را به عقب بیاور، بطوری که خود شما آخرین نفر نیروها باشید. داود اضافه كرد دستور داده شده كه توپخانه لشكر و توپخانه لشكر 16 يگان هم‌جوار، عقب آمدن گردان تكاور را پوشش دهد.

برابر این دستور، من باید طوری نیروها را به عقب می‌بردم که ضمن حفظ روحیه و قدرت جنگیدن آن‌ها و با توجه به معبرهای موجود در میدان مین دشمن که در جلوی هدف بود و جلوگیری از تداخل نیروها در هنگام عقب‌نشینی، هر گروهان از همان معبری که وارد هدف شده و نوار نصب شده به عقب برگردد و شهدا و مجروحان را نیز با خودشان به عقب بیاورند، فرماندهان گروهان در جلو و نفرات به ستون یک در پشت سر او و تفنگ‌ها را بصورت هجومی در دست بگیرند تا در صورت برخورد با دشمن یا تیراندازی دشمن آن‌ها نیز بطرف دشمن تیراندازی کنند.

از فرماندهان گروهان خواستم لحظه به لحظه وضعیت را گزارش کنند و ضمن حمل مجروحان سعی کنند جنازه شهدا را از روی هدف و میدان مین دشمن بیرون ببرند و در خارج از میدان مین در داخل شیارها بگذارند تا در زمان و فرصت مناسب به منطقه خودی تخلیه شوند.

ساعت 8 شب بود و هوا کاملاً تاریک شده بود و فقط گلوله‌های منور خمپاره‌اندازها و توپخانه دشمن منطقه را روشن می‌کرد. وقتی گاهی اوقات این تیراندازی‌ها کم می‌شد، من احساس می‌کردم دشمن با استفاده از تاریکی در حال نزدیک کردن نیروهای پیاده‌اش برای تصرف هدف است. به همین لحاظ به فرماندهان گروهان دستور دادم با گماردن عناصری در روی هدف برای حفظ تماس و پوشش عقب‌نشینی و ادامه تیراندازی به سمت دشمن، به آهستگی سنگرهای دشمن را تخلیه کنید و از طریق معبرهایی که وارد شده‌اید از منطقه خارج شوید.

گروهان‌های1 و 3 که در طرفین ما بودند پس از دستور با رعایت تأمین به آهستگی سنگرهای دشمن را تخلیه و از طریق کانال‌ها خود را به معبرهای مشخص شده رساندند و معاونین گروهان که در آخر هر گروهان بودند در بی‌سیم می‌گفتند ما عراقی‌ها را می‌بینیم که پس از خروج ما از سنگرها وارد سنگر می‌شوند و بطرف ما تیراندازی می‌کنند.

من که با گروهان قهوه‌چی در روی هدف وسط (کله خربزه‌ای) بودیم، پس از ورود گروهان‌های1 و 3 تکاور به داخل میدان مین دشمن، ضمن برقراری تأمین آن‌ها آن‌ قدري صبر کردیم تا هر دو گروهان سمت راست و چپ از میدان مین دشمن خارج شوند.

پس از حدود یک ساعت فرماندهان هر دو گروهان اعلام کردند ما با حداقل تلفات از میدان مین خارج شدیم و بطرف شیارها در حرکت هستیم.

من به جبار گفتم خودت با دو نفر از نیروهای دسته شناسایی در جلوی گروهان شهید قهوه‌چی وارد معبر می‌شوی و من هم در عقب گروهان، تأمین را برقرار کنم.

نیروهای گروهان شهید قهوه‌چی با حمل جنازه شهدا و مجروحان بر روی برانکارد و یا دوش سربازان قوی هیکل وارد میدان مین دشمن شدند، تیراندازی به شدت ادامه داشت، بطوری که در بعضی اوقات فاصله نیروهای عراقی کمتر از چند متر مي‌شد و هرکس سریع‌تر بود هدف را از بین می‌برد. در این فاصله هروقت دشمن منطقه را روشن می‌کرد بلافاصله سربازان روی زمین می‌نشستند.

