• ارتش کلمه ی طیبه است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • ارتش جمهوری اسلامی ايران تنها ارتشی است كه در خدمت مردم و منافع ملی است و اعتقادات و احساسات بدنه و فرماندهان آن نيز همانند آحاد مردم است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • اساس استقلال مملكت بر ارتش است؛ بر نيروهاى زمينى و هوايى ودریائی است؛ لكن ارتشى كه متكى به ملت باشد. (امام خميني-ره)
  • وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهدِیَّنَهُم سُبُلَنَا وَ اِنَّ اللهَ لَمَعَ المُحُسِنِینَ (قرآن کریم، سوره مبارکه عنکبوت، آیه شریفه 69)
  • ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شکستیم. (امام خمینی - ره)
  • چرائی های جنگ تحمیلی و پاسخ به پرسشهای شما در خصوص دفاع مقدس در قسمت پرسش از شما، پاسخ از ما.
  • ارتش ما پشتوانه ملت ماست؛ ارتش ما ضامن استقلال كشور ماست. (امام خميني-ره)
  • «رژیم صهیونیستی ۲۵ سال آینده را نخواهد دید»، جملۀ منتخب مردم از بیانات سال94 مقام معظم رهبری(ایسنا)
  • 29 فروردین روز ارتش و سالروز حماسه آفرینی های نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران گرامی باد.
ارتش و دفاع مقدس از دیدگاه ولایت
صوت و تصویر
قطعنامه ها
کتاب آموزش معارف جنگ
آمار بازدید

عبور از دیوار مرگ (21)


گروهان یکم تکاور به فرماندهی دلیر و با راهنمایی یک تیم از عناصر دسته شناسایی در جلو و گروهان دوم به فرماندهی پارسا و گروهان سوم به فرماندهی قزاق پشت سر هم از نقطه عزیمت وارد میدان مین خودی شدند و پس از تقریباً یک ساعت راه‌پیمایی، دلیر به نقطه رهایی گروهان‌ها رسید و باتوجه به این‌که فاصله میدان مین خودی و میدان مین دشمن حدود 3 کیلومتر بود و در این فاصله شیارهای زیادی در روی زمین بود که یک گروهان می‌توانست به راحتی و برای کنترل عملیات در داخل آن شیارها توقف كند. وقتی هر 3 گروهان در نقطه رهایی در داخل شیارها مستقر شدند فرماندهان گروهان مجدداً کنترل‌های لازم را انجام داده و باتوجه به قطع باران و به منظور جلوگیری از سروصدا در نزدیکی میدان مین دشمن، دستور داده شد بادگيرها را از تن خارج کنند و داخل جلد مربوطه گذاشته و به فانسقه‌ها وصل نمایند. چون کوله‌پشتی‌ها را قبلاً پشت خط مقدم تحویل داده بودند.

دفاع مقدس، جنگ تحمیلی، معارف جنگ، شهید صیاد شیرازی، شهدای جنگ تحمیلی، امام خامنه ای،دفاع مقدس، جنگ تحمیلی ، ارتش جمهوری اسلامی ایران، خاطرات دفاع مقدس

3- ‌عبور از خط عزيمت

جبار به همراه تعدادی از عناصر دسته شناسایی که باید به عنوان راهنما در نقاط رهایی، کمربند آتش و معابر ایجادشده در میدان مین دشمن مستقر شوند، از خط مقدم نیروهای خودی عبور کردند و وارد مین خودی شدند و برابر زمان‌بندی تعیین‌شده ساعت 11 شب از میدان مین عبور کردند و به طرف جلو (هدف) ادامه حرکت دادند. پس از یک کیلومتر، دو نفر راهنما از دسته شناسایی در نقطه رهایی گروهان‌ها متوقف شدند و بقیه عناصر به صورت تیم‌های دو نفره به‌طرف نقاط ورود به میدان مین دشمن به جلو رفتند.

