• ارتش کلمه ی طیبه است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • ارتش جمهوری اسلامی ايران تنها ارتشی است كه در خدمت مردم و منافع ملی است و اعتقادات و احساسات بدنه و فرماندهان آن نيز همانند آحاد مردم است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • اساس استقلال مملكت بر ارتش است؛ بر نيروهاى زمينى و هوايى ودریائی است؛ لكن ارتشى كه متكى به ملت باشد. (امام خميني-ره)
  • وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهدِیَّنَهُم سُبُلَنَا وَ اِنَّ اللهَ لَمَعَ المُحُسِنِینَ (قرآن کریم، سوره مبارکه عنکبوت، آیه شریفه 69)
  • ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شکستیم. (امام خمینی - ره)
  • چرائی های جنگ تحمیلی و پاسخ به پرسشهای شما در خصوص دفاع مقدس در قسمت پرسش از شما، پاسخ از ما.
  • ارتش ما پشتوانه ملت ماست؛ ارتش ما ضامن استقلال كشور ماست. (امام خميني-ره)
  • «رژیم صهیونیستی ۲۵ سال آینده را نخواهد دید»، جملۀ منتخب مردم از بیانات سال94 مقام معظم رهبری(ایسنا)
ارتش و دفاع مقدس از دیدگاه ولایت
صوت و تصویر
قطعنامه ها
کتاب های آموزش معارف جنگ
آمار بازدید

در کمین گل سرخ


بخش سیزدهم:

علی با کوله باری از تجربه به اصفهان برگشت و به زودی دورۀ عالی افسری(توپخانه) را هم با موفقیت در مرکز آموزش توپخانه گذراند. در پایان دوره، هنگام تقسیم، تمام نگرانی او از این بود که مبادا برای گارد شاهنشاهی انتخاب شود. رسم بر این بود که عمدتاً افسران زبده را برای این یگان انتخاب می کردند. علی گمان می کرد؛ اگر به گارد برود، به سوی پرتگاه کشیده شده و تمام برنامه هایش به هم خواهد ریخت. شاید این به علت کنترل هایی بود که از نیروهای گاردی می شد.

جنگ تحمیلی،دفاع مقدس،ارتش،هیئت معارف جنگ،شهید صیاد شیرازی،جنگ ایران و عراق،جنگ

روز تقسیم فارغ التحصیلان، همه در سالن آمفی تئاتر به انتظار سرنوشتشان نشسته بودند که دیدند سر لشگر نظری فرمانده مرکز توپخانه پشت تریپون رفت و نام سروان علی صیاد شیرازی و یک سروان دیگر را خواند و گفت: « این دو نفر به عنوان استاد در مرکز خواهند ماند، به جایی تقسیم نشوند!»

استادی در مرکز توپخانۀ اصفهان، کار ساده ای نبود، دانشجویان دوره عالی رسته ای، عمدتاً افسران مجربی بودند که در آستانۀ گرفتن درجات عالی افسری، نیاز به گذراندن آن دوره داشتند تا شایستگی اداره یک گردان و... را داشته باشند. اغلب آنان اگر از علی بزرگ تر نبودند، دست کم هم سن و سال او بودند.

علی برای این که شاگردانش حداکثر استفاده را از کلاسش ببرند، برای هر درس ساعت ها وقت می گذاشت به گونه ای که در ارزشیابی ها همیشه امتیازات بالایی می گرفت.

با این همه، او در سازمانش به عنوان یک عنصر نه چندان مطلوب مطرح بود!

چون به علت روحیۀ مذهبی ای که داشت، حساسیت ضد اطلاعات ارتش را برانگیخته بود و آنان سایه به سایه دنبالش بودند. او در ابتدای ورودش به اصفهان خیلی متوجه این مسأله نبود تا این که یک روز یکی از افسران جلوش را گرفت و گفت:

-جناب سروان، شما بر گردن من حق استادی دارید.

راست می گفت او در یکی از دوره ها شاگرد علی بود.

-جناب شیرازی، من قلباً به شما ارادت دارم و به مرام شما معتقدم اما شما هم یک مقدار مواظب خودتان باشید!

