• ارتش کلمه ی طیبه است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • ارتش جمهوری اسلامی ايران تنها ارتشی است كه در خدمت مردم و منافع ملی است و اعتقادات و احساسات بدنه و فرماندهان آن نيز همانند آحاد مردم است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • اساس استقلال مملكت بر ارتش است؛ بر نيروهاى زمينى و هوايى ودریائی است؛ لكن ارتشى كه متكى به ملت باشد. (امام خميني-ره)
  • وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهدِیَّنَهُم سُبُلَنَا وَ اِنَّ اللهَ لَمَعَ المُحُسِنِینَ (قرآن کریم، سوره مبارکه عنکبوت، آیه شریفه 69)
  • ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شکستیم. (امام خمینی - ره)
  • چرائی های جنگ تحمیلی و پاسخ به پرسشهای شما در خصوص دفاع مقدس در قسمت پرسش از شما، پاسخ از ما.
  • ارتش ما پشتوانه ملت ماست؛ ارتش ما ضامن استقلال كشور ماست. (امام خميني-ره)
  • «رژیم صهیونیستی ۲۵ سال آینده را نخواهد دید»، جملۀ منتخب مردم از بیانات سال94 مقام معظم رهبری(ایسنا)
ارتش و دفاع مقدس از دیدگاه ولایت
صوت و تصویر
قطعنامه ها
کتاب های آموزش معارف جنگ
آمار بازدید

روایت تشکیل تیپ ابوالفضل(ع)


بخش ششم و پایانی: جلوه‌های ویژه تیپ5 حضرت ابوالفضل(ع)-قسمت سوم

17- صبر و تحمل و استقامت بالای افراد

یکی از آموزش هایی که به افراد ارائه می شد رزم شبانه بود .در بعضی از شب ها، افراد چند کیلومتر پیاده‌روی می کردند، که این امر نشان‌دهنده بالا بودن صبر و تحمل افراد در آموزش های ارائه‌شده بود و نه تنها در اثر ارائه آموزش های سنگین، روحیه افراد کاهش نمی یافت، بلکه روز به روز به انگیزه آنها برای اجرای عملیات افزوده می شد.

جنگ تحمیلی،دفاع مقدس،ارتش،هیئت معارف جنگ،شهید صیاد شیرازی،جنگ ایران و عراق،جنگ

18- پیش قدم بودن فرماندهان تیپ در همه کارها

به دلیل علاقه ای كه بین سامانه فرماندهی و سربازان ایجاد شده بود، جوّ معنوی بسیار خوبی در تیپ حاكم بود و واژه ای به نام بیگاری مطرح نبود، بلكه در انجام امور همه با هم همكاری را می‌کردند.2  مدیریت خوب فرماندهان روی سربازان باعث تلطیف و ارتقاء روحیه آنان شده بود و ارتباط صمیمی سربازان با فرماندهان با حفظ جایگاه فرماندهی و رعایت كامل سلسله مراتب به گونه ای ارتقاء یافته بود كه بعد از انحلال تیپ نیز این روابط به نحوی ادامه داشت.

یكی از فرماندهان می‌گفت: به علت گرمای بسیار بالای هوا در آن ایام و همچنین فعالیت بسیار بالای افراد در اثر آموزش های ارائه شده، سر و صورت آنها به شدت عرق می کرد. به همین دلیل، دستوری صادر شد که یکی از سربازان که به فنون آرایشگری آشنا است، مسئولیت آرایشگری را بر عهده بگیرد و موی تمام سربازان را اصلاح نماید. وقتی این دستور را صادر نمودم، به خود گفتم چقدر خوب است كه در این اقدام با سربازان همراه شوم. لذا تمامی گردان را به خط نمودم و اولین نفری که موی سرش را اصلاح نمود، خودم بودم.3

19- روحیه فروتنی و افتادگی

در هنگام تشکیل تیپ، درجه آقای آذربون سروان بود و همگی وی را به نام سروان آذربون می شناختند. درجه بعضی از افرادی که برای خدمت در تیپ انتخاب شده بودند از درجه سروان آذربون بالاتر بود. مثلاً (سرهنگ) فشارکی و (سرهنگ) اخوان از جمله افرادی بودند که در زمره این افراد قرار می گرفتند، ولی به دلیل صمیمیت و روحیه معنوی حاکم در تیپ، این افراد نیز پذیرفته بودند که تحت امر سروان آذربون خدمت کنند.4

در گردان ما در آن زمان خدمه توپ 23 میلی‌متری بود که رسته‌اش هم توپخانه بود. من از ایشان پرسیدم: «شما برای چی آمدید؟» ایشان گفتند: «ما آمدیم برای اینکه شهید بشویم.» یعنی یک خدمه توپ 23 میلی‌متری همه آن شرایط خدمتی و شغلی را کنار گذاشته بود و به این یگان خاص فقط به قصد موفقیت تأثیرگذار و یا شهادت آمده بود. کسی که با این شرایط و با این نیت آمده روحیات معنوی خوب و والایی در وجودش هست، یعنی از نظر مقید بودن به مسائل شرعی و فرائض دینی و نماز، خالصانه و با تضرع و خضوع عبادت خدا را به جا می آورد و در برخورد، نهایت احترام و ادب نظامی و رعایت مسائل اخلاقی را دارد. همه اینها می‌توانست بر روی روحیه نفرات، یعنی سربازها و کادر فرماندهی، تأثیرگذار باشد. احساس می‌کردیم اینجا از آن فضا فاصله گرفته است، فضایی که درجه مبنای سازماندهی و دستورات است. خلاصه اینکه با اعتقادات دینی و باورهای قلبی عمیق افراد، تمامی مشکلات و نواقص مرتفع شده بود.

20- پذیرفته بودن مسئله شهادت در نزد افراد

مسئله شهادت برای تمامی كاركنان پایور و وظیفه تیپ امری پذیرفته‌شده بود و هیچ کس به این مسأله فکرنمی کرد که اگر در انجام مأموریت آتی شهید شود چه اتفاقی برای اطرافیانش خواهد افتاد و تنها به انجام مأموریت و جهاد خود در راه خدا فکر می‌کردند.5

21- مرخصی‌ها

سروان آذربون، سرپرست تیپ، این طور می‌گفت: «هر کس گرفتاری دارد بیاید ما بفرستیم برود مرخصی، کی برود و برگردد دست خودش است. برود گرفتاریش که تمام شد برگردد و خودش را به تیپ و یگانش معرفی کند.» این مسأله برای افراد روشی بسیار نو و جدید بود که چطور ممکن است به شخصی برگه سفید بدهند و به خانه‌اش برود و هر موقع که کارهایش را انجام داد و گرفتاریش را حل کرد برگردد بیاید. این موارد ویژگی های خاص این تیپ بود و مفهوم جدیدی بود كه افراد هم رعایت می كردند.6

22- اسوه و الگو بودن افراد در سایر یگان‌ها پس از انحلال تیپ

شهید روح‌الله کریمی از گردان اردبیل یک ماه بعد در منطقه استحفاظی لشکر16 زرهی قزوین در مقابل حمله ارتش عراق با راهبرد پدافند متحرک عراق که در اوایل سال1365 انجام می‌داد، جوانمردانه و شرافتمندانه در منطقه فکه به شهادت رسید و جاودانه شد. این شهید عزیز از بچه-های باصداقت و پاک ورامین بود که داوطلبانه آمده بود تا نام خود را در این تیپ برای شهادت به ثبت برساند.

شهید هوشنگ اسدالله‌پور نیز در آن زمان افسر گروه پشتیبانی اطلاعات رزمی لشکر16 بود و در حمله منافقین ضدانقلاب به منطقه مهران، هنگام حضور منافقین در قرارگاه لشکر شجاعانه مانده بود و به پشت توپ 23 میلی‌متری رفته و با منافقین یک‌تنه جنگیده بود و سرانجام در قرارگاه لشکر16 در منطقه مهران به شهادت رسید. از خشم و کینه‌ای که منافقین نسبت به وی پیدا کرده بودند، جنازه این شهید را سوزانده و در حوالی آن منطقه رها کرده بودند. شهید هوشنگ اسدالله‌پور در اواخر فروردین 1365 خود را به قرارگاه تیپ5 در منطقه شوش رسانده بود که به تیپ بپیوندد و داوطلبانه به شهادت برسد، ولی متأسفانه با انحلال تیپ نتوانست در تیپ خدمت کند. اگرچه به فیض رفیع شهادت در این تیپ نائل نگردید، ولی چون به واقع عاشق شهادت بود، در عملیات 30/3/1367، شجاعتی بی‌نظیر از خود نشان داد و به افتخار رفیع شهادت دست یافت و جاودانه شد.

در این تیپ، از این چنین جلوه‌های ویژه‌ای کم نداشتیم، حال چه آنها که در صحنه نبرد با رشادت و شجاعت تمام جنگیدند و به شهادت رسیدند، چه آنها که مجروح و جانباز شدند و چه آنها که مقدرات الهی رقم خورد که بمانند و انتظار بکشند. این امر مصداق آیه ای از قرآن است که در مورد تشکیل‌دهندگان این تیپ از خود شهید صیادشیرازی تا تفنگدار و سرباز عادی بروز نمود:

مِنَ المومِنینَ رِجالٌ صَدَقُوا ماعاهَدُواللهَ عَلَیهَ فَمِنهُم مَن قَضی نَحبَهُ وَمِنهُم مَن یَنتَظِرُ وَ ما بَدَّلوُا تَبدیلاً 7

«برخی از مومنان بزرگ‌مردانی هستند که به عهد و پیمانی که با خدا بستند کاملاً وفا کردند. پس برخی بر آن عهد ایستادگی کردند (تا به آن راه شهید شدند) و برخی به انتظار (فیض شهادت) مقاومت کرده و هیچ عهد خود را تغییرندادند.»

قرارگاه تیپ قرارگاه عاشقان شهادت بود، کسانی که با خدا معامله کرده بودند و عهد و پیمان بسته بودند که در این راه بمانند و جان خود را نثار کنند. فرمانده این تیپ (شهید) صیادشیرازی بود که اگرچه در زمان جنگ به فیض رفیع شهادت نائل نگردید، ولی پس از جنگ و در راه دفاع از آرمان ها و ارزش های انقلاب اسلامی به دست منافقین کوردل و افراد خودفروخته نظام های استکباری به شهادت رسید و سربازان و تفنگداران عادی هم که در این تیپ مشغول به خدمت بودند، گمنام و مظلوم در مناطق دیگر میدان جنگ مانند شرهانی، فکه و... در راه دفاع از این مرز و بوم به شهادت رسیدند.

 

انحلال تیپ

تقریباً در اواخر مسئولیت شهید صیاد در سِمت فرماندهی نیروی زمینی در یکی از روزها، یک دستگاه اتوبوس به همراه تعدادی اتومبیل سواری حامل افسران رده بالای نیروی زمینی ارتش به محل استقرار تیپ آمدند و خواستند جلسه ای در تیپ تشکیل گردد. آن روز سرپرست تیپ حضور نداشت و در غیاب ایشان جلسه فوق تشكیل شد و عنوان شد كه بنا به دلایلی این تیپ منحل شده است، لذا تا اطلاع بعدی هیچ اقدامی در پیشبرد اهداف تیپ انجام نشود و چون این امر برای مسئولین و سایر كاركنان تیپ غیر قابل باور بود، با مخالفت آنان مواجه شد كه نهایتاً از دفتر فرماندهی نیرو تماس گرفتند و عنوان كردند كه برابر خواسته تیم اعزامی اقدام شود.

در نهایت، روز یکشنبه 7/2/1365 سرهنگ سلیمانجاه8  در تیپ حضور پیدا کردند و پس از تجمع تمامی كاركنان تیپ در حسینیه، در یک سخنرانی ضمن تشکر و قدردانی از روحیه شهادت‌طلبی تمامی كاركنان حاضر عنوان داشتند: «شما نور هستید و ما می خواهیم این نورها در همه واحدهای نیروی زمینی بدرخشند و بتابند و شما بایستی به یگان های خود بازگردید و در یگان های خود مانند نور بدرخشید و از همان محل ها برای حفظ این مرز و بوم تلاش کنید و مانند یک الگو برای كاركنان آنجا عمل کنید.» در آن لحظه، به واسطه اعلام این خبر بغض همگی تركید و به شدت گریستند. وضعیت خاصی برای كاركنان و سربازان به وجود آمده بود، چون كه آنان از تعلقات خاطر دنیوی دل كنده و برای انجام عملیات و شهادت آماده شده بودند.

بعداً در بین كاركنان تیپ این گونه مطرح شد كه چون بهترین افسران و درجه داران ارتش در این تیپ جمع شده-اند، ممكن است بدنه ارتش از وجود عناصر تأثیرگذار خالی بماند و از طرفی یك تیپ به تنهایی نمی تواند اقدام مؤثری انجام دهد، بلكه باید ارتش مؤثر عمل كند، اقدام به انحلال این تیپ شده است.

روزهشتم اردیبهشت (یك روز بعد از انحلال تیپ) سروان آذربون برای تمامی كاركنان مجدداً سخنرانی کرد و اعلام نمود: «ما مکلف به انجام وظیفه هستیم و وظیفه ما آن است که از سوی سلسله مراتب و ولی فقیه به ما ابلاغ می شود.» پس از ابلاغ دستور، همه كاركنان پایور به محل خدمت خود بازگشتند و كاركنان وظیفه نیز به یگان های عملیاتی مستقر در خط نبرد ملحق شدند و فرمانده منتخب از دوره وحدت و سایر دوستان مجدداً به تهران بازگشتند و پس از یک مرخصی کوتاه‌مدت، خود را به ستاد نیروی زمینی معرفی نمودند. یكی از فرماندهان گروهان این تیپ نقل می كرد در تاریخ 16/2/1365، در دانشگاه افسری امام علی(ع) در سالن آمفی تئاتر دانشگاه حضور یافتیم و پس از اتمام کلاس مدیریت و فرماندهی که در باشگاه افسران برگزار شده بود، به همراه یكی از هم‌دوره‌ای‌ها به حضور شهید صیاد رسیدیم. ایشان در جلسه ای که آقای عباس خورشیدی و ستوان‌یکم احمدی نیز حضور داشتند، فرمودند که: «هیچ گونه تزلزلی در شما حاصل نشود، شما می بایست آمادگی خود را جهت حضور در شرایط سخت و دشوار حفظ کنید و به تکلیف و وظیفه خود در جنگ عمل کنید.» در ادامه بیان کردند که: «بنا بر مصلحت و شرایط، تیپ وارد عمل نشد و تمامی افکار و آرزوهای من در جنگ تشکیل چنین تیپی بوده است و تمام اعتبار مدیریت خود را در این تیپ گذاشته بودم، که به نتیجه مطلوبی برسد و به این دلیل در منطقه جنوب حاضر نشدم و خبر انحلال تیپ را شخصاً اعلام نکردم چون در اثر اعلام این خبر حس منقلب شدن به من دست می داد و در تصمیم گیری آینده دچار حالتی می شدم که نمی توانستم تصمیمات درستی بگیرم.» و در پایان نیز اعلام داشتند که: «من این تیپ را به عنوان نوک پیکان نیروی زمینی طراحی کرده بودم که به واسطه نوک تیز این پیکان جبهه دشمن شکسته شود و مابقی پیکان که سایر یگان های نیروی زمینی را شامل می شد، می توانستند به راحتی در قلب دشمن نفوذ کنند و به موفقیت های چشمگیری دست پیدا کنند» و تأکید داشتند که: «من خواستار این مطلب بودم که به واسطه این تیپ، صدام حسین را به  دام بیاندازیم و ارتش عراق را در هم بکوبیم.»

با نگرش به فرمان انحلال تیپ، انسان به یاد جنگ صفین می‌افتد. زمانی که حضرت علی(ع) به مالک اشتر فرمان می دهند که جنگ را متوقف كنید، در حالی که به خیمه معاویه رسیده بود و می توانست به زودی پیروز جنگ باشد، ولی روحیه فرمان برداری مالک ایجاب می‌کرد که دستور صادره را اطاعت کند و به فرمان حضرت علی(ع) گوش جان بسپارد. آحاد كاركنان تیپ نیز عیناً به همان صورت عمل كردند، در حالی که برای ایشان پذیرش این دستور بسیار سخت بود، ولی به فرمان صادره سر طاعت فرود آوردند و از ادامه فعالیت تیپ صرف نظر شد و در عین اینکه بسیار ناراحت بودند، انحلال تیپ را پذیرفتند. چه بسا این جنبه از ولایتمداری شهید صیاد هم‌وزن سایر مجاهدت های آن شهید باشد.   

والسلام

روحش شاد و یادش گرامی

 

پا نوشته ها:

1- سرتیپ2 دهگانی: «در یکی از آموزش های رزم شبانه، زمانی که در حال پیاده روی بودیم، افرادی را مشاهده می  کردم که حتی با صدای پاهایشان و قدم  هایشان تکبیر می گفتند و این امر در حالی صورت می  گرفت که نه کسی قادر به دیدن آنها بود و نه آنها قادر به دیدن کسی بودند و ریا و خودنمایی در کار نبود.»

2و3- به نقل از سرهنگ دكتر عباس خورشیدی: «با اینكه تیپ شغل فرماندهی و شغل ستادی داشت، اما فرماندهان دوست داشتند در یگان رزمی خدمت كنند. یادم هست كه جناب سروانی به نام نوری ‌تقی زاده از اهالی غیور خرم‌آباد بود كه ایشان را فرمانده گروهان اركان گذاشتیم؛ تا یك هفته حالت افسردگی و ناراحتی داشت و می گفت می‌خواهم در یگان عملیاتی خدمت كنم. به ایشان گفتیم كه شما در عملیات قبلی تركش خوردی و جانباز هستی و صلاح نیست در یگان رزمی باشی؛ اما قبول نمی كرد، تا اینكه با خواهش و تمنا به او تعهد دادیم كه در عملیات نیز مشاركت كند كه قانع شد.

4- هرچند تلاش می شد كه این موضوع تأثیر منفی در سلسله مراتب نگذارد، لذا معمولاً این عزیزان كه درگیر اقدامات پشتیبانی بودند از درجه استفاده نمی كردند.

5- افراد این تیپ (اعم از كاركنان پایور و وظیفه) چون به انگیزه شهادت و پذیرش جهاد وارد میدان عمل شده بودند و قبل از ورود آنها به تیپ نیز این مسأله به آنها تأکید شده بود و با میل و رغبت پا به عرصه جهاد گذاشته بودند، نمی توان گفت که آنها انگیزه دیگری غیر از این داشتند، فقط می توان گفت عده‌ای عاشقِ به معنای واقعی گرد هم جمع شده بودند و نتیجه کار آنها نیز ماندگار شد. عده ای امنیت و آرامش را در رسیدن به پول و ثروت، عده ای دیگر آن را در رسیدن به جاه و مقام می دانند. ریشه لغوی ایمان و امنیت یكی است و در واقع قضیه هم این گونه است كه هركسی در هر چیزی احساس امنیت و آرامش كند به آن ایمان می آورد و هركسی به هر چیزی ایمان آورد برای رسیدن به آن تلاش می‌كند. مؤمنین نیز با یاد خدا احساس امنیت خواهند کرد و نهایتاً به آرامش خواهند رسید. بنابراین برای رسیدن به قرب الهی تلاش خواهند کرد. افراد این تیپ نیز در راه توحید سخت تلاش می کردند و می دانستند بهترین راه دست یابی به توحید نیز شهادت است. بنابراین، به شهادت بسیار علاقه مند بودند و در راه رسیدن به آن اهتمام می ورزیدند. در این تیپ، ایمان همه را هماهنگ کرده بود و همه را به سمت یک هدف روانه می ساخت و همه مشکلات را مرتفع می نمود که می توان صمیمیت و گیرایی در دریافت آموزش ها توسط كاركنان تیپ را نتیجه ایمان دانست، چون ایمان به فکر روح ابتکار و به جسم روح جوش و خروش می‌دهد.»

6- به نقل از سرهنگ لشنی شیرازی: «لازم است در این مورد خاطره ای ذکر کنم. این خاطره در مورد واقعیت ها و حقایقی بود که توسط مسئول وقت آن صادر شده بود و با توجه به دستوری بود که برای مرخصی رفتن وجود داشت. یادم هست که دوست و برادر عزیزم، جناب سید داود حسینی به مرخصی رفتند. فکر می‌کنم آن موقع ایشان متأهل بود و من مجرد. من به مرخصی نرفتم و گفتم: «من که مشکل و گرفتاری ندارم، کسانی باید بروند که نیاز به مرخصی دارند. من نیاز ندارم و در منطقه می‌مانم». سید داود به مرخصی رفت و هنگامی که از مرخصی برگشت خودش این‌قدر مقید به این مساله بود که ما وقتی که به اتفاق رفتیم پیش حاج آقا آذربون، ایشان با دقت و وسواس این چند روزی که به مرخصی رفته بود را توضیح داد که روز اولش کجا بوده و چه کار کرده، روز دومش کجا بوده و چه کرده و... . یعنی به طور کامل همه آن روزها را که به مرخصی رفته بود، تشریح کرد. با این توجیه که: «من احساس تکلیف شرعی می‌کنم که در این مدتی که نبودم باید به شما بگویم کجا بوده‌ام كه مطمئن شوم مرخصی بنده خارج از حدودی كه شما برای اعزام به مرخصی داده اید نبوده باشد.» وجود چنین ویژگی ای در این تیپ، نتیجه و آثار کارهای وجدانی و شرافتی و به نوعی معنوی بود که نفرات به آنها مقید بودند و انجام می دادند.»

7- احزاب: 22

8- فرمانده وقت قرارگاه عملیاتی جنوب

 

منبع: تیپ5 ابوالفضل(ع)، حبیبیان، محمدحسن، 1395، ایران سبز، تهران

1395/11/12 12:26:45 93 0
قسمت ارائه دهنده: مدیریت تولید محتوا
برای عضویت درکانال سایت هیئت معارف جنگ شهید صیاد شیرازی اینجا کلیک کنید
تویضیحات در موتور جستجو
به نقل از سرهنگ لشنی شیرازی
نظر شما






Retype the CAPTCHA code from the image
Change the CAPTCHA codeSpeak the CAPTCHA code
 


4
>
تهران انتهای اتوبان ارتش خیابان برادران شهید شاهمرادی صندق پستی: 554-19575 - کدپستی: 1676653517
02122979698
Info@maarefjang.ir
پیام کوتاه هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی
300040004620
نرم افزار اندروید هیئت معارف جنگ
در این نرم افزار در بخش معارف جنگ عملیاتهای دوران دفاع مقدس همراه با نقشه هر عملیات و به تفکیک از سال اول تا سال هشتم جنگ قابل مشاهده می باشد.
هیئت معارف جنگ را در شبکه های اجتمایی دنبال کنید
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.

انتشار مقالات و مطالب در این پایگاه به منزله تائید تمام و کمال آنها نبوده، بلکه مطالب منعکس کننده نظرات نویسندگان آنها می باشد.

maarefjang @ 2015