جبار با دو نفر راهنما، دسته ادوات یا کمربند آتش را به‌طرف منطقه استقرار جنگ‌افزارها برد و در محلی که تعیین شده بود مستقر کرد و پس از اطمینان از استقرار کامل تلفنی به حسین اطلاع داد که کمربند محکم بسته شده است و خودم (جبار) می‌روم پشت معبر شماره2 در میدان مین دشمن و منتظر می‌مانم تا یگان‌ها پشت معبرها برسند و ما آن‌ها را به داخل معبرها هدایت کنیم.

باران قطع شده بود و نیروها، رأس ساعت 12 شب قرار بود از نقطه عزیمت که در روی خط مقدم تعیین شده بود با دستور به جلو حرکت کنند. همه نیروها به ترتیب در پشت نقطه عزیمت آماده بودند. حسین با هماهنگي داود در روی شبکه باسیم (تلفن) اعلام کرد «یامهدی» و با تکرار یامهدی توسط فرماندهان، اولین نفر از نقطه عزیمت عبور کرد و وارد میدان مین خودی شد.

گروهان یکم تکاور به فرماندهی دلیر و با راهنمایی یک تیم از عناصر دسته شناسایی در جلو و گروهان دوم به فرماندهی پارسا و گروهان سوم به فرماندهی قزاق پشت سر هم از نقطه عزیمت وارد میدان مین خودی شدند و پس از تقریباً یک ساعت راه‌پیمایی، دلیر به نقطه رهایی گروهان‌ها رسید و باتوجه به این‌که فاصله میدان مین خودی و میدان مین دشمن حدود 3 کیلومتر بود و در این فاصله شیارهای زیادی در روی زمین بود که یک گروهان می‌توانست به راحتی و برای کنترل عملیات در داخل آن شیارها توقف كند. وقتی هر 3 گروهان در نقطه رهایی در داخل شیارها مستقر شدند فرماندهان گروهان مجدداً کنترل‌های لازم را انجام داده و باتوجه به قطع باران و به منظور جلوگیری از سروصدا در نزدیکی میدان مین دشمن، دستور داده شد بادگيرها را از تن خارج کنند و داخل جلد مربوطه گذاشته و به فانسقه‌ها وصل نمایند. چون کوله‌پشتی‌ها را قبلاً پشت خط مقدم تحویل داده بودند.

توضیح: در منطقه جنوب بیشتر زمین‌ها از دور صاف و یک‌دست است و ارتفاعات آن‌ها زیاد بلند نیستند، لیکن وقتی پیاده‌، روی زمین حرکت می‌کنید شیارهای زیادی در روی آن وجود دارد، به طوری که در شیارهای یک منطقه می‌توان یک گردان را مخفی کرد بدون این‌که از دور جلب توجه کند.

وقتی هر 3 گروهان از نقطه عزیمت عبور کردند، حسین در شبکه باسیم گردان اعلام کرد «یامهدی ادرکنی» مفهوم این پیام این بود که کلیه یگان‌های عمل‌کننده از نقطه عزیمت عبور کرده‌اند و به طرف هدف می‌روند.

ساعت 0200 شب گروهان یکم به طرف معبر شماره یک در سمت راست هدف، گروهان دوم به طرف معبر شماره 2 در وسط هدف و گروهان سوم بطرف معبر شماره 3 در سمت چپ هدف حرکت کردند.

سکوت عجیبی در منطقه حکم‌فرما شده بود. البته هر چند وقتی صدای یک گلوله و یا یک گلوله منور در یک منطقه روشن می‌شد که نیروها بلافاصله مثل سنگ روی زمین می‌افتادند و پس از تاریک شدن منطقه مجدداً بطرف معابر ایجاد شده در میدان مین دشمن حرکت می‌کردند.

