• ارتش کلمه ی طیبه است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • ارتش جمهوری اسلامی ايران تنها ارتشی است كه در خدمت مردم و منافع ملی است و اعتقادات و احساسات بدنه و فرماندهان آن نيز همانند آحاد مردم است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • اساس استقلال مملكت بر ارتش است؛ بر نيروهاى زمينى و هوايى ودریائی است؛ لكن ارتشى كه متكى به ملت باشد. (امام خميني-ره)
  • وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهدِیَّنَهُم سُبُلَنَا وَ اِنَّ اللهَ لَمَعَ المُحُسِنِینَ (قرآن کریم، سوره مبارکه عنکبوت، آیه شریفه 69)
  • ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شکستیم. (امام خمینی - ره)
  • چرائی های جنگ تحمیلی و پاسخ به پرسشهای شما در خصوص دفاع مقدس در قسمت پرسش از شما، پاسخ از ما.
  • ارتش ما پشتوانه ملت ماست؛ ارتش ما ضامن استقلال كشور ماست. (امام خميني-ره)
  • «رژیم صهیونیستی ۲۵ سال آینده را نخواهد دید»، جملۀ منتخب مردم از بیانات سال94 مقام معظم رهبری(ایسنا)
ارتش و دفاع مقدس از دیدگاه ولایت
صوت و تصویر
قطعنامه ها
کتاب های آموزش معارف جنگ
آمار بازدید

سرباز در خاطرات دفاع مقدس


 ماجراي خاكريز1

 تصميم داشتم با افراد همراه به سمت خاكريز حركت كنم. در اين زمان نيروهاي عراقي اقدام به پاتكي محدود كردند و تمركز آتش پرحجم آنها، آن صبح زيباي آرام بخش را به هم زد و آن هواي لطيف بهاري را با انفجار و دود و خونريزي براي ما تيره و تار كرد. نيروهاي عراقي به شدت پايگاه ما را زير آتش گلوله تانك قرار دادند و حدود يك ساعت بر ما آتش باريد و درگير كرد و سبب شهيد و مجروح شدن تعدادي گرديد. به خصوص از سربازان همراه و اطراف من دو نفر به درجه رفيع شهادت نائل آمدند و سبب تأسف بيشتر من شدند. از جمله سرباز وظيفه نصرالله قدبيگي كه از سربازان قديمي گروهان خودم و داراي زن و فرزند بود. او روز گذشته به من گفت: ديگر تو را رها نمي‌كنم چون يك بار جهت را گم كردم و نزديك بود اسير شوم.

جنگ تحمیلی،دفاع مقدس،ارتش،هیئت معارف جنگ،شهید صیاد شیرازی،جنگ ایران و عراق،جنگ

او به عشق همكاران و با ميهن دوستي در مقابل حمله دشمن مردانه دفاع كرد و به شهادت رسيد. از دسته بهداري تقاضاي آمبولانس كردم، آمبولانس هم با توجّه به بعد مسافت به موقع رسيد و به كمك افراد موجود شهدا و مجروحين را سوار بر آمبولانس و روانه اورژانس كرديم. آن موقع بهداري تيپ در حوالي چاه نفت داير شده بود. اين درگيري كار ما را به تأخير انداخت چون هادي‌زاده هنوز نرسيده بود، من و چند نفر از همراهان به سمت  عين خوش رفتيم تا او را بيابيم و وضع پادگان را ملاحظه كنيم.  نزديك درب پادگاني مَتروكه او را ديدم كه تعدادي از افراد را جمع آوري كرده بود و به سمت ما در حركت بود. علّت تأخير را پرسيدم، او گفت: من توانستم همين تعداد را شناسايي كنم، آنجا تعدادي سرباز هست ولي من آنها را نمي‌شناسم. سربازهاي 139 را صدا زدم، همين عده خود را  معرفي كردند، بقيه بسيجي هستند و احتمالاً از سربازان گردان 182. براي اولين بار بود كه وارد آن پادگان كوچك و موقتي شدم، مايل بودم به صورت نظري و سريع امكانات و وضع آنجا را ببينم، به هادي‌زاده گفتم سريع گشتي داخل پادگان بزنيم و برگرديم، با هم گوشه‌اي از پادگان را ديديم و به طور نظري محدودة آن را مشاهده كردم، تعدادي سنگر زيرزميني بتوني، تأسيساتي براي آشپزخانه و حمام و سرويس و خاكريز و تپه‌هاي كوچك خاكي كه نقش ديدگاه يا پوشش سنگرها را داشت مشاهده مي‌شد، از نقطه بلندي در داخل پادگان محل دشمن و استعداد او را در روي202 بررسي كرديم و شكل زمين را به خاطر سپردم، وقت كم بود و حوصله بازديد گوشه و كنار را نداشتيم، بنابراين سريع به جلوي پادگان و كنار جاده آسفالت برگشتيم، حدود نيم ساعت منتظر ماشين مانديم و سرانجام توسط يك وانت تويوتا خود را به خاكريز احداث شده رسانيديم.