توضیح داد که از طرف ضد اطلاعات مأمور اوست، اما تا آن روز همیشه کوشیده است؛ گزارش غلط به مافوق هایش بدهد.

علی، بعد از آن، بدون این که فعالیت هایش را تعطیل کند، کوشید بیش تر مراقب باشد و بهانه ای به دست کسی ندهد.

 درعین حال چند بار که به ضد اطلاعات فرا خوانده شد، آنان هیچ موردی که بتوانند بر اساسش اقدامی کنند، پیدا نکردند و تنها به این نتیجه رسیدند که او فقط یک مذهبی است؛ با این حال باید زیر نظر باشد.

علی هم چنان زیر نظر بود تا این که موردی اتفاق افتاد و آنان فکر کردند آن چه را که دنبالش بودند، یافته اند. ماجرا از این قرار بود که در بهمن1354، ضد اطلاعات تیپ47 کازرون، به نامه ای دست یافت که در آن سروان علی صیاد شیرازی به دوستش سرگرد محمد مهدی کتیبه نوشته بود: « در مورد برنامه مذهبی بحمدالله پیش می رویم، مخصوصاً در آن قسمت که می دانید.»

این جمله حساسیت آن ها را برانگیخت و نامه به ضد اطلاعات ارتش گزارش شد. دستور تحقیقات به مرکز آموزش توپخانه اصفهان داده شد که بر اساس آن اقدامات زیر صورت گرفت:

«به دو نفر از معاشرین نزدیک سوژه، آموزش لازم برای پی جویی از انگیزه و افکار وی و گزارش نوع کتاب های که می خواند، داده شد.

از ساواک تقاضا شد؛ نامه های وی را سانسور کند و به کسی نیز در کلاس ب دورۀ عالی مأموریت داده شد که گفتار و اعمال وی را کنترل و گزارش نماید.»

بلاخره، نتیجۀ تحقیقات گسترده و غیر محسوس به ضد اطلاعات ارتش اعلام شد و فرمانده ضد اطلاعات مرکز آموزش توپخانه اصفهان نظریه خودش را در پایین گزارش چنین نوشت:

«درمورد سوژه با افسران و فرماندهانی که او را می شناسند مصاحبه شده، همگی وی را افسری بسیار جدی، فعال و با ایمان از لحاظ خدمتی و مذهبی می شناسند و حتی نظر تیمسار سر لشگر نظری (فرمانده مرکز) در مورد وی این است که در ارتش ما نظیر این افسر کم است.

سوژه افسری است بسیار جدی و علاقه مند و با ایمان، در موقع خدمت سعی دارد که کارش را به نحو احسن انجام داده و حداکثر راندمان را به دست آورد. به خدمت نظام علاقه مند بوده و به حرفه خود پای بند می باشد.

 در صحبت ها و برخورد ها حد متعادل و متانت را رعایت نموده و با هیچ کس شوخی و مزاح را از حد پسندیده خارج نمی سازد. با دوستانی که در خدمت تماس دارد، همه شناخته شده و تقریباً همه از آدم های با شخصیت می باشند، نامبرده پای بند به خانواده و تعصبات می باشد. از لحاظ استادی کلیه فرماندهان و دوستان و همکاران او از وی راضی هستند...»

با این همه، ضد اطلاعات ارتش دست از سر سوژه برنداشت.  تیمسار قاجار، فرمانده ضد اطلاعات، دستور داد؛ چون سوژه از متعصبین مذهبی است، باید از او کنترل درجه2  به عمل آید که برای این نوع کنترل18 بند دستور العمل نوشته شده بود مانند:

«-آدرس محل سکونت و شماره تلفن کابل آزاد منزل و محل کار وی را تهیه و (به تهران) ارسال نمایید.

-سرگرمی و تفریحات نامبرده را شناسایی نمایید.

-با استفاده از منابع نفوذی میزان تعصب وی را پیرامون رهبران مذهبی با قید نام رهبر شناسایی نمایید.

-با استفاده از منابع نفوذی نحوه تفکر وی را پیرامون مسائل اجتماعی و حکومتی با در نظر گرفتن تعصبات مذهبی ارزیابی نمایید.