حسین مرتباً با تلفن از وضعیت یگان‌ها مطلع می‌شد و ضمن دادن روحیه از آن‌ها می‌خواست هیچ‌گونه سروصدایی ایجاد نکنند و فرماندهان مشاهدات خود را سریعاً اطلاع بدهند. ساعت 0300 شب بود، گروهان‌ها به صورت ستون یک در شیارهای نزدیک معبر اختصاصی خود روی زمین به حالت چمباتمه نشسته بودند تا پس از دستور وارد میدان مین دشمن شوند و تیم‌های دونفره دسته شناسایی که در روی نقطه ورود به میدان مین دشمن روی زمین خوابیده بودند منتظر دستور بودند تا وارد میدان مین شوند و نوارهای سفیدی که برای نشان دادن معبر در داخل میدان مین است، روی زمین نصب کنند تا یگان‌ها از بین دو نوار پهن‌شده در داخل میدان مین دشمن عبور کنند.

برابر هماهنگی قبلی قرار بود جبار به همراه دو نفر از عناصر دسته شناسایی در معبر شماره2 (وسط) وارد میدان مین شود. پشت سر او گروهان 2 به صورت ستونی وارد میدان مین دشمن شود و وقتی جبار این کار را کرد به حسین اعلام کند و مرحله جدید عملیات در ساعت 0300 شب با رمز «یا امام رضا(ع)» شروع شود.

در سنگر عملیات، حسین منتظر بود تا جبار ورود خود را به گذرگاه (معبر) با رمز اعلام کند. ساعت از 3 شب گذشت، طپش قلب‌ها زیاد شده بود، نگرانی حسین از این‌که نکند نیروها جرأت ورود به میدان مین را ندارند و به قول معروف پشت میدان مین کوپ کرده‌اند، همین مسئله نگرانی او را بیشتر کرده بود. همه مسئولان حاضر در اطاق عملیات در سکوت فقط همدیگر را نگاه می‌کردند و هیچ صحبتی نمی‌کردند. ساعت 3:30 شب شده بود، داود تلفنی به حسین گفت چرا رمز ورود به میدان مین دشمن را اعلام نمی‌کنید؟ حسین گفت: داود، جبار هنوز اعلام ورود به میدان مین دشمن را نکرده است و من نگرانم شاید اتفاقی افتاده و یا همان‌طور که قبلاً عرض کردم شاید قصد دیگری دارند و یا معطل می‌کنند تا هوا روشن شود و به عقب برگردند. لذا احساس می‌کنم وجود من در پشت میدان مین دشمن و در کنار جباری احتمالاً مشکل را حل و قفل عملیات را باز کند.

حسین به جبار گفت سریعاً دو نفر راهنما بفرستد تا من را پیش شما بیاورد و حسین فوراً تجهیزات خود را بست. ماسک ضدگاز، سرنیزه، قطب‌نما، تفنگ ژ3 با قنداق تاشو و سایر وسایل مورد نیاز را برداشت و به بی‌سیم‌چی گفت یک تلفن صحرایی هم بردار تا در هرجا نیاز شد با سیم تلفنی که اکنون در مسیر تا پشت میدان مین دشمن روی زمین کشیده شده تماس با نیروها و عقب داشته باشیم.

پس از نیم ساعت دو نفر راهنما رسیدند و حسین پس از سپردن مسئولیت عملیات به معاون گردان (نقوی) و اطلاع به داود، ساعت 0400 صبح وارد میدان مین خودی شد. هوا خیلی تاریک بود، بطوری که بیش از 10 متر، افراد آن هم بصورت شبح قابل دیدن نبودند. پس از تقریباً 30 دقیقه از کنار گروهان 2 گذشتم و به نزدیک جباری رسیدم، خیلی عصبانی بودم چون تا 2 ساعت دیگر هوا روشن می‌شد و ما هنوز حمله را شروع نکرده بودیم.