از مشاهدة خاكريز و تجمع تعداد قابل توجّه نيروها در پشت آن خوشحال شدم، اين حفاظ دفاعي و شور و فعاليت رزمندگان نويد تثبيت موقعيت و گام مهمي در امر پيروزي بود. سروان پرويز شرفيان، معاون گردان كه او نيز مرد شجاع و جنگجويي بود، در محل حضور داشت و با ديدن من گفت: بابا از صبح تا حالا كجايي؟ و با حالت تأثر گفت: ديدي نقدي چه بلايي سر خودش آورد؟ پرسيدم چه شده؟ او اظهار داشت سرگرد بي‌احتياطي كرده و به اتّفاق ستوان نيازي و چند نفر سرباز با تويوتاي خودش2 از خاكريز به جلو رفته و تاكنون برنگشته، حتماً عراقي‌ها او را كشته يا دستگير كرده‌اند؟! با ناباوري ساعت حركت و اقدامات انجام شده را جويا شدم. معلوم شد حدود ساعت 0900 صبح خاكريز را ترك كرده و تا آن موقع كه ساعت 1230 بود خبري از آنها نرسيده بود. محل احداث خاكريز زمين، نسبتاً مرتفع و به صورت يالي است كه از امتداد تپه‌هاي 204و 202  به سمت خرابه شيخ قوم به وجود آمده و ارتباط نظري دشت عباس و عين خوش را برقرار مي‌سازد. سروان شرفيان گفت سعي كرديم به دنبال آنها به جلو برويم، ولي آتش شديد دشمن اجازه نمي‌داد و ما نمي‌دانيم به دنبال آنها به كجا برويم. اختلاف ارتفاع آن يال نسبت به دشت عباس با شيب بسيار ملايمي‌مشخص مي‌شد و چنانچه 200 يا 300 متر هم از خاكريز جلو مي‌رفتيم باز هم ديد كافي روي دشت و تپه‌هاي 202 نبود. افرادي كه به جلو اعزام شده بودند مي‌گفتند به سمت دشت چيزي مشاهده نكرده‌اند. اين حادثه در روز 4/1/1361 اتفاق افتاد و تا چهار روز بعد يعني 8/1/1361 موفق نشديم پيشروي كنيم و اطلاعي از آنها به دست آوريم. عصر روز 8/1/1361 كه براي تعقيب نيروهاي عراقي از خاكريز به جلو حركت كرديم، جسد او و همراهانش را در حدود پانصد متري جنوب شرقي خاكريز يافتيم. در آن روز شديداً درگير پيشروي و هدايت يكان‌ها بودم، بنابراين فرصت نكردم تا در محل حادثه حضور يافته و پيكر مطهر آن شهدا را مشاهده كنم، امّا پيكر شهيد نقدي را گروهبان ابراهيمي در كف اتاق يك تويوتا وانت سوار كرده بود و گريان و نالان به طرف من در مسير پيشروي آورد و من پيكر ايشان را شخصاً مشاهده كردم و آثارحداقل هفت گلوله برسينه‌اش پس از كنار زدن بلوز نظامي‌اش مشخص بود و بدن او كاملاً سالم و با توجّه به برودت هوا هيچ‌گونه تغييري نكرده بود. شب همان روزي كه سرگرد و همراهانش به سمت دشمن رفته بودند، سربازان نگهبان به من خبر دادند كه يك نفر پشت خاكريز صدا مي‌زند و مي‌گويد تيراندازي نكنيد تا من بيايم پيش شما، گفتم تيراندازي نكنيد و بگوييد بيايد. و با احتياط او را به جلوي خاكريز نزد من هدايت كنيد. او را شناختم، سرباز بي‌سيم‌چي گردان بود. كه بارها من را همراهي كرده بود و اسمش مجيدي بود، سربازي بود با جثه استخواني و لاغر ولي فعال بود وكارش منظم بود. درباره سرنوشت سرگرد نقدي و ستوان‌يكم نيازي و همراهان از او سؤال كردم، در پاسخ چنين گفت: جناب سرگرد و جناب سروان پيش هم نشسته بودند، من و آر.پي.جي‌زن‌ها هم سوار عقب وانت شديم و ماشين در مسير جادة آسفالت به سمت دشت عباس به حركت درآمد، وقتي از خاكريز جلوتر رفتيم و به ديد و تير عراقي‌ها رسيديم، ما را به شدّت زير آتش قرار دادند. ما به كف تويوتا چسبيديم و ماشين به چپ و راست منحرف مي‌شد و بالاخره از جاده منحرف و متوقف شد، ما تا زماني كه داخل ماشين بوديم تير نخورديم. شاهد بودم كه همه سرنشينان از سمت راست (سمت عراقي‌ها) به بيرون پريدند و هنگام پريدن از ماشين و يا روي زمين مورد اصابت رگبار تيربارهاي عراقي قرار گرفتند و شهيد شدند. سئوال كردم تو مطمئني آنها همه شهيد شدند؟ گفت بله، چون عراقي‌ها همه آنها را روي زمين گلوله باران كردند و ديگر هيچ كدام از زمين برنخواستند، حدود ده ساعت از آن زمان مي‌گذشت و كار از كار گذشته بود، در مورد زنده ماندن خودش گفت: من از سمت چپ تويوتا پريدم پايين و در پناه آن فوراً خودم را به آبراه زير جاده آسفالت (پل كوچك) رساندم و در آن پناهگاه از ديد و تير محفوظ ماندم و تا فرا رسيدن شب و فروكش كردن آتش همان‌جا باقي ماندم. سرباز مجيدي، قادر به تشخيص موقعيت ماشين و دشمن نبود، ولي در حين پيشروي روز 8/1 معلوم شد حدود 500 ـ 400 متر كه به سمت دچّه جلو رفته‌اند زير آتش تيربار و تانك دشمن قرار گرفته‌اند و ماشين در چند متري غرب جاده متوقف و قسمت جلوي آن مورد اصابت گلوله تانك يا نفربر قرار گرفته و منهدم شده بود و آثار گلوله‌هاي سبك زيادي هم بر بدنه آن مشاهده مي‌شد و آبكش شده بود.