-با استفاده از منابع نفوذی میزان کمک هایی را که از حقوق و درآمد شخصی خود در امر اجرای قوانین و مقررات مذهبی انجام می دهد، ارزیابی نمایید.

-هرگونه مکاتبات وی را که به آدرس محل خدمتی می رسد برابر روش کاری کنترل نمایید.

-هر گونه مکاتبات وی را به آدرس محل سکونت وی می رسد با هماهنگی ساواک محل را کنترل نمایید.

-باید حداقل هر ماه یک بار نتیجه مراقبت ها از سوژه به ضد اطلاعات ارتش شاهنشاهی گزارش شود.»

علی، هیچ از این جریانات خبر نداشت، تا این که یک روز یکی از این منابع نفوذی که از همکلاسان علی در دورۀ عالی بود، وقتی که می خواست به لشگر خود در کردستان برگردد، علی را کنار کشید و گفت:

«مواظب خودت باش، خیلی تحت تعقیب هستی؛ خیلی تو را زیر نظر دارند...

«حقیقتش یک مقدار تکان خوردم، فهمیدم که دارند من را مراقبت می کنند و معلوم است که فعالیت های من یک مقداری زیر نظارت است، بنابر این خیلی خودم را جمع کردم، و حالا نمی دانستم که در بین کسانی که با من رفت و آمد خانوادگی داشتند هم یکی از آن ها باز مأمور است

علی آن چه را که از آن افسر شنیده بود، با سادگی پیش یکی از دوستانش گفت و غافل از این که این نیز از منابع نفوذی است و فوراً به رؤسایش گزارش خواهد داد و روزگار آن افسر کردستانی سیاه خواهد شد!

با این وجود، علی هیچ گاه از حق و حقوق خود کوتاه نمی آمد و در این گونه موارد آن قدر پیش می رفت که  گاهی با امرای ارتش سینه به سینه می شد.

 گویی هیچ مهم نبود او به عنوان سوژۀ خطرناک زیر نظر است و هر ماه گزارش تمام اعمال او به سازمان ضد اطلاعات مرکز ارائه می شود و...

آن روز علی افسر نگهبان بود، هر نیم ساعت، چهل دقیقه یکبار تیمسار فرماندهی مرکز، سرلشگر ناجی از در پادگان می آمد و می رفت و افسر نگهبان و پاسدارانش مجبور بودند؛ دائم در آماده باش باشند تا در هر رفت وآمد او، مراسم تشریفات به جا آورند.

سرلشگر ناجی با همۀ مسؤولیت هایی که داشت، فرمانده مرکز آموزش توپخانه هم شده بود. در مورد جدیت و سخت کوشی او حرف و حدیث زیادی گفته شده است که بعضی از آن ها به افسانه می ماند.

منبع: در کمین گل سرخ، مؤمنی، محسن،1382، سوره مهر، تهران

1395/11/16 12:40:52 85 0
قسمت ارائه دهنده: مدیریت تولید محتوا
برای عضویت درکانال سایت هیئت معارف جنگ شهید صیاد شیرازی اینجا کلیک کنید
تویضیحات در موتور جستجو
جنگ تحمیلی،دفاع مقدس،ارتش،هیئت معارف جنگ،شهید صیاد شیرازی،جنگ ایران و عراق،جنگ
نظر شما






Retype the CAPTCHA code from the image
Change the CAPTCHA codeSpeak the CAPTCHA code
 


4
>
تهران انتهای اتوبان ارتش خیابان برادران شهید شاهمرادی صندق پستی: 554-19575 - کدپستی: 1676653517
02122979698
Info@maarefjang.ir
پیام کوتاه هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی
300040004620
نرم افزار اندروید هیئت معارف جنگ
در این نرم افزار در بخش معارف جنگ عملیاتهای دوران دفاع مقدس همراه با نقشه هر عملیات و به تفکیک از سال اول تا سال هشتم جنگ قابل مشاهده می باشد.
هیئت معارف جنگ را در شبکه های اجتمایی دنبال کنید
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.

انتشار مقالات و مطالب در این پایگاه به منزله تائید تمام و کمال آنها نبوده، بلکه مطالب منعکس کننده نظرات نویسندگان آنها می باشد.

maarefjang @ 2015