• ارتش کلمه ی طیبه است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • ارتش جمهوری اسلامی ايران تنها ارتشی است كه در خدمت مردم و منافع ملی است و اعتقادات و احساسات بدنه و فرماندهان آن نيز همانند آحاد مردم است. (فرمانده معظم كل قوا)
  • اساس استقلال مملكت بر ارتش است؛ بر نيروهاى زمينى و هوايى ودریائی است؛ لكن ارتشى كه متكى به ملت باشد. (امام خميني-ره)
  • وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهدِیَّنَهُم سُبُلَنَا وَ اِنَّ اللهَ لَمَعَ المُحُسِنِینَ (قرآن کریم، سوره مبارکه عنکبوت، آیه شریفه 69)
  • ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شکستیم. (امام خمینی - ره)
  • چرائی های جنگ تحمیلی و پاسخ به پرسشهای شما در خصوص دفاع مقدس در قسمت پرسش از شما، پاسخ از ما.
  • ارتش ما پشتوانه ملت ماست؛ ارتش ما ضامن استقلال كشور ماست. (امام خميني-ره)
  • «رژیم صهیونیستی ۲۵ سال آینده را نخواهد دید»، جملۀ منتخب مردم از بیانات سال94 مقام معظم رهبری(ایسنا)
  • 29 فروردین روز ارتش و سالروز حماسه آفرینی های نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران گرامی باد.
ارتش و دفاع مقدس از دیدگاه ولایت
صوت و تصویر
قطعنامه ها
کتاب آموزش معارف جنگ
آمار بازدید

دژ نماد مقاومت و ایثار رزمندگان نیروی زمینی ارتش( بخش دوم و پایانی)


از دیگر اسناد نشان دهندهی اهمیت این گردان در آن روزها می توان به تلگراف سپاه اشاره کرد که در روز سوم مقاومت به ستاد مشترک زده و در آن تلگراف بیان شده بود که «اگر پادگان دژ سقوط کند خرمشهر، آبادان و سپس اهواز نیز سقوط خواهد کرد.» از محتوای این تلگراف و بررسی بیشتر مبارزات خرمشهر در چند روز ابتدایی جنگ میتوان نتیجه گرفت که خرمشهر به پادگان دژ تکیه کرده و همه مقاومتها و مبارزات با محوریت این پادگان انجام میگرفت.

جنگ تحمیلی،دفاع مقدس،ارتش،هیئت معارف جنگ،شهید صیاد شیرازی،جنگ ایران و عراق،جنگ

 

عراق که همه برنامههایش برای تصرف 24 ساعته خرمشهر به هم ریخته بود به ستوه آمده و نیروهای خود را در شلمچه اضافه و لشکر خود را مجهزتر کرده بود. تا روز سوم مهرماه دژها در شرایط خیلی حساس و نابرابر مقاومت کرده بودند و هنوز نه از نیروهای کمکی خبری بود و نه از مهمات و تجهیزات. بدون شک اگر در اولین روزهای جنگ نیرو و تجهیزات به پادگان دژ میرسید، این پادگان اجازه نمی داد حتی یک وجب از خاک خرمشهر به تصرف عراق در آید. بیکفایتی رئیس جمهور وقت بنی صدر خائن بود که خرمشهر خونین شد.

برخی از گردانها را به مناطقی اعزام کرده بود که درگیری زیادی در آنجا نبود. اما این موارد هیچ کدام از انگیزه نفرات و نیروهای پادگان دژ کم نکرد و آنها در حرکت ارزشمند خود در دفاع از کشور اسلامی اعتقاد و صداقت خود را نشان دادند. لازم به ذکر است بیان کنیم که گردان دژ در یک هفته اول جنگ بیش از پنج فرمانده گردان و پنج فرمانده گروهان خود را از دست داد. در برخی موارد این فرماندهان فقط چند ساعت فرماندهی میکردند و در این مدت شهید یا مجروح میشدند. روش فرماندهی این افراد اینگونه نبود که نیروهای خود را به نبرد در مقابل دشمن فرستاده و خود از پشت جبهه فرماندهی کنند. فرماندهان با اخلاص و متعهد گردان خود در کنار سربازان و دوشا دوش افسران به جنگ پرداخته و از هیچ تلاشی جهت حفظ کشور از تجاوز دشمن دریغ نمیکردند.

از جمله این فرماندهان سرهنگ جاموسی فرمانده گردان بود که مجروح و به بیمارستان منتقل و سرگرد چهار محالی جانشین وی شد. پس از او سرگرد شاهان که نصف روز فرمانده شد، پس از سرگرد شاهان سروان کبریایی بزرگ مرد اخلاق گردان دژ بود که در تاریخ 7/7/59 در داخل پادگان شهید شد. پس از وی ستوان گیوتاج که پزشک گردان و افسر وظیفه بود، مسولیت گردان را به دست گرفت و .... این تغییرات اجباری و زود هنگام فرماندهان سندی است از مقاومت بی چون چرایی که نفرات گردان دژ برای حفظ خاک میهن عزیزمان نشان دادند.

از دیگر اسناد نشان دهندهی اهمیت این گردان در آن روزها می توان به تلگراف سپاه اشاره کرد که در روز سوم مقاومت به ستاد مشترک زده و در آن تلگراف بیان شده بود که «اگر پادگان دژ سقوط کند خرمشهر، آبادان و سپس اهواز نیز سقوط خواهد کرد.» از محتوای این تلگراف و بررسی بیشتر مبارزات خرمشهر در چند روز ابتدایی جنگ میتوان نتیجه گرفت که خرمشهر به پادگان دژ تکیه کرده و همه مقاومتها و مبارزات با محوریت این پادگان انجام میگرفت. کلیه رزمندگان گردان 151 دژ به دنبال هدف مشترکی بودند که آن حفظ خرمشهر از هجوم دشمن و دستیابی صدام ملعون بود. مقاومت حماسی گردان 151 در برابر ارتش تازه نفس و مجهز عراق، صدام را شدیداً غافلگیر کرده بود. حاکم دیکتاتور رژیم بعث عراق که در تصوراتش این گردان را چنین قدرتمند تصور نمیکرد، در همان روزهای ابتدایی جنگ به مشکل خورده و دست به دامان تبلیغات رادیویی و تلویزیونی شده بود. رسانههای عراقی به طور مداوم نام فرماندهان گروهانهای دژ را برده و از آنان درخواست پیوستن به ارتش عراق را میکردند. از جمله این پیامها که غافلگیری صدام در آن مشهود است در ذیل آمده است:

«پیشنهاد میکنم خودتان را تسلیم کنید، مسلما کشور عراق متعهد می شود شما را به هر کشوری که مایل باشید اعزام نماید و اگر بخواهید در کنار ما با نیروهای ایرانی بجنگید، بالاترین درجهها را ارتش عراق به شما اعطاء خواهد کرد.» لازم به ذکر است که فرماندهان نیز در جواب دعوت نامههای صدام با گروههای چند نفره به خاک عراق رخنه کرده و با وارد کردن تلفات و صدمات سنگین به لشکر عراق صدام را مجدداً خشمگین میکردند.

در منطقه کوشک شرایط بسیار دشوار بود. نیروهای گردان درگیری شدیدی داشتند که پس از اتمام مهمات و آذوقه و وارد کردن تلفاتی سنگین مجبور به عقب نشینی شدند. با شنیدن خبر پیروزی نیروها در شلمچه، رزمندگان دژ کوشک نیز با دریافت آذوقه و مقداری مهمات عملیاتی را طرحریزی کرده و به سمت دشمن یورش بردند که نتیجه این عملیات باز پسگیری دژ کوشک بود. در این عملیات تعداد زیادی از نیروها شهید، مجروح و مفقود شدند. در دژ مرکزی شلمچه، نیروها مقاومتی جانانه انجام داده و اجازه پیشروی عراق را ندادند. نیروهای عراقی که دژ مرکزی را سد محکمی برای ورود به خرمشهر در مقابل خود میدیدند مجبور شدند نیروهای خود را گسترش داده و از پشت پادگان دژ به ورودیهای شهر نزدیک شوند. رزمندگان شجاع و ایثارگر با حمایت و تدابیر فرماندهان جسور و تکاور گردان با توکل به خداوند متعال و بهرهگیری از آموختههای خود در مراکز آموزشی ارتش تا روز پنجم مقاومت کرده و تلفات سنگینی داده بودند که از استعداد نیروها بسیار کاسته شده بود.

متعاقب موفقیتهای غرور آفرین گردان در چند روز ابتدایی جنگ تحمیلی و وارد کردن تلفات و ضایعات سنگین به نیروهای عراقی، بر اثر آتش شدید دشمن تلفات سنگینی نیز به نیروهای خودی وارد شده بود که تنها دلیل آن پایین بودن استعداد گردان و نبود مهمات و تجهیزات سالم به منظور جلوگیری از پیشروی نیروهای بعثی به سمت خرمشهر و محاصره این شهر بود.

 رئیس جمهور وقت بنی صدر خائن، در روز پنجم با هدف دروغین افزایش روحیه رزمندگان به پادگان دژ رفت و در برابر درخواستهای مکرر نفرات مبنی بر رساندن نیرو و مهمات برای مقابله با دشمن جواب قابل قبولی ارائه نداده و از پادگان خارج شده بود. نیروهای گردان دژ با چند تفنگ 106 و اسلحه ژ-3 چنان نمایشی را در برابر دیدگان دشمن به اجرا گذاشته بودند که نیروهای عراقی تصور میکردند با یک موضع پدافندی قوی روبرو شدهاند که همین امر باعث شد ارتش عراق تعداد نیروهای لشکر خود را افزایش و با جایگزینی نیرو و تجهیزات حملات مجددی را ترتیب داد. سرانجام به علت تداوم آتش دشمن و فشار حملات نیروهای بعثی دژ مرکزی کوشک سقوط کرده و نیروها عقب نشینی کردند. فشار نیروهای تقویت شده عراقی در روزهای میانی دهه اول به حدی بود که احتمال سقوط خرمشهر تقریبا قطعی به نظر میرسید. نیروهای دژ مرکزی شلمچه نیز با تمام توان خود تا روز دهم مقاومت کرده و با کاهش یافتن نیروها به دلیل شهادت و جراحت لحظه به لحظه رزمندگان سرانجام مجبور به عقب نشینی به سمت پادگان و پل نو شدند. نیروهای گردان که حال عدهای در پادگان و عده دیگر در شهر پراکنده بودند هرکدام به نوبهی خود حماسهای خلق میکردند. رزمندگان با حضور در شهر و تهیه جیپ از ارگانها و سازمانها تفنگهای 106 موجود را بر روی آنها مستقر کرده و با رفتن به نقاط مختلف درگیری در شهر با مهارت ویژهای از پیشروی بیش از حد عراقیها جلوگیری میکردند. توانمندی و چیره دستی خدمه تفنگهای 106 گردان که تخصص خاص و ویژهای را در تیراندازی به اهداف دشمن داشتند برگ برنده گردان بود که توانسته بودند لشکر و تیپهای مجهز عراق را زمینگیر کنند. از جمله حماسه سازان تفنگهای 106 استوار کابلی و استوار خسروی بودند که در مقاومت شهری چنان غیور و جانانه به مردم در نبرد با دشمن کمک میکردند که مردم خرمشهر در حال حاضر نیز از آنان با احترام یاد میکنند.

 این شهیدان سرافراز با مهارت و تخصص بینظیر خود در به کار بردن سلاح 106 به حق سهم عمدهای در جلوگیری از پیشروی دشمن داشتند، بهطوریکه شلیکهای مداوم و دقیق این عزیزان که تعداد زیادی از تانکها و ادوات دشمن را منهدم کرده بود باعث خونریزی گوشهایشان شده بود. این مساله نشانگر انظباط یک نظامی و متعهد بودن یک ارتشی است که برای مراقبت از کشور و مردم میهن خود جانش را فدای میهن و کشورش میکند و یک قدم هم به عقب نمیرود.

در آن ایام نیروهای زیادی در شهر حضور داشته و به مبارزه پرداخته بودند. از جمله تکاوران نیروی دریایی ارتش که الحق هنوز هم مردم خرمشهر آنها را با آن لباسهای ویژه و خاص خود که با دیگران متمایز میساخت میشناسند، نیروهای شهید جهانآرا که همکاری تنگاتنگی با پادگان دژ داشته و حتی لازم به ذکر است که معاون شهید جهانآرا به همراه دو تن از سربازان گردان دژ که برای منهدم کردن یک پل عراقی رفته بودند شهید شدند، نیروهای تحت هدایت مسجد جامع، دانشجویان دانشگاه افسری ارتش، کارکنان هوانیروز ارتش، و نیروهای مردمی که به همت فرماندهان و رزمندگان گردان دژ سازماندهی و آماده نبرد میشدند که این نیز از اهم فعالیتهای گردان در به تاخیر انداختن پیشروی دشمن در آن روزها به شمار می‌رود. اتحاد و هماهنگی مردم و نیروهای حاضر در خرمشهر با پادگان دژ مقاومتی را رغم زده بود که ارتش عراق در همان روزهای ابتدایی جنگ با مشاهده روحیه شهادت طلبی و انگیزه ایرانیان برای دفاع از میهن و انقلاب به این نتیجه رسید نقشههایی که در سر میپروراند خیالی بیش نبوده و قدم در راه دشواری گذاشتهاند.

در روزهای میانی مهرماه، عراق که در تصرف زود هنگام خرمشهر شکست خورده و در برابر مقاومت رزمندگان ایرانی بهت زده بود، با اضافه کردن لشکر جدید، مجهز و تازه نفس حملات خود را برای رسیدن به هدف شوم خود که همان اشغال خرمشهر بود گسترش داد. لشکر عراق آرایشات نظامی و سنگین خود را گرفته و با یورشهای متعدد با پشتیبانی بمباران هواپیماهای جنگنده خود پادگان دژ را محاصره و زیر آتش گرفت. در این حملات نیروهای زیادی در داخل پادگان شهید و مجروح شدند. رزمندگان غیور گردان 151 با فداکاری و رشادت از پادگان محافظت کرده و مانع از نفوذ بعثیها به داخل پادگان شده بودند. در بمبارانهای سنگین هوایی دشمن خسارت سنگینی به پادگان وارد شد و حتی انبار مهمات پادگان نیز مورد هدف قرار گرفته و از بین رفت. آنچه که مسلم بود سقوط پادگان دژ به منزله سقوط خرمشهر به حساب میآمد. تعداد زیادی از نیروهای گردان که در نقاط مختلف شهر مشغول نبرد بودند، با همیاری تنی چند از نیروهای مردمی که تحت هدایت فرماندهان گردان سازماندهی شده بودند به کمک نفرات داخل پادگان شتافته و در کنار آنان با ایستادگی و مقاومت توانستند حلقه محاصره را شکسته و راه مواصلاتی به شهر و مسجد جامع را باز کنند.

با استناد به سخنان و روایتهای چاپ شده شاهدان در کتابهای مختلف، در آن ایام پس از شکسته شدن حلقه محاصره چند تن از مسئولین و روحانیون مبارز خرمشهر از جمله حاج آقا موسوی، شیخ عبدالله محمدی امام جمعه وقت،حاج آقا صداقت و حاج آقا علوی به پاس رشادت و فداکاریهای نیروهای غیور گردان دژ به پادگان رفته و قصد سخنرانی و روحیه دهی به رزمندگان داشتند که عراق با شلیک انواع بمب و گلوله مانع از اجرای مراسم شد. وجود بسیاری از خائنین و ستون پنجمیها در خرمشهر صدمات زیادی به نیروها وارد کرد و حتی میتوان گفت برنامه سخنرانی روحانیون در پادگان دژ نیز توسط این افراد به دشمن مخابره شده بود.

 

از دیگر مبارزین خرمشهر در آن ایام میتوان به حاج آقا سامعی اشاره کرد که در کتاب دژ خرمشهر بیان داشته است: آن روزها نفرات پادگان دژ در داخل پادگان خوب جنگیده بودند و همینطور نفرات باقیمانده در بیرون از پادگان در سطح شهر به مقاومت شهری پرداخته و به مردم کمک میکردند.هرشب تعداد زیادی از شهدا از نفرات گردان دژبودند. حاج آقا سامعی در ادامه میافزاید: تا وقتی که پادگان دژسقوط نکرده بود خرمشهر هم سقوط نکرده بود در صورتی که پادگان دژ به شدت درگیر بود. عراقی ها الکی به پادگان دژ نیامده بودند

گردان دژ به علت بمباران و گلوله باران شدید تعداد زیادی از نیروهای خود را از دست داده بود. عدهای شهید، مفقود و تعداد زیادی نیز مجروح شده بودند. از نفرات باقیمانده نیز تعدادی در شهر به صورت پراکنده مقاومت و به مردم کمک میکردند و تعدادی دیگر در پادگان از سقوط این مکان مقدس جلوگیری میکردند.

در تاریخ 17 مهرماه عراقیها با شکستن دیوار دفاعی پادگان توانستند وارد پادگان شوند. اما با پاتک به موقع نیروهای موجود در پادگان از پیشروی آنان جلوگیری و با درگیری و مقاومت جان بر کفان، دشمن به عقب رانده شد. در این درگیری که توام با رشادت رزمندگان گردان دژ همراه بود، رزمندگان توانستنه بودند یک سرگرد عراقی را نیز به اسارت درآورند. این حملات و درگیریها طی چند مرحله تکرار شد و هربار نیروهای دژ با دادن تلفات بسیار بالا مقاومت میکردند. دشمن علاوه بر پادگان از چند طرف دیگر نیز وارد شهر شده و کودکان و غیر نظامیان بی گناه خرمشهر را که از تخلیه شهر غافل مانده بودند به گلوله بسته بود. برای نفرات پادگان دژ دفاع از خرمشهر جدا از دفاع پادگان نبود. ارتش عراق با نهایت نیروها، تجهیزات و مهمات در روز بیست و سوم از زمین و هوا خرمشهر را زیر آتش خود گرفته بود. در این روز مقاومت در خرمشهر آنقدر پیچیده شده بود که ارتش، سپاه، مردم، همه و همه با هم ادغام شده بودند تا از سقوط خرمشهر جلوگیری کنند. این ادغام را میتوان از اولین پیوندها و «تلفیقهای مقدس» نامید که در خرمشهر رغم خورد. در روز 24 مهرماه سرانجام پادگان دژ با بمباران شدید هوایی و از دست دادن بیشتر نیروها به جز قسمت کوچکی از ترابری پادگان به دست دشمن افتاد. دشمن تا قبل از سقوط پادگان جسارت اجرای عملیاتهای سنگین و متعدد بر روی خرمشهر را نداشت، ولی به محض سقوط پادگان جرات پیدا کرده و خرمشهر را زیر آتش سنگین خود گرفت. روز 24 مهرماه را روز خونین شهر نامیدهاند زیرا در این روز با سقوط پادگان دژ عملا بنیان مقاومت خرمشهر فرو ریخت و دشمن توانست با حملات ناجوانمردانه و گسترده خود تعداد زیادی از نظامیان و غیر نظامیان حاضر در خرمشهر را به شهادت برساند. روز بیست و چهارم روز خون، حماسه و شهادت بود.

 آسفالت خیابانها از خون شهیدانی قرمز شده بود که جان خود را فدای اسلام، میهن و انقلاب کردند. در این روز بود که فرمانده نیروهای متجاوز با غرور گزارش داد: دستورتان اجرا شد ما اکنون وارد محمره (خرمشهر) شدیم. بلافاصله ستاد تبلیغات جنگ دستور تخلیه کلی شهر را صادر کرد. بیش از 200 نفر از رزمندگان مردمی و بسیجی به همت تکاوران نیروی دریایی ارتش که در آن روز تعداد زیادی از آنان شهید شده بودند به وسیله قایق از محاصره دشمن رهایی یافته و تخلیه شدند.

اندک نیروهای باقیمانده در پادگان که طبق گفتههای شاهدین همه از گردان دژ نبوده و از سایر یگانها به این پادگان آمده بودند دست از نبرد نکشیده و تا روز سیام مهرماه در قسمت ترابری پادگان مقاومت میکردند. رزمندگان غیور نیروی زمینی ارتش با پیکار شدید شبها پادگان را از چنگ دشمن درآورده ولی پس از طلوع آفتاب از دست میدادند. این پیکارها گواه متعهد بودن نیروهای ارتش نسبت به سرزمین و خاک مقدس کشورشان است که تا آخرین توان و قطره خون خود دفاع کردند.

 در روز سیام قسمت ترابری پادگان که محل مقاومت آخرین مدافعان خرمشهر بود توسط جنگندههای هوایی دشمن به شدیدترین وضع ممکن بمباران شد و از بین رفت. تعدادی از نیروها با اتمام مهماتشان عقب نشینی کرده و عده باقیمانده نیز که طبق گفتهها آمارشان به 19 نفر میرسید پس از مقاومت شدید با چند تفنگ آر پی جی و ژ-3 در مقابل نیروها و تانکهای انبوه بعثی با به پایان رسیدن مهمات قصد عقب نشینی داشتند که دشمن تعدادی از آنها را به رگبار بسته و تعدادی دیگر را نیز زنده زنده زیر تانکهای شنی خود به شهادت رساند. از جمله این 19 نفر که در آخرین لحظات وصیت خود را با خون همرزمان شهید خود پشت پیراهنشان نوشته بودند، ستوان امیری است که فرماندهی این عده را در اختیار داشت.

 ایاد برام زاده از نیروهای سپاهی و مدافعین سخت کوش خرمشهر بیان داشته است: متوجه مقاومت افرادی در دژ شده و خود را به سختی به آنجا رساندم، فرمانده این گروه مقاومت که ستوان امیری بود را یافتم و به او گفتم که دفاع در پادگان دژ فایدهای ندارد، چون همه بلوارها و خیابانهای شهر در دست دشمن است و از هیچ جهتی حمایت نمیشوید. ایاد برام زاده در ادامه میافزاید: ستوان امیری با آهی جانسوز و نگاهی محزون رو به من کرد و گفت: ایاد ایران سرزمین فراخ و بزرگی است اما برای عقب نشینی امیری وجبی جا ندارد، هرکه هر کجاست همان جا تا آخرین قطره خون دفاع کند. ستوان امیری و امثال او بودند که با آخرین توان خود در مقابل دشمن ایستاده و سرعت پیشروی دشمن را گرفتند. مقاومت این سلحشوران فرصتی ایجاد کرد تا مردم و خانوادههای بیدفاع، شهر را تخلیه کنند. مطمئناً اگر این غیورمردان در برابر دشمن ایستادگی نمیکردند عده زیادی از مردم خرمشهر کشته و مجروح میشدند.

خبر سقوط این پادگان برای صدام بسیار خوشایند بود، به طوری که با ساختن کاخ محکم و فولادی در این پادگان خود شخصا به پادگان آمده و صبحگاه برگزار کرد. در این صبحگاه به نیروهایش ترفیع درجه داده و به آنان روحیه بخشید. این نیز سندی دیگر است بر رشادت و دفاع جانانه نیروهای این پادگان در 34 روز مقاومت خرمشهر.

از دیگر اسطورههای گردان ستوان زارعیان با تجربه و قهرمان بود که مرتب به عراقیها یورش برده و ضربه میزد. رسانههای عراقی مدام نام او را به همراه چند تن دیگر از فرماندهان اعلام کرده و برای جسد او جایزه تعیین میکردند. شهید زارعیان تا آخرین روز در خرمشهر به نبرد پرداخته بود و مردمان زیادی را از چنگال بعثیها نجات داده بود. نحوه شهادت وی نیز به این صورت بود که با اصابت بمبی در کنارش دست وی قطع شد اما این شهید بزرگوار عقب نشینی نکرده و با دست دیگرش دستور پیشروی داد بود که کمی جلوتر گلوله و ترکشهای بعدی او را تکه تکه کرده و وی به مقام والای شهادت دست یافته بود.

با بررسی بیشتر اسناد و شواهد موجود به این موضوع دست مییابیم که علاوه بر شهدایی که در پادگان به این مقام دست یافتند، تعداد زیادی از نفرات نیز در خارج از پادگان و در نقاط مختلف خرمشهر در جنگ شهری شهید شدند که نشان از رویارویی جانانه و حماسی این غیورمردان برای دفاع از خرمشهر دارد.

با سقوط پادگان دژ که عملا دیوار دفاعی و مقاومت خرمشهر به حساب میآمد نیروهای بازمانده شهر را تخیله کرده و سرانجام خرمشهر در تاریخ 4 آبان ماه پس از 34 روز مقاومت که عملا 48 روز بود سقوط کرد. ستوان زارعیان که از آخرین نفرات خارج شده خرمشهر بود روی دیوارهای شهر نوشت خرمشهر ما دوباره باز میگردیم و این چنین شهر را ترک کردند.

نتیجه گیری:

قهرمانان پادگان دژ که نقش کلیدی را در دفاع از خرمشهر ایفا کردند، بدون توجه به درجه و مقام در 34 روز مقاومت خونین، فداکاری و از جان گذشتگی نشان دادند. تعداد زیادی از آنان شهد شیرین شهادت را نوشیده و به دنیای ابدی پیوستند و تعداد اندکی نیز شهادت تقدیرشان نبوده و با داشتن زخم در جسم و جان منتظر دعوت پروردگار هستند. این پادگان هویت 34 روز مقاومت کم نظیر است که از زیباترین، پرافتخارترین و مهمترین بخش تاریخ خرمشهر در دفاع مقدس به شمار میآید. سنگر کسانی که در این پادگان بر سر باورهایشان ماندند تا ما بمانیم، وطن و انقلاب بماند، پادگانی که نمادی از جان دادن در راه خدا و میهن است و همهی ارتشیان بدان میبالند. این قهرمانان دژ نشان دادند که نیروی ایمان، اراده و وطن پرستی ارتشیان قدرتی دارد که آنان با توسل به این نیرو در برابر هرگونه ادوات و تجهیزات پیشرفته نظامی، با هر استعداد و نیرویی توان مقاومت و ایستادگی دارند و تا ابد اجازه تجاوز به خاک میهن اسلامی را به هیچ کس نخواهند داد.

 

تهیه شده در معاونت ت و ر ع ا.ع.س نزاجا

                                                                                                               (انتشارات)

منابع:

پوربزرگ وافی، علی رضا، دژ خرمشهر، انتشارات ایران سبز، 1388

پوربزرگ وافی، علی رضا، باغ سوخته، انتشارات خورشید باران، 1389

روزنامه جوان پایداری، دژ ایستاده تا پای جان 27/1/91

روزنامه ایران فرهنگی،  سفر به ديار عاشقان، 29/1/89

روزنامه آفتاب، 29/1/91

 

 

. پوربزرگ وافی، علیرضا، دژ خرمشهر، ص60

. از جمله این فرماندهان ستوان اسماعیل زارعیان و ستوان قمری فرماندهان جسور دژ بودند

. شهید دستجردی که به همراه 35 نفر در اختیار پادگان دژ بودند و در کنار پرسنل این پادگان با دشمن نبرد میکردند

. پوربزرگ وافی، علی رضا، دژ خرمشهر، ص158

. سردار ایاد برام زاده-از پرسنل بومی خرمشهر و از بسیجیان جان بر کف خرمشهر که بعدها به عضویت سپاه پاسداران در آمد. نامبرده در حال حاضر به عنوان راوی در خرمشهر میزبان میهمانان راهیان نور می باشد.

. پوربزرگ وافی، علی رضا، دژ خرمشهر، ص 140

1397/6/13 10:35:17 5113 0
قسمت ارائه دهنده: مدیریت تولید محتوا
تویضیحات در موتور جستجو
از دیگر اسناد نشان دهنده‎ی اهمیت این گردان در آن روزها می توان به تلگراف سپاه اشاره کرد که در روز سوم مقاومت به ستاد مشترک زده و در آن تلگراف بیان شده بود که «اگر پادگان دژ سقوط کند خرمشهر، آبادان و سپس اهواز نیز سقوط خواهد کرد.» از محتوای این تلگراف و بررسی بیشتر مبارزات خرمشهر در چند روز ابتدایی جنگ می‎توان نتیجه گرفت که خرمشهر به پادگان دژ تکیه کرده و همه مقاومت‎ها و مبارزات با محوریت این پادگان انجام می‎گرفت. . پوربزرگ وافی، علی‎رضا، دژ خرمشهر، ص60
نظرات ارسالی
نظر شما






Retype the CAPTCHA code from the image
Change the CAPTCHA codeSpeak the CAPTCHA code
 


4
>
تهران انتهای اتوبان ارتش خیابان برادران شهید شاهمرادی صندق پستی: 554-19575 - کدپستی: 1676653517
02122979698
Info@maarefjang.ir
پیام کوتاه هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی
300040004620
نرم افزار اندروید هیئت معارف جنگ
در این نرم افزار در بخش معارف جنگ عملیاتهای دوران دفاع مقدس همراه با نقشه هر عملیات و به تفکیک از سال اول تا سال هشتم جنگ قابل مشاهده می باشد.
هیئت معارف جنگ را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.

انتشار مقالات و مطالب در این پایگاه به منزله تائید تمام و کمال آنها نبوده، بلکه مطالب منعکس کننده نظرات نویسندگان آنها می باشد.

maarefjang @ 2015