• ارتش کلمه ی طیبه است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • ارتش جمهوری اسلامی ايران تنها ارتشی است كه در خدمت مردم و منافع ملی است و اعتقادات و احساسات بدنه و فرماندهان آن نيز همانند آحاد مردم است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • اساس استقلال مملكت بر ارتش است؛ بر نيروهاى زمينى و هوايى ودریائی است؛ لكن ارتشى كه متكى به ملت باشد. (امام خميني-ره)
  • وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهدِیَّنَهُم سُبُلَنَا وَ اِنَّ اللهَ لَمَعَ المُحُسِنِینَ (قرآن کریم، سوره مبارکه عنکبوت، آیه شریفه 69)
  • ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شکستیم. (امام خمینی - ره)
  • چرائی های جنگ تحمیلی و پاسخ به پرسشهای شما در خصوص دفاع مقدس در قسمت پرسش از شما، پاسخ از ما.
  • ارتش ما پشتوانه ملت ماست؛ ارتش ما ضامن استقلال كشور ماست. (امام خميني-ره)
  • «رژیم صهیونیستی ۲۵ سال آینده را نخواهد دید»، جملۀ منتخب مردم از بیانات سال94 مقام معظم رهبری(ایسنا)
  • 29 فروردین روز ارتش و سالروز حماسه آفرینی های نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران گرامی باد.

نبرد دلیران ایران زمین(27)


نیروهای دشمن با اینکه از حمله احتمالی ایران آگاهی داشتند و در آماده‌باش کامل به سر می‌بردند، در اثر حمله برق‌آسای رزمندگان ایران و آتش‌سوزی‌های اطراف خود و انفجار مهمات داخل تانک‌ها و نفربرهای در حال سوختن، ترس و وحشت وجودشان را گرفته و منطقه نبرد را ترک کرده، فرار می‌نمودند که در حال فرار، مورد هدف رگبار مهاجمان ایرانی قرار گرفته و کشته می‌شدند، یا به ناچار دست‌های خود را بالا آورده و اسیر می‌شدند.

جنگ تحمیلی،دفاع مقدس،ارتش،هیئت معارف جنگ،شهید صیاد شیرازی،جنگ ایران و عراق،جنگ

 

جاده جفیر ـ حمید در صورت هرگونه حرکات به عقب دشمن در منطقه

عصر روز شانزدهم اردیبهشت ساعت «س» روز «ر» را قرارگاه کربلا مشخص کرد و قرار شد در ساعت 2215 شانزدهم اردیبهشت‌ماه1361، قرارگاه فتح و در ساعت 2400 نیز با اعلام رمز «بسم الله الرحمن الرحیم، لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم، یا علی بن ابی طالب» تک مرحله دوم را به منظور انهدام نیروهای دشمن و رسیدن به خط مرز در منطقه محوله، آغاز کنیم. ترکیب یگان‌های مانوری از همان عناصر مرحله اول تشکیل شده بود؛ با این تفاوت که در این مرحله، به جای گردان158 پیاده هوابرد، باید گروه رزمی شهید یاسینی با گردان151 دژ همکاری می‌نمود.

تا این لحظه، من محل استقرار گردان151 پیاده دژ خرمشهر جمعی لشکر92 زرهی را نمی‌دانستم کجاست؛ لذا برای هماهنگی بیشتر با فرمانده گردان یادشده به محل استقرار آنها رفتم. فرمانده گردان سرهنگ دومی بود که تمام فرماندهان گروهان و عناصر حساس گردان خود و برادران سپاهی و بسیجی را که قرار بود با آنها همکاری داشته باشند، در یک سنگر جمع کرده و برنامه توجیه عملیات داشتند. زمانی که من وارد جلسه آنها شدم و خود را معرفی کردم، اظهار داشتم: «من فرمانده گردان تانکی هستم که باید با شما همکاری تانک و پیاده داشته باشم؛ لذا آمده‌ام تا از نزدیک با هم آشنا شده، تبادل فرکانس مخابراتی نموده و سایر اعمال مورد نیاز را انجام دهیم.»