حدود نیم ساعت گذشته بود و هنوز من روی هدف بودم و واقعاً در آن تاریکی می‌دیدم که اشباح سیاه بلافاصله بعد از ترک سنگرها توسط نیروهای تکاور در آن مستقر می‌شدند. در داخل کانال‌ها بطرف ما می‌آمدند که پس از تیراندازی بعد از چند دقیقه مجدداً دنبال ما در حرکت بودند. ناگهان صدای فریادی از سر ستون گروهان قهوه‌چی که جبار در آنجا بود به گوش رسید و جبار گفت اینجا هیچ‌گونه نواری در داخل میدان مین دیده نمی‌شود و دو نفر سرباز سر ستون روی مین رفته‌اند. به جبار گفتم فوراً خودت و یک درجه‌دار با سرنیزه سیخک بزنید و جلو بروید تا مجدداً معبر را پیدا کنید و از میدان مین دشمن خارج شوید و معطل نکنید. چون عراقی‌ها در فاصله 50متری ما هستند و ممکن است همگی شهید و یا اسیر شویم.

.

 

من و بقیه نیروها هنوز روی هدف وسط بودیم و به اطراف و عقب تیراندازی می‌کردیم تا نیروهای عراقی به ما نزدیک نشوند و جبار پس از حدود یک ربع سیخک زدن در میدان مین اعلام کرد مجدداً نوار را پیدا کردیم و وارد معبر شدیم و من گفتم سریعاً با احتیاط نیروها را از میدان مین خارج کن. پس از خروج یگان‌ها از میدان مین دستور عقب‌نشینی نیروهای باقیمانده در تماس را به آن‌ها ابلاغ کردم و همراه خود با احتیاط به عقب مراجعت کردیم و خود را به داخل شیارهای جلوی هدف رساندیم و از آنجا باتوجه به مسیرهایی که قبلاً علامت‌گذاری کرده بودیم، خود را به پشت میدان مین خودی و سپس به پشت خط مقدم نیروهای ایرانی رساندیم. پس از خروج ما به پشت خط پدافندي خودي نيروهاي مستقر بر روي خط كمربند آتش نيز به ترتيب به پشت خط پدافندي مراجعت كردند.

ساعت 11 شب بود، در پشت خط نیروها برابر برنامه زمان‌بندی قبلی هر گروه به محض رسیدن به پشت خط خودی توسط معاون گردان (نقوی) بازدید و آمار گرفتن گروه گروه سوار کامیون‌های بنز ‌شدند. به منظور رعایت اصول تأمینی با چراغ خاموش بطرف پایگاه برمی‌گشتند.

 در این فاصله شنیدن حرف‌هایی که سربازان یا فرماندهان از اجرای عملیات می‌گفتند به قدری زیبا و هیجان‌انگیز بود که اگر می‌دانستم باید یک روز خاطرات عملیات دیوار مرگ را بنویسیم، حتماً تمام سربازان، درجه‌داران و افسران را در یک‌جا جمع می‌کردم و می‌گفتم هرکس هرچه دیده و هر کاری کرده و هر پیشنهادی دارد روی یک کاغذ بنویسد یا به دوستش بگوید برایش بنویسد و مسلم بدانید شاید حجم آن ده برابر می‌شد. ولی درگیری‌های خدمتی، بازدیدها، حضور مسئولان مختلف و گزارشگران رسانه‌ها به‌گونه‌ای بود که فرصت این کار را پیدا نکردم و حتی حالا هم هرکدام از آن عزیزان را که در این عملیات غرورآفرین شرکت داشتند را ببینم و یا بدانم کجا هستند پیدا می‌کنم و دست آن‌ها را می‌بوسم، چون این مملکت به آن‌ها نیاز دارد.

در اینجا فقط چند مطلب را که خودم از چند نفر از نیروها که نزدیک من بودند و منتظر رسیدن کامیون‌ها بودند برایتان می‌گویم. یکی از افسران به نام کاتب تعریف می‌کرد: من در شرایطی بودم که سه نفر از سربازان عراقی را به دست خودم از پا درآوردم و با یکی از آن‌ها جنگ تن به تن کردم و او را زمین زدم و با نارنجک او را به درک واصل کردم.

یکی از سربازان می‌گفت من به تنهایی چندين گلوله آر.پی.جی7 شلیک کردم و تعداد زيادي از افراد دشمن را شخصاً از بین بردم، واقعاً راست می‌گفت. چون من دیدم از گوش سمت راست او خون می‌آید و روی گردن او خشک شده است.