به جباری با تهدید گفتم چرا داخل میدان مین نمی‌شوی؟ مگر قول ندادی اولین نفر وارد میدان مین دشمن بشوی و معبر را مجدداً بازديد کنی و گروهان پشت سر تو وارد میدان مین بشود؟ چرا حالا اینجا ایستاده‌ای؟ آیا می‌خواهی با روشن شدن هوا عملیات متوقف شود؟ جبار که کاملاً وحشت کرده بود گفت من مشکلی ندارم، اما هرچه به فرمانده گروهان که پشت آن تپه است می‌گویم پشت سر ما بیاید آن‌ها جلو نمی‌آیند و فرمانده گروهان مردد است. گفتم تو وارد میدان مین بشو و نوار را پهن کن، من فرمانده گروهان را  با خود وارد معبر می‌کنم.

جبار، کاملاً به اخلاق من آشنا بود و می‌دانست در آن شرایط بحرانی به حرفی که زده‌ام عمل خواهم کرد. لذا بلافاصله خودش به همراه 2 نفر از دسته شناسایی برای بازدید و اطمینان از باز بودن معبر وارد معبر شماره 2 شدند و آن دو نفر نوار سفیدرنگ را روی زمین پهن می‌کردند و به جلو می‌رفتند. حسین تلفنی به دو فرمانده گروهان دیگر تذکرات لازم را داد و گفت من اکنون در پشت میدان مین دشمن جلوی معبر شماره 2 هستم. اگر فوراً وارد میدان مین و معبر شوید من خودم جلوی گروهان 2 وارد میدان مین می‌شوم. فرماندهان گروهان1 و 3 اعلام کردند ما مشکلی نداریم و تیم‌های شناسایی داخل معابر هستند و در حال پهن کردن نوارها می‌باشند.

در ساعت 0500 صبح حسین پس از اطمینان از آمادگی هر سه گروهان به داود اعلام کرد گروهان‌ها آماده ورود به گذرگاه‌ها (معبرها) هستند. داود سوال کرد آیا کمربند آتش آماده است؟ آیا همه چیز آماده است؟ آیا دلیر آماده شده است؟ گفتم تیراندازی دشمن بیشتر شده، ولی فکر می‌کنم هنوز متوجه عملیات نشده است.

منبع: عبور از دیوار مرگ، سرتیپ2 پیاده ستاد حسین انصاری ، 1394، ایران سبز، تهران

1398/8/4 8:13:11 145 0
قسمت ارائه دهنده: مدیریت تولید محتوا
تویضیحات در موتور جستجو
گروهان یکم تکاور به فرماندهی دلیر و با راهنمایی یک تیم از عناصر دسته شناسایی در جلو و گروهان دوم به فرماندهی پارسا و گروهان سوم به فرماندهی قزاق پشت سر هم از نقطه عزیمت وارد میدان مین خودی شدند و پس از تقریباً یک ساعت راه‌پیمایی، دلیر به نقطه رهایی گروهان‌ها رسید و باتوجه به این‌که فاصله میدان مین خودی و میدان مین دشمن حدود 3 کیلومتر بود و در این فاصله شیارهای زیادی در روی زمین بود که یک گروهان می‌توانست به راحتی و برای کنترل عملیات در داخل آن شیارها توقف كند. وقتی هر 3 گروهان در نقطه رهایی در د
نظرات ارسالی
نظر شما






Retype the CAPTCHA code from the image
Change the CAPTCHA codeSpeak the CAPTCHA code
 


4
>
تهران انتهای اتوبان ارتش خیابان برادران شهید شاهمرادی صندق پستی: 554-19575 - کدپستی: 1676653517
02122979698
Info@maarefjang.ir
پیام کوتاه هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی
300040004620
نرم افزار اندروید هیئت معارف جنگ
در این نرم افزار در بخش معارف جنگ عملیاتهای دوران دفاع مقدس همراه با نقشه هر عملیات و به تفکیک از سال اول تا سال هشتم جنگ قابل مشاهده می باشد.
هیئت معارف جنگ را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.

انتشار مقالات و مطالب در این پایگاه به منزله تائید تمام و کمال آنها نبوده، بلکه مطالب منعکس کننده نظرات نویسندگان آنها می باشد.

maarefjang @ 2015