• ارتش کلمه ی طیبه است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • ارتش جمهوری اسلامی ايران تنها ارتشی است كه در خدمت مردم و منافع ملی است و اعتقادات و احساسات بدنه و فرماندهان آن نيز همانند آحاد مردم است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • اساس استقلال مملكت بر ارتش است؛ بر نيروهاى زمينى و هوايى ودریائی است؛ لكن ارتشى كه متكى به ملت باشد. (امام خميني-ره)
  • وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهدِیَّنَهُم سُبُلَنَا وَ اِنَّ اللهَ لَمَعَ المُحُسِنِینَ (قرآن کریم، سوره مبارکه عنکبوت، آیه شریفه 69)
  • ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شکستیم. (امام خمینی - ره)
  • چرائی های جنگ تحمیلی و پاسخ به پرسشهای شما در خصوص دفاع مقدس در قسمت پرسش از شما، پاسخ از ما.
  • ارتش ما پشتوانه ملت ماست؛ ارتش ما ضامن استقلال كشور ماست. (امام خميني-ره)
  • «رژیم صهیونیستی ۲۵ سال آینده را نخواهد دید»، جملۀ منتخب مردم از بیانات سال94 مقام معظم رهبری(ایسنا)

در کمین گل سرخ


بخش هجدهم:

و بشنوید ادامۀ ماجرا را از زبان یکی از یاران شیخ:

«شیخ پرچم سرخ گل آلود را بر سینه می چسباند و به سمت جوان های کمونیست می رود. با عجله و نگرانی گل های پرچم را پاک می کند. آن را می بوسد. آن را بر چشم هایش می مالد، آن را بر دوش می گذارد، و باز آن را می بوسد و با این کار قلب جوان های شهر شروع به شکستن می کند.

جنگ تحمیلی،دفاع مقدس،ارتش،هیئت معارف جنگ،شهید صیاد شیرازی،جنگ ایران و عراق،جنگ

شیخ بغض کرده است، اشک هایش بیرون نمی آید، هنوز دارد گل های پرچم را پاک می کند و آن را به سینه می چسباند. مذهبی ها از حیرت بی حرکت مانده اند، کمونیست ها چشمشان پر از اشک شده است...

شیخ از نردبام بالا می رود و پرچم سرخ کمونسیت ها را  کنار پرچم مذهبی ها قرار می دهد و از نردبام پایین می آید، حالا بغضش ترکیده است و دارد گریه می کند.»

و از همین روز ناگهان شیخ، انقلابی می شود و در برابر انقلاب اسلامی می ایستد؛ او از گمنامی در می آید و نامش در صدر اخبار خبر گذاری ها قرار می گیرد. او عزالدین حسینی نام دارد! که امام جمعه منصوب شاه در مهاباد بود و در پیش از انقلاب متهم بود که با ساواک ارتباط دارد!

روز22 بهمن اقلاب اسلامی پیروزی شد اما دشمن از پای ننشست. درست دو روز پس از پیروزی انقلاب خبر آمد پادگان مهباد به محاصرۀ نیروهای مسلح حزب دمکرات کردستان در آمده است. به زودی گروه های بد نام و اشخاص مشکوک از زبان مردم کردستان، خواستار خودمختاری شدند.

عزالدین حسینی، ناگهان به میدان آمد و خود را رهبر روحانی کردستان خواند. او معتقد بود نه فقط به خلق کردستان که به دیگر خلق های ایران نیز باید خودمختاری داده شود. آن وقت خبر نگاری از او پرسید اگر دولت مرکزی تمام درخواست های کردها را بپذیرد اما نام خودمختاری بر آن نگذارد، شما چه می گویید؟ گفت:

«اگر جبرئیل از آسمان بیاید و قوانینی بیاورد که خودمختاری کردستان در آن نباشد، آن را نمی پذیریم!»

و راست می گفت زیرا خودمختاری بهانه ای بیش نبود. آن چه که در دستور کار دشمن قرار داشت ایجاد تفرقه در میان اقوام مختلف و پیروان مذاهب گوناگون و نهایتاً تجزیۀ ایران بود. در هشتمین روز پیروزی انقلاب، پادگان مهاباد سقوط کرد و18 دستگاه تانک،36قبضه توپ سنگین و هزاران قطعه سلاح سبک و سنگین غارت شد و پادگان در آتش سوخت. این اتفاق در حالی افتاد که نمایندگان دولت برای مذاکره با رهبران کردها به آن جا رفته بودند

آتش فتنۀ ضد انقلاب کم کم همۀ کردستان را فرا گرفت طوری که در آخرین روز های سال، مردم شنیدند که پادگان سنندج نیز در محاصره قرار دارد و روزنامه ها نوشتند:

«سنندج حالت جنگزده به خود گرفته است. خانه های پیرامون پادگان لشگر28 کردستان تخلیه شده و عده ای درصدد تخلیه شهر هستند... بیمارستان های شهر گنجایش مجروحان را ندارد. ساکنان شهر از دولت مرکزی برای پایان دادن به این زد و خوردها یاری می خواهند.»