 با شنیدن سخنان من، این فرمانده عزیز بی‌اندازه خوشحال شد و به من درود فرستاد و سایر پرسنل حاضر در سنگر هم با تکبیر بلند، همکاری و پشتیبانی یگان‌های زرهی را شادباش گفتند و اظهار خوشحالی نمودند. من از اینکه در این مرحله از عملیات، باید با گردان دژ همکاری نمایم، خیلی خوشحال بودم و دلیل موفقیت خود را در پیشروی به سوی مرز می‌دانستم، زیرا محل مأموریت این گردان قبل از شروع جنگ در خرمشهر و دژهای مرزی بوده و علاوه بر آن، هنگام حمله نیروهای عراقی، مدافع این قسمت از مرز بین‌المللی به شمار می‌رفته است؛ لذا برای من راهنمای خوبی محسوب می‌شدند.

بالأخره ساعت شروع عملیات فرا رسید و ابتدا گروه رزمی چیفتن در سه‌راهی جاده حسینیه ـ پاسگاه زید از جاده اهواز ـ خرمشهر عبور کرده و در امتداد جاده خاکی حسینیه ـ پاسگاه کیلومتر25 زید رو به شمال، روبه‌روی نیروهای عراقی ایستاده و موضع پدافندی را اشغال نمودند. فاصله ایستگاه حسینیه تا خط مرز بین‌المللی حدود 16کیلومتر بود و تیپ37 زرهی با عناصر زرهی سپاه که با هم همکاری داشتند، باید به مرور پیشروی نموده، دشمن را منهدم کرده و به سمت شمال موضع پدافندی گرفته و تأمین سمت راست قرارگاه فتح و منطقه را برقرار نمایند.

 با در نظر گرفتن این مسافت و امکانات تیپ37، هر گروه رزمی باید در حدود پنج کیلو متر گسترش پیدا می‌کرد. وظیفه سنگینی روی دوش یگان‌هایی بود که بیشتر باید پیشروی می‌کردند، زیرا از یک طرف، نیروها برای پدافند در حاشیه جاده باقی می‌ماندند، از طرف دیگر با نیروی زرهی کمتر به انهدام دشمن ادامه می‌دادند و در دشت صاف پیش می‌رفتند. بعد از گروه رزمی237 چیفتن، گروه رزمی239 تانک شهید دستوری از جاده گذشته و پس از درگیری با دشمن و مقداری پیشروی اولیه، در امتداد گروه رزمی چیفتن و پشت جاده حسینیه ـ زید به سمت شمال مواضع خود را انتخاب نموده و به پدافند مشغول شدند. اکنون این گروه رزمی شهید یاسینی بود که باید پیش می‌رفت و خود را به مواضع دژ و مرز بین‌المللی می‌رساند و سپس رو به شمال دفاع می‌نمود.

همان‌طور که قبلاً گفته‌ام حرکت در شب، آن هم در یک دشت بدون نقاط کمکی، بسیار مشکل است. بنابراین، باید در هر رده‌ای، فرمانده واحد دقت نماید تا یگان خود را درست هدایت کرده و تا آنجا که ممکن است تلفات ندهد. نفربر پاسگاه فرماندهی که من در داخل آن در جلو سایرین حرکت می‌کردم، کیلومترشمارش بر مبنای مایل بود؛ در صورتی که فاصله مسافت مورد نظر ما از نقطه شروع تا انتها بر مبنای کیلومتر بود و من با یک محاسبه سرانگشتی به راننده نفربر گفتم: «این 16کیلومتر حدود 12 مایل است و هنگامی که از جاده اهواز ـ خرمشهر حدود 9 مایل پیش رفتید، به من بگو تا استقرار تانک‌ها را در سمت راست و به طرف شمال شروع نمایم.» رزمندگان و نیروهای پیاده با رعایت اصل غافلگیری با یورش ناگهانی به مواضع دشمن، آنها را منهدم نموده، ادوات زرهی و انبارهای مهمات را به آتش کشیدند و باعث اضطراب و تشویش آنها شده بودند.

نیروهای دشمن با اینکه از حمله احتمالی ایران آگاهی داشتند و در آماده‌باش کامل به سر می‌بردند، در اثر حمله برق‌آسای رزمندگان ایران و آتش‌سوزی‌های اطراف خود و انفجار مهمات داخل تانک‌ها و نفربرهای در حال سوختن، ترس و وحشت وجودشان را گرفته و منطقه نبرد را ترک کرده، فرار می‌نمودند که در حال فرار، مورد هدف رگبار مهاجمان ایرانی قرار گرفته و کشته می‌شدند، یا به ناچار دست‌های خود را بالا آورده و اسیر می‌شدند.

در اثر شعله‌های حاصله از آتش‌سوزی سنگرها و ادوات دشمن، منطقه نبرد نیز مانند روز روشن و حرکت یگان‌ها و نشانه‌گیری نیروهای ایرانی بسیار راحت و کار برای ما آسان شده و یگان‌های متعددی از دشمن به محاصره ایرانیان درآمده و نابود شدند. در حدود ساعت0410 بامداد روز هفدهم اردیبهشت‌ماه1361 بود که اولین تانک و نفربر پاسگاه فرماندهی گروه رزمی شهید یاسینی به همراه رزم‌آوران پیاده گردان151 دژ و نیروهای سپاه پاسداران به خط مرز بین‌المللی رسیده و پاسگاه زید و تعدادی از دژها را تصرف نمودند.

پس از تحکیم هدف و استقرار به سمت شمال در امتداد جاده حسینیه ـ پاسگاه زید و آماده شدن برای پدافند در مقابل حمله دشمن، نتیجه عملیات را به تیپ37 زرهی گزارش داده و تقاضا کردم چون بین گروه‌های رزمی شهید یاسینی و شهید دستوری فاصله افتاده و امکان رخنه دشمن متصور است، دستور فرمایید این گروه تانک‌های خود را به چپ کشیده و با ما تماس فیزیکی برقرار نماید. ابتدا فرمانده گروه رزمی دستوری زیر بار نمی‌رفت و اظهار می‌کرد من متکی به گروه رزمی چیفتن ایستاده‌ام و مواضع خود را درست انتخاب نموده‌ام و این گروه یاسینی است که باید به راست آمده و با ما در تماس باشد. پاسخ این حرف را چنین دادم که آخرین تانک من هم‌اکنون در دژ شماره11 می‌باشد و نیروهای پیاده گردان دژ در نوار مرز بین‌المللی مستقر هستند. 

هوا که روشن شد، جناب سرهنگ کریم عبادت فرمانده تیپ55 هوابرد که فرماندهی قرارگاه فتح4 را بر عهده داشت، به اتفاق سروان بهرام‌زاده افسر عملیات رکن سوم تیپ37 از مواضع اشغالی فتح4 بازدید نمود و هنگام بازدید از تانک‌های گروه رزمی شهید یاسینی گفته بود: «تنها فقط این تانک‌ها درست ایستاده و آرایش گرفته‌اند؛ فرمانده آنها کیست؟» سروان بهرام‌زاده گفت: «همشهری خودتان سرگرد زرهی کریم پیروزان.» بعد از این بازدید بود که دستور داده شد گروه رزمی شهید دستوری و در نتیجه، گروه رزمی چیفتن کمی باز شده و به چپ کشیده و به عبارت دیگر، با ما دست دادند تا از ایجاد رخنه احتمالی توسط دشمن جلوگیری شود.

در ساعت 0530 هفدهم اردیبهشت‌ماه، دشمن با نیروهای تازه‌نفس خود در منطقه شمال جاده حسینیه ـ زید به پاتک سنگینی دست زد و تا ساعت 1000 صبح ادامه داشت، اما با پایداری و مقاومت رزمندگان تیپ37 زرهی و سپاه پاسداران، نیروهای عراقی در این پاتک محاصره و منهدم گردیدند. حدود ساعت1030، نیروهای مردمی به اتفاق یگان‌هایی از ارتش، به یاری قرارگاه فتح4 آمدند تا به منطقه عمومی دژها رفته و دفاع از خط مرز بین‌المللی را تقویت نمایند. به همراه این عده، یک گروه خبرنگار و فیلم‌بردار از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران به منطقه آمده و در نظر داشتند با رزمندگان فاتح مصاحبه کنند.

به قول حافظ شیرازی:

    آسمان بار امانت نتوانست کشید                      قرعه کار به نام من دیوانه زدند

در زیر آن گلوله‌باران شدید دشمن، خبرنگار سؤال کرد: «اکنون که به مرز بین‌المللی رسیده و دشمن را به عقب رانده‌اید چه احساسی دارید؟» جواب دادم: «احساس غرور و شادی دارم که توانستم به دشمن تا دندان مسلح بگویم:

ای مگس پهنه سیمرغ نه جولانگه توست!         عرض خود می‌بری و زحمت ما می‌داری»

خبرنگار مجدداً سؤال کرد: «اکنون که مرز را ترمیم کرده‌اید و دشمن در خاک ایران نیست، آیا حاضرید به داخل خاک عراق بروید؟» جواب دادم: «من نوکر و حقوق‌بگیر آن بیوه زن رخت‌شویی هستم که از دسترنج خود مالیات داده و من را فارغ‌التحصیل این رشته برای چنین روزی کرده است؛ او چه می‌گوید؟ اگر بگوید برو، خواهم رفت؛ تا سر دارم‌، سر می‌شکنم.» خبرنگار خنده‌ای کرد و گفت: «درود بر تو فرمانده؛ حتماً پرسنل زیردست خودت هم مثل شما فکر می‌کنند؛ من از طرف آن پیرزن‌ها به شما تبریک می‌گویم و با داشتن چنین  فرزندان شجاعی، ایران همیشه زنده و پایدار است.»

خبرنگار خداحافظی کرد و از من جدا شد و رفت. من هم به کار خود مشغول شدم و زمانی که برای مرخصی به شیراز آمدم، همه مردم از زن و مرد که من را می‌شناختند و در آن روز، از رادیو مصاحبه مرا شنیده بودند، با حالت ویژه‌ای با من برخورد می‌کردند و از سخن من صحبت می‌نمودند؛ حتی دوستان فرزندم در مدرسه به او گفته بودند: «پدرت عجب روحیه‌ای دارد؛ زیر آن‌همه گلوله می‌گوید تا سر دارم، سر می‌شکنم. کجا بروم؟ آفرین به تو با این پدر.» این سخنان و این حرکت تنها ویژه من نبوده و نیست و نخواهد بود. این گفتار هر ایرانی آزاده و وطن‌پرستی است که از کودکی آموخته است:

چو ایران نباشد تن من مباد                             بدین بوم و بر زنده یک تن مباد

در روزهای 17و 18 اردیبهشت، یعنی روزهای اول و دوم مرحله دوم عملیات بیت‌المقدس هواپیماهای دشمن فعالیت زیادی داشتند و پیوسته مواضع نیروهای ایرانی را در خط مقدم مورد هجوم قرار می‌دادند و پدافندهای هوایی و هواپیماهای نیروی هوایی به طور مدام با آنها در ستیز هوایی بودند و چندین فروند هواپیمای دشمن را سرنگون کرده و خلبانان آنها کشته یا اسیر شده بودند.

خاطره‌ای از روز دوم عملیات مرحله دوم دارم که فراموش‌نشدنی و ماندگار است و در اینجا برای شما تعریف می‌کنم:

در پشت جاده حسینیه ـ زید در خط پدافندی، با برادران سپاه که از هنگام عبور از رودخانه کارون تا سید عبود و ایستگاه حسینیه با هم بودیم، مشغول نبرد با دشمن بودیم که فردی روحانی به همراه یک نفر پاسدار به نام جعفری که مسئول یگان‌های زرهی سپاه بود، برای بازدید از منطقه به پیش ما آمد.

برادر پاسداری هم خارج از تانک در کنار من ایستاده بود و به صحبت‌های ما گوش می‌داد. مرد روحانی از پاسدار کنار من پرسید: «فرمانده شما کیست؟»  پاسدار به من اشاره کرد و گفت: «ایشان.» من به اطراف خود نگاه کردم، دیدم کسی به جز من آنجا نیست. آخر برادر رضایی که فرمانده آنها بود، در ایستگاه حسینیه از ما جدا شده و دیگر برنگشته بود؛ لذا رو به او کرده گفتم: «کسی اینجا نیست، چه کسی را می‌گویی؟» جواب داد: «شما را.» گفتم: «شما پاسدار هستید و من ارتشی؛ من که فرمانده شما نیستم!» جواب داد: «فرمانده من کسی است که ما را از رودخانه عبور داده و در دو مرحله از عملیات، هدایت ما را بر عهده داشته و به هدف رسانیده و من کسی را جز تو نمی‌شناسم.»

 هنوز حرفش تمام نشده بود که دو فروند هواپیمای عراقی مجدداً به ما حمله کردند و پرسنل ارتش و سپاه با فریاد من به پشت سلاح‌های ضدهوایی رفته و با پدافند عامل، هواپیماهای دشمن را نشانه گرفتند. متأسفانه در حالی که همه پرسنل به اجرای عملیات پدافند هوایی مشغول بودند، این سپاهی شجاع که تا نیم‌تنه خود از برجک تانک بیرون آمده و در حال تیراندازی به سمت هواپیمای دشمن بود، از ناحیه کمر مورد اصابت تیربارهای ضدهوایی قرار گرفته و دو نیمه شد و به جمع شهدای راه میهن پیوست. روانش شاد و روحش گرامی باد.

عصر روز 18 اردیبهشت‌ماه خبر رسید که عراقی‌ها در منطقه خرمشهر با استفاده از جابه‌جایی نیرو در کرخه کور به یگان‌های قرارگاه نصر پاتک نموده و در جنوب نصر2 رخنه ایجاد کرده، ولی با اینکه قرارگاه نصر موفق به پوشش رخنه شده، دشمن همچنان مانع محاصره خرمشهر توسط نیروهای ایرانی می‌باشد و در نظر دارد به هر عنوان، نیروهای ایرانی را از مواضع خود به عقب براند.

در مرحله دوم عملیات بیت‌المقدس، نیروهای عراقی متحمل تلفات و ضایعات بسیار سنگین، به ویژه تجهیزات زرهی مانند تانک و نفربر شدند و اکثر وسایل اغتنامی و تجهیزات باقیمانده سالم به دست رزمندگان افتاد و تجهیزات منهدم‌شده آنها در میدان نبرد باقی ماند. به عنوان مثال، در مسیر ایستگاه حسینیه به پاسگاه زید تعداد 12 دستگاه تانک و نفربر در هنگام فرار و عقب‌نشینی تعجیلی، در کانالی به عمق پنج متر که پر از مین و سیم خاردار بود سقوط کرده و منهدم شده بودند.

 با رسیدن نیروهای قرارگاه فتح به خط مرز بین‌المللی و تهدید شرق بصره توسط نیروهای ایرانی، عقبه نیروهای عراقی مستقر در منطقه کرخه و جفیر به خطر افتاد و برای اینکه در آینده ارتباط نیروهای عراقی به پشت جبهه قطع نشود و به ناگاه محاصره و منهدم نگردد، دشمن مواضع خود را در مناطق یادشده تخلیه و با قطع تماس با قرارگاه قدس، اقدام به عقب‌نشینی اختیاری نمود و نیروهای خود را از خاک ایران در این قسمت به عقب کشید. در این زمان، قرارگاه کربلا به قرارگاه قدس دستور داد سریعاً موضوع عقب‌نشینی عراق را بررسی نموده و چنانچه صحت دارد، اعلام نموده تا اقدام بایسته به عمل آید. قرارگاه قدس پس از تأیید عقب‌نشینی دشمن در سراسر منطقه شمال جبهه، اعلام کرد خاکریزهای اول و دوم دشمن متجاوز توسط یگان‌های قرارگاه قدس اشغال شده و تلاش برای ترمیم بریدگی‌های روی جاده اهواز ـ خرمشهر در منطقه نورد به منظور اخذ تماس مجدد با دشمن و جلوگیری از عقب‌نشینی منظم او ادامه دارد.

پس از ترمیم جاده و پیشروی قرارگاه قدس، نیروهای عراقی که در حال عقب‌روی و ترک منطقه بودند، از دو طرف شمال و جنوب تحت فشار قرار گرفته و از طریق کوشک و طلائیه به طرف مرز بین‌المللی به داخل خاک عراق رفتند. نیروهای عراقی که سقوط بصره به دست رزمندگان ایران را پیش‌بینی می‌کردند، با عقب‌نشینی لشکرهای5 و6 عراق از منطقه جفیر به شرق بصره، توان دفاعی این شهر را بالا برده و در اجرای مرحله سوم عملیات بیت‌المقدس مشکل ایجاد کردند.

قرارگاه قدس تماس خود را با دشمن از دست داده بود و در پی اخذ تماس مجدد با دشمن برآمده و با توجه به بیش از 60 کیلومتر عرض و عمق منطقه از کرخه کور تا مرز کوشک و طلائیه و عدم تناسب توان و تحرک موجود در قرارگاه قدس با چنین وسعت و عمق، احتمال فریب دشمن برای بیرون کشاندن قرارگاه قدس از مواضع شمال کرخه و انهدام آنها در زمین باز، پیشروی و حرکتی توأم با احتیاط و شناسایی کامل را برای قدس ایجاب می‌نمود. روی این اصل، حرکت قرارگاه قدس کمی کندتر از انتظار بود.

در روز نوزدهم اردیبهشت‌ماه1361، قرارگاه کربلا به منظور تقویت قرارگاه نصر، طی دستور جزء به جزء شماره3، تیپ55 هوابرد و تیپ2 زرهی لشکر92 و تیپ25 کربلا از قرارگاه فتح و تیپ17 قم از سپاه پاسداران را در اختیار قرارگاه نصر گذاشت، تا ضمن پدافند در جبهه غربی خود، به سمت جنوب تک نموده و هم‌زمان با قطع راه‌های عقب‌نشینی دشمن از شلمچه، خرمشهر را تأمین و پاکسازی کند. در همین دستور جزء به جزء شماره 3، به قرارگاه فتح دستور پدافند در منطقه خط مرز داده شد و تیپ37 و تیپ1 زرهی لشکر16 که در کنترل عملیاتی قرارگاه فتح بودند، به  قرارگاه قدس واگذار گردیدند.

منطقه قرارگاه قدس با چهار تیپ زرهی و یک تیپ پیاده از ارتش به همراه چهار تیپ پیاده از سپاه، از منطقه عمومی کرخه کور تا شمال جاده حسینیه ـ پاسگاه زید در کیلومتر25 توسعه یافت. پس از این تغییر و تحول سازمان قرارگاه قدس بدین شرح صورت گرفت:

  1. قدس1 شامل: تیپ1 زرهی لشکر16، تیپ بیت‌المقدس سپاه پاسداران در منطقه بین ایستگاه آهو تا شمال پاسگاه حسینیه.
  2. قدس2 شامل : تیپ2 زرهی لشکر16.
  3. قدس3 شامل: تیپ3 زرهی لشکر16، تیپ نور سپاه پاسداران، گردان234 سوار در محور قیصریه ـ جفیر ـ طلایه، و محور هویزه ـ کیاندشت ـ شهابی ـ طلائیه.
  4. قدس4 شامل: تیپ58 ذوالفقار، تیپ41 ثارالله سپاه پاسداران، گردان252 سوارزرهی در محور جاده آسفالت اهواز ـ حمید ـ ایستگاه آهو ـ پاسگاه کوشک، و محور حمید ـ جفیر ـ طلائیه.
  5. قدس5 شامل: تیپ37 زرهی، تیپ امام رضا از سپاه پاسداران در منطقه شمال پاسگاه حسینیه تا پاسگاه زید در کیلومتر25.

در اواخر روز نوزدهم اردیبهشت، معلوم شد که یگان‌های متجاوز مستقر در منطقه شمال جاده مورب حسینیه ـ پاسگاه زید، با نیروهای خودی قطع تماس نموده و دست به عقب‌نشینی تا حوالی مرز زده و به احتمال زیاد در امتداد سایر یگان‌های عراقی در مرز مستقر گردیده و به این علت بود که یگان‌های قدس1 و قدس5 مجدداً برای اخذ تماس دوباره با دشمن، در حد فاصل کوشک تا پاسگاه مرزی کیلومتر25 در  کنترل عملیاتی قرارگاه قدس قرار گرفتند. کلیه یگان‌های قرارگاه قدس مأموریت داشتند تا پس از وصول به خط دژها در سه کیلومتری مرز، وضعیت پدافندی اتخاذ نمایند و با اعزام و گسترش نیروهای تأمینی به جلو، خط مرز بین‌المللی را پوشش دهند. قرارگاه کربلا طی امریه‌ای به قرارگاه قدس دستور داده بود که برای ادامه عملیات برون‌مرزی و تأمین هدف‌های واگذاری پیش‌بینی‌های لازم را به عمل آورد.

یگان‌های قرارگاه قدس در اواخر روز نوزدهم اردیبهشت‌ماه1361 به پاسگاه ژاندارمری کیان‌دشت در جنوب هویزه، جفیر، پادگان حمید رسیدند و آماده عبور از این خط و ادامه پیشروی به سمت جنوب گردیدند. در این روز، دشمن در مناطق قرارگاه‌های نصر و فتح به هیچ‌گونه عملیات آفندی اقدام ننمود و درگیری‌ها به صورت تبادل آتش در جریان بود و قرارگاه نصر با تغییر در سازمان رزمی و تغییر گسترش، آماده اجرای عملیات احاطه خرمشهر گردید. با آزاد شدن مناطق جنوب کرخه کور، ژاندارمری ناحیه خوزستان پاسگاه‌های ژاندارمری حمید، هویزه و حسینیه را که نیمه مخروبه بودند، گشایش نموده و پرسنل ژاندارمری در آنها مستقر شدند.

در شب 19به20 اردیبهشت‌ماه، تعداد شش هزار نفر نیروی تقویتی از بسیج سپاه پاسداران با هواپیماهای غول‌پیکر747 نیروی هوایی از مشهد به پایگاه هوایی امیدیه در خوزستان منتقل شدند، که این جابه‌جایی از نظر تعداد نفرات و سرعت زمان کوتاه اجراء (فقط در یک شب) یکی از سریع‌ترین عملیات ترابری نیروی هوایی در طول عملیات بیت‌المقدس بود. این افراد با بالگرد از امیدیه به مناطق عملیاتی قرارگاه‌های نصر و فتح اعزام شدند. عملیات محاصره و تأمین خرمشهر توسط قرارگاه نصر از روز بیستم اردیبهشت به شدت ادامه یافت و دشمن هم مصمم بود سرسختانه از خرمشهر دفاع نماید؛ لذا تلفات و ضایعات زیادی در این منطقه به طرفین وارد می‌شد. 

 

منبع: نبرد دلیران و شیران ایران زمین، پیروزان، کریم، 1395، ایران سبز، تهران

 

تعدادی از اسرا و غنایم به دست آمده در عملیات بیت المقدس

1397/3/23 11:11:7 211 0
قسمت ارائه دهنده: مدیریت تولید محتوا
برای عضویت درکانال سایت هیئت معارف جنگ شهید صیاد شیرازی اینجا کلیک کنید
تویضیحات در موتور جستجو
نیروهای دشمن با اینکه از حمله احتمالی ایران آگاهی داشتند و در آماده‌باش کامل به سر می‌بردند، در اثر حمله برق‌آسای رزمندگان ایران و آتش‌سوزی‌های اطراف خود و انفجار مهمات داخل تانک‌ها و نفربرهای در حال سوختن، ترس و وحشت وجودشان را گرفته و منطقه نبرد را ترک کرده، فرار می‌نمودند که در حال فرار، مورد هدف رگبار مهاجمان ایرانی قرار گرفته و کشته می‌شدند، یا به ناچار دست‌های خود را بالا آورده و اسیر می‌شدند.
نظرات ارسالی
نظر شما






Retype the CAPTCHA code from the image
Change the CAPTCHA codeSpeak the CAPTCHA code
 


4
>
تهران انتهای اتوبان ارتش خیابان برادران شهید شاهمرادی صندق پستی: 554-19575 - کدپستی: 1676653517
02122979698
Info@maarefjang.ir
پیام کوتاه هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی
300040004620
نرم افزار اندروید هیئت معارف جنگ
در این نرم افزار در بخش معارف جنگ عملیاتهای دوران دفاع مقدس همراه با نقشه هر عملیات و به تفکیک از سال اول تا سال هشتم جنگ قابل مشاهده می باشد.
هیئت معارف جنگ را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.

انتشار مقالات و مطالب در این پایگاه به منزله تائید تمام و کمال آنها نبوده، بلکه مطالب منعکس کننده نظرات نویسندگان آنها می باشد.

maarefjang @ 2015