ستوان آقایی می‌گفت عوامل پیروزی، شناسایی دقیق، طرح‌ریزی با رعایت کلیه اصول نظامی، رعایت اصل غافلگیری و حضور نزدیک حسین و داود در بین نیروها بود که روحیه ما را برای اجرای مأموریت تقویت می‌کرد.

ساعت 12 شب آخرین گروه هم سوار کامیون‌ها شدند و بطرف پایگاه اولیه در نزدیکی کوه میشداغ حرکت کردند و جالب بود با آن خستگی و پشت سر گذاشتن آن شرایط سخت، سربازان در راه برگشت سرود پیروزی می‌خواندند و صدای تکبیر و صلوات آن‌ها باعث شادی نیروهای خط مقدم خودی شده بود. چون آن‌ها می‌دانستند چه اتفاقی افتاده و این‌ها که در حال ترک منطقه هستند چه کسانی هستند و شعار «تا خون در رگ ماست، خمینی رهبر ماست» تا اردوگاه استراحت تکاوران قطع نشد. ساعت 5/2 شب بود که آخرین گروه‌ها وارد اردوگاه شدند و من پس از سه روز خستگی و بی‌خوابی از داود خداحافظی کردم و وارد اطاق خودم شدم و همان‌طور با لباس روی زمین افتاده و خوابم برد که ناگهان ساعت 0600 صبح دژبان مرا صدا کرد و گفت فرماندهی محترم لشکر می‌خواهند تلفنی با شما صحبت کند. بلافاصله گوشی را گرفتم و گفتم امر بفرمایید و ایشان ضمن تبریک این پیروزی بزرگ، فرمودند خبرنگاران، عکاسان و رادیو تلویزیون صدا و سیما می‌خواهند برای مصاحبه و فیلمبرداری به گردان بیایند و شما ساعت 0800 صبح در میدان صبحگاه با لباس‌های مرتب و تجهیزات کامل آماده بازدید باشید.

بلافاصله دستور به گروهان‌ها ابلاغ شد و از آن‌ها خواسته شد آمار دقیق عملیات از نظر شهدا، مجروحان، اسرا، غنائم را تهیه و رأس ساعت 0730 دقیقه با لباس تکاور نو و تجهیزات کامل در میدان صبحگاه برای بازدید فرماندهان، خبرنگاران و صدا و سیما حاضر باشند.

 منبع: عبور از دیوار مرگ، سرتیپ2 پیاده ستاد حسین انصاری ، 1394، ایران سبز، تهران

1398/8/12 9:44:10 139 0
قسمت ارائه دهنده: مدیریت تولید محتوا
تویضیحات در موتور جستجو
داود پس از هماهنگی با قرارگاه مقدم ارتش در جنوب، به من اعلام کرد با توجه به اجرای موفقیت‌آمیز و درخشان گشتی رزمی تکاوران لشکر77 ثامن‌الائمه مشهد و گرفتن اسرا و غنائم بسیار و کسب اطلاعات بسیار خوب از گسترش نیروهای دشمن و زمان رسیدن نیروهای پشتیبان دشمن، مأموریت گردان تکاور خاتمه یافته و باید به عقب و مواضع اولیه برگردد.
نظرات ارسالی
نظر شما






Retype the CAPTCHA code from the image
Change the CAPTCHA codeSpeak the CAPTCHA code
 


4
>
تهران انتهای اتوبان ارتش خیابان برادران شهید شاهمرادی صندق پستی: 554-19575 - کدپستی: 1676653517
02122979698
Info@maarefjang.ir
پیام کوتاه هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی
300040004620
نرم افزار اندروید هیئت معارف جنگ
در این نرم افزار در بخش معارف جنگ عملیاتهای دوران دفاع مقدس همراه با نقشه هر عملیات و به تفکیک از سال اول تا سال هشتم جنگ قابل مشاهده می باشد.
هیئت معارف جنگ را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.

انتشار مقالات و مطالب در این پایگاه به منزله تائید تمام و کمال آنها نبوده، بلکه مطالب منعکس کننده نظرات نویسندگان آنها می باشد.

maarefjang @ 2015