پا نوشته ها:

1- عبدي بسطامي، علي؛ خاكريز 202؛ صص 106 ـ103.

2- دو دستگاه تويوتا وانت لندكروز آلبالويي رنگ در پاوه به گردان اختصاص يافت و سرگرد مي‌گفت بنا به خواسته ايشان آن دو دستگاه را نيروي زميني به نام گروه رزمي پاوه به كرمانشاه فرستاده است.

 

منبع: سرباز در خاطرات دفاع مقدس، نادری، مسعود، 1386، ایران سبز، تهران

1395/11/13 11:54:4 96 0
قسمت ارائه دهنده: مدیریت تولید محتوا
برای عضویت درکانال سایت هیئت معارف جنگ شهید صیاد شیرازی اینجا کلیک کنید
تویضیحات در موتور جستجو
جنگ تحمیلی،دفاع مقدس،ارتش،هیئت معارف جنگ،شهید صیاد شیرازی،جنگ ایران و عراق،جنگ
نظر شما






Retype the CAPTCHA code from the image
Change the CAPTCHA codeSpeak the CAPTCHA code
 


4
>
تهران انتهای اتوبان ارتش خیابان برادران شهید شاهمرادی صندق پستی: 554-19575 - کدپستی: 1676653517
02122979698
Info@maarefjang.ir
پیام کوتاه هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی
300040004620
نرم افزار اندروید هیئت معارف جنگ
در این نرم افزار در بخش معارف جنگ عملیاتهای دوران دفاع مقدس همراه با نقشه هر عملیات و به تفکیک از سال اول تا سال هشتم جنگ قابل مشاهده می باشد.
هیئت معارف جنگ را در شبکه های اجتمایی دنبال کنید
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.

انتشار مقالات و مطالب در این پایگاه به منزله تائید تمام و کمال آنها نبوده، بلکه مطالب منعکس کننده نظرات نویسندگان آنها می باشد.

maarefjang @ 2015