این همه در حالی بود که شیرازۀ ارتش عملاً از هم گسسته بود و نیروهای انقلابی می کوشیدند دوباره آن را سازماندهی کنند، اما گروه های بد نام یک صدا فریاد می زدند که: «ارتش باید منحل گردد!»

در روز28 اسفند امام خمینی (ره) به دفاع از ارتش برخاستند. ایشان در پیامی به مردم کردستان، به نکوهش حمله کنندگان به ارتش پرداختند و فرمودند:

«ارتش، ژاندارمری و پلیس باید بداند که از این به بعد آن ها حافظ مصالح و استقلال مردم مسلمانند و اگر کسی به آن ها حمله کند از مردم مسلمان نیست و عمال اجنبی است.» آن روز در شهر های مختلف ایران مراسم اعلان همبستگی مردم با ارتش برگزار شد.

در استادیوم سی هزار نفری مرکز توپخانۀ اصفهان نیز، هزاران نفر از ارتشیان گرد هم آمدند تا یکپارچگی خود را با مردم اعلام کنند . آنان بعد از سخنرانی حجت الاسلام فلسفی در خیابان های شهر به رژه پرداختند و مردم با گل و نقل و نبات از ارتش اسلام استقبال کردنند. آن روز سروان صیاد شیرازی که از مسؤولان برگزاری این مراسم بود، بارها اشک شوق ریخت از این که تیر دشمن به سنگ خورده است.

در همان روز غرش فانتوم های نیروی هوایی ارتش بر فراز شهر سنندج، لرزه بر اندام دشمن انداختد و آرامش را به شهر برگرداند. اما این پایان ماجرا نبود، زیرا امتیاز طلبی ضد انقلاب و مماشات دولت موقت، باعث شد مردم ایران نخستین بهار آزادی خود را با خبر های تلخی از کردستان و گنبد آغاز کنند.

 و نهایتاً با سایۀ این سیاست غلط، شهر های کردستان یکی پس از دیگری سقوط کرد و فاجعه های مانند قتل عام مردم نقده، پاوه و... به وجود آمد و در تابستان58 نظام نوپای جمهوری اسلامی، خود را درگیر جنگ داخلی ای دید که نسخه اش در خارج از مرزها پیچیده شده بود.

اما بعد از پیروزی انقلاب، بیش تر هم و غم صیاد برای پاکسازی و بازسازی ارتش بود. در اردیبهشت58، به همت رهبران انقلاب و به کوشش انقلابیانی مانند سروان کلاهدوز، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تأسیس شد. جوانان مؤمن به این تشکیلات نظامی نوپا، بسیار اقبال نشان دادند و شتافتند تا در مقابل توطئه های خارجی و فتنه های داخلی از انقلاب خود پاسداری کنند.

گویا شهید کلاهدوز، مایل بود سروان صیاد شیرازی نیز به سپاه منتقل شود و فرماندهی یکی از مناطق را (احتمالاً اصفهان) به عهده بگیرد.

اتفاقاً علی نیز علاقۀ فراوانی به سپاه داشت و در راه اندازی آن در اصفهان از هیچ تلاشی دریغ نکرد؛ از قضا در این سازمان علی رغم ارتش، برای خود میدان وسیعی برای فعالیت می دید، اما او ترجیح داد همچنان در ارتش بماند.

او با وجود همۀ ناهمواری هایی که در پیش رو داشت، باید در کنار دوستان و هم فکرانش می ماند و کوشش می کردند تا ارتشی متناسب با شأن انقلاب اسلامی درست کنند. او لحظه ای از حال ارتش غافل نبود. وقتی در آن روزها در روند بازسازی ارتش انحرافاتی احساس کرد. ساکت ننشست و به هر جا که ممکن بود سر کشید و فریاد زد؛ وقتی پاسخی فراخور نشنید، عناصر دلسوز ارتش را فرا خواند.

در تابستان58 به همت او در مرکز آموزش توپخانه، مراسمی تدارک دیده شد و نمایندگان انجمن های اسلامی ارتش به اصفهان آمدند و به مدت دو روز مشکلات را برسی کردند و راه حل های مناسب آن را یافتند.

در همان جلسه برای پی گیری کارها و رساندن پیام آنان به گوش مسؤولان بلند پایه نظام، سه نفر به عنوان نمایندگان « نیروهای متعهد ارتش» انتخاب شدند که به ترتیب اکثریت آرا عبارت بودند از سروان علی صیاد شیرازی، سروان سید حسام هاشمی و سروان محمد کوشکی.

نمایندگان به تهران رفتند تا با نمایندۀ امام در ارتش، آیت الله سید علی خامنه ای گفت و گو کنند. قرار ملاقات آنان در عصر هنگامی در محل حزب جمهوری اسلامی گذاشته شد اما در لحظۀ موعود اعلام شد آقای خامنه ای به علت شرکت در جلسۀ دیگری نمی توانند با آنان دیداری داشته باشند و پیشنهاد شد آنان خواسته هایشان را برای ایشان بنویسند.

البته که از این ماجرا آزرده خاطر شدند طوری که وقتی مسائل ارتش و پیشنهادهایشان را برای ایشان نوشتند، نتوانستند ناراحتی خود را پنهان کنند و در آن نامه گلایه ای از دوست نکرده باشند؛ نوشتند:

«ما با خلوص کامل که خدا آگاه است، حضور شما آقای خامنه ای رسیدیم ولی به علت ضیق وقت جناب عالی و یا به علل دیگر، با برخورد سرد مواجه شدیم که هر چند در روحیۀ و احساس باطنی امان تا رسیدن به مقصد کامل که همانا انجام وظیفه و رسالت خود در مسیر انقلاب است، خدشه ای وارد نمی کند؛ ولی شما نیز مسؤولیت دارید که به ما امکانات دهید، چون مانند ما معتقدید!»

آقای خامنه ای همان شب نامۀ آنان را دید و از اتفاق افتاده متأسف شد؛ با ایشان تماس گرفت و با فروتنی از آن ها عذر خواهی کرد.

فردا شب آنان در خیابان ایران در منزل آیت الله خامنه ای، شام مهمان او بودند و با فراغت تمام با هم بحث و گفت و گو کردند. این جلسۀ صمیمی تمام خستگی ها و حرمان های ماه های اخیر را زدود و آنان را به کارشان امیدوار کرد زیرا نماینده امام بر خلاف اغلب مسؤولانی که آنان دیده بودند، با ایشان هم رأی بود و پیشنهادهایشان را پسندید.

این نخستین بار بود که علی، آیت الله خامنه ای را می دید و با هم آشنا می شدند و به زودی این آشنایی به دوستی مستحکم مبدل شد، به گونه ای که بعد از آن هر گاه که علی در دوراهی ها و سرگردانی ها گرفتار می شد، به ایشان مراجعه می کرد و به آن چه که او می گفت، عمل می کرد.

منبع: در کمین گل سرخ، مؤمنی، محسن،1382، سوره مهر، تهران

1395/11/27 11:31:3 171 0
قسمت ارائه دهنده: مدیریت تولید محتوا
برای عضویت درکانال سایت هیئت معارف جنگ شهید صیاد شیرازی اینجا کلیک کنید
تویضیحات در موتور جستجو
جنگ تحمیلی،دفاع مقدس،ارتش،هیئت معارف جنگ،شهید صیاد شیرازی،جنگ ایران و عراق،جنگ
نظرات ارسالی
نظر شما






Retype the CAPTCHA code from the image
Change the CAPTCHA codeSpeak the CAPTCHA code
 


4
>
تهران انتهای اتوبان ارتش خیابان برادران شهید شاهمرادی صندق پستی: 554-19575 - کدپستی: 1676653517
02122979698
Info@maarefjang.ir
پیام کوتاه هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی
300040004620
نرم افزار اندروید هیئت معارف جنگ
در این نرم افزار در بخش معارف جنگ عملیاتهای دوران دفاع مقدس همراه با نقشه هر عملیات و به تفکیک از سال اول تا سال هشتم جنگ قابل مشاهده می باشد.
هیئت معارف جنگ را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.

انتشار مقالات و مطالب در این پایگاه به منزله تائید تمام و کمال آنها نبوده، بلکه مطالب منعکس کننده نظرات نویسندگان آنها می باشد.

maarefjang @